کد خبر: ۱۷۶۷
تاریخ انتشار : ۱۳ دی ۱۳۹۲ - ۱۹:۲۳

9 دی ماه،تجربه دانشجویان نسل سوم در مصاف با منافقین

اتفاقات سال 88 در دانشگاهها را می توان تجربه ای از دانشجویان نسل سومی دانست که نه انقلاب 57 را دیده اند و نه تجربه ای از جنگ و دوران سخت بعد از انقلاب داشته اند.

محبوبه کاری*
اتفاقات سال 88 در دانشگاهها را می توان  تجربه ای از دانشجویان نسل سومی دانست که نه انقلاب 57 را دیده اند و نه تجربه ای از جنگ و دوران سخت بعد از انقلاب داشته اند. اتفاقاتی که شبیه به جنگی بود که میدان مبارزه و سلاح آن و دشمن آن در ظاهر داخلی و روح مبارزه و ریشه دشمنی آن در خارج بود.آنچه که این حوادث را متمایز می کند تجربه تازه‌ای از دشمنی و صف‌بندی جریانات مختلف است که به اسم انقلاب و اسلام تیشه بر ریشه هر دو می‌زدند.
اول آنکه باید دشمنی با انقلاب را ریشه در دشمنی با اسلام دانست، چرا که امام راحل به دنبال احیای اسلام راستین در انقلاب اسلامی 57 بودند که آن روزها به ظاهرش هم رحم نشده بود. یک نوع دشمنی ریشه در شرک و کفر داردکه عده ای از ابتدا دشمن دین بوده اند، مانند دشمنان صدر اسلام در گذشته و سردمدارانی که امروزه اسلام هراسی را در اولویت برنامه های خود قرار داده اند، چه از نوع ساخت فیلم و تهاجم فرهنگی و فروش سلاح به شیوه اسلام هراسی در منطقه  و چه از نوع تحریم مسلمانان و قطعنامه های ضد حقوق بشری که در شورای امنیت مستکبران به تصویب می رسد. نوع دوم دشمنی که بیشتر در  اتفاقات سال 88 خود را نشان داد و نیاز به تبیین و آشکار سازی توسط عالمان و خواص دارد بدعت گذاری و برخورد منافقانه با دین است. که ریشه در ضعف ایمان و اعتقاد به راهی است که شخص انتخاب کرده  و حال به دلیل عدم آگاهی و بصیرت  به آن شک می کند و علیه آن قیام راه می اندازد. اینها نشانه های یک منافق است. خطر منافق بارها بیشتر از کافر است، منافق بازگشته از مسیری است که کافر علیه آن تبلیغ می کند و کنار هم گذاشتن این دو به تقویت تبلیغ کافر کمک می کند، پس منافق نه تنها خائن است بلکه نیرویی است که غیر مستقیم به تحقق آرزوهای دشمن کمک میکند. منافق با ایجاد شک و شبهه در دلهای مردم، ایمان مردم را ضعیف و پایه های حکومت اسلامی را از درون سست می کند. فضای تردیدی که نسل سومی ها 8 ماه در دانشگاهها آن را دیدند؛ فضایی که خواص را به دو دسته تقسیم کرد؛ فضایی که ابتدا به ظاهر حق و با گذشت زمان در واقع باطل بودن آن آشکار می شود. چرا که هر چه در این مسیر به پیش می  رویم منافق چهره واقعی خود را بهتر نشان می دهد.
 اما باید پرسید چرا کسی که مسلمان می شود، از دین عدول می کند؟ یا به بیان بهتر چرا کسی که انقلاب می کند از مسیرش بازمی گردد؟
تنها نگاهی به تاریخ به این سوال پاسخ می دهد: قاسطین، ناکثین و مارقین خود نمونه های آشکار از کسانی هستندکه می‌توان این عده را در حوادث 88 رهگیری و پیدا نمود.
حوادث 88 را از آن جهت فتنه می نامند که عده ای از قرابت و حضور در زمان انقلاب  و وقایعی که انقلاب اسلامی را به ثمر رساند حضور داشتند و بر مبنای این حضور خود را موجه و حرکات و سخنان خود را مثبت و دلسوزانه جلوه می دهند، اما در واقع تیشه به ریشه انقلاب می زنند و جدا کردن حق از باطل در این فضا بسیار دشوار است و نیاز به سلاحی دارد که بتوان این دو جبهه را از هم تفکیک کرد. سلاحی که خواص جامعه باید به آن مجهز باشند که متاسفانه خلافش را در بسیاری از آنان مشاهده کردیم.
اما مدارا با شخص منافق تا کی باید ادامه یابد؟ امیر مومنان تا آنجا با خوارج مدارا نمود که خطر آنها برای اسلام در حد انحراف در دین و بدعت گذاری در اصول بود. امروز نیز که چند سالی از آن حوادث می گذرد دانشجویان در دانشگاهها مطالبه حق دارند و همان طور که مجرم باید محاکمه شود، منافق هم نباید مورد لطف و تسامح قرار گیرد. عدم برخورد با کسانی که در فتنه 88 نقش داشتند ایجاد شبهه و شک در جامعه و عموم مردم می کند. از سویی دیگر این فرصت را به حامیان این جریان می دهد که از صبر و سکوت مجریان قانون در تنویر افکار عمومی خصوصاً در دانشگاهها برای بر حق بودن خود استفاده کنند. جریانی که پای خود را به محل اجماع افسران جنگ نرم در این نبرد هوشمند باز کرده و با زیرکی تمام از فضایی که امروز یک طرفه شده سوء استفاده می کند و جرات عرض اندام و اعتراض به خود داده است. چرا فضا به سمتی رفته است که عده ای وقیحانه می خواهند 9 دی را از اذهان پاک کنند؟ مگر می توان  بی حرمتی به سالار شهیدان را نادیده گرفت؟ مگر می  توان بیانیه های حرمت شکن را در حمایت از این اقدام گستاخانه و اقدامات مشابهش کتمان کرد؟ متاسفانه زمزمه هایی به گوش می رسد که از قرار جای شاکی و متهم عوض شده است. این تعرض از آنجا نشأت می گیرد که زمان محاکمه و اعتراف به  اقدام علیه آرمان انقلاب و گستاخی به خون 300 هزار شهید و شهدایی که تا به امروز به پای انقلاب شهید شده اند خیلی وقت است که فرا رسیده اما نظام جمهوری اسلامی رئوفانه دست به مدارا زده است و ظاهرا عده‌ای از این ارفاق سوء استفاده می‌کنند. دانشجوی ایران اسلامی 8 ماه تمام در این میدان نبرد سرباز جمهوری اسلامی بوده و حال که سنگر آمال دشمن را ویران کرده باید شاهد محاکمه مسببین این جریان باشد تا با زوایای نبردهایی که ناخداگاه  در آن قرار گرفته آشنا شود و به خواص بفهماند بصیرت سلاحی بوده که از این جنگ به غنیمت گرفته است. نوع دوم دشمنی که در ابتدای این مطلب به آن اشاره شد، هم نیاز به تبیین و تشریح دارد، چون به نوعی دشمنی پنهان به حساب می آید. رسیدگی به اتهامات و اقدامات گستاخانه حوادث 88 یکی از ابزاری است که به دشمن شناسی عموم مردم جامعه کمک خواهد کرد. اگر باز هم تعلل و تسامح شود حصر به جای مجازات جا زده می شود و جریان نفاق با استفاده از روزنه ای که به دست آورده و تبلیغات سوء که همه جانبه چه از داخل و چه از خارج در اختیار دارد قابیلیان را به جای هابیلیان غالب خواهد کرد. آیا مگر جز این است که معاویه با تبلیغات خود امیرمومنان و معصوم زمان را بی نماز نشان می دهد و زمانی که ایشان در محراب به شهادت می رسد مردم می پرسند مگر علی نماز می خواند؟ باید بر حذر بود از روزی که باطل لباس حق به خود بپوشاند و داعیه دار حقمداری گردد؛ محاکمه سردمداران فتنه، مانع حرکت خزنده جریان فتنه و نیز مانع تلبّس و داعیهداری بیش از پیش این جریان خواهد بود.  
*دانشجوی اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد