کد خبر: ۱۷۴۶۹۲
تاریخ انتشار : ۲۴ آبان ۱۳۹۸ - ۲۰:۴۰

نگاهی به اخلاق فردی و اجتماعی پيامبر(ص)



علی قنبریان
بشر در زندگى خود همواره به يك سلسله آداب و رسوم پايبند بوده و شيوه‏اى را براى خويش برگزيده و زندگى خود را بر اساس همين آداب و رسوم ادامه مى‏دهد، خواه آنها را خود اختراع كرده و يا از ديگران اقتباس نموده باشد. اما از آن رو كه انسان آفريده خداست، بى‏ترديد بهترين برنامه براى كمال جسم و روح او برنامه‏اى است كه از سوى خداوند تنظيم يافته باشد، و اين برنامه در آداب و رسوم پيامبران بزرگ خدا و اوصياى گرامى ايشان متجلّى است، و كامل‏ترين آنها همان راه و روش پيامبر اسلام(ص) است، چنان كه خداى سبحان فرموده: «لقد كان لكم فى رسول اللّه اسوهًْ حسنهًْ» (همانا براى شما در روش رسول خدا سرمشقى نيكوست). (احزاب-21)
از اين رو، هر مسلمانى شائق است كه از رفتار پيامبر خويش آگاه باشد. نوشته حاضر در دو بخش اخلاق فردی و اخلاق اجتماعی تنظیم شده که حاوی بخشی از آداب معاشرت پيامبر گرامى(ص) می‌باشد.
لازم به ذکر است که اخلاق فردی و اخلاق اجتماعی دارای اقسامی است. اخلاق فردی در دو بخش رابطه با خود و رابطه با خدا می‌باشد و اخلاق اجتماعی نیز در دو بخش رابطه با مردم و رابطه با‌اشیا است. بسیاری از آداب پیامبر در مقالۀ حاضر برگرفته از کتاب سنن النبى است که توسط علامه محمدحسين طباطبايى نگارش یافته است و با شیوه‌ای متفاوت و جدید طبقه‌بندی و پردازش شده است.
الف) اخلاق فردی
1. دوری از تکبر و غرور
الف. به روايت ديلمى، رسول خدا(ص) لباس خود را وصله مى‏زد، كفش خود را مى‏دوخت، گوسفندان خود را مى‏دوشيد، حيا مانع نمى‏شد كه شخصا نيازمنديهاى خود را از بازار تهيه كند و خود به خانه برد.
ب. در روايت آمده كه رسول خدا(ص) كفش خود را پينه مى‏زد، و لباسش را وصله مى‏كرد، و خود در خانه را باز مى‏كرد، و شير گوسفندان را مى‏دوشيد، و شتر را مى‏بست سپس شير آن را مى‏دوشيد، و چون خادمش از آسياب كردن خسته مى‏شد به او كمك مى‏كرد و خود آسياب مى‏نمود.
آب وضوى شبش را خود تهيه مى‏كرد؛ هيچ كس در شرم و حيا بر او پيشى نداشت؛ هنگام نشستن تكيه نمى‏كرد در كارها به اهل خانه كمك مى‏نمود و با دست خود گوشت خرد مى‏كرد. چون بر سر سفره غذا حاضر مى‏شد مانند بندگان مى‏نشست؛ بعد از غذا انگشتان خود را مى‏ليسيد، و هرگز در اثر پرخورى باد گلو نزد. دعوت هر كسى را- آزاد باشد يا بنده- مى‏پذيرفت... به چهره كسى خيره نمى‏شد. براى‏ خدا خشم مى‏گرفت اما براى خويش خشم نمى‏گرفت. گاهى از گرسنگى سنگ بر شكم مى‏بست. هر طعامى كه حاضر مى‏شد ميل مى‏كرد، و هر غذايى كه مى‏يافت رد نمى‏كرد.
پ. به روايت ديلمى، رسول خدا(ص) با بردگان غذا مى‏خورد، بر زمين مى‏نشست، بر درازگوش سوار مى‏شد و ديگرى را نيز ترك خود سوار مى‏كرد.
ت. رسول خدا(ص) فرمود: پنج چيز است كه تا دم مرگ از آنها دست بر نمى‏دارم: روى زمين با بردگان غذا خوردن، بر الاغ پالاندار سوار شدن، شير بز را با دست خود دوشيدن، لباس پشمينه پوشيدن و به كودكان سلام كردن، تا آنكه پس از من سنّت شود.
ث. به روايت عبد العظيم حسنى رحمه اللَّه، رسول خدا(ص) سه گونه مى‏نشست: گاه [كف پاها را زمين نهاده‏] ساقهاى پاها را بلند مى‏كرد و دو دست خود را جلو آن قرار مى‏داد و ساق دست را در كف دست ديگر مى‏گرفت (چنبك مى‏زد)، و گاه دو زانو مى‏نشست، و گاه يك پا را تا كرده زير ران مى‏نهاد و پاى ديگر را روى آن مى‏خواباند، و هرگز ديده نشد كه آن حضرت [مانند متكبران‏] چهار زانو بنشيند.
ج. و نيز گويد: رسول خدا(ص) هنگامى كه سواره بود نمى‏گذاشت كسى پياده همراه او حركت كند، يا او را با خود سوار مى‏كرد، و اگر وى نمى‏پذيرفت حضرت مى‏فرمود: جلوتر برو و هر جا در نظر دارى منتظر من بمان.
چ. هر گاه كسى بر آن حضرت وارد مى‏شد حضرت تشكچه‏اش را به او مى‏داد، و اگر شخص تازه وارد نمى‏خواست قبول كند او را سوگند مى‏داد تا بپذيرد.
ح. در كتاب «عوالى اللئالى» گويد: نقل است كه رسول خدا(ص) خوش نمى‏داشت كسى پيش پاى وى برخيزد، و مردم نيز از اين جهت پيش پاى حضرتش بر نمى‏خاستند، ولى هنگامى كه حضرت براى رفتن بر مى‏خاست آنان نيز با او بر مى‏خاستند و تا در منزل بدرقه‏اش مى‏كردند.
خ. رسول خدا(ص) فرمود: پروردگارم مرا دستور داده كه مسلمانان فقير را دوست بدارم.
ذ. ابوذر رحمه‌اللَّه گويد: رسول خدا(ص) بدون امتياز در ميان اصحاب خود مى‏نشست به گونه‏اى كه هر گاه شخص غريبى وارد مى‏شد نمى‏دانست پيامبر كدام است تا آنكه بپرسد.
ذ. ... بيشترين لباسهاى حضرتش سفيد بود. پيراهن را از سمت راست آن مى‏پوشيد. عبايى داشت كه هر جا مى‏رفت آن را برايش دو تا مى‏كردند و بر روى آن مى‏نشست. انگشترى نقره در انگشت كوچك دست راست مى‏كرد. هنگام وضو گرفتن مسواك مى‏كرد. موقع سوار شدن، غلام خود و يا كس ديگرى را رديف خود سوار مى‏كرد، هر حيوانى كه برايش ميسّر بود سوار مى‏شد: اسب، استر، الاغ. تشييع جنازه مى‏كرد، و در دورترين نقاط شهر از بيماران عيادت مى‏فرمود. با فقرا مى‏نشست، و با تهيدستان هم‏غذا مى‏شد و با دست خود براى آنان لقمه مى‏گرفت. به اهل فضيلت احترام مى‏گذاشت، و با نيكويى كردن به‌اشخاص آبرومند با آنان انس مى‏گرفت. با خويشاوندان خود صله رحم مى‏كرد بدون آنكه آنان را بر ديگران مقدم دارد مگر به آنچه خدا امر فرموده باشد.
بر كسى ستم و درشتى نمى‏كرد. پوزش عذرخواهان را مى‏پذيرفت. بيش از همه كس لبخند بر لب داشت مگر زمانى كه قرآن بر او نازل مى‏شد و يا مردم را موعظه مى‏كرد. و خنده‏اش بدون قهقهه بود.
2. آراستن ظاهر
به روايت طبرسى، رسول خدا(ص) نه تنها براى خانواده خود كه براى يارانش نيز خود را مى‏آراست، و مى‏فرمود: خداوند دوست دارد كه بنده‏اش هنگامى كه براى ديدن برادران از خانه بيرون مى‏رود خود را آماده و آراسته نمايد.
3. آداب غذا خوردن
الف. على(ع) فرمود: رسول خدا(ص) چون با ديگران بر سر يك سفره مى‏نشست اول كسى بود كه شروع به غذا خوردن مى‏كرد و آخرين كسى بود كه از غذا دست مى‏كشيد، و هنگام غذا خوردن از جلو خود ميل مى‏فرمود.
ب. آشاميدنى را با سه نفس مى‏آشاميد، و آب را مى‏مكيد و يكباره سر نمى‏كشيد. دست راستش به خوردن و آشاميدن و گرفتن و دادن اختصاص داشت.
پ. على(ع) فرمود رسول خدا(ص) هرگز در حال تكيه دادن چيزى نخورد تا از دنيا رحلت فرمود.
4. آداب انفاق و صدقه
الف. نقل است كه جبرئيل(ع) گفت: در روى زمين خانواده‏اى نماند جز اينكه آنها را زير و رو و بررسى نمودم و كسى را بخشنده‏تر از رسول خدا(ص) نسبت به مال دنيا نيافتم.
ب. امام صادق(ع) فرمود: چهار چيز از اخلاق پيامبران است: نيكى، بخشش، صبر بر پيشامد ناگوار، و اقدام به اداى حق مؤمن.
پ. رسول خدا(ص) فرمود: من تربيت‏شده خدا هستم، و على تربيت‏شده من است؛ پروردگارم مرا به بخشش و نيكى كردن دستور داده، و از بخل و جفا كردن نهى فرموده است.
ت. به روايتى ديگر: رسول خدا(ص) هرگز سائلى را رد نكرد، اگر چيزى داشت، مى‏داد، وگرنه مى‏فرمود: خدا برساند.
ث. رسول خدا(ص) در ماه مبارك رمضان مانند باد تند و سريع بود كه چيزى در دستش قرار نمى‏گرفت و هر چه داشت انفاق مى‏كرد.
ج. عجلان گويد: خدمت امام صادق(ع) بودم كه سائلى آمد، امام برخاست و از سبدى كه در آن خرما بود دست خود را پر كرد و به سائل داد. سائلى ديگر آمد، امام دوباره برخاست و مشتى خرما برداشت و به او داد. سائل سومى آمد، باز برخاست و مشتى خرما برداشت و به او داد. بار چهارم سائل ديگر آمد، امام فرمود:
خداوند روزى‏رسان ما و شماست! سپس فرمود: كسى از رسول خدا(ص) چيزى از دنيا نمى‏خواست مگر اينكه عطا مى‏فرمود، تا آنكه زنى پسر خود را نزد آن حضرت فرستاد و به او گفت: نزد حضرت برو و از او چيزى بخواه، اگر فرمود: فعلا چيزى نداريم، بگو: پيراهن خود را به من بده. امام فرمود: آن حضرت پيراهن خويش را در آورد و نزد پسر افكند (و به او عطا فرمود)، آن‏گاه خداوند آن حضرت را به ميانه‏روى ادب فرمود و اين آيه را فرستاد «و لا تجعل يدك مغلولة الى عنقك‏» (دست خود را به گردنت مبند بخل مورز و نيز به طور كلى باز مكن هر چه دارى مده كه در غير اين صورت ملول و دلتنگ خواهى نشست).(اسراء-29)
چ. امير مؤمنان عليه السّلام مى‏فرمود: ما خاندان پيامبر دستور داريم بينوايان را طعام دهيم، گرفتاران را در سختى‏ها پناه دهيم و آن‏گاه كه مردم در خوابند به نماز برخيزيم.
ح. رسول خدا(ص) فرمود: خداى تبارك و تعالى شش خصلت را براى من خوش نداشت و من نيز آنها را براى جانشينان پس از خود از فرزندانم و پيروانشان خوش نمى‏دارم: بازى كردن در نماز [با اعضاى بدن يا لباس‏]، بدزبانى در حال روزه، منّت نهادن پس از صدقه دادن، با جنابت به مسجد رفتن، سركشى در خانه‏هاى مردم، و خنديدن در گورستان.
5. رو به قبله بودن
الف. امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا(ص) بيشتر اوقات رو به قبله مى‏نشست.
6. کار و تلاش
الف. ابن عبّاس گويد: هر گاه رسول خدا(ص) به مردى مى‏نگريست و از او خوشش مى‏آمد، مى‏پرسيد: آيا او شغلى دارد؟ اگر مى‏گفتند: نه، مى‏فرمود: از چشمم افتاد! مى‏گفتند: يا رسول‌الله، چرا از چشمتان افتاد؟ مى‏فرمود: زيرا وقتى مؤمن بيكار بود دين خود را سرمايه زندگانيش قرار مى‏دهد.
7. دوری از حقد و کینه
الف. رسول خدا(ص) فرمود: اگر توانستى كه در تمام روز و شب خود حقد و كينه‏اى از كسى به دل نداشته باشى چنين كن، زيرا اين از سنّت من است، و هر كه سنّت مرا زنده كند مرا زنده كرده، و هر كه مرا زنده كند در بهشت با من خواهد بود.
ب. ... هرگز به كسى فحش و ناسزا نگفت، و هيچ گاه زن يا خادمى را لعن و نفرين نكرد، و هيچ گاه كسى را در حضور آن حضرت سرزنش نكردند جز آنكه مى‏فرمود: رهايش كنيد و به او كار نداشته باشيد. كسى نزد او نمى‏آمد- آزاد باشد يا غلام يا كنيز- جز آنكه در پى حاجت او بر مى‏خاست. خشن و درشتخو نبود...در مقابل بدى ديگران بدى نمى‏كرد، بلكه بدى آنان را ناديده مى‏گرفت و از آنان در مى‏گذشت. به هر كس مى‏رسيد آغاز به سلام مى‏كرد.
هر كس براى كارى نزد او مى‏آمد با وى همكارى مى‏كرد تا آنكه خود آن شخص منصرف گردد. هرگز نشد كسى دست آن حضرت را بگيرد و ايشان پيش از وى دستش را از دست او بيرون كشد. و چون به مرد مسلمانى مى‏رسيد نخست با او دست مى‏داد. رسول خدا(ص) بر نمى‏خاست و نمى‏نشست جز به ياد خدا. و هنگامى كه در نماز بود كسى نزد او نمى‏نشست جز آنكه نمازش را كوتاه مى‏كرد و به وى رو نموده مى‏فرمود: آيا حاجتى دارى؟
8. عبادت و بندگی
الف. روايت شده كه رسول خدا(ص) چون از چيزى ناراحت و غمگين مى‏شد به نماز و عبادت خدا پناه مى‏برد.
ب. و نيز روايت است كه رسول خدا(ص) تنهايى و خلوت با خدا را دوست می‌داشت.
پ. امّ سلمه گويد: رسول خدا(ص) در اواخر عمر همواره در حال برخاستن و نشستن و رفتن و آمدن مى‏گفت: «سبحان‌الله و بحمده، استغفرالله و اتوب اليه» چون علت آن را پرسيديم، فرمود: از سوى خداوند دستور دارم؛ سپس سوره‏ «إذا جاء نصر اللّه»‏ را مى‏خواند.
ب) اخلاق اجتماعی
1. خوش خلقی
الف. روايت شده كه رسول خدا(ص) با خوى خوش خود با مردم معاشرت مى‏كرد ولى دلش از آنان جدا بود؛ ظاهرش با خلق خدا و باطنش با حق تعالى بود.
ب. امام صادق عليه السّلام به بحر سقّاء فرمود: اى بحر، خوش خلقى مايه آسانى امور و شادى‏زاست... سپس حديثى نقل فرمود كه مى‏رساند رسول خدا(ص) خوش خلق بود.
پ. به روايت ديلمى، رسول خدا(ص) آن حضرت كم خرج، بلند طبع، خوش معاشرت و خوشرو بود. هميشه لبخند بر لب داشت ولى بلند نمى‏خنديد، و غمگين به نظر مى‏رسيد اما عبوس و دژم نبود. فروتن بود اما خود را كوچك نمى‏نمود، بخشنده بود اما اسراف نمى‏ورزيد، و نازك‌دل و مهربان با همه مسلمانان بود.
ت. به روايت طبرسى: رسول خدا(ص) به هنگام سخن گفتن لبخند مى‏زد.
ث. امام صادق عليه السّلام فرمود: صبر، راستگويى، بردبارى و خوش‏خلقى از اخلاق پيامبران عليهم‌السّلام است.
ج. رسول خدا(ص) بسيار به درگاه خدا تضرّع و زارى مى‏نمود و هميشه از خداوند درخواست مى‏كرد كه او را به آداب پسنديده و اخلاق نيك زينت بخشد، از اين رو در دعاى خود مى‏گفت: خدايا اخلاق مرا نيكو ساز... خدايا مرا از اخلاق‏ ناپسند دور ساز.
چ. رسول خدا(ص) فرمود: فرشته روح الامين- جبرئيل- از سوى پروردگار جهانيان بر من نازل شد و گفت: «اى محمّد، بر تو باد به اخلاق خوش، زيرا- بدخلقى خير دنيا و آخرت را از بين مى‏برد.» آگاه باشيد كه شبيه‏ترين شما به من كسانى هستند كه اخلاقشان از همه نيكوتر باشد.
ح. رسول خدا(ص) فرمود: از اخلاق پيامبران و راستان، خوشرويى به هنگام ديدار و دست دادن به هنگام ملاقات است.
2. برخورد مساوی با مردم
الف. به روايت ديلمى، رسول خدا(ص) با ثروتمند و فقير دست مى‏داد و دست خود را نمى‏كشيد تا طرف مقابل دست خود را بكشد. با هر كس روبرو مى‏شد از ثروتمند و فقير و بزرگ و كوچك سلام مى‏كرد. چيزى را كه به آن دعوت مى‏شد كوچك نمى‏شمرد گرچه پست‏ترين نوع خرما بود.
ب. به روايت قطب راوندى، رسول خدا(ص) بر كوچك و بزرگ سلام مى‏كرد.
3. مزاح و شوخی
الف. يونس شيبانى گويد: امام صادق عليه السّلام به من فرمود: شما با يكديگر چگونه شوخى مى‏كنيد؟ گفتم: خيلى كم! فرمود: چرا شوخى نمى‏كنيد؟! شوخى از خوشخويى است. و با شوخى مى‏توانى برادر دينى خود را شاد سازى. همانا رسول خدا(ص) با مردم شوخى مى‏كرد و مى‏خواست بدين وسيله آنان را شاد سازد.
ب. امام صادق عليه السّلام فرمود: مؤمنى نيست مگر آنكه از شوخى بهره‏اى دارد. رسول خدا(ص) نيز شوخى مى‏كرد ولى جز سخن حق چيزى نمى‏گفت.
پ. حسين بن زيد گويد: به امام صادق عليه السّلام گفتم: فدايت شوم، آيا رسول خدا(ص) هرگز با كسى شوخى مى‏كرد؟ فرمود: خداوند او را به داشتن خلقى بزرگ ستوده است، در همه پيامبرانى كه خداوند برانگيخت نوعى خشونت و گرفتگى وجود داشت، ولى محمّد(ص) را با مهر، و رأفت آن حضرت به امتش اين بود كه با آنان شوخى مى‏كرد تا مبادا عظمتش چندان در آنان تأثير كند كه نتوانند به او نگاه كنند! جدّم على عليه السّلام فرمود: هر گاه رسول خدا(ص) يكى از يارانش را غمگين مى‏ديد با شوخى كردن دل او را شاد مى‏ساخت. آن حضرت مى‏فرمود: خداوند كسى را كه با ترشرويى با برادرانش ديدار كند دشمن مى‏دارد.
4. عفو و گذشت
الف. رسول خدا(ص) فرمود: پروردگارم مرا به هفت چيز دستور فرموده است: مرا سفارش كرده كه در تمام كارهاى پنهان و آشكارم اخلاص ورزم، و از كسى كه بر من ستم نمايد درگذرم، و به هر كه مرا محروم سازد بخشش كنم، و با هر كه با من قطع رابطه كرد رابطه برقرار سازم، و سكوتم براى تفكر، و نگاهم براى پند و عبرت باشد.
ب. رسول خدا(ص) هيچ گاه براى خود از كسى انتقام نگرفت، بلكه آزار دهندگان را مى‏بخشيد و از آنان گذشت مى‏فرمود.
پ. پيامبر(ص) فرمود: مردانگى و جوانمردى ما خاندان، در گذشتن از كسانى است كه به ما ستم كرده‏اند و بخشش به كسانى است كه ما را محروم ساخته‏اند.
ت. على عليه السّلام فرمود رسول خدا(ص) در ستمى كه به او مى‏شد در صدد انتقام بر نمى‏آمد مگر آنكه محارم خدا هتك شود، كه در اين صورت به خاطر خدا خشم مى‏گرفت.
ث. رسول خدا(ص) فرمود: من برانگيخته شده‏ام تا مركز حلم و معدن علم و مسكن صبر باشم.
5. آداب دوستی
 الف. رسول خدا(ص) اگر يكى از يارانش را سه روز پياپى نمى‏ديد از حال وى جويا مى‏شد، اگر در سفر بود برايش دعا مى‏كرد، اگر در شهر بود به ديدارش مى‏رفت، و اگر بيمار بود از او عيادت مى‏فرمود.
ب. رسول خدا(ص) فرمود: بهترين و گرامى‏ترين خوى پيامبران و راستان و شهدا و صالحان، به ديدار يكديگر رفتن براى خداست.
پ. امام صادق عليه السّلام به يارانش مى‏فرمود: كسى كه به شما اظهار دوستى مى‏كند با ذكر عيبهايش به او طعنه نزنيد و خوى زشتى را كه گرفتار آن است به رخ او نكشيد، زيرا اين كار نه از اخلاق رسول خدا(ص) و نه از اخلاق اولياى خداست.
ت. رسول خدا(ص) مى‏فرمود: هيچ يك از شما يارانم از ديگرى نزد من بدگويى نكند، زيرا من دوست دارم كه با دلى صاف و پاك نزد شما بيايم (و از كسى دلگير نباشم).
 6. آداب برخورد با زیردستان
الف. انس گويد: به خدايى كه پيامبر را به حق مبعوث كرد، هرگز نشد كه آن حضرت در كارى كه خوشايندش نبود به من فرموده باشد: چرا چنين كردى؟! و هيچ گاه همسرانش مرا ملامت نكردند جز آنكه مى‏فرمود: كارى به او نداشته باشيد، تقدير و سرنوشت چنين بوده است.
ب. انس گويد: نه سال خدمتگزارى پيامبر(ص) كردم، هرگز ياد ندارم كه در اين مدت به من فرموده باشد: چرا فلان كار را نكردى؟! و هرگز در كارى بر من ايراد نگرفت.
پ. و نيز روايت شده كه رسول خدا(ص) هرگز غلام و كنيز و غير آنان را نزد مگر در راه خدا، و هرگز براى شخص خود از كسى انتقام نگرفت و انتقام او تنها براى آن بود كه خواسته باشد يكى از مجازاتهاى الهى را در‌باره كسى اجرا كند.
7. آداب مهمانی
الف. امام صادق عليه السّلام فرمود: رسول خدا(ص) هر گاه داخل منزلى (يا مجلسى) مى‏شد در نزديكترين جا به محل ورود خود مى‏نشست.
ب. موسى بن جعفر عليه السّلام فرمود: هنگامى كه براى رسول خدا(ص) مهمان مى‏رسيد حضرت با او هم غذا مى‏شد، و تا مهمان از غذا خوردن دست نمى‏كشيد آن حضرت نيز دست نمى‏كشيد.
پ. از سنن پيامبر(ص) در‌باره مهمان آن است كه او را تا دم درب خانه مشايعت كنند.
ت. هنگام ورود به مجلس در نزديكترين جايى كه خالى بود مى‏نشست، و بيشتر اوقات رو به قبله مى‏نشست.
8. مدارا با مردم
الف. در كتاب «عوالى اللئالى» گويد: ما گروه پيامبران همان گونه كه مأموريم واجبات را بر پا داريم مأموريم با مردم به مدارا رفتار كنيم.
ب. پيامبر اكرم(ص) فرمود: از نخستين چيزهايى كه خداوند مرا از آنها نهى كرد نزاع و كشمكش با مردم بود.
پ. به روايت طبرسى: رسول خدا(ص) چنان بود كه كودك را براى دعاى بركت يا نامگذارى حضور انورش مى‏آوردند و آن حضرت به احترام كسانش او را در دامن خود مى‏نشانيد، و گاه مى‏شد كه كودك در دامان آن حضرت ادرار مى‏كرد، برخى از كسانى كه ناظر بودند به روى كودك فرياد مى‏زدند، پيامبر(ص) مى‏فرمود: با تندى از ادرار كودك جلوگيرى نكنيد، او را رها كنيد تا كاملا ادرار كند. آن‏گاه به دعا و نامگذارى وى مى‏پرداخت و كسان كودك نيز خوشحال مى‏شدند و آزردگى و ملالت خاطرى از اين حادثه در پيامبر(ص) نمى‏ديدند، و چون از نزد آن حضرت بازمى‏گشتند ايشان لباس خود را آب مى‏كشيد.
9. ادای امانت
الف. امام صادق عليه السّلام فرمود: خداى متعال هيچ پيامبرى را مبعوث نكرد مگر به راستگويى و اداى امانت به صاحبش، نيكوكار باشد يا بدكار.
ب. امام صادق عليه السّلام فرمود: امانت را به صاحبش بازگردانيد، زيرا رسول خدا(ص) حتى نخ و سوزنى را كه به او سپرده بودند به صاحبش باز مى‏گرداند.
10. عمل به وعده
الف. امام صادق عليه السّلام فرمود: رسول خدا(ص) با مردى وعده نهاد كه در كنار فلان صخره در انتظار او بماند تا بيايد. پيامبر در آنجا ماند و شدت گرمى آفتاب در آن مكان حضرت را رنج مى‏داد، يارانش گفتند: يا رسول اللَّه، خوب است زير سايه برويد! فرمود: من در اينجا با او وعده نهاده‏ام، و اگر نيامد خلف وعده از او خواهد بود.
11. پیوند با خویشاوندان
الف. رسول خدا(ص) فرمود: پروردگارم مرا به هفت خصلت دستور فرموده: دوست داشتن مساكين و تهيدستان و نزديك شدن به آنان، و اينكه فراوان ذكر «لا حول و لا قوّهًْ الّا باللَّه» بگويم، و با خويشان خود صله رحم كنم اگر چه آنان با من قطع رابطه كرده باشند، و [در امور مادى‏] به كسانى كه پايين‏تر از من قرار دارند بنگرم و به بالاتر از خود نگاه نكنم، و در راه خدا سرزنش سرزنش‏كننده مرا دلسرد نكند، و حق را بگويم اگر چه تلخ باشد، و از كسى چيزى درخواست نكنم.
12. دوری از ظلم و ستم
الف. امام صادق عليه السّلام فرمود: هر گاه رسول خدا(ص) فرماندهى را با لشكرى گسيل مى‏داشت، نخست او را به رعايت تقواى الهى در‌باره خود و عموم يارانش سفارش مى‏كرد، سپس مى‏فرمود: به نام خدا و در راه خدا پيكار كن، با منكران خدا بجنگيد، مكر نكنيد، خيانت نكنيد، كشتگان را مثله نكنيد (گوش و بينى و انگشتان آنان را نبريد) كودكان و كسانى را كه در سر كوهى به عبادت مشغولند (راهبان را) نكشيد، درختان خرما را آتش نزنيد و در آب غرق نسازيد، هيچ درخت ميوه‏دارى را نبريد و زراعتى را آتش نزنيد، زيرا شما نمى‏دانيد، شايد به آن نيازمند شويد. و از چهارپايان حلال گوشت غير آن را كه ناچار از خوردن آنيد پى نكنيد، و چون با دشمن مسلمانان روبرو شديد آنان را به يكى از سه چيز (مسلمان شدن، جزيه دادن، ترك جنگ) فراخوانيد، پس اگر در مورد هر يك از آنها پاسخ مثبت دادند از آنان بپذيريد و دست از سر آنان برداريد.

captcha