نگاهی به اخلاق فردی و اجتماعی پيامبر(ص)
علی قنبریان
بشر در زندگى خود همواره به يك سلسله آداب و رسوم پايبند بوده و شيوهاى را براى خويش برگزيده و زندگى خود را بر اساس همين آداب و رسوم ادامه مىدهد، خواه آنها را خود اختراع كرده و يا از ديگران اقتباس نموده باشد. اما از آن رو كه انسان آفريده خداست، بىترديد بهترين برنامه براى كمال جسم و روح او برنامهاى است كه از سوى خداوند تنظيم يافته باشد، و اين برنامه در آداب و رسوم پيامبران بزرگ خدا و اوصياى گرامى ايشان متجلّى است، و كاملترين آنها همان راه و روش پيامبر اسلام(ص) است، چنان كه خداى سبحان فرموده: «لقد كان لكم فى رسول اللّه اسوهًْ حسنهًْ» (همانا براى شما در روش رسول خدا سرمشقى نيكوست). (احزاب-21)
از اين رو، هر مسلمانى شائق است كه از رفتار پيامبر خويش آگاه باشد. نوشته حاضر در دو بخش اخلاق فردی و اخلاق اجتماعی تنظیم شده که حاوی بخشی از آداب معاشرت پيامبر گرامى(ص) میباشد.
لازم به ذکر است که اخلاق فردی و اخلاق اجتماعی دارای اقسامی است. اخلاق فردی در دو بخش رابطه با خود و رابطه با خدا میباشد و اخلاق اجتماعی نیز در دو بخش رابطه با مردم و رابطه بااشیا است. بسیاری از آداب پیامبر در مقالۀ حاضر برگرفته از کتاب سنن النبى است که توسط علامه محمدحسين طباطبايى نگارش یافته است و با شیوهای متفاوت و جدید طبقهبندی و پردازش شده است.
الف) اخلاق فردی
1. دوری از تکبر و غرور
الف. به روايت ديلمى، رسول خدا(ص) لباس خود را وصله مىزد، كفش خود را مىدوخت، گوسفندان خود را مىدوشيد، حيا مانع نمىشد كه شخصا نيازمنديهاى خود را از بازار تهيه كند و خود به خانه برد.
ب. در روايت آمده كه رسول خدا(ص) كفش خود را پينه مىزد، و لباسش را وصله مىكرد، و خود در خانه را باز مىكرد، و شير گوسفندان را مىدوشيد، و شتر را مىبست سپس شير آن را مىدوشيد، و چون خادمش از آسياب كردن خسته مىشد به او كمك مىكرد و خود آسياب مىنمود.
آب وضوى شبش را خود تهيه مىكرد؛ هيچ كس در شرم و حيا بر او پيشى نداشت؛ هنگام نشستن تكيه نمىكرد در كارها به اهل خانه كمك مىنمود و با دست خود گوشت خرد مىكرد. چون بر سر سفره غذا حاضر مىشد مانند بندگان مىنشست؛ بعد از غذا انگشتان خود را مىليسيد، و هرگز در اثر پرخورى باد گلو نزد. دعوت هر كسى را- آزاد باشد يا بنده- مىپذيرفت... به چهره كسى خيره نمىشد. براى خدا خشم مىگرفت اما براى خويش خشم نمىگرفت. گاهى از گرسنگى سنگ بر شكم مىبست. هر طعامى كه حاضر مىشد ميل مىكرد، و هر غذايى كه مىيافت رد نمىكرد.
پ. به روايت ديلمى، رسول خدا(ص) با بردگان غذا مىخورد، بر زمين مىنشست، بر درازگوش سوار مىشد و ديگرى را نيز ترك خود سوار مىكرد.
ت. رسول خدا(ص) فرمود: پنج چيز است كه تا دم مرگ از آنها دست بر نمىدارم: روى زمين با بردگان غذا خوردن، بر الاغ پالاندار سوار شدن، شير بز را با دست خود دوشيدن، لباس پشمينه پوشيدن و به كودكان سلام كردن، تا آنكه پس از من سنّت شود.
ث. به روايت عبد العظيم حسنى رحمه اللَّه، رسول خدا(ص) سه گونه مىنشست: گاه [كف پاها را زمين نهاده] ساقهاى پاها را بلند مىكرد و دو دست خود را جلو آن قرار مىداد و ساق دست را در كف دست ديگر مىگرفت (چنبك مىزد)، و گاه دو زانو مىنشست، و گاه يك پا را تا كرده زير ران مىنهاد و پاى ديگر را روى آن مىخواباند، و هرگز ديده نشد كه آن حضرت [مانند متكبران] چهار زانو بنشيند.
ج. و نيز گويد: رسول خدا(ص) هنگامى كه سواره بود نمىگذاشت كسى پياده همراه او حركت كند، يا او را با خود سوار مىكرد، و اگر وى نمىپذيرفت حضرت مىفرمود: جلوتر برو و هر جا در نظر دارى منتظر من بمان.
چ. هر گاه كسى بر آن حضرت وارد مىشد حضرت تشكچهاش را به او مىداد، و اگر شخص تازه وارد نمىخواست قبول كند او را سوگند مىداد تا بپذيرد.
ح. در كتاب «عوالى اللئالى» گويد: نقل است كه رسول خدا(ص) خوش نمىداشت كسى پيش پاى وى برخيزد، و مردم نيز از اين جهت پيش پاى حضرتش بر نمىخاستند، ولى هنگامى كه حضرت براى رفتن بر مىخاست آنان نيز با او بر مىخاستند و تا در منزل بدرقهاش مىكردند.
خ. رسول خدا(ص) فرمود: پروردگارم مرا دستور داده كه مسلمانان فقير را دوست بدارم.
ذ. ابوذر رحمهاللَّه گويد: رسول خدا(ص) بدون امتياز در ميان اصحاب خود مىنشست به گونهاى كه هر گاه شخص غريبى وارد مىشد نمىدانست پيامبر كدام است تا آنكه بپرسد.
ذ. ... بيشترين لباسهاى حضرتش سفيد بود. پيراهن را از سمت راست آن مىپوشيد. عبايى داشت كه هر جا مىرفت آن را برايش دو تا مىكردند و بر روى آن مىنشست. انگشترى نقره در انگشت كوچك دست راست مىكرد. هنگام وضو گرفتن مسواك مىكرد. موقع سوار شدن، غلام خود و يا كس ديگرى را رديف خود سوار مىكرد، هر حيوانى كه برايش ميسّر بود سوار مىشد: اسب، استر، الاغ. تشييع جنازه مىكرد، و در دورترين نقاط شهر از بيماران عيادت مىفرمود. با فقرا مىنشست، و با تهيدستان همغذا مىشد و با دست خود براى آنان لقمه مىگرفت. به اهل فضيلت احترام مىگذاشت، و با نيكويى كردن بهاشخاص آبرومند با آنان انس مىگرفت. با خويشاوندان خود صله رحم مىكرد بدون آنكه آنان را بر ديگران مقدم دارد مگر به آنچه خدا امر فرموده باشد.
بر كسى ستم و درشتى نمىكرد. پوزش عذرخواهان را مىپذيرفت. بيش از همه كس لبخند بر لب داشت مگر زمانى كه قرآن بر او نازل مىشد و يا مردم را موعظه مىكرد. و خندهاش بدون قهقهه بود.
2. آراستن ظاهر
به روايت طبرسى، رسول خدا(ص) نه تنها براى خانواده خود كه براى يارانش نيز خود را مىآراست، و مىفرمود: خداوند دوست دارد كه بندهاش هنگامى كه براى ديدن برادران از خانه بيرون مىرود خود را آماده و آراسته نمايد.
3. آداب غذا خوردن
الف. على(ع) فرمود: رسول خدا(ص) چون با ديگران بر سر يك سفره مىنشست اول كسى بود كه شروع به غذا خوردن مىكرد و آخرين كسى بود كه از غذا دست مىكشيد، و هنگام غذا خوردن از جلو خود ميل مىفرمود.
ب. آشاميدنى را با سه نفس مىآشاميد، و آب را مىمكيد و يكباره سر نمىكشيد. دست راستش به خوردن و آشاميدن و گرفتن و دادن اختصاص داشت.
پ. على(ع) فرمود رسول خدا(ص) هرگز در حال تكيه دادن چيزى نخورد تا از دنيا رحلت فرمود.
4. آداب انفاق و صدقه
الف. نقل است كه جبرئيل(ع) گفت: در روى زمين خانوادهاى نماند جز اينكه آنها را زير و رو و بررسى نمودم و كسى را بخشندهتر از رسول خدا(ص) نسبت به مال دنيا نيافتم.
ب. امام صادق(ع) فرمود: چهار چيز از اخلاق پيامبران است: نيكى، بخشش، صبر بر پيشامد ناگوار، و اقدام به اداى حق مؤمن.
پ. رسول خدا(ص) فرمود: من تربيتشده خدا هستم، و على تربيتشده من است؛ پروردگارم مرا به بخشش و نيكى كردن دستور داده، و از بخل و جفا كردن نهى فرموده است.
ت. به روايتى ديگر: رسول خدا(ص) هرگز سائلى را رد نكرد، اگر چيزى داشت، مىداد، وگرنه مىفرمود: خدا برساند.
ث. رسول خدا(ص) در ماه مبارك رمضان مانند باد تند و سريع بود كه چيزى در دستش قرار نمىگرفت و هر چه داشت انفاق مىكرد.
ج. عجلان گويد: خدمت امام صادق(ع) بودم كه سائلى آمد، امام برخاست و از سبدى كه در آن خرما بود دست خود را پر كرد و به سائل داد. سائلى ديگر آمد، امام دوباره برخاست و مشتى خرما برداشت و به او داد. سائل سومى آمد، باز برخاست و مشتى خرما برداشت و به او داد. بار چهارم سائل ديگر آمد، امام فرمود:
خداوند روزىرسان ما و شماست! سپس فرمود: كسى از رسول خدا(ص) چيزى از دنيا نمىخواست مگر اينكه عطا مىفرمود، تا آنكه زنى پسر خود را نزد آن حضرت فرستاد و به او گفت: نزد حضرت برو و از او چيزى بخواه، اگر فرمود: فعلا چيزى نداريم، بگو: پيراهن خود را به من بده. امام فرمود: آن حضرت پيراهن خويش را در آورد و نزد پسر افكند (و به او عطا فرمود)، آنگاه خداوند آن حضرت را به ميانهروى ادب فرمود و اين آيه را فرستاد «و لا تجعل يدك مغلولة الى عنقك» (دست خود را به گردنت مبند بخل مورز و نيز به طور كلى باز مكن هر چه دارى مده كه در غير اين صورت ملول و دلتنگ خواهى نشست).(اسراء-29)
چ. امير مؤمنان عليه السّلام مىفرمود: ما خاندان پيامبر دستور داريم بينوايان را طعام دهيم، گرفتاران را در سختىها پناه دهيم و آنگاه كه مردم در خوابند به نماز برخيزيم.
ح. رسول خدا(ص) فرمود: خداى تبارك و تعالى شش خصلت را براى من خوش نداشت و من نيز آنها را براى جانشينان پس از خود از فرزندانم و پيروانشان خوش نمىدارم: بازى كردن در نماز [با اعضاى بدن يا لباس]، بدزبانى در حال روزه، منّت نهادن پس از صدقه دادن، با جنابت به مسجد رفتن، سركشى در خانههاى مردم، و خنديدن در گورستان.
5. رو به قبله بودن
الف. امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا(ص) بيشتر اوقات رو به قبله مىنشست.
6. کار و تلاش
الف. ابن عبّاس گويد: هر گاه رسول خدا(ص) به مردى مىنگريست و از او خوشش مىآمد، مىپرسيد: آيا او شغلى دارد؟ اگر مىگفتند: نه، مىفرمود: از چشمم افتاد! مىگفتند: يا رسولالله، چرا از چشمتان افتاد؟ مىفرمود: زيرا وقتى مؤمن بيكار بود دين خود را سرمايه زندگانيش قرار مىدهد.
7. دوری از حقد و کینه
الف. رسول خدا(ص) فرمود: اگر توانستى كه در تمام روز و شب خود حقد و كينهاى از كسى به دل نداشته باشى چنين كن، زيرا اين از سنّت من است، و هر كه سنّت مرا زنده كند مرا زنده كرده، و هر كه مرا زنده كند در بهشت با من خواهد بود.
ب. ... هرگز به كسى فحش و ناسزا نگفت، و هيچ گاه زن يا خادمى را لعن و نفرين نكرد، و هيچ گاه كسى را در حضور آن حضرت سرزنش نكردند جز آنكه مىفرمود: رهايش كنيد و به او كار نداشته باشيد. كسى نزد او نمىآمد- آزاد باشد يا غلام يا كنيز- جز آنكه در پى حاجت او بر مىخاست. خشن و درشتخو نبود...در مقابل بدى ديگران بدى نمىكرد، بلكه بدى آنان را ناديده مىگرفت و از آنان در مىگذشت. به هر كس مىرسيد آغاز به سلام مىكرد.
هر كس براى كارى نزد او مىآمد با وى همكارى مىكرد تا آنكه خود آن شخص منصرف گردد. هرگز نشد كسى دست آن حضرت را بگيرد و ايشان پيش از وى دستش را از دست او بيرون كشد. و چون به مرد مسلمانى مىرسيد نخست با او دست مىداد. رسول خدا(ص) بر نمىخاست و نمىنشست جز به ياد خدا. و هنگامى كه در نماز بود كسى نزد او نمىنشست جز آنكه نمازش را كوتاه مىكرد و به وى رو نموده مىفرمود: آيا حاجتى دارى؟
8. عبادت و بندگی
الف. روايت شده كه رسول خدا(ص) چون از چيزى ناراحت و غمگين مىشد به نماز و عبادت خدا پناه مىبرد.
ب. و نيز روايت است كه رسول خدا(ص) تنهايى و خلوت با خدا را دوست میداشت.
پ. امّ سلمه گويد: رسول خدا(ص) در اواخر عمر همواره در حال برخاستن و نشستن و رفتن و آمدن مىگفت: «سبحانالله و بحمده، استغفرالله و اتوب اليه» چون علت آن را پرسيديم، فرمود: از سوى خداوند دستور دارم؛ سپس سوره «إذا جاء نصر اللّه» را مىخواند.
ب) اخلاق اجتماعی
1. خوش خلقی
الف. روايت شده كه رسول خدا(ص) با خوى خوش خود با مردم معاشرت مىكرد ولى دلش از آنان جدا بود؛ ظاهرش با خلق خدا و باطنش با حق تعالى بود.
ب. امام صادق عليه السّلام به بحر سقّاء فرمود: اى بحر، خوش خلقى مايه آسانى امور و شادىزاست... سپس حديثى نقل فرمود كه مىرساند رسول خدا(ص) خوش خلق بود.
پ. به روايت ديلمى، رسول خدا(ص) آن حضرت كم خرج، بلند طبع، خوش معاشرت و خوشرو بود. هميشه لبخند بر لب داشت ولى بلند نمىخنديد، و غمگين به نظر مىرسيد اما عبوس و دژم نبود. فروتن بود اما خود را كوچك نمىنمود، بخشنده بود اما اسراف نمىورزيد، و نازكدل و مهربان با همه مسلمانان بود.
ت. به روايت طبرسى: رسول خدا(ص) به هنگام سخن گفتن لبخند مىزد.
ث. امام صادق عليه السّلام فرمود: صبر، راستگويى، بردبارى و خوشخلقى از اخلاق پيامبران عليهمالسّلام است.
ج. رسول خدا(ص) بسيار به درگاه خدا تضرّع و زارى مىنمود و هميشه از خداوند درخواست مىكرد كه او را به آداب پسنديده و اخلاق نيك زينت بخشد، از اين رو در دعاى خود مىگفت: خدايا اخلاق مرا نيكو ساز... خدايا مرا از اخلاق ناپسند دور ساز.
چ. رسول خدا(ص) فرمود: فرشته روح الامين- جبرئيل- از سوى پروردگار جهانيان بر من نازل شد و گفت: «اى محمّد، بر تو باد به اخلاق خوش، زيرا- بدخلقى خير دنيا و آخرت را از بين مىبرد.» آگاه باشيد كه شبيهترين شما به من كسانى هستند كه اخلاقشان از همه نيكوتر باشد.
ح. رسول خدا(ص) فرمود: از اخلاق پيامبران و راستان، خوشرويى به هنگام ديدار و دست دادن به هنگام ملاقات است.
2. برخورد مساوی با مردم
الف. به روايت ديلمى، رسول خدا(ص) با ثروتمند و فقير دست مىداد و دست خود را نمىكشيد تا طرف مقابل دست خود را بكشد. با هر كس روبرو مىشد از ثروتمند و فقير و بزرگ و كوچك سلام مىكرد. چيزى را كه به آن دعوت مىشد كوچك نمىشمرد گرچه پستترين نوع خرما بود.
ب. به روايت قطب راوندى، رسول خدا(ص) بر كوچك و بزرگ سلام مىكرد.
3. مزاح و شوخی
الف. يونس شيبانى گويد: امام صادق عليه السّلام به من فرمود: شما با يكديگر چگونه شوخى مىكنيد؟ گفتم: خيلى كم! فرمود: چرا شوخى نمىكنيد؟! شوخى از خوشخويى است. و با شوخى مىتوانى برادر دينى خود را شاد سازى. همانا رسول خدا(ص) با مردم شوخى مىكرد و مىخواست بدين وسيله آنان را شاد سازد.
ب. امام صادق عليه السّلام فرمود: مؤمنى نيست مگر آنكه از شوخى بهرهاى دارد. رسول خدا(ص) نيز شوخى مىكرد ولى جز سخن حق چيزى نمىگفت.
پ. حسين بن زيد گويد: به امام صادق عليه السّلام گفتم: فدايت شوم، آيا رسول خدا(ص) هرگز با كسى شوخى مىكرد؟ فرمود: خداوند او را به داشتن خلقى بزرگ ستوده است، در همه پيامبرانى كه خداوند برانگيخت نوعى خشونت و گرفتگى وجود داشت، ولى محمّد(ص) را با مهر، و رأفت آن حضرت به امتش اين بود كه با آنان شوخى مىكرد تا مبادا عظمتش چندان در آنان تأثير كند كه نتوانند به او نگاه كنند! جدّم على عليه السّلام فرمود: هر گاه رسول خدا(ص) يكى از يارانش را غمگين مىديد با شوخى كردن دل او را شاد مىساخت. آن حضرت مىفرمود: خداوند كسى را كه با ترشرويى با برادرانش ديدار كند دشمن مىدارد.
4. عفو و گذشت
الف. رسول خدا(ص) فرمود: پروردگارم مرا به هفت چيز دستور فرموده است: مرا سفارش كرده كه در تمام كارهاى پنهان و آشكارم اخلاص ورزم، و از كسى كه بر من ستم نمايد درگذرم، و به هر كه مرا محروم سازد بخشش كنم، و با هر كه با من قطع رابطه كرد رابطه برقرار سازم، و سكوتم براى تفكر، و نگاهم براى پند و عبرت باشد.
ب. رسول خدا(ص) هيچ گاه براى خود از كسى انتقام نگرفت، بلكه آزار دهندگان را مىبخشيد و از آنان گذشت مىفرمود.
پ. پيامبر(ص) فرمود: مردانگى و جوانمردى ما خاندان، در گذشتن از كسانى است كه به ما ستم كردهاند و بخشش به كسانى است كه ما را محروم ساختهاند.
ت. على عليه السّلام فرمود رسول خدا(ص) در ستمى كه به او مىشد در صدد انتقام بر نمىآمد مگر آنكه محارم خدا هتك شود، كه در اين صورت به خاطر خدا خشم مىگرفت.
ث. رسول خدا(ص) فرمود: من برانگيخته شدهام تا مركز حلم و معدن علم و مسكن صبر باشم.
5. آداب دوستی
الف. رسول خدا(ص) اگر يكى از يارانش را سه روز پياپى نمىديد از حال وى جويا مىشد، اگر در سفر بود برايش دعا مىكرد، اگر در شهر بود به ديدارش مىرفت، و اگر بيمار بود از او عيادت مىفرمود.
ب. رسول خدا(ص) فرمود: بهترين و گرامىترين خوى پيامبران و راستان و شهدا و صالحان، به ديدار يكديگر رفتن براى خداست.
پ. امام صادق عليه السّلام به يارانش مىفرمود: كسى كه به شما اظهار دوستى مىكند با ذكر عيبهايش به او طعنه نزنيد و خوى زشتى را كه گرفتار آن است به رخ او نكشيد، زيرا اين كار نه از اخلاق رسول خدا(ص) و نه از اخلاق اولياى خداست.
ت. رسول خدا(ص) مىفرمود: هيچ يك از شما يارانم از ديگرى نزد من بدگويى نكند، زيرا من دوست دارم كه با دلى صاف و پاك نزد شما بيايم (و از كسى دلگير نباشم).
6. آداب برخورد با زیردستان
الف. انس گويد: به خدايى كه پيامبر را به حق مبعوث كرد، هرگز نشد كه آن حضرت در كارى كه خوشايندش نبود به من فرموده باشد: چرا چنين كردى؟! و هيچ گاه همسرانش مرا ملامت نكردند جز آنكه مىفرمود: كارى به او نداشته باشيد، تقدير و سرنوشت چنين بوده است.
ب. انس گويد: نه سال خدمتگزارى پيامبر(ص) كردم، هرگز ياد ندارم كه در اين مدت به من فرموده باشد: چرا فلان كار را نكردى؟! و هرگز در كارى بر من ايراد نگرفت.
پ. و نيز روايت شده كه رسول خدا(ص) هرگز غلام و كنيز و غير آنان را نزد مگر در راه خدا، و هرگز براى شخص خود از كسى انتقام نگرفت و انتقام او تنها براى آن بود كه خواسته باشد يكى از مجازاتهاى الهى را درباره كسى اجرا كند.
7. آداب مهمانی
الف. امام صادق عليه السّلام فرمود: رسول خدا(ص) هر گاه داخل منزلى (يا مجلسى) مىشد در نزديكترين جا به محل ورود خود مىنشست.
ب. موسى بن جعفر عليه السّلام فرمود: هنگامى كه براى رسول خدا(ص) مهمان مىرسيد حضرت با او هم غذا مىشد، و تا مهمان از غذا خوردن دست نمىكشيد آن حضرت نيز دست نمىكشيد.
پ. از سنن پيامبر(ص) درباره مهمان آن است كه او را تا دم درب خانه مشايعت كنند.
ت. هنگام ورود به مجلس در نزديكترين جايى كه خالى بود مىنشست، و بيشتر اوقات رو به قبله مىنشست.
8. مدارا با مردم
الف. در كتاب «عوالى اللئالى» گويد: ما گروه پيامبران همان گونه كه مأموريم واجبات را بر پا داريم مأموريم با مردم به مدارا رفتار كنيم.
ب. پيامبر اكرم(ص) فرمود: از نخستين چيزهايى كه خداوند مرا از آنها نهى كرد نزاع و كشمكش با مردم بود.
پ. به روايت طبرسى: رسول خدا(ص) چنان بود كه كودك را براى دعاى بركت يا نامگذارى حضور انورش مىآوردند و آن حضرت به احترام كسانش او را در دامن خود مىنشانيد، و گاه مىشد كه كودك در دامان آن حضرت ادرار مىكرد، برخى از كسانى كه ناظر بودند به روى كودك فرياد مىزدند، پيامبر(ص) مىفرمود: با تندى از ادرار كودك جلوگيرى نكنيد، او را رها كنيد تا كاملا ادرار كند. آنگاه به دعا و نامگذارى وى مىپرداخت و كسان كودك نيز خوشحال مىشدند و آزردگى و ملالت خاطرى از اين حادثه در پيامبر(ص) نمىديدند، و چون از نزد آن حضرت بازمىگشتند ايشان لباس خود را آب مىكشيد.
9. ادای امانت
الف. امام صادق عليه السّلام فرمود: خداى متعال هيچ پيامبرى را مبعوث نكرد مگر به راستگويى و اداى امانت به صاحبش، نيكوكار باشد يا بدكار.
ب. امام صادق عليه السّلام فرمود: امانت را به صاحبش بازگردانيد، زيرا رسول خدا(ص) حتى نخ و سوزنى را كه به او سپرده بودند به صاحبش باز مىگرداند.
10. عمل به وعده
الف. امام صادق عليه السّلام فرمود: رسول خدا(ص) با مردى وعده نهاد كه در كنار فلان صخره در انتظار او بماند تا بيايد. پيامبر در آنجا ماند و شدت گرمى آفتاب در آن مكان حضرت را رنج مىداد، يارانش گفتند: يا رسول اللَّه، خوب است زير سايه برويد! فرمود: من در اينجا با او وعده نهادهام، و اگر نيامد خلف وعده از او خواهد بود.
11. پیوند با خویشاوندان
الف. رسول خدا(ص) فرمود: پروردگارم مرا به هفت خصلت دستور فرموده: دوست داشتن مساكين و تهيدستان و نزديك شدن به آنان، و اينكه فراوان ذكر «لا حول و لا قوّهًْ الّا باللَّه» بگويم، و با خويشان خود صله رحم كنم اگر چه آنان با من قطع رابطه كرده باشند، و [در امور مادى] به كسانى كه پايينتر از من قرار دارند بنگرم و به بالاتر از خود نگاه نكنم، و در راه خدا سرزنش سرزنشكننده مرا دلسرد نكند، و حق را بگويم اگر چه تلخ باشد، و از كسى چيزى درخواست نكنم.
12. دوری از ظلم و ستم
الف. امام صادق عليه السّلام فرمود: هر گاه رسول خدا(ص) فرماندهى را با لشكرى گسيل مىداشت، نخست او را به رعايت تقواى الهى درباره خود و عموم يارانش سفارش مىكرد، سپس مىفرمود: به نام خدا و در راه خدا پيكار كن، با منكران خدا بجنگيد، مكر نكنيد، خيانت نكنيد، كشتگان را مثله نكنيد (گوش و بينى و انگشتان آنان را نبريد) كودكان و كسانى را كه در سر كوهى به عبادت مشغولند (راهبان را) نكشيد، درختان خرما را آتش نزنيد و در آب غرق نسازيد، هيچ درخت ميوهدارى را نبريد و زراعتى را آتش نزنيد، زيرا شما نمىدانيد، شايد به آن نيازمند شويد. و از چهارپايان حلال گوشت غير آن را كه ناچار از خوردن آنيد پى نكنيد، و چون با دشمن مسلمانان روبرو شديد آنان را به يكى از سه چيز (مسلمان شدن، جزيه دادن، ترك جنگ) فراخوانيد، پس اگر در مورد هر يك از آنها پاسخ مثبت دادند از آنان بپذيريد و دست از سر آنان برداريد.