یک شهید، یک خاطره
طعمِ شهادت
مریم عرفانیان
کمتر کسی را مثل هادی دیده بودم که این قدر به ائمة اطهار علاقهمند باشد و آرزویش را اینطور طلب کند: «خداوندا، مرا از هم ردههای امام حسین(ع) قرار بده.»
یک روز داخل مغازهاش نشسته بودم که خبر دادند عزاداری امام حسین(ع) است.
سریع بلند شد؛ مغازه را تعطیل کرد تا راهی هیئت عزاداری شود. گفت: «ارتباط با خدا زمانی کامل میشود که طعم شهادت در راه امام حسین و کربلا رو چشید.»
***
آخر هم به آرزویش رسید و طعم شهادت را چشید.
بر اساس خاطرهای از شهید هادی اعتدالی
راوی: عبدالله احرائی، دوست شهید