شفافیت آراء مجلس، اتاقی با شیشههای دودی!(نگاه)
علی اکبری
منتخبین مردم در انتخابات مجلس شورای اسلامی باید در نخستین جلسه مجلس، بهعنوان نمایندگان ملت به ترتیب زیر سوگند یاد کرده و متن قسمنامه را امضاء نمایند: «من در برابر قرآن مجید، به خدای قادر متعال سوگند یاد میکنم و با تکیه بر شرف انسانی خویش تعهد مینمایم که پاسدار حریم اسلام و نگاهبان دستاوردهای انقلاب اسلامی ملت ایران و مبانی جمهوری اسلامی باشم، ودیعهای را که ملت به ما سپرده بهعنوان امینی عادل پاسداری کنم و در انجام وظایف وکالت، امانت و تقوا را رعایت نمایم و همواره به استقلال و اعتلای کشور و حفظ حقوق ملت و خدمات به مردم پایبند باشم، از قانون اساسی دفاع کنم و در گفتهها و نوشتهها و اظهارنظرها، استقلال کشور و آزادی مردم و تأمین مصالح آنها را مدنظر داشته باشم.» نمایندگان اقلیتهای دینی این سوگند را با ذکر کتاب آسمانی خود یاد خواهند کرد.
همانطور که مشخص است، در متن این سوگندنامه، نمایندگان مجلس بهعنوان وکیل مردم معرفی شدهاند. وکالت عقدی است که بهموجب آن، یکی از طرفین، دیگری را برای انجام امری بهجای خود برمیگزیند؛ بنابراین حداقل رابطهای که بین مردم بهعنوان انتخابکنندگان و فرد منتخب بهعنوان نماینده مردم وجود دارد، نوعی رابطه وکالت است؛ یعنی مردم بهعنوان موکلین، فردی را بهعنوان وکیل خود انتخاب مینمایند تا به نمایندگی از ایشان در اتخاذ تدابیر و وضع قوانینی که مصالح کشور و مردم در آن رعایت شده است، اقدام کنند. در موضوع وکالت، یکی از مسائل مهم، رعایت مصلحت موکل است؛ یعنی وکیل بنا به موضوع وکالت، باید رعایت مصلحت موکل را بنماید و البته قطعاً باید برای موکل آشکار شود که رأی و نظر وکیل در موضوع چه بوده است؛ یعنی هرکدام از مردم بهعنوان یک رأیدهنده، باید بتوانند با توجه به رأی نماینده، مشخص نمایند که آیا وکیل آنها در رأی و نظری که داده است، رعایت مصلحت ایشان را نموده است یا نه و آیا در دوره بعدی مجلس، باز هم به آن نماینده رأی دهند یا خیر؟
یکی از مسائلی که مورد دستاویز برخی از نمایندگان قرار میگیرد و بهواقع سفسطهای که مطرح میشود این است که اگر آراء نمایندگان مشخص و شفاف شود، این موضوع باعث عدم تأیید صلاحیت ایشان در انتخابات بعدی خواهد شد. بهعنوان مثال خانم پروانه سلحشوری بهعنوان یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در مصاحبهای اعلام کرده است: «من شخصاً با شفافیت آرای نمایندگان موافق هستم، اما اهداف پنهانی در بین کسانی که تأکید بر شفافیت آرا میکنند وجود دارد. شخصیتهایی که خودشان فیک و جعلی هستند، از ما نمایندگان طلب شفافیت میکنند، افرادی که حتی شخصیت حقیقیشان را کسی نمیداند چگونه است؟ چگونه از ما نمایندگان طلب شفافیت میکنند. اهداف پنهانی که هست موضوع رد صلاحیتهاست، آنها به دنبال این هستند که من بارها در صحن مجلس دیدم که میآیند به ما میگویند که امروز باید رأی علنی باشد و اگر ما ببینیم که رأی شما خلاف چیزی است که ما توقع داریم بعداً تأیید صلاحیت نمیشوید»
فارغ از این موضوع که چرا این خانم نماینده بهجای اینکه اسامی افرادی که ادعا دارد چنین تهدیدی را به کار بردهاند، معرفی نماید از عناوین و ضمایر مجهولی استفاده میکند که خواننده نمیتواند صحت و سقم آن را تعیین کند لیکن بهصورت کلی مناسب است موارد ذیل مورد توجه ایشان و دیگر افراد یا جریانهای مخالف شفافیت آراء نمایندگان مجلس محترم شورای اسلامی مورد توجه قرار گیرد:
برابر اصل 86 قانون اساسی «نمایندگان مجلس در مقام ایفای وظایف نمایندگی در اظهارنظر و رأی خود کاملاً آزادند و نمیتوان آنها را به سبب نظراتی که در مجلس اظهار کردهاند یا آرایی که در مقام ایفای وظایف نمایندگی خود دادهاند تعقیب یا توقیف کرد.» بنابراین طرح این ادعا که کسی، نمایندهای را تهدید کرده است که به واسطه رأی او در مجلس، صلاحیت وی برای دوره بعدی تأیید نخواهد شد، محلی از اعراب نخواهد داشت و این یک امر خیالی و توهمی است و اگر با چنین محملی، قرار است نمایندهای از عدم تأیید صلاحیت برای دوره بعدی انتخابات مجلس، واهمه داشته باشد، همان بهتر که چنین نماینده ترسویی برای دوره بعد تأیید صلاحیت نشود.
سوی دیگر ماجرا برای انتخاب نمایندگان، نظر موکل و موکلان برای انتخاب مجدد وکیل است. یک فرد بهعنوان نامزد انتخابات مجلس شورای اسلامی توانسته با وعدهها و برنامههایی که مطرح کرده است، رأی و نظر مردم را جلب کرده و بهعنوان منتخب و نماینده وارد مجلس شود. این یک حق بدیهی برای موکلان است که بتوانند رفتار و عملکرد نماینده خود را با آنچه وعده داده بود، بسنجند و اگر در این سنجش عملکرد، تناقض و اشتباهی را مشاهده کردند، از آن نماینده بازخواست نمایند. سؤال اساسی این است که این امر چگونه محقق میشود؟ موکل، چه ابزاری برای نظارت بر عملکرد وکیل خود دارد؟ بخشی از این موضوع از نطقها و سخنان نمایندگان مجلس شورای اسلامی قابل تحقق است لیکن آیا اطلاع از رأی و نظر نماینده مجلس در موافقت یا مخالفت با طرحها و لوایح و آنچه در مجلس مطرح میشود، نمیتواند عنصر و مؤلفه مهم و اساسی برای این سنجش عملکرد و ارزیابی نماینده باشد؟ اگر مصوبهای که قرار است تمام مسائل کشور را متأثر از خود سازد در بیست دقیقه تصویب میشود، آیا مردم حق ندارند بدانند که هرکدام از نمایندگان چه رأیی به این موضوع دادهاند؟ آیا اگر در پایان چهار سال نمایندگی مجلس، مشخص شد یک نماینده به اکثر قریب بهاتفاق طرحها و لوایح، رأی ممتنع داده و یا نماینده دیگر در بسیاری از رأیگیریها شرکت نکرده است، مردم حق ندارند از این وکیل سؤال کنند که اگر قرار بوده اینگونه بهجای ایشان و به نمایندگی از ایشان در مجلس رأی دهد، اصولاً چرا نماینده شده است؟ آیا مردم حق ندارند که در دوره بعدی، به او رأی ندهند؟بارها شده که برخی نمایندگان برای طرح برخی از مسائل در مجلس شورای اسلامی، امضا جمع کرده و حتی تعداد امضاها به بیش از نصف نمایندگان نیز رسیده است و جالب اینکه در هنگام رأیگیری در خصوص همان موضوع، آراء مثبت، بسیار کمتر از امضاهای اولیه بوده است. آیا در صورت شفاف بودن رأی نمایندگان، برخی افراد میتوانند اینگونه با افکار عمومی بازی کرده و آنها را فریب دهند؟
مسئله کاملاً روشن و آشکار است. شفافیت آراء نمایندگان، هیچ ربطی به تأیید یا عدم تأیید صلاحیت ایشان توسط شورای محترم نگهبان ندارد بلکه مؤلفهای است که مردم میتوانند مستند به آن، از نمایندگان خود مطالبه گری نمایند؛ بنابراین کسانی که با این شفافیت مخالف هستند، بهدروغ از حمایت و حفاظت از حقوق مردم و موکلان خود سخن میگویند و در واقع این امر را بهانه و مستمسکی برای فرار از پاسخگویی به افکار عمومی قرار میدهند. ظاهراً شعار «دانستن حق مردم است» تنها یک ژست سیاسی و البته ظاهرفریب برای جریانی است که در چنین مواردی، دانستن را حق مردم نمیداند. آنها سخن از این میگویند که همهچیز باید در مقابل دید و نظر مردم باشد اما در چنین مواردی، یک اتاق شیشهای را پیشنهاد میکنند که البته شیشههای آن دودی است.