کد خبر: ۱۷۰۱۷۴
تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۹۸ - ۲۰:۵۰

ورزشی که جدی گرفته نمی‌شود جانی که گرفته می‌شود! (نکته ورزشی)

دقایقی پس از بازی پرسپولیس و صنعت نفت آبادان که روز دوشنبه در ورزشگاه بزرگ آزادی برگزار شد، عماد صفی‌یاری پسر‌بچه ۸ ساله براثر برق‌گرفتگی جان به جان آفرین تسلیم کرد.


سرویس ورزشی-

در ابتدا عنوان شد علت فوت این کودک برق گرفتگی در گیت‌های ورودی تماشاگران بوده ولی ساعاتی بعد مشخص گردید که داربست‌هایی که در محل ورود تماشاگران به گیت‌های الکترونیکی ورزشگاه آزادی نصب شده بود، برق داشته و عماد صفی یاری با برخورد به این داربست‌ها جانش را از دست داده است.
این موضوع را حتی سیف مدیر مجموعه ورزشی آزادی هم اعلام کرد و در گفت‌و‌گویی عنوان داشت: سهل‌انگاری و خطای پیمانکار موجب فوت این پسر بچه شده و موضوع ارتباطی به گیت‌های فروش بلیت ندارد.
با اظهار نظر مدیر آزادی و اخباری که از مجموعه بیرون آمد، مشخص گردید که داربست‌های نصب شده در ورزشگاه آزادی که اتفاقا در دو هفته ابتدایی لیگ برتر هم خبری از آنها نبود، برق داشته و کودک 8 ساله دچار برق گرفتگی شده است.
همزمان با این اتفاق تلخ یعنی دوشنبه شب، حسن کریمی مدیرعامل شرکت توسعه و نگهداری اماکن ورزشی کشور مهمان برنامه تلویزیونی شبهای فوتبالی بود و چگونگی بلیت فروشی الکترونیکی را تشریح می‌کرد.
کریمی در خلال صحبت‌هایش به نکته مهمی اشاره می‌کند. او می‌گوید:
«‌در روزهای ابتدایی قبول مسئولیت، وزیر ورزش از او می‌خواهد که بساط داربست و گونی‌های ورزشگاه آزادی را جمع کند، زیرا این وضعیت نه در شان تماشاگران است، نه ورزش ما. ما هم خواسته ایشان را انجام دادیم و در مراحل آماده ‌سازی آزادی برای بازی فینال لیگ قهرمانان آسیا، تمام داربست‌ها را جمع کردیم. الان اگر به ورزشگاه مراجعه کنید نه داربست می‌بینید، نه گونی!»
همین آقای کریمی بعد از بازی پرسپولیس و نفت که منجر به کشته شدن یک پسر بچه شد، در گفت‌و‌گو با خبرگزاری ایسنا گفت: «بعد از رقابت‌های هفته دوم لیگ برتر فوتبال به خاطر بی‌نظمی که در پشت گیت‌های ورزشگاه آزادی ایجاد می‌شد و برای کنترل هواداران، کارشناسان، نیروی انتظامی و مسئولین ورزش به این نتیجه رسیدند که قبل از ورود به گیت‌های ورزشگاه آزادی و برای کنترل و بررسی بلیت و کارت ملی تماشاگران داربستی به فاصله 150 متر از گیت‌ها نصب شود تا بتوانند کنترل بهتری برای هواداران داشته باشند.»
تناقض را در صحبت‌های مدیرعامل شرکت توسعه که نهاد بالادستی مجموعه ورزشی آزادی است، مشاهده می‌کنید؟! یک روز با دستور وزیر ورزش باید بساط داربست و گونی جمع شود، روز دیگر به این نتیجه می‌رسند که برای کنترل تماشاگران باید داربست‌ها برقرار گردد!
بعد از این اتفاق تلخ مدیران شرکت توسعه و مجموعه ورزشی آزادی پیمانکار داربست را مقصر قلمداد کردند، پیمانکار هم در جواب آنها مدعی شد گناهکار نیست چون برقکار ورزشگاه فرد دیگری است. فرض بر اینکه ادعای مسئولان شرکت توسعه درست است و پیمانکار مذکور گناهکار؛ اگر این‌گونه است، پس نظارت مسئولان شرکت و مدیران آزادی کجا رفته، چرا باید پیمانکار داربست‌ها را به تیر برق متصل کند، آیا به صرف اطمینان به پیمانکار باید جان یک کودک بی‌گناه گرفته شود و با مقصر قلمداد کردن او بار مسئولیت از روی شانه‌هایشان برداشته شود؟!
یک زمانی در همین مجموعه ورزشی آزادی سلسله مراتب وجود داشت، معاون فنی و ورزشی از زیر مجموعه‌هایی به نام اداره سود می‌برد. به عنوان نمونه اداره تعمیرات و نگهداری که شامل واحد آب رسانی، برق، گاز، مخابرات و خدمات می‌شد، زیر نظر یکی از معاونت‌ها(ورزشی یا فنی) کار می‌کرد، ولی یکی، دو سالی است که این نظم بهم ریخته است، دیگری خبری از اداره و معاونت به شکل تخصصی و حساب شده اش نیست. اوضاع آن‌قدر بد شده که در زمان مدیر قبلی، بزرگترین مجموعه ورزشی خاورمیانه برای مقطعی نه معاون ورزشی داشت، نه معاون فنی!
آزادی به عنوان یکی از مهم‌ترین اماکن ورزشی کشور در دو‌، سه سال اخیر به محله برو و بیا تبدیل شده، از مرداد 97 که کریمی مدیرعامل شرکت توسعه شد، این مجموعه چندین و چند مدیر و سرپرست به خودش دیده، از محمودی‌فرد که فرماندار دماوند بود گرفته تا معاون شهردار و مدیر استانداری روی صندلی مدیریت آزادی نشسته‌اند.
وجه اشتراک تمام این مدیران بیگانه بودنشان با فضای ورزش است. در تمام این رفت و آمدها به تنها چیزی که توجه نشده تخصص است، هیچ وقت هم وزارت ورزش به عنوان نهاد بالادستی سراغ مدیران شرکت توسعه نرفته و از آنها نپرسیده به چه دلیل سرمایه‌های ورزش را کنار می‌گذارید و چندین و چند مدیر بیگانه با ورزش را به سیستم تزریق می‌کنید.
دو سال قبل آقای کریمی در توجیه آمدن مدیران غیر ورزشی می‌گفت که مجموعه ورزشی آزادی نیاز به شهردار دارد و شش ماه بعد خواهید دید که این مجموعه از این رو به آن رو می‌شود. شش ماه که هیچ، دو سال گذشت، حالا نه تنها آب از آب تکان نخورده بلکه یک کشته هم روی دست ورزش مانده است!
وقتی اداره ورزش به دست غیر ورزشی‌ها می‌افتد یعنی آنکه ورزش را جدی نگرفته ایم. زمانی که پست مدیریت به عنوان پیشکشی به نزدیکان‌، اقوام خونی یا خویشاوندان سیاسی و باندی تعارف می‌شود؛ نه به استخوان خرد کرده‌های ورزش، یعنی که اصل ورزش و پیشرفت آن برایمان مهم نیست.
بی تعارف ورزش ما در بسیاری از بخش‌ها به حال خود رهاست و برخی افراد که به اسم مسئول و مدیر به ویژه در رده‌های بالای مدیریتی صاحب پست و عنوان‌های حساس هستند، آن‌قدر که به فکر مسایل سیاسی‌، حزبی و یا حتی مشغله‌های شخصی (مثلا ایجاد باغ وحش آن هم با آوردن نادر‌ترین گونه‌های حیوانی! و...) هستند به فکر ورزش نیستند.
این شرایط موجب شده ورزش از جنبه‌های مختلف صدمات فراوان ببیند که آخرین آن کشته شدن یک کودک عاشق فوتبال، عزادار گشتن چند خانواده و... بود که متاسفانه دیگر فرصتی برای جبرانش نیست.