کد خبر: ۱۶۹۹۲۸
تاریخ انتشار : ۲۳ شهريور ۱۳۹۸ - ۲۱:۴۸

راز ماندگاری نهضت امام حسین(ع)(خوان حکمت)



شما اين تاريخ جهانگشاي جويني را كه معاصر با مغول بود وقتي مي‌خوانيد مي‌بينيد ده‌ها و صدها برابر كربلا جنايت كردند، مگر مغول كم كُشتند؟! مگر كم سر بريدند؟! مگر كم افراد را بعد از سر بريدن پوست سرشان را كَندند، مگر اين پوست را پُر از كاه نكردند؟! مگردرشهرها نگرداندند؟! مگر ابدان بعضي از اين سرها را چهار تكّه نكردند؟! يك تكّه را به تبريز يك تكّه را به شيراز بعد به طنز گفتند: «في الجمله به يك هفته جهانگير شدي»، اين كارها را همين مغول كردند در همين سرزمين! مولف اين تاريخ جهانگشاي جويني چون خود معاصر اين صحنه بود همه را نقل كرد. ده‌ها برابر جريان كربلا كشتند و بي‌رحمي كردند ولي نام اينها خاك مي‌خورد، يا اين براي خاك جنگيد، يا او براي خاك جنگيد, او اگر هم پيروز مي‌شد همين كار را مي‌كرد. اما وقتي اربعين حسيني مي‌شود بيست ميليون دارند آنجا پیاده یا پابرهنه راه مي‌روند، اين يك بارگاه ملكوتي است، اين حساب ديگري است، مگر او براي دنيا جنگيد؟! او براي ابد يعني آنجا كه نه سال دارد نه ماه، نه تاريخ دارد نه جغرافيا، نه آسمان دارد نه زمين، فوق همه اينهاست، براي آن جنگيد.
خیانت اموی‌ها به دین
شما جريان اموي را قبل از جريان كربلا بررسي كنيد، اين جريان اموي يعني معاويه و همچنين پدرش اباسفيان كه بعدها بزودي رخت بربست، اينها تا فتح مكه كافر بودند بعد هم منافق شدند، حضرت امير يك بيان نوراني دارد «مَا أَسْلَمُوا وَ لكِنِ اسْتَسْلَمُوا»(1) اينها ظاهراً اسلام آوردند ولي مسلمان نشدند. در برابر مكتب از هر نظر ايستادند، گاهي قرآن را بالاي نيزه كردند، گاهي قرآن را ـ معاذ الله ـ  متّهم به تحريف كردند، اين درباره مكتب؛ حديث‌نويسي را هم منع كردند با دسيسه‌ها تلاششان اين بود كه حديث گفته نشود، بعد جوايزي هم به مناسبت‌هاي جعلي توزيع مي‌كردند؛ به بعضي‌ها هزار درهم ،به بعضي‌ها كمتر، اين كسي كه هفتاد گرفت گفت: چرا به ديگران هزار دادي به من هفتاد؟ گفت: من با آنها معامله كردم دين آ‌نها را خريدم،گفت: دين من را هم بخر! اين جوايزشان به‌عنوان دين‌فروشي بود. پس مكتب را از دست مردم گرفتند، از يك سو؛ ـ معاذ الله ـ تهمت تحريف زدند، از سوي ديگر؛ تا آنجا كه ممكن بود روي نيزه‌ها گذاشتند، از سوي سوم؛ اين كاري بود كه اموي با مكتب كرد. يك وقتي مؤذّن بالاي مأذنه نام مبارك رسول خدا را در اذان برد، معاويه گفت؛ تا اين نام زنده است ما نمي‌توانيم حكومت كنيم، با اين نام خواستند بجنگند، پس كار آنها اين بود. در چنين شرايطي حسين بن علي قيام كرد فرمود: «مِثْلِي لَا يُبَايِعُ بِمِثْلِهِ»(2) يعني هر كس مثل من فكر مي‌كند زير بار اين حكومت نمي‌رود، نگفت من زير بار نمي‌روم، نفرمود
«أنا لا ابايع» فرمود: «مِثْلِي» كسي كه مانند من آزادانديش است عدل‌محور است ،عقل‌مدار است، هرگز حكومت اموي را امضا نمي‌كند.
هدف، وسیله را توجیه نمی‌کند
كسي نامه‌اي براي حسين بن علي(ع) نوشت، عرض كرد «عِظْنِي بِحَرْفَيْن‏»، موعظه بكن! ولي مختصر دو حرف, حضرت هم يك سطر مرقوم فرمودند: «مَنْ حَاوَلَ أَمْراً بِمَعْصِيَهًِْ اللَّهِ كَانَ أَفْوَتَ لِمَا يَرْجُو وَ أَسْرَعَ لِمَجِي‏ءِ مَا يَحْذَر»(3) فرمود تو كه موعظه‌ خواستي؛ بدان! هرگز هدف وسيله را توجيه نمي‌كند، از راه حرام نمي‌شود به مقصد رسيد، از راه باطل نمي‌شود به مقصد صحيح رسيد.آن فكر كه مي‌گويد هدف وسيله را توجيه مي‌كند، حسين بن علي آن را باطل مي‌كند، مي‌گويد هرگز از راه بد به مقصد نمي‌شود رسيد، راه بد خاكي است، بيراهه است، راه نيست؛ بد، راه نيست؛ خلاف، راه نيست، نه اينكه راه هست و باريك؛ اين بيان حسين بن علي است. بعد فرمود: «لَا أُعْطِيكُمْ بِيَدِي إِعْطَاءَ الذَّلِيلِ وَ لَا أَفِرُّ فِرَارَ الْعَبِيد»(4) اين‌طور نيست که من قيام كردم تا با دست خودم آن اوراق شما را امضاء كنم، با دست خودم دست مذلّت به شما بدهم! اين‌چنين نيست، فرار هم نمي‌كنم، منم و اين ميدان! اين فكر براي هميشه مي‌ماند، اين فكر با آن فطرت ما، با آن‌ جوهره اساسي ما سازگار است. انسان با ظلم هماهنگ نيست، با تبعيض هماهنگ نيست، مبارزه مي‌كند.
بنابراين جريان كربلا وقتي روشن مي‌شود، وظيفه ما وقتي مبيّن مي‌شود كه بدانيم اموي در چه حد كار مي‌كردند؟ يک؛ الآن بيگانه در چه حدّي در تلاش و كوشش است كه ـ خداي ناكرده ـ به نظام اسلامي آسيب برساند، دو؛ خون‌هاي پاك شهدا را ناديده بگيرد. وظيفه همه ما اين است، چون حضرت فرمود: مثل من زير بار ستم نمي‌رود. آن روزها كه اينها(تیم هسته‌ای) مذاكره مي‌كردند، گفتيم به ايشان(غربی‌ها) بگوييد شما كه الآن قدرت داريد و حرف مي‌زنيد، روي هفتاد ميليون قبر ايستاده‌ايد، حداقلّ كُشته‌هاي جنگ اول و دوم هفتاد ميليون است، تا صد ميليون هم نقل كردند. اينها كه هفتاد ميليون قبر درست كردند، روي قبر هفتاد ميليون نفر ايستادند والآن شاخ و شانه می‌کشند! سالار شهيدان مي‌فرمايد:من آزادانه‌ام، فرار هم نمي‌كنم، زن و بچه‌ هم همراه من است، اينها بايد برنامه‌هاي بعد از من را در كوفه و شام اداره كنند، اينها را هم آوردم.
سخن در اين نيست كه حسين بن علي فقط براي اينكه با يزيد بيعت نكند مثلاً او را حاكم عادي تلقّي نكند، از اين جهت قيام كرد، خير آنها با مكتب از هر منظري در افتادند ،هم با قرآن ،هم با سنّت ،هم با عقيده مردم و حسين بن علي قيام كرد و اين را زنده كرد. در دم دروازه شام زين‌العابدين با اسارت آمد،كسي از او سؤال كرد در اين صحنه چه كسي پيروز شد؟ فرمود ما «إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَعْلَمَ مَنْ غَلَبَ وَ دَخَلَ وَقْتُ الصَّلَاهًِْ فَأَذِّنْ ثُمَّ أَقِمْ»(5) حالا که ابدان طيّب و طاهر پاره پاره آنجا افتاده و دست‌ها بسته است، موقع نماز اذان و اقامه بگو ببين نام چه كسي را مي‌بري، ما رفتيم اين نام را زنده كرديم برگشتيم. اين نام مي‌ماند چون با فطرت سازگار است ،با ساختار نظام هستي سازگار است.
بيانات حضرت آيت الله جوادي آملي (دام ظله)
در جلسه درس اخلاق؛ 7/6/98
مرکز اطلاع‌رسانی اسرا
ــــــــــــــــــــــــــــ
1. نهج البلاغة صبحي صالح، نامه16.
2. اللهوف علی قتلی الطفوف /‌ترجمه فهری، ص23.
3. الكافي(ط ـ الإسلاميهًْ)، ج‏2، ص373.
4. مناقب آل أبي طالب إبن شهرآشوب، ج‏4، ص68.
5. الامالي طوسي، ص677.
خوان حکمت روزهای یک‌شنبه منتشر می‌شود.