بررسی تاثیرات مخرب شکاف طبقاتی بر جامعه امروز-بخش پایانی
زندگی لاکچری و ژنهای برتر در تضاد با انقلاب مستضعفان
هدیه آقاپور
امام حقایق فراموششده اسلام را احیاء کرد؛ عدالتخواهی اسلام را سرِ دست بلند کرد؛ ضدّیت اسلام را با تبعیض و اختلاف طبقاتی و اشرافیت ها علنی کرد. از روز اوّل تا روزهای آخر عمر، امام بزرگوار روی قشرهای مستضعف، پابرهنهها و محرومان تکیه کرد بارها و بارها در آغاز تشکیل نظام اسلامی و در طول ده سال عمر با برکتش در مقام رهبری نظام اسلامی، به مسئولان و به همه ما تأکید کرد که باید رعایت حال ضعفا را بکنید؛ شما مرهون طبقه پابرهنه این کشورید...
(مقام معظم رهبری ۱۴/خرداد/۱۳۸۲)
بدون شک اختلاف طبقاتی در ایران پس از انقلاب اسلامی نسبت به دوران رژیم پهلوی کاهش یافت و محرومیتزدایی در سطح وسیعی صورت گرفت چراکه وقتی ریشه تفکر اشرافیگری خشکیده شود عدالت اجتماعی در جای جای کشور جوانه خواهد زد و انقلاب اسلامی انقلاب مستضعفین و پابرهنگان نام گرفت.
اما با وجود آرمان دقیق و درست انقلاب و نتایج درخشانی که در کارنامه آن وجود دارد همچنان شاهد شکاف طبقاتی و بروز آسیبهای اجتماعی در این زمینه هستیم که آژیر خطر دور شدن از آرمانهای انقلاب را به صدا درآورده است.
با توجه به هشدارهای پی در پی مقام معظم رهبری، دشمن امروز در خاکریز اقتصادی مشغول دسیسه و جنگ است و شکاف طبقاتی و فشار بر اقشار محروم یکی از حربههای آنان است تا مردم و جوانان را از راه و پویش در آرمانهای طلایی انقلاب باز دارند.
نابسامانی و بزههای اجتماعی
اوضاع توزیع درآمدی ما چندان خوب نیست. یعنی فاصله قشر کم درآمد به نسبت قشر پردرآمد بسیار زیاد است.
اگرچه آمار مستندی از تاثیر افزایش شکاف درآمدی و نابرابریهای اقتصادی- اجتماعی بر افزایش جرم و بزههای اجتماعی وجود ندارد، با این حال اندک تحقیقات مراکز پژوهشی کشور بر این امر صحه میگذارند که با افزایش نابرابری درآمدی و فاصله طبقاتی در کشور بزههای اجتماعی شدت گرفته است.
سید محمد حسینی وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی در گفتگو با گزارشگر کیهان می گوید: «همواره یکی از آرمانهای بزرگ بشری بحث عدالت بوده تا فاصله طبقاتی در جامعه کم شود، البته ما مثل مارکسیستها نمیگوییم جامعه بدون طبقه ولی با توجه به واقعیات خواستار کم بودن این اختلاف هستیم.»
وی ادامه میدهد: «طبیعتاً با توجه به کار و تلاش افراد تفاوتهایی بین اقشار مختلف به وجود خواهد آمد اما این تفاوتها نباید آنقدر زیاد باشد که عدالت اجتماعی را نشانه بگیرد و مثل جوامع سرمایهداری عدهای در اوج امکانات قرار بگیرند و عدهای دیگر از حداقل امکانات هم محروم باشند.»
حسینی می افزاید: «هنگامی که یک کودک تفاوت خود را با همسن و سال خود میبیند و نمیتواند این تفاوتها را کاهش دهد طبیعتاً در آینده احتمال اینکه این فرد در معرض آسیبهای اجتماعی قرار بگیرد وجود دارد البته به نفع سرمایهداران نیز خواهد بود که به حل شکاف طبقاتی بپردازند تا از انفجار در جامعه جلوگیری شود.»
وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی یادآور میشود: «نظام اسلامی نیز وظیفه خودش میداند تا به طبقات محروم کمک کند و با برخورداری قشری خاص از سهمیهها نیز مقابله کند، اخیرا معاون رئیسجمهور طی مصاحبهای اعلام کرد که ۱۰۰۰ هزار یارانه پنهان وجود دارد که در دست ثروتمندان قرار میگیرد، به این معنی؛ از درآمدهای عمومی جامعه که باید همگان برخوردار شوند فقط عده خاصی بهره میبرند.»
وی اظهار میدارد: «متاسفانه عده زیادی در نوسانات اقتصادیای که سال گذشته شاهد بودیم فقیرتر شدند و عدهای غنیتر.»
حسینی خاطرنشان میکند: «از لحاظ تربیتی این نکته مهم است که افراد در محیطهایی رشد کنند که فاصله طبقاتی در آن کم است، چرا که وقتی این باور وجود داشته باشد که
تحت هیچ شرایطی فضایی برای رشدشان نیست به راههایی مثل اعتیاد و غیره کشیده شوند، بنابراین به خودشان هر چند غلط، این حق را خواهند داد که مرتکب بزهکاری شوند.»
پیامدهای اختلاف طبقات اجتماعی بر جوانان
طبقات اجتماعی تاثیرات فراوانی بر فرزندان یک خانواده میگذارد. پدر و مادری که با تلاشهای شبانهروزی سعی در برطرف کردن خواستههای فرزند خود دارند گاهی سری از شرمساری به پایین دارند، چراکه اختلاف طبقاتی در کلان شهرهایی مثل تهران به حدی رسیده است که یک خانه با خانه دیگر میتواند زمین تا آسمان تفاوت داشته باشد و لازم نیست که چند محله و منطقه بالاتر باشد.
کودکی در مهدکودک فقط با بازی میگذراند و غذاهای معمولی، کودکی دیگر در مهدکودک انواع اقسام هنرها را میآموزد با غذاهای متنوع! وضعیت تحصیل این کودک وقتی به مدرسه هم میرود به همین نسبت تفاوت فاحش دارد و حتی در پارهای مواقع بدتر هم هست.
از نوع تدریس و توجه معلمها که بخواهیم فاکتور بگیریم، ساختمان، کلاس و تفاوت شکل مدرسه از بیرون هم به چشم میآید. این فرزند وقتی بزرگتر میشود تفاوت در پارکها و پاساژها را به چشم میبیند.
حتی اگر او برای تفریح بتواند خودش را به یکی از پارکهای بالای شهر تهران برساند تفاوت در لباس و فرهنگ به شدت به چشم میآید.
بنابراین با فاکتورگیری از اختلاف درآمد خانوادهها و سطح برخورداری از امکانات، تهاجم فرهنگی اغنیا و خوی اشرافیگری در آنها نیز آثار مخربتری بر جامعه میگذارد که سرعت شکاف و عمیقتر شدن فاصله طبقاتی را بیشتر خواهد کرد.
بنابراین پیش از آنکه اختلاف درآمدها خانوادهها را به چالش بکشد تغییر ذائقه و تزریق ناهنجاری از سوی سرمایهداران و ثروتمندان جامعه را دستخوش چالشهای مختلف میکند، به طور مثال سوار شدن ماشینهای گرانقیمت یا لباسهای گرانقیمت و «لاکچری» تبدیل به هدف و ارزش میشود که خود تبعاتی به مراتب خطرناکتر خواهد داشت.
عدالت اجتماعی
در برابر نابرابری اقتصادی
از مهمترین اهداف اقتصادی دولتها رشد اقتصادی، گسترش اشتغال، تثبیت اقتصادی و کنترل تورم است.
در این بین اگر برنامههای اجرایی دولت با تخصیص بهینه منابع و توزیع برابر درآمدها همراه نشود، افزایش فقر منجر به افزایش مخاطرات اجتماعی، اقتصادی و امنیتی خواهد شد. بر این اساس توزیع عادلانه درآمد، توزیع عادلانه فرصتهای اشتغال و ایجاد دسترسی برابر با خدمات اجتماعی ازجمله مواردی است که همواره در مرکز توجه اقتـصاددانان قرار داشته است.
تورم در جامعه یکی از عواملی است که توزیع درآمد را به هم میزند. زیرا بیشترین مشکل را دارندگان درآمدهای ثابت و پایین خواهند داشت و از این مسئله متضرر میشوند اما دهک بالا با افزایش تورم ثروتاندوزی بیشتری میکند.
نرخ بیکاری از دیگر عوامل مؤثر در توزیع ناعادلانه درآمدهاست همچنین افزایش قیمت کالاهای اساسی در شکاف طبقاتی مؤثر بوده زیرا مستقیم با سبد معیشت خانوار و قدرت خرید ارتباط دارد.
متاسفانه بیشترین سپرده بانکی نوعا در اختیار دهکهای بالای درآمدی است و گفته میشود 75 درصد سپردههای بانکی مربوط به یک درصد سپردهگذاران است که نشاندهنده نابرابری توزیع درآمد میان دهکها تلقی میشود.
محمد رستمپور فعال اجتماعی و رسانهای در گفتوگو با گزارشگر کیهان میگوید: «تصویر مردی که تا کمر در سطل زباله ختم شده، یا دختر جوانی که به لباسهای عروس یک مزون خیره شده، و حتی قاببندی خودروهای گرانقیمت کنار پسران نوجوانی که سر چهارراهها گل فروشی میکنند. این تصاویر هر روزه به چشمان میآیند.»
وی ادامه می دهد: «اگر هم خودمان نبینیم، به لطف شبکههای اجتماعی و رسانههای خبری که دنبال سوژههای بیدردسرند؛ فقر و سختی و رنج و تنگی معاش را میبینیم.»
این فعال اجتماعی و رسانهای تصریح میکند: ««اختلاف طبقاتی» به یک تعبیر همهفهم تبدیل شده تا جایی که بعضیها با آن شوخی میکنند و سعی دارند آن وجه تلخ و گزندهاش را با شوری شعاری یا نمک لطیفهای بپوشانند برای برخی اما نیازی به نمودار و آمار نیست. سختی مستأجری، دشواری خرید کالاهای اساسی و رنج خوب زیستن، آن چنان در جسم و جان عدهای تهنشین شده که اثبات لازم ندارد.»
رستمپور می افزاید: «باید پرسید اختلاف طبقاتی چه میکند؟ جامعه را دوپاره میکند. یکی بودن و یکسانی را کنار میزند و هویتهای جدید میسازد. هویتهایی که لزوماً اصیل نیستند نامها و اعتبارهایی که محک نخوردهاند و صدر و ذیلهایی که به خاطر چیره شدن اقتصاد دلالی، رانتجویی و واردات غیرمنطقی پدید آمدهاند.»
وی تاکید میکند: «اختلاف طبقاتی فقر را تشدید میکند، فساد را در دالانی طولانی و تاریک میاندازد و کارایی نهاد حاکم را زیر سؤال میبرد اما بیش و پیش از هر چیز، جامعه را از وحدت میاندازد.»
وی با اشاره به اینکه رنج و سختی «اختلاف طبقاتی» زبان و بیان دارد، اما واگرایی و پارگی و دوقطبی در نمودار و جدول خود را نشان نمیدهد، در انتقامهای سخت بروز پیدا میکند، میگوید: «وقتی که دیگر نمیتوان از پیشگیری سخن گفت و دل به آیندهپژوهی داد اختلاف طبقاتی عدالت را یک رؤیای دستنیافتنی میبیند. اعمال حاکمیت را از انحصار در دست دولت یا قوای اجرایی بیرون میکشد افشاگری و جارزنی و هوکشی را ترویج میکند چرا که دیگر جامعهای نیست که به خاطر و برای آن جامعه، به هواخواهی آن اجتماع، به دلیل آن اشتراک، در تقویت آن هویت، از انتقام صرف نظر کند.»
رستمپور با بیان اینکه اختلاف طبقاتی قهرمانان یک جامعه را تغییر میدهد، اضافه می کند: «آیا اختلاف طبقاتی را باید از بین برد؟ مسلم است. ممکن و شدنی است؟ شاید، اما آنچه قطعی است این است که اختلاف طبقاتی در میدان اقتصاد باقی نمیماند و جولان و نمایشش را به میدان سیاست، فرهنگ، ورزش و حتی گردشگری و سلامت تسری خواهد داد.»
وی تاکید می کند: «پدیده زشت «ژن خوب» را در نظر آورید. جایی مانده است که تعرض نکرده باشد؟ قانون چنان دور میخورد که بی حرمت میشود. قانون، رکن آن تجمع و جماعت و انجمن است؛ اگر فرو بریزد، دیگر طبقه و شأنی باقی نمیماند که بر اساس آن از انسانها انتظار داشته باشیم یا روی آنها حساب کنیم.»
رستمپور خاطرنشان می کند: «اختلاف طبقاتی برابری را جای عدالت مینشاند. برابری، ارج پیدا میکند. همه باید یکدست بشوند، همه باید به یک میزان یارانه بگیرند، همه باید به یک اندازه باشند، تساوی نیکوست اما در برابر قانون. عدالت، توانها را میبیند، ارزیابی میکند، میسنجد، اولویتشناسی میکند، فوریت و اهمیت میشناسد؛ اما برابری، تفاوتها و اختلافهای طبیعی و ذاتی را منکر میشود و سرابی تصویر میکند که جامعه را مرتباً سر میدواند.»
وی ادامه می دهد: «برای آنکه توده بدخیم اختلاف طبقاتی بیش از این، یکپارچگی اجتماعی را به هم نریزد، برای آنکه فاصلهها به درستی و روی استعدادها و توانمندیها و نه روی رانتها و خویشاوندیها، ترسیم شوند؛ به چه نیاز داریم؟ آگاهی. آگاهان جامعه باید نفس خویش را از عضویت در هولدینگهای کثیف مافیایی مستغنی کنند و معلمان جامعه باید دامان خود را از تبلیغات برای مؤسسات خوش رنگ و لعاب تجاری بری کنند.»
این فعال اجتماعی و رسانهای میافزاید: «با تربیت و تهذیب زنان و معلمان جامعه این کار شدنی است، چرا که نمیتوان از جامعهای که آگاهان جامعه در آن جایی ندارند و به قول امروزی «سلبریتی» نیستند، انتظار داشت عوارض اجتماعی و ناخوشایندیهای روانی اختلاف طبقاتی را از همگنی جامعه، اشتراکات میهنی و اعتقادی کشور دور کنند. آنان آماده نیستند. چون خود قربانی این فاصله و اختلافاند و تا وقتی شأن آنها پاسداری و حراست نشود، نمیتوانند کارکردشان را در جامعه ایفا کنند.»
رستمپور درپایان خاطرنشان می کند: «اختلاف طبقاتی معیشت، آینده و سرنوشت افراد اجتماع را هدف گرفته؛ اما پیش از آن و شاید مهمتر از آن، خود اجتماع را لگدکوب کرده است. زنان و معلمان جامعهاند که این موجود لطمه خورده را باید تیمارداری کنند و از او سپری بسازند در مقابل خصومتها و دوقطبیهایی که ملّت را به جان هم میاندازد.»
روی آوردن خانوادهها به ارزشهای دینی و فرهنگی انقلاب در کنار توجه دولت به وظایف خود میتواند نه تنها تبعات شکاف طبقاتی را کاهش دهد بلکه خود این فاصله در طبقات مختلف را ترمیم کند تا نهایتا اختلاف طبقانی فزاینده در کشورمان کاهش یافته و طیف بیشتری از جامعه از خدمات و امکانات سرزمین طلایی و فرصتآفرین ایران بهرهمند شوند.