چگونه علوم ائمه(ع) را به ارث ببریم؟(خوان حکمت)
وجود مبارک امام باقر(ع) دو تا جابر را خوب تربيت کرد: يکي جابر بن عبدالله انصاري است که از اصحاب رسول خداست و سلام حضرت رسول را به او رساند با اينکه امام باقر وجود مبارک رسول خدا را زيارت نکرده است. همين جابربن عبدالله انصاري که از اصحاب حضرت بود، از علوم امام باقر(ع) استفاده ميکرد. يکي هم جابربن يزيد جعفي بود. اين جابر به امام باقر عرض کرد اگر حديثي براي من نقل بکنيد، سند اين حديث را بازگو کنيد. فرمود پس گوش کن! «حدثني أبي عن جدّي» تا ميرسد به رسول خدا تا ميرسد به جبرئيل تا ميرسد به ذات اقدس اله! فرمود جابر! هر مطلبي را که من ميگويم از پدران من به من رسيده است، از وجود مبارک پيغمبر است، از وجود مبارک جبرئيل(ع) است، از وجود مبارک و ذات اقدس الهي است؛(1) يعني حرفهاي ما حرفهاي مدرسه و حوزه و دانشگاه نيست، از ديگران نگرفتيم، مستقيماً از ذات أقدس اله به ما رسيده است.
علم الوراثه، علم به ارث رسیده از ائمه(ع)
در حوزههاي علمي و همچنين در دانشگاههايي که به برکت خونهاي پاک شهدا صبغه اسلامي پيدا کرده است و ميرود که علوم ديني را کاملاً درک کنند، اگر کسی خواست وارد حوزه علميه يا دانشگاه شود، گذشته از اين علوم رسمي و ظاهري که «علم الدراسه» است يک راه ديگري هم هست و آن «علم الوراثه» است. در اين حوزهها و همچنين دانشگاهها ـ إنشاءالله ـ دو رشته علوم ممکن است تدريس بشود: يکي «علم الدراسهًْ» است؛ مثل علوم طبيعي، تجربي، رياضي و مانند آن که اينها با درس و بحث استاد حل ميشود. يک سلسله علومي است به نام «علم الوراثهًْ» که انسان از ائمه ارث ميبرد.
مسئله علم هم مثل مسئله مال، دو گونه است؛ انسان دو گونه مال به دست ميآورد: يک مال را از راه تجارت به دست ميآورد و يک قسم مال را از راه ارث. مالهايي که از راه اقتصاد و تجارت به دست ميآيد يک راه مشخصي دارد. اگر به اين شخص بگويند از کجا اين مال را به دست آوردي؟ ميگويد کشاورزي کردم يا دامداري کردم يا توليد کردم، صنعتي دارم، اين را شروع کردم، اين هم سرمايه من، اين هم کار من، اين هم فروش من، اين هم درآمد من. اين ميشود علم و ثروت تجاري و اقتصادي.
يک سلسله اموالي نصيب انسان ميشود که آن را از راه تلاش و کوشش و بحث و مدرسه و دامداري و اينها به دست نیاورده، اين پسر، پدری داشت، آن پدر داراي اموال حلال و طيّب و طاهري بود و آن پدر رحلت کرده است و اين پسر بدون زحمت از مال پدر ارث ميبرد. در اين ارث ،کسب نيست، فقط پيوند و ارتباط هست و ديگر نميشود به اين پسر گفت که از چه راهي اين مال را به دست آوردي. اين ميگويد من کسب نکردم، فقط رابطه پدری و فرزندی داشتم، پيوند او بودم. اين درباره مال. علم هم همينطور است؛ يک «علم الدراسه» است که انسان ساليان متمادي در مدرسه در حوزه يا دانشگاه با درس و بحث ياد ميگيرد که اگر از او سؤال کردند پيش چه کسي درس خواندي؟ چه درسي خواندي؟ چقدر درس خواندي؟ او شرح حال خود را بازگو ميکند. يک «علم الوراثهًْ» است که اين از نماز شب نصيب او ميشود اين در درس و بحث نيست؛
بشوي اوراق اگر همدرس مايي
که علم عشق در دفتر نباشد(2)
از اين آقا که شده ابن طاووس يا شده بحرالعلوم، نميشود پرسید که اين علم را از کجا ياد گرفتي. لازمه اين ، پيوند و ارتباط با ائمه است، قبول ولايت اينها لازم است. يک ارتباطي بايد باشد تا آدم ارث ببرد.
عزيزاني که در حوزه و دانشگاه درس ميخوانند بدانند که هر دو راه باز است؛ هم «علم الدراسه» راهش باز است که راه غالب است، هم «علم الوراثهًْ» که (إِنَّ ناشِئهًْ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قيلاً؛ البته نماز شب (و دعا و ناله سحر) بهترین شاهد اخلاص و صفای قلب و دعوی صدق ایمان است). (3) راه نماز شب و راه توسل و راه عبادت و راه طهارت و راه طيّب بودن و راه اخلاص، اينها راهي است که انسان را به ائمه(عليهم السلام) نزديک ميکند. وقتي با اينها رابطه برقرار کرديم، علمي نصيب ما ميشود؛ اين ميشود «علم الوراثه».
تفاوت روش در ارث بری مال و ارث بری علم
هر دو راه باز است؛ البته «علم الوراثه» يقيناً بالاتر از «علم الدراسهًْ» است؛ منتها يک تفاوت در ارث مال و ارث علم مطرح است. در ارث مال تا مورّث نميرد از او چيزي به وارث نميرسد؛ ولي در ارث علم تا وارث نميرد چيزي به او نميدهند. «مُوتُوا قَبْلَ أَنْ تَمُوتُوا»( قبل از اینکه به مرگ طبیعی بمیرید، به مرگ ارادی
بمیرید)(4) ناظر به همين است. فرمودند اين هوس را از بين ببر، اين منيّت را از بين ببر، اين خودخواهي را از بين ببر؛ قبل از آنکه بميريد بمير تا رابطه برقرار کني. در ارث مال، اول مورّث ميميرد بعد مال به ورثه ميرسد؛ در ارث علم اول وارث با موت ارادي ميميرد و بعد علومي از ائمه(عليهم السلام) به او ميرسد؛ اين هر دو راه باز است. وجود مبارک امام باقر در بيانات نورانياش به جابربن يزيد جعفي فرمود: تمام آنچه را که ما داريم به ذات أقدس اله منتهي ميشود و بعد هم به شاگردان خود فرمود: فضايل علي بن ابيطالب را براي مردم بازگو کنيد و به مردم بگوييد که پيغمبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: در فضل علي همين بس که «يُزَوِّجُ أَهْلَ الْجَنَّهًْ»؛(5) اميرالمؤمنين در بهشت بين زنها و حوريهاي بهشت و بهشتيها عقد همسري برقرار ميکند. اين چه مقامي است؟! آنجا چه عقدي است؟! چه زوجيتي است؟! چه نکاحي است؟! چه شرعيتي است؟! با اينکه شريعتي در کار نيست. فرمود به مردم بگو، تقسيم بهشت و جهنم به وسيله علي بن ابيطالب است که او «قَسِيمِ الْجَنَّهًِْ وَ النَّار»(6) است. نکاح بين حوريهاي بهشت و مردان بهشت به وسيله علي بن ابيطالب است. اينها را وجود مبارک امام باقر از وجود مبارک رسول گرامي نقل کرده است که به مردم ابلاغ کنند.
بيانات حضرت آيت الله جوادي آملي (دام ظله)
در جلسه درس اخلاق؛ 17/5/98
مرکز اطلاع رسانی اسرا
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
1. أمالي (للمفيد)، ص42.
2. ديوان حافظ، غزل شماره162.
3. مزمل، 6 .
4. کافی(ط ـ الإسلاميهًْ)، ج2، ص140.
5. کافی(ط ـ الإسلاميهًْ)، ج8، ص159.
6. بصائر الدرجات ، ج1، ص415.
خوان حکمت روزهای یک شنبه منتشر میشود.