کد خبر: ۱۶۸۲۶۷
تاریخ انتشار : ۰۲ شهريور ۱۳۹۸ - ۱۹:۵۷
قربی پژوهشگر سیاسی و فرهنگی:

نفوذ فرهنگی بدون داشتن نیروی انسانی ماهر و نقشه‌های فرهنگی ممکن نیست!





 اشاره:
«نفوذ فرهنگی» یکی از شیوه‌های موثر در جنگ نرم و در مسیر براندازی نظام سیاسی معنا می‌شود که در طول چهار دهه گذشته از سوی دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی و بدخواهان برای مردم ایران پی گرفته شده است.
به بهانه پژوهش‌های منتشر‌شده و یا در دست انجام مرکز اسناد انقلاب اسلامی، درباره سابقه نفوذ فرهنگی آمریکا در ایران و حفظ هشیاری در قبال موضوع نفوذ؛ با سید محمدجواد قربی عضو هیئت علمی گروه اندیشه سیاسی مرکز اسناد انقلاب اسلامی گفت‌وگویی کرده‌ایم که می‌خوانید:
* نفوذ فرهنگی آمریکا در ایران از چه سالی به‌صورت جدی آغاز شد؟
- یکی از شگردهای کشورهای قدرتمند در سیاست جهانی برای کسب منافع زیاده خواهانه، نفوذ فردی و جریانی در بدنه کشورهای مستقل و دارای ثبات سیاسی است؛ زیرا استفاده از سخت‌افزارها و قدرت سخت برای تحصیل اهداف در کشورهای هدف، هزینه‌های مالی و جانی زیادی برای کشورهایی نظیر آمریکا خواهد داشت. از این‌رو، نفوذ در ابعاد مختلف در سیاست مداخله‌گرایانه آمریکا نقش مهمی ‌ایفا می‌کند. از منظر تاریخی باید‌ اشاره شود که روند نفوذ آمریکا در ایران را می‌توان بعد از دهه 30 در نظر گرفت به‌خصوص بعد از کودتای 28 مرداد سال 1332 و کاهش قدرت بریتانیا در ایران، روند نفوذ آمریکا در ایران افزایش یافت. البته در دهه 40 و 50 نیز ابعاد نفوذ آمریکا در ایران، ساختاری هدفمند و برنامه‌ریزی شده به خود گرفت که در حوزه نظامی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی قابل‌رویت است و اسناد تاریخی گواهی بر این مسئله هستند که بازوی اجرایی نفوذ فردی و جریانی در ایران، سفارت آمریکا یا همان لانه‌جاسوسی آمریکا در ایران بوده است. در باب نفوذ فرهنگی به‌عنوان یکی از جریان‌های خزنده و تأثیرگذار بر سیاست‌های فرهنگی ایران در سه دهه پایانی عمر پهلوی، باید‌ اشاره شود که این کشور تلاش داشته است با بهره‌گیری از ابزارهای مختلف، به شخصیت‌های موثر در حوزه فرهنگ نزدیک شوند و حتی گروه‌های نخبه و جریان‌های کلیدی در نهادهای فرهنگی نظیر آموزش و پرورش، آموزش عالی و غیره را تحت سیطره خود قرار دهند و از این طریق بتوانند به استحاله فرهنگی و جایگزینی فرهنگ غربی در ایران همت گمارند. بررسی روابط ایران و آمریکا در دوران پهلوی نشان می‌دهد که در دهه‌های 30 و 40، عمده جریان نفوذ، در راستای منافع اقتصادی، امنیت و نظامی آمریکا بود و از اواخر دهه 40 تا زمان فروپاشی رژیم پهلوی، نفوذ فرهنگی هم در دستور کار نهادهای آمریکایی قرار گرفت و این جریان خزنده فرهنگی آمریکا، به‌شدت به فعالیت‌های خود در ایران ادامه داد. دستاورد این جریان نفوذ فرهنگی در ایران، سیاست‌های فرهنگی ناهمخوان با فرهنگ ایرانی و اسلامی بوده است که در تقابل با منش و رفتار ایرانیان قرار داشت. این فعالیت‌های فرهنگی مداخله‌گرایانه غرب، عاملی شد تا در زمان رژیم پهلوی، به خیلی از فرهنگ‌ها و آداب و رسوم ایرانی توهین شود و حتی شخصیت‌های وابسته به غرب تلاش نمایند در راستای زدودن فرهنگ اسلامی از جامعه، به تبلیغات دست بزنند و دستگاه‌های حاکمیتی هم از این روند حمایت می‌کردند. همین امر منجر به گسترش فرهنگ بیگانه در نهادهای فرهنگی ایران و رسوخ اندیشه‌ها و افکار منحط غربی به جامعه شد. البته نباید نادیده گرفت که خیل عظیمی ‌از روشنفکران، علماء دین و شخصیت‌های فرهنگی کشور در برابر نفوذ فرهنگی آمریکا ایستادگی کردند و با روشنگری‌های خود، مردم و جامعه را نسبت به خطرات موجود فرهنگی از جانب آمریکا آگاه ساختند. به‌عنوان نمونه، فعالیت‌ها، بیانیه‌ها و سخنرانی‌های حضرت امام خمینی(ره) نمونه‌ای واضح می‌باشد که همواره به خطرات نفوذ فرهنگی آمریکا‌ اشاره می‌کردند و خیلی از نقشه‌های دشمنان را خنثی می‌کردند.
* نفوذ با چه شیوه‌هایی پی گرفته شد؟
- نفوذ فرهنگی آمریکا در ایران در دو سطح فردی و جریانی اتفاق افتاده است و کارگزاران فرهنگی و دستگاه سیاست خارجی آمریکا، از هر دو روند نفوذ در ایران حمایت به عمل آورده‌اند. مروری بر گزارش‌های سفارت آمریکا در ایران و خاطرات برجای مانده از مقامات آمریکایی که در ایران به فعالیت‌های به ظاهر دیپلماتیک مشغول بودند نشان می‌دهد که نفوذ فرهنگی در کشور ایران با شیوه‌های متنوع و پیچیده‌ای انجام می‌شده است که به برخی از آنها‌ اشاره می‌شود. آمریکا تلاش داشت با آموزش زبان انگلیسی،‌ترویج سبک زندگی غربی، رواج اندیشه‌های لیبرالیستی و غربی در نهادهای علمی، تحول در آرمان‌ها و ارزش‌های ملی و اسلامی و جذب دانشجویان و دانش‌آموزان ایرانی در کشورهای اروپایی و آمریکا، تخلیه اطلاعاتی معلمین و اساتید دانشگاه‌ها، همکاری با شخصیت‌های مخالف نظام در نهادهای فرهنگی، افزایش مربیان غربی در مدارس ایرانی، برگزاری مهمانی‌های غیرمتعارف برای جذب و تأثیرگذاری بر افراد فرهنگی شرکت‌کننده در آنها، ایجاد روابط فامیلی مصلحتی با فرهنگیان جامعه، گسترش نفاق در نهادهای فرهنگی، فعالیت نهادهای غربی نظر جانسون و فولبرایت، بهره‌گیری از ابزارهای رسانه‌ای نظیر پخش فیلم‌های غربی و تقویت رادیو صدای آمریکا، ایجاد انشقاق میان نهادهای دینی، فرهنگی و علمی، و غیره اثر بخشی نفوذ خود را بیفزاید و حاکمیت خود بر سرمایه‌های انسانی را پایدار سازد. مجموعه شیوه‌های نفوذ فرهنگی تلاش داشتند تا دو عنصر فرهنگ راهبردی ایرانیان و هویت دینی را در کشور متزلزل نمایند و علت آن را باید این‌گونه توضیح داد که ملت ایران همواره به دلیل فرهنگ و هویت دینی و ملی خود، در برابر قدرت‌های بزرگ ایستادگی می‌کرد و استقلال خواهی و مبارزه علیه ظلم و استکبار یکی از مولفه‌های فرهنگ راهبردی ایرانیان بوده است که برآمده از فرهنگ ناب اسلامی و هویت ایرانی بوده است. در بعد نفوذ جریانی، آمریکا سعی در هدایت شخصیت‌های موثر فرهنگی داشته و از طریق نزدیک شدن به آنها، خط مشی‌های فرهنگی مورد نظر آمریکا را در افکار و سیاست‌های آنها نهادینه سازد تا از این طریق بتواند ضمن کاهش دادن سطح مقاومت فرهنگی ایرانیان در مقابل فرهنگ آمریکایی، به اهداف استعماری خود دست یابد. در این مسیر، از نیروهای وابسته به غرب به‌عنوان بازوهای نفوذ فرهنگی استفاده می‌شود و سفارت آمریکا در ایران، این فعالیت‌ها را رصد و پایش می‌کرد تا درصورت لزوم بتواند تأثیر فرهنگی خود را به‌نحو مطلوب‌تری بیفزاید.
از منظر نهادهای موثر در نفوذ فرهنگی باید‌ اشاره شود که در ماه‌های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، وزارت امور خارجه آمریکا از اعضای سفارت می‌خواهد تا به‌ترتیبی که وضعیت امنیتی و سیاسی اجازه می‌دهد عملیات مؤثر انجمن ایران و آمریکا و کمیسیون‌های فولبرایت را تقویت کنید. این دو نهاد و انجمن، تمرکز خود را بر فعالیت‌های فرهنگی گذاشتند و تلاش داشتند شبکه‌های نفوذ را سازماندهی نمایند. این دو نهاد تلاش می‌کردند با تزریق روحیه خودباختگی، رشد ناامیدی در سطح جوانان، تنزل‌دادن محتوای فرهنگی در برنامه‌های کشور، رشد هنر، موسیقی و آموزه‌های آمریکایی در بین نهادها و شخصیت‌های علمی و فرهنگی مختلف کشور، تخریب اسطوره‌ها و مفاخر ملی ایرانیان و... به استعمار فرهنگی آمریکا در ایران کمک شایانی کنند.
* عناصر فراماسون و بهائیان چه نقشی در پروژه نفوذ ایفا کردند؟
- در جریان نفوذ فرهنگی آمریکا در ایران، فراماسون‌ها، برخی از اقلیت‌های دینی و بهائیان به فعالیت در حوزه پرورش نیروی نفوذی، ارسال اطلاعات فرهنگی کشور به سفارت آمریکا و رسوخ فرهنگی در نهادهای کشور مشغول بودند. فرقه بهائیت در برنامه‌های خود تلاش داشت تا از رشد و توسعه اسلام ناب محمدی(ص) در جامعه جلوگیری نماید و در عین حال، افکار و اندیشه‌های ضاله و ضداسلامی را در کشور رواج دهد. این گروه در زمان پهلوی با حمایت‌های غرب، توانستند وارد بدنه نظام فرهنگی و سیاسی بشوند و بر عملکرد فرهنگی نهادهای مختلف تأثیر بگذارند. دو نمونه تاریخی و آشکار این نفوذ فرهنگی توسط بهائیت را می‌توان ليلي اميرارجمند و فرخ‌رو پارساي دانست که اولی، مدير برنامه‌هاي آموزشي و‌ تربيتي شاه شد و دومی ‌به مقام وزير آموزش و پرورش دست یافت. این سطح از نفوذ جریانی در بدنه فرهنگی کشور نشان می‌دهد که بهائیت در زمان پهلوی دوم، به فعالیت زیادی در عرصه‌های فرهنگی دست زد که مهم‌ترین رسالت آنها در راستای اهداف آمریکا، تضعیف جریان اسلامی و فرهنگ دینی مردم ایران بود و خیل عظیمی ‌از سیاست‌های فرهنگی اتخاذ شده توسط اعضای بهائی در بدنه نظام پهلوی، در ضدیت کامل با ارزش‌ها و فرهنگ ملت ایران قرار داشت. جریان فراماسونری با حمایت از جریان‌های غربی، تلاش داشت تا فرهنگ شیعه را متزلزل سازد و در دوران فعالیت خود در زمان رژیم پهلوی، نمادهای خود را در بخش‌های مختلف کشور پخش کرد و حتی با رخنه در کلیه مراکز فرهنگی و اجتماعی در زمان پهلوی، بر سرنوشت ملت ایران حاکم شدند و بر اساس گزارش‌هایی که از ساواک منتشر شده است، تشکیلات و ساختار فراماسونری و لژها در جامعه رخنه نموده و نقش مؤثری در تخریب فرهنگ ایرانی داشته‌اند. اقدامات لژها و گروه‌های‌های وابسته به فراماسونری تا جایی پیش رفت که بر تحولات سیاسی و فرهنگی رژیم پهلوی حاکم شدند و سیر تحول فرهنگی کشور را در دست گرفتند.
باید درنظر داشت که نفوذ فرهنگی بدون داشتن نیروی انسانی ماهر و نقشه‌های فرهنگی برای تأثیر فرهنگی قابل پیاده شدن نیست و در زمان رژیم پهلوی، فرقه بهائیت و فراماسون‌ها ضمن اینکه در راستای اهداف فرهنگی غرب گام بر می‌داشتند، به شدت علیه افکار و اندیشه‌های اسلامی فعالیت می‌کردند و با نفوذ در نهادها و مشاغل حساس حکومتی، با تأثیرگذاری بر سیاست‌های فرهنگی کشور، روند دگردیسی در فرهنگ ایرانی را تسهیل کردند. این گروه‌ها، حامی ‌شخصیت‌های غرب‌گرا بودند و همواره به‌تربیت نیروهای نفوذی در نهادهای آموزشی، ‌تربیتی، فرهنگی و غیره بوده‌اند. فراماسون‌ها با سیاست دین‌زدایی،‌ ترویج مسیحیت و یهودیت مسخ‌شده، رسوخ اندیشه‌های لیبرالی به جامعه،‌ترویج نهضت ترجمه‌گرایی از متون غربی و منابع توسعه‌دهنده فرهنگ مادی‌گرایی، پرورش شخصیت‌های تأثیرگذار بر جریان فرهنگی کشور، کاهش‌دادن سطح نفوذ و قدرت نهاد روحانیت، حمایت از تاسیس نهادهای آموزشی و فرهنگی به سبک غرب و با روش‌های مخالف با مدارس دینی به تهاجم فرهنگی غرب علیه ایران و جریان نفوذ فرهنگی کمک شایانی کردند. در سطح جریانی و نهادی، فراماسون‌ها در نهادهایی نظیر سازمان پرورش افکار، نهاد نخست‌وزیری و وزارت و... حضور می‌یافتند و با فعالیت‌های خود، دامنه تأثیر نفوذ فرهنگی آمریکا در ایران را افزایش می‌دادند.
* تحقیقات جامعه در حوزه نفوذ آمریکا در مرکز اسناد انقلاب اسلامی در حال انجام است. لطفاً در این خصوص کمی‌توضیح دهید؟
- مرکز اسناد انقلاب اسلامی به‌عنوان یکی از موسسات و نهادهای پژوهشی در حوزه انقلاب اسلامی، تحقیقات جامع و وسیعی درخصوص عملکرد آمریکا در ایران انجام داده است و در زمینه پدیده نفوذ آمریکا در ایران، کتاب‌های مختلفی تدوین شده‌اند و طرح‌های پژوهشی متنوعی در ابعاد مختلف نفوذ آمریکا در ایران تدارک دیده شده‌اند. دکتر محمدمهدی اسماعیلی به‌عنوان معاونت پژوهشی مرکز اسناد انقلاب اسلامی، در سال جاری نیز طرح پژوهشی نفوذ فرهنگی در نهادهای آموزشی ایران از منظر اسناد لانه جاسوسی آمریکا را در دستور کار قرار داده‌اند و از حیث مطالعات تاریخی نفوذ، دوره چند جلدی روزشمار تاریخ انقلاب اسلامی در حال نهایی شدن می‌باشد که در این مجموعه، عملکرد آمریکا در حوزه‌های مختلف مورد بررسی قرار گرفته است و ضمن بررسی وجوه مختلف تاریخ انقلاب، مسئله نفوذ غرب در نهادهای مختلف ایران بر اساس داده‌های اسنادی و اطلاعات مندرج در جراید و مطبوعات مورد‌ اشاره قرار گرفته است. علاوه بر این، مرکز اسناد انقلاب اسلامی طی سال‌های گذشته به نفوذ آمریکا در ایران از منظرهای مختلفی پرداخته است که در این میان می‌توان به آثاری نظیر؛ «مبانی فراماسونری» و «نفوذ فراماسونری در مدیریت نهادهای فرهنگی ایران»‌ اشاره کرد. علاوه بر این، موسسه فرهنگی و هنری مرکز اسناد، طرح تحقیقاتی نفوذ (ابعاد و حوزه ‌هاي مختلف سياسي، فرهنگي و اقتصادي) را در سال 1398 به‌عنوان یکی از طرح‌های پژوهشی خود در دستور کار دارد. ضمن فعالیت‌های مرکز اسناد در حوزه تولید کتاب در حوزه نفوذ فرهنگی، وب‌سایت این مرکز به‌صورت روزآمد مباحث مربوط به نفوذ و مسائل فرهنگی ایران در دوران رژیم پهلوی را رصد می‌نماید و تاکنون مقالاتی در این حوزه را منتشر ساخته است که دارای بداعت و نوآوری می‌باشد. آثاری همچون «روایت اسناد لانه جاسوسی از راهبرد آمریکا برای نفوذ در دانشگاه‌ها» و «بررسی نفوذ فرهنگی آمریکا در مدارس ایران» از جمله تولیدات سایت مرکز اسناد می‌باشند. شایان ذکر است که علاوه بر کتاب‌ها و آثاری که به‌صورت مستقیم در حوزه نفوذ فرهنگی توسط مرکز اسناد منتشر شده‌اند، آثار فراوان دیگری در این مرکز تولید و منتشر شده‌اند که زوایای مختلف ارتباط فرهنگی ایران و آمریکا را مورد بررسی قرار می‌دهند و خوانندگان با رجوع به آنها می‌توانند به خوبی ماهیت و حقیقت راستین آمریکا و دشمنی این نظام سلطه با ایران را دریابند. در پایان لازم است از زحمات حجت‌الاسلام والمسلمین روح‌الله حسینیان رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی برای حمایت از فعالیت‌های پژوهشی و تولید آثار فاخر در حوزه تاریخ انقلاب اسلامی و آگاه‌سازی نسل جوان در حوزه مسائل راهبردی انقلاب اسلامی تشکر نمایم.