اداره کشور با عقلانیت میسر است(خوان حکمت)
امام رضا(ع) در خراسان در تبیین مقام امامت فرمود: «الْإِمَامُ وَاحِدُ دَهْرِهِ لَا يُدَانِيهِ أَحَدٌ»، «وَ هُوَ بِحَيْثُ النَّجْمُ مِنْ يَدِ الْمُتَنَاوِلِينَ وَ وَصْفِ الْوَاصِفِينَ فَأَيْنَ الِاخْتِيَارُ مِنْ هَذَا وَ أَيْنَ الْعُقُولُ عَنْ هَذَا وَ أَيْنَ يُوجَدُ مِثْلُ هَذَا»(1)، ا مام (معصوم) يگانۀ روزگار خويش است. هيچكس (در مقام و منزلت) نزديك به او نيست، امام ستاره آسمان است، کسي نميتواند به آسمان دستدرازي کند و ستاره را بگيرد يا مسح کند. مگر امامت را ميشود شناخت؟! مگر ولايت را ميشود بدون غدير شناخت؟! مگر حقيقت امامت يک امر انتصابي است؟! مگر با رأي مردم کسي امام ميشود؟ مگر با عقل مردم امامت شناخته ميشود؟ حضرت گفت و گفت تا فضاي ايران اسلامي را ولايي کرد، بخشي از استانها را اهل ولايت کرد، ديگران هم آشنا شدند، فرق بين غدير و سقيفه کاملاً روشن شد، آنگاه سخنان نوراني امام رضا را حضرت عبدالعظيم حسني و احمد بن موسي و فاطمه معصومه و خواهران و دختران و فرزندان اين خاندان تبيين کردند، علماء هم فهميدند، وضع ايران اسلامي برگشت. سپس وجود مبارک امام هشتم فرمود روز هيجده ذي حجه که شد اين روز را عيد بدانيد، لباس نو بپوشيد، به يکديگر بگوييد: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوَلَايَهًْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ ع»؛(2) و به يکديگر تبريک بگوييد، غدير حساب ديگري دارد، سقيفه حساب ديگري دارد. اينکه بزرگترين حکماي عصر اخير ميگويند، حسين بن علي در سقيفه کشته شد همين است «قتل حسين بن علي بن ابيطالب عليهالسلام يوم السقيفة»،(3) اين را صدر المتألهين ميگويد اينها را چه کسي به اينها ياد داد؟
نقش عقل دراداره کشور و زندگی
وجود مبارک امام هشتم(ع) به همه ما دستور داد که عاقلانه زندگي کنيد و کشور را عقل اداره ميکند نه چيز ديگر. عقل را هم عقل گفتند براي اينکه زانوي وهم و خيال را در بخش انديشه، زانوي شهوت و غضب را در بخش انگيزه؛ هم در بخش بود و نبود، هم در بخش بايد و نبايد، هم در حقيقت، هم در اعتبار، عقل اين زانوهاي چموش را عقال ميکند، عقال آن زانوبند را ميگويند. شتر چموش را عقال ميکند «اعْقِلْ و تَوَكَّل».(4) اين است. آن که عقل دارد، هوس و وهم و خيال او رام شده است، شهوت او و غضب او رام شده است. آنکه عقل ندارد شهوت او چموش است، غضب او جموح است، وهم او چموش است، خيال او جموح است، سرگردان است. اينها را وجود مبارک امام رضا(ع) به خوبي تبيين کرد و فرمود انسان يک دوست دارد و آن عقل اوست.
اختلاف، تیغ مضر برای دین
وجود مبارک رسول گرامي که روايات نوراني او به وسيله امام هشتم و ائمه ديگر در اين سرزمين رواج پيدا کرد فرمود: «إِيَّاكُمْ وَ الْبِغْضَهًْ»؛ باهم اختلاف نداشته باشيد. بعد چندين تعبير از وجود مبارک رسول گرامي(ص) رسيده است از جمله اینکه فرمود: «فَإِنَّهَا الْحَالِقَهًْ لِلدِّين»؛(5) فرمود: اختلاف چه در يک محله، چه در يک شهر، چه در يک استان، چه در يک کشور، اين اختلاف تيغ است. بعد وجود مبارک حضرت فرمود که من نميگويم که اين تيغ است که موي سر شما را تيغ ميکند، «فَإِنَّهَا الْحَالِقَهًْ لِلدِّين»؛ اختلاف با يکديگر تيغي است که زير مزرعه دين را تيغ ميکند. شما ديديد کساني که مکه مشرف شدند اگر بار اولی هستند سرشان را تيغ ميکنند، اين سر، تا مو دربياورد مدتها طول ميکشد. حالا اگر کسي هر روز سرش را تيغ کند، مويي در نميآيد. فرمود اين اختلاف تيغي است که زير دين شما را تيغ ميکند، آنوقت ديني در نميآيد. اين به او بد بگويد، او به اين بد بگويد، پانزده ميليون پرونده در دستگاه قضايي باشد. منشأ اختلاف اين است که ما مواظب زبان نيستيم، مواظب چشم خود نيستيم، مواظب دست و پا نيستيم، مالي که به ما دادند امانتداري نميکنيم، حرفي که به ما زدند حفظ نميکنيم، يک مختصر ناملايمي ديديم فوراً پرخاش ميکنيم مواظب زبان نيستيم؛ آنوقت چنين کشوري کشور امام رضا نيست. حضرت فرمود: اختلاف اين است، بغضاء اين است، دو دستگي اين است و امامت را نميشود به وسيله رأي مردم درست کرد. امامت اهل بيت عصمت و طهارت يک مقام الهي است که (لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ). اينها بيانات نوراني خود امام رضاست که بخشي را مرحوم کليني(ره) نقل کرده است و بخشي را هم ساير محدٍثان(6).
بيانات حضرت آيت الله جوادي آملي (دام ظله)
در جلسه درس اخلاق؛ 20/4/98
مرکز اطلاع رسانی اسرا
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. الکافی(ط ـ الاسلاميهًْ)، ج1، ص 201.
2. إقبال الأعمال(ط ـ القديمهًْ)، ج1، ص464.
3. رساله سه اصل، ج1، ص122.
4. عوالي اللئالي العزيزية في الأحاديث الدينيهًْ، ج1، ص75.
5. دعائم الإسلام، ج2، ص352. الكافي(ط ـ الإسلاميهًْ)، ج2، ص346.
6. تحف العقول، النص، ص439.
خوان حکمت روزهای یک شنبه منتشر میشود.