کد خبر: ۱۶۵۸۲۲
تاریخ انتشار : ۰۲ مرداد ۱۳۹۸ - ۲۰:۱۴

با تکیه بر توکل و تلاش خود از دیگران بی‌نیازی بجویید(حکایت خوبان)


 
در روایت است که یکی از اصحاب رسول اکرم(ص) زندگی‌اش بسیار سخت می‌شود و به تهیدستی گرفتار می‌آید، به اندازه‌ای که همسرش گفت: ای کاش به حضور پیامبر(ص) می‌رفتی و از او چیزی می‌خواستی. آن شخص نزد پیامبر(ص) می‌رود ولی هنوز سخنی بر زبان نرانده بود که پیامبر(ص) فرمودند؛ «من سالنا اعطیناه و من استغنی اغناه‌الله» هرکسی از ما چیزی بخواهد به او می‌دهیم ولی اگر بی‌نیازی جوید، خداوند او را بی‌نیاز سازد. صحابی با خود گفت: ما یعنی غیری؛ مقصود این سخن جز من کسی نیست. پس بی‌ آن که درخواستی کند به خانه‌اش بازگشت و سخن پیامبر(ص) را به همسرش گفت. زن گفت: پیامبر(ص) نیز بشری چون ماست. نزد او برو و وضعیت خود را بیان کن.
صحابی دوباره به سوی پیامبر(ص) رفت و هنوز سخنی نگفته بود که آن حضرت دوباره همان جمله را تکرار کرد. صحابی دوباره بازگشت و سخن پبامبر(ص) را نقل کرد. زن دوباره او را وادار کرد تا نزد آن حضرت برود و درخواست خود را به طور مستقیم عرضه کند. اما چون بار سوم بازگشت بی‌آن که سخنی بگوید همان سخن را از پیامبر(ص) شنید.
صحابی تصمیم گرفت که دست از بی‌کاری و تنبلی بشوید و کاری را انجام دهد. از این رو به نزد همسایه‌ای رفت و تیشه‌ای را امانت گرفت و به سوی دشت رفت و مقداری خار و خاشاک گرد آورد و به مدینه برد و فروخت. از آن غذایی را خرید و به خانه برد. روزهای دیگر نیز چنین کرد تا آن که برای خود تیشه و دو شتر و غلامی خرید و این‌گونه ثروتمند شد. روزی خدمت پیامبر(ص) آمد و ماجرای کار و درآمد خود را به عرض پیامبر(ص) رسانید و این که سه بار نزدشان آمدتا درخواست کمکی نماید. پیامبر(ص) فرمودند: قلت لک من سالنا اعطیناه و من استغنی اغناه الله، من به تو گفته بودم که هرکسی از ماچیزی بخواهد به او می‌دهیم ولی اگر (از خلق) بی‌نیازی جوید، خداوند او را بی‌نیاز سازد. (1)
___________________________________________
1- اصول کافی، ج 3، ص 208