کد خبر: ۱۶۵۴۸۳
تاریخ انتشار : ۲۹ تير ۱۳۹۸ - ۲۱:۴۷

ویژگی فرشته‌گونه شدن(خوان حکمت)



ايام کرامت يادآور ساختار خلقت ماست، خدا ما را کريم آفريد و درس کرامت به ما آموخت. زبان فارسي با همه غنا و قدرت فرهنگي که دارد، هرگز توان آن را ندارد که ترجمان عربي باشد. ما در فارسي «بزرگ و بزرگوار» داريم؛ اما کدام يک از اين واژه‌ها به جاي «کبير» می‌نشيند و کدام يک از اينها به جاي «عظيم» مي‌نشيند، کدام يک از اينها به جاي «کريم» مي‌نشيند؟ ما ناچاريم برخي از کلمات را ترکيب کنيم تا ترجمان برخي از کلمات عربي باشد. اگر در عرب به کسي مي‌گويند «عظيم»؛ يعني استخوان‌دار است(عظم به معنی استخوان)، مغز متفکر دارد، ستوني دارد، نمي‌لغزد. «عظيم» با «بزرگ» فرق مي‌کند و اگر عرب به کسي مي‌گويد «کريم»؛ يعني فرشته‌خوي است. در قرآن کريم ذات أقدس اله، ملائکه را با عنوان کرام و کريم ستود؛ در سوره مبارکه «أنبيا» فرمود: «بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ»،[1] آنکه در هسته مرکزي عقل و عدل است، کريم است. اين آيه سوره انبيا فرشته‌ها را از آن جهت کريم مي‌داند که نه قبل از حکم خدا حرکت مي‌کنند و نه دنبال مي‌افتند بلکه با حکم خدايند.

وصف فرشتگان درباره امامان معصوم
نمونه‌اي از کرام در «زيارت جامعه کبير» در وصف ائمه(عليهم السلام) هم آمده است، در «زيارت جامعه»[2] در پيشگاه ائمه(عليهم السلام) عرض مي‌کنيم اينها «بَلْ عِبَادٌ مُّكْرَمُونَ لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ». همان وصفي که براي فرشته‌ها ذکر مي‌کند و در قرآن ذکر شد، در «زيارت جامعه» وجود مبارک حضرت هادي(ع) براي ائمه(عليهم السلام) ذکر مي‌کند و دهه کرامت يعني نشر فرشته‌خويي. فرشته آن است که نه بيراهه مي‌رود و نه راه کسي را مي‌بندد و خدا ما را براي اينکه فرشته‌خوي بشويم، خلق کرد. در قرآن فرمود: «لَقَدْ كَرَّمْنا بَني‏ آدَم»[3] ساختار خلقت انسان، انساني است که بايد فرشته شود.
فرمود ما قرآن را داديم که قول کريم است و کتاب کريم است. پيامبري فرستاديم، جبرئيلي فرستاديم: «لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ». ائمه‌اي به شما داديم که کرام هستند. فرشتگاني را در خدمت شما گذاشتيم که کريم هستند، شما بايد کريمانه زندگي کنيد و کريمانه به سر ببريد. کريم نه بي‌راهه مي‌رود و نه راه کسي را مي‌بندد. در بيانات نوراني قرآن کريم که ما را به کرامت ستود، فرمود فرشته اصلاً براي شما خلق شده است، در خدمت شما هستند، اينها کرام کريم هستند: «إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظينَ كِراماً كاتِبينَ»؛[4] ما کرامت را در حرم امن شما قرار داديم تا شما کريم بشويد.

استعداد بالقوه انسان تا حد فرشته شدن
اين راه، راه اصلي ماست و اگر کسي فرشته نشد، محروم است و اگر جناب سنايي مي‌گويد حداقل آن است که شما در رديف برخي از فرشتگانِ نازل باشيد، حالا فرشته‌هاي عاليه مراحل ديگري دارند، حساب ديگري دارد، او از همين‌جا استفاده کرد. سنايي مي‌گويد:
تو فرشته شوي ار جهد کني از پي آنک
 برگ توت است که گشته است به تدريج اطلس[5]
فرمود شما مي‌بينيد در تمام روي زمين ما فرشي يا پرده‌اي يا پارچه‌اي به گراني ابريشم نداريم، اطلس و پرنيان گران‌ترين و عزيزترين و زيباترين فرش جهان است. اين اطلس را، اين پرنيان را چه کسي توليد کرد؟ يک کِرمي به نام کرم ابريشم. چگونه توليد کرد؟ گفت چون رفت مدرسه و استاد ديد و حرف استاد را فهميد و عمل کرد، آنگاه اين شده اطلس. مي‌گويد تو از کرم ابريشم نبايد کمتر باشي تا نفس مي‌کشي باید درس بخوانی! آيا انسان مي تواند بگويد من فارغ التحصيل شدم؟
يک برگ توت که جاي آن زباله‌دان بود، وقتي مدرسه رفت و درس خواند و مکتب استاد را ديد و در خدمت جناب کرم ابريشم تربيت شد، شد پرنيان، پس مي‌شود يک چيزي که سطل زباله‌اي است بشود اطلس و پرنيان.
اصلاً ما را براي فرشته شدن خلق کردند که نه بيراهه برويم، نه راه کسي را ببنديم. اگر قرآن را براي ما فرستادند، خدا فرمود من کتاب کريم فرستادم و اگر پيغمبر فرستاد، فرمود من رسول کريم فرستادم و اگر خود را معرفي مي‌کند می‌گوید من خالق کريم هستم و اگر هدف ما را تبيين مي‌کند؛ مي‌گويد تو براي کرامت خلق شدي. آن وقت چنين انساني ـ خداي ناکرده ـ دست به اختلاس يا نجومي می‌زند يا ـ معاذالله ـ دست به ربا می‌زند ؟ که فرمود اين ربا ، کاري است که ذات أقدس اله خاندان ربوي را خاکستر مي‌کند. فرمود مبادا زياد بگيريد، مبادا نزول بگيريد و نزول بدهيد، ربا بگيريد و ربا بدهيد. اين کار را ذات أقدس اله تحريم کرده است. فرمود رزق شما در سايه عنايت و عدل الهي است، مبادا اين کار را انجام بدهيد. هرگز خيال نکنيد که از راه حرام کسي مي‌تواند به مقصد برسد. حرام راه نيست، اصلاً حرام را حرام گفتند، براي اينکه انسان را از کرامت محروم مي‌کند.

عجین شدن فقه با اخلاق
 کشور همه چيز دارد. ذات أقدس اله تمام حرمت را براي شهدا گذاشت، اين کشور، کشور سرمايه‌داري است. چند هزار شهيد دادن کار آساني نيست. همين ذات أقدس اله که به ما فرمود شما مي‌توانيد کريم باشيد، مي‌توانيد فرشته باشيد و اصلاً براي فرشته‌خوي شدن خلق شديد، به ائمه(عليهم السلام) دستور داد که شما به فکر اين باشيد به زيارت شهدا برويد. وقتي به زيارت شهدا مي‌رويم عرض ادب مي‌کنيم، احترام مي‌کنيم، مقام اينها را ذکر مي‌کنيم، بعد اعتراف مي‌کنيم و عرض مي‌کنيم: «طِبْتُمْ وَ طَابَتِ الْأَرْضُ الَّتِي فِيهَا دُفِنْتُمْ»،[6] شما طيّب و طاهر شديد و اصلاً دين براي اين است که ما را طيّب و طاهر کند. بسياري از شما مسائل فقهي را آشنا هستيد، مخصوصاً علماي بزرگوار. اين فقه ما با اخلاق گره خورده است، اخلاق ما با فقه عجين شده است. به ما گفتند طاهر باشيد، اين طاهر تنها براي نماز و وضو و روزه و مانند آن نيست. يک سلسله وضوهايي است که واجب است.اگرانسان مي‌خواهد نماز بخواند، بايد وضو بگيرد، مي‌خواهد طواف بکند بايد وضو بگيرد، اينهاست. اين حکم فقهي است؛ اما همين ائمه(عليهم السلام) که حکم فقهي را گفتند، حکم اخلاقي را هم گفتند. کجا وضو مستحب است؟ مسجد مي‌خواهيد برويد وضو مستحب است، مي‌خواهيد قرآن بخوانيد وضو مستحب است، بخواهيد دست بزنيد وضو واجب است؛ ولي قرآن بخواهيد بخوانيد مستحب است.
همين ائمه فرمودند اگر يک برادري به برادر مسلمان خود ستم کرد، غيبت کرد، اهانت کرد، زشتي کرد، بي‌ادبي کرد نسبت به او دروغ گفت،اگر کسي نسبت به کسي بدرفتاري کرد بعد بخواهد وارد مسجد بشود، مستحب است که وضو بگيرد و وارد مسجد بشود، آن وضوي قبلي او باطل شد. اين اخلاق است که به فقه گره خورده است. اين وضو مستحب است؛ يعني چه؟ يعني اگر رفتي در مسجد نماز خواندي، به برادرت اهانت کردي يا حق کسي را بردي يا به کسي ظلمي کردي يا ربايي گرفتي، اين وضوي شما باطل شد «مستحباً». اين گره خوردن اخلاق است با فقه. اينها را هم صاحب وسائل نقل کرده است و هم ائمه فرمودند، کسي ديگر که نگفت.
تمام تلاش و کوشش قرآن و عترت اين است که ما طاهر باشيم، ما فرشته باشيم. آن وقت کشور، کشور امن است نه از استکبار کاري ساخته است، نه از آن اتحاديه اروپا کاري ساخته است نه از صهيونيسم کاري ساخته است.
بيانات حضرت آيت الله جوادي آملي (دام ظله)
 در جلسه درس اخلاق؛ 13/4/98
مرکز اطلاع‌رسانی اسرا
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
[1]. أنبياء، 26 و 27.
[2]. المزار الكبير(لابن المشهدي)، ص525.
[3]. اسرا، 70.
[4]. إنفطار، 10 و 11.
[5]. سنايی، قصايد، قصيده90.
[6].مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج‏2، ص723.
خوان حکمت روزهای یک شنبه منتشر می‌شود.