روایتی مستند از دخالتها و جنایات آمریکا در ایران 1392-1332
آموزش شکنجه توسط سيا
بخش امنيت داخلي ساواک (که به نام اداره کل سوم نيز شناخته ميشد) مهمترين بخش در سراسر اين دستگاه سرکوبگر بود. بخش امنيت داخلي، همکاري نزديکي با بخشهاي ديگر ساواک، و با نيروي پليس، ژاندارمري و يگانهاي ارتش داشت.13
تالیف: کامران غضنفری
بخش امنيت داخلي ساواک (که به نام اداره کل سوم نيز شناخته ميشد) مهمترين بخش در سراسر اين دستگاه سرکوبگر بود. بخش امنيت داخلي، همکاري نزديکي با بخشهاي ديگر ساواک، و با نيروي پليس، ژاندارمري و يگانهاي ارتش داشت.13
عمده شهرت ساواک (يا به عبارت بهتر، بخش امنيت داخلي آن) در دنيا، بهخاطر اعمال انواع و اقسام شيوههاي وحشيانه و قرون وسطايي شکنجه بر روي افراد دستگير شده بود. اما به راستي، ساواک اين شيوههاي شکنجه را از چه کساني تعليم گرفته بود؟ ژنرال هايزر (معاون فرمانده نيروهاي ناتو در اروپا) در کتاب خود، در يادداشت مربوط به چهاردهم ژانويه 1979 (24 دي 1357) مينويسد:
" مقالهاي در يک روزنامه در مسکو چاپ شده بود و طي آن در مورد حمله به مرکز ساواک در شيراز، مطلبي نوشته و افزوده بود که مردم به وسايل شکنجه دست يافتهاند. نويسنده مقاله همچنين افزوده بود که اين تجهيزات، همه ساخت آمريکا بوده است. وي به مقالهاي اشاره کرده بود که در روزنامه نيويورک تايمز چاپ شده بود و طي آن يک عضو سابق سازمان سيا به نام "جس ليف" گفته بود که ما شيوههاي شکنجه را به ساواک ياد داده بوديم. سيا شيوههاي شکنجه به روش نازيها در جريان جنگ جهاني دوم را فرا گرفته بود."14
يکي از کارمندان سابق سيا که کارشناس امور ايران بوده، نيز به "اينترنشنال هرالد تريبون" گفت که کارکنان ساواک طي دورههاي آموزشي ويژهاي در مرکز سازمان سيا در مک لين در ايالت ويرجينيا، با مدرنترين روشهاي شکنجه آشنا ميشدند.15
جيمز لايف نيز در کتاب "شکنجه در جهان" مينويسد:
"در سمينارهايي که سازمان سيا براي اعضاي ساواک ترتيب ميداد، جديدترين شيوههاي بازجويي و مؤثرترين شيوههاي شکنجه را آموزش ميداد و تعدادي از دستگاههاي مورد استفاده براي شکنجه نيز جزو دستگاههاي فني بودند که سيا در اختيار ساواک ميگذاشت. شيوههاي شکنجه نازيها در اثناي جنگ جهاني دوم، مؤثرترين روشهاي شکنجهاي بود که در سمينارها تعليم داده ميشد."16
طي سالهاي دهه 1340 و 1350، روشهاي زجرآورتري براي شکنجه مخالفان بهکار گرفته ميشد و آلات و تجهيزات بيشتر و متنوعتري براي شکنجه تهيه شد. بازجويان ساواک براي دستيابي به نتايج مطلوب در اعمال شکنجه، آموزش منظمي از سيا و موساد فرا گرفته و ابزار و آلات متعدد شکنجه توسط آمريکا و اسرائيل دراختيار آنان قرار داده ميشد.17
فرجالله سيفي کمانگر، معروف به کمالي (يکي از شکنجهگران معروف ساواک) در مورد نقش مأمورين سازمان سيا در شکنجه زندانيان ميگويد:
"دو نفر آمريکايي (عضو سيا) مرتباً به کميته مشترک ميآمدند و با رئيس کميته و عضدي، در حضور سعدي جليل اصفهاني ملاقات ميکردند و بهطور حتم درباره شکنجه دستگيرشدگان دستوراتي ميدادند. وسايل شکنجهاي نيز که جليل اصفهاني تهيه کرده بود، با دستور اين دو نفر آمريکايي انجام گرفته بود." 18
کمالي در جاي ديگري ميگويد:
" روزي که وحيد افراخته را دستگير کردند، مقدار زيادي وسايل انفجاري و مواد منفجره به دست آمده بود. آن دو نفر آمريکايي براي بررسي اين وسايل به کميته مشترک آمده بودند و من ديدم مقدار زيادي از وسايل مزبور را با خود بردند. بعدها از جليل اصفهاني شنيدم آن دو نفر متخصص درست کردن بمب هستند و آن وسايل را براي ساختن بمب بردند و به احتمال زياد اين دو نفر نحوه شکنجه را رهبري ميکردند زيرا هر روزي که اين دو نفر به کميته ميآمدند، جليل اصفهاني، عضدي و حسيني [شکنجهگران ساواک] را احضار ميکردند. اين را هم عرض کنم که از ابتداي تشکيل ساواک تا اين اواخر، از آمريکا و اسرائيل براي بازديد به ساواک ميآمدند." 19
انواع شکنجه در ساواک
ارتشبد فردوست، که خود علاوه بر رياست "دفتر ويژه اطلاعات" مدتي نيز بهعنوان قائم مقام ساواک کار ميکرده است، در مورد بحث شکنجه در ساواک ميگويد:
"حدود دهروز پساز ورود به ساواک، از کنگرلو درباره سرهنگ زيبائي سوال کردم. در آن موقع، زيبائي شهرت وسيعي در شکنجه و قساوت پيدا کرده بود، بهعلاوه اينکه از طرفداران جدي تيمور بختيار بود. کنگرلو گفت: آنچه درباره زيبائي شنيدهايد، کاملاً صحيح است و اکنون نيز مانند رئيس بازجويان ساواک عمل ميکند و انواع و اقسام وسايل شکنجه را دراختيار دارد. من سرهنگ زيبائي را احضار کردم و به خدمت او در ساواک پايان دادم."20
فردوست در جاي ديگري ميگويد:
"قبل از ورود من و اوايل ورود من، شکنجه در ساواک به شدت رواج داشت و مسئول مستقيم آن مصطفي امجدي و تيمور بختيار بودند و محمدرضا نيز مخالفتي نداشت زيرا به سود سلطنت او بود. پس از خروج من و مقدم از ساواک، نصيري به شدت به شکنجه روي آورد، تا حدي که نام ساواک در آغاز ليست سياه مجامع بينالمللي حقوقبشر قرار گرفت و باز هم محمدرضا مخالفتي نداشت."21
سرهنگ زیبائی معروف نیز ظاهراً در همین دوره دوباره به ساواک باز میگردد و تا سال 57 همچنان در ساواک به شکنجه مردم می پردازد .
اما اين شکنجههايي که ساواک آنهارا عمدتاً از سيا و موساد فرا گرفته بود، از چه نوعي بودند؟ ويليام شوکراس (محقق آمريکايي) در اين باره ميگويد:
"به شهادت زندانيان سابق، شيوههاي شکنجه ساواک معمولاً عبارت بودند از: شلاق، کتک، شوکبرقي، کشيدن ناخنها و دندانها، تنقيه آبجوش، آويزان کردن وزنههاي سنگين به بيضهها، بستن زنداني به يک تخت فلزي که به تدريج داغ ميشد، فروکرن بطري شکسته در مقعد، و تجاوز به عنف."22
عزتالله شاهي (از مبارزين و زندانيان قبل از انقلاب) در خاطرات خود، گوشهاي از شکنجههايش را چنين بازگو ميکند:
"يکبار حسيني (يکي از شکنجهگران معروف) بعد از مدتي شلاق زدن، دست کشيد. مرا از اتاق شکنجه بيرون آوردند و گفتند درجا بزن. چون پايم باد کرده بود، بغل ديوار ايستادم و درجا ميزدم. بازجوي من (به نام محمدي) از بالا آمد به پايين و به حسيني گفت چرا از اتاق بيرونش آوردهاي؟ او بايد همان داخل بماند و جنازهاش بيرون بيايد. با اعتراض بازجو به حسيني، مرا روي زمين خواباندند و خود بازجو آمد و با کفش روي گونهام رفت و يک چرخ زد که در اثر آن همانجا دوتا از دندانهايم شکست، در چنين حالي، دو شکنجهگر ديگر وحشيانه شروع به زدن من کردند، چنانکه ناخنهاي دست و پايم کنده شد. اين در حالي بود که من به خاطر ماه رمضان روزه بودم. وقتي آنها متوجه اين قضيه شدند، مرا خواباندند و دهانم را بهزور بازکردند و آب به درون آن ريختند."23
خانم مرضيه حديدچي (دبّاغ) در مورد شکنجههاي خود در کميته مشترک ميگويد:
"شکنجهها با سيلي و توهين شروع و به تدريج با شلاق و باتوم و فحاشي، جانفرسا شد. چندبار دست و پايم را به صندلي بستند و يک کلاه آهني بر سرم گذاشته و بعد جريان الکتريسيته با ولتاژهاي متفاوت به بدنم وارد ميکردند که موجب رعشه و تکانهاي تند پيکرم ميشد ... گاهي آنقدر شلاق به کف پاهايم ميزدند که از هوش ميرفتم ... يکبار مرا بر روي تختي خواباندند و دست و پاهايم را از طرفين بستند. وقتي شکنجهگر وارد اتاق شد، سيگار روشني بر لب داشت، بلافاصله آن را بر روي دستم خاموش کرد و همراه با ضجه و ناله من به مسخره گفت: "آخ! سيگارم خاموش شد!" و دوباره سيگار ديگري روشن کرد. اين بار آن را بر روي جاهاي حساس بدنم خاموش کرد که از تمام سلولهايم درد برخاست." 24
در برخی موارد در کميته مشترک، منوچهري و رسولي (از شکنجهگران معروف) ميله آهني را داغ کرده و برروي لب زنداني قرار ميدادند.25
در گزارش هيئت اعزامي به اصفهان و نجفآباد برای بررسي علل درگيريهاي آن منطقه، به تاريخ 7/10/1357، چنين آمده است:
"بهطوريکه از طرف طبقات مختلف شهر و همچنين بعضي از مقامات مسئول به اين هيئت اعلام نمودند، رفتار غيرانساني برخي از مأمورين ساواک در سالهاي گذشته، هنگام بازجوييها و گرفتن افراد و اعمال انواع شکنجهها مانند کوري مطلق، شکستن اعضاي بدن، درآوردن بيضه و غيره را به اين هيئت اعلام داشتهاند. به قرار اطلاع، مسئول اصلي اين شکنجهها، شخصي بهنام نادريان و پنج مأمور ديگر هستند."26
پاورقی
بخش امنيت داخلي ساواک (که به نام اداره کل سوم نيز شناخته ميشد) مهمترين بخش در سراسر اين دستگاه سرکوبگر بود. بخش امنيت داخلي، همکاري نزديکي با بخشهاي ديگر ساواک، و با نيروي پليس، ژاندارمري و يگانهاي ارتش داشت.13
عمده شهرت ساواک (يا به عبارت بهتر، بخش امنيت داخلي آن) در دنيا، بهخاطر اعمال انواع و اقسام شيوههاي وحشيانه و قرون وسطايي شکنجه بر روي افراد دستگير شده بود. اما به راستي، ساواک اين شيوههاي شکنجه را از چه کساني تعليم گرفته بود؟ ژنرال هايزر (معاون فرمانده نيروهاي ناتو در اروپا) در کتاب خود، در يادداشت مربوط به چهاردهم ژانويه 1979 (24 دي 1357) مينويسد:
" مقالهاي در يک روزنامه در مسکو چاپ شده بود و طي آن در مورد حمله به مرکز ساواک در شيراز، مطلبي نوشته و افزوده بود که مردم به وسايل شکنجه دست يافتهاند. نويسنده مقاله همچنين افزوده بود که اين تجهيزات، همه ساخت آمريکا بوده است. وي به مقالهاي اشاره کرده بود که در روزنامه نيويورک تايمز چاپ شده بود و طي آن يک عضو سابق سازمان سيا به نام "جس ليف" گفته بود که ما شيوههاي شکنجه را به ساواک ياد داده بوديم. سيا شيوههاي شکنجه به روش نازيها در جريان جنگ جهاني دوم را فرا گرفته بود."14
يکي از کارمندان سابق سيا که کارشناس امور ايران بوده، نيز به "اينترنشنال هرالد تريبون" گفت که کارکنان ساواک طي دورههاي آموزشي ويژهاي در مرکز سازمان سيا در مک لين در ايالت ويرجينيا، با مدرنترين روشهاي شکنجه آشنا ميشدند.15
جيمز لايف نيز در کتاب "شکنجه در جهان" مينويسد:
"در سمينارهايي که سازمان سيا براي اعضاي ساواک ترتيب ميداد، جديدترين شيوههاي بازجويي و مؤثرترين شيوههاي شکنجه را آموزش ميداد و تعدادي از دستگاههاي مورد استفاده براي شکنجه نيز جزو دستگاههاي فني بودند که سيا در اختيار ساواک ميگذاشت. شيوههاي شکنجه نازيها در اثناي جنگ جهاني دوم، مؤثرترين روشهاي شکنجهاي بود که در سمينارها تعليم داده ميشد."16
طي سالهاي دهه 1340 و 1350، روشهاي زجرآورتري براي شکنجه مخالفان بهکار گرفته ميشد و آلات و تجهيزات بيشتر و متنوعتري براي شکنجه تهيه شد. بازجويان ساواک براي دستيابي به نتايج مطلوب در اعمال شکنجه، آموزش منظمي از سيا و موساد فرا گرفته و ابزار و آلات متعدد شکنجه توسط آمريکا و اسرائيل دراختيار آنان قرار داده ميشد.17
فرجالله سيفي کمانگر، معروف به کمالي (يکي از شکنجهگران معروف ساواک) در مورد نقش مأمورين سازمان سيا در شکنجه زندانيان ميگويد:
"دو نفر آمريکايي (عضو سيا) مرتباً به کميته مشترک ميآمدند و با رئيس کميته و عضدي، در حضور سعدي جليل اصفهاني ملاقات ميکردند و بهطور حتم درباره شکنجه دستگيرشدگان دستوراتي ميدادند. وسايل شکنجهاي نيز که جليل اصفهاني تهيه کرده بود، با دستور اين دو نفر آمريکايي انجام گرفته بود." 18
کمالي در جاي ديگري ميگويد:
" روزي که وحيد افراخته را دستگير کردند، مقدار زيادي وسايل انفجاري و مواد منفجره به دست آمده بود. آن دو نفر آمريکايي براي بررسي اين وسايل به کميته مشترک آمده بودند و من ديدم مقدار زيادي از وسايل مزبور را با خود بردند. بعدها از جليل اصفهاني شنيدم آن دو نفر متخصص درست کردن بمب هستند و آن وسايل را براي ساختن بمب بردند و به احتمال زياد اين دو نفر نحوه شکنجه را رهبري ميکردند زيرا هر روزي که اين دو نفر به کميته ميآمدند، جليل اصفهاني، عضدي و حسيني [شکنجهگران ساواک] را احضار ميکردند. اين را هم عرض کنم که از ابتداي تشکيل ساواک تا اين اواخر، از آمريکا و اسرائيل براي بازديد به ساواک ميآمدند." 19
انواع شکنجه در ساواک
ارتشبد فردوست، که خود علاوه بر رياست "دفتر ويژه اطلاعات" مدتي نيز بهعنوان قائم مقام ساواک کار ميکرده است، در مورد بحث شکنجه در ساواک ميگويد:
"حدود دهروز پساز ورود به ساواک، از کنگرلو درباره سرهنگ زيبائي سوال کردم. در آن موقع، زيبائي شهرت وسيعي در شکنجه و قساوت پيدا کرده بود، بهعلاوه اينکه از طرفداران جدي تيمور بختيار بود. کنگرلو گفت: آنچه درباره زيبائي شنيدهايد، کاملاً صحيح است و اکنون نيز مانند رئيس بازجويان ساواک عمل ميکند و انواع و اقسام وسايل شکنجه را دراختيار دارد. من سرهنگ زيبائي را احضار کردم و به خدمت او در ساواک پايان دادم."20
فردوست در جاي ديگري ميگويد:
"قبل از ورود من و اوايل ورود من، شکنجه در ساواک به شدت رواج داشت و مسئول مستقيم آن مصطفي امجدي و تيمور بختيار بودند و محمدرضا نيز مخالفتي نداشت زيرا به سود سلطنت او بود. پس از خروج من و مقدم از ساواک، نصيري به شدت به شکنجه روي آورد، تا حدي که نام ساواک در آغاز ليست سياه مجامع بينالمللي حقوقبشر قرار گرفت و باز هم محمدرضا مخالفتي نداشت."21
سرهنگ زیبائی معروف نیز ظاهراً در همین دوره دوباره به ساواک باز میگردد و تا سال 57 همچنان در ساواک به شکنجه مردم می پردازد .
اما اين شکنجههايي که ساواک آنهارا عمدتاً از سيا و موساد فرا گرفته بود، از چه نوعي بودند؟ ويليام شوکراس (محقق آمريکايي) در اين باره ميگويد:
"به شهادت زندانيان سابق، شيوههاي شکنجه ساواک معمولاً عبارت بودند از: شلاق، کتک، شوکبرقي، کشيدن ناخنها و دندانها، تنقيه آبجوش، آويزان کردن وزنههاي سنگين به بيضهها، بستن زنداني به يک تخت فلزي که به تدريج داغ ميشد، فروکرن بطري شکسته در مقعد، و تجاوز به عنف."22
عزتالله شاهي (از مبارزين و زندانيان قبل از انقلاب) در خاطرات خود، گوشهاي از شکنجههايش را چنين بازگو ميکند:
"يکبار حسيني (يکي از شکنجهگران معروف) بعد از مدتي شلاق زدن، دست کشيد. مرا از اتاق شکنجه بيرون آوردند و گفتند درجا بزن. چون پايم باد کرده بود، بغل ديوار ايستادم و درجا ميزدم. بازجوي من (به نام محمدي) از بالا آمد به پايين و به حسيني گفت چرا از اتاق بيرونش آوردهاي؟ او بايد همان داخل بماند و جنازهاش بيرون بيايد. با اعتراض بازجو به حسيني، مرا روي زمين خواباندند و خود بازجو آمد و با کفش روي گونهام رفت و يک چرخ زد که در اثر آن همانجا دوتا از دندانهايم شکست، در چنين حالي، دو شکنجهگر ديگر وحشيانه شروع به زدن من کردند، چنانکه ناخنهاي دست و پايم کنده شد. اين در حالي بود که من به خاطر ماه رمضان روزه بودم. وقتي آنها متوجه اين قضيه شدند، مرا خواباندند و دهانم را بهزور بازکردند و آب به درون آن ريختند."23
خانم مرضيه حديدچي (دبّاغ) در مورد شکنجههاي خود در کميته مشترک ميگويد:
"شکنجهها با سيلي و توهين شروع و به تدريج با شلاق و باتوم و فحاشي، جانفرسا شد. چندبار دست و پايم را به صندلي بستند و يک کلاه آهني بر سرم گذاشته و بعد جريان الکتريسيته با ولتاژهاي متفاوت به بدنم وارد ميکردند که موجب رعشه و تکانهاي تند پيکرم ميشد ... گاهي آنقدر شلاق به کف پاهايم ميزدند که از هوش ميرفتم ... يکبار مرا بر روي تختي خواباندند و دست و پاهايم را از طرفين بستند. وقتي شکنجهگر وارد اتاق شد، سيگار روشني بر لب داشت، بلافاصله آن را بر روي دستم خاموش کرد و همراه با ضجه و ناله من به مسخره گفت: "آخ! سيگارم خاموش شد!" و دوباره سيگار ديگري روشن کرد. اين بار آن را بر روي جاهاي حساس بدنم خاموش کرد که از تمام سلولهايم درد برخاست." 24
در برخی موارد در کميته مشترک، منوچهري و رسولي (از شکنجهگران معروف) ميله آهني را داغ کرده و برروي لب زنداني قرار ميدادند.25
در گزارش هيئت اعزامي به اصفهان و نجفآباد برای بررسي علل درگيريهاي آن منطقه، به تاريخ 7/10/1357، چنين آمده است:
"بهطوريکه از طرف طبقات مختلف شهر و همچنين بعضي از مقامات مسئول به اين هيئت اعلام نمودند، رفتار غيرانساني برخي از مأمورين ساواک در سالهاي گذشته، هنگام بازجوييها و گرفتن افراد و اعمال انواع شکنجهها مانند کوري مطلق، شکستن اعضاي بدن، درآوردن بيضه و غيره را به اين هيئت اعلام داشتهاند. به قرار اطلاع، مسئول اصلي اين شکنجهها، شخصي بهنام نادريان و پنج مأمور ديگر هستند."26
پاورقی