کد خبر: ۱۵۸۹۳۲
تاریخ انتشار : ۰۶ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۲۱:۳۳
نگاهی به دیروزنامه‌های زنجیره‌ای

همین که در مذاکرات برجام بودیم موفقیتی عظیم است!




 سرویس سیاسی-
روزنامه اعتماد در شماره پنج شنبه خود یادداشتی را از یکی از نمایندگان طیف موسوم به اصلاح‌طلب منتشر کرد. نویسنده یادداشت که از اعضای هیئت‌رئیسه مجلس دهم نیز هست در ابتدای یادداشت خود نوشته: «با توجه به دستاوردی که برجام برای ایران[!] و 5+1 داشت در کنار مباحث محتوایی برجام و فراز و فرودهایی که در جریان مذاکرات وجود داشت، نفس حضور[!] ایران در این مذاکرات و موفقیت عظیمی[!!] که تیم مذاکره کنندگان هسته‌ای ایرانی به دست آوردند، مدلی موفق[!]از حضور و نقش‌آفرینی مثبت در مسیر حل چالش‌های سنگین بین‌المللی[!]و مدیریت امور[!] بود.»
به نظر می‌رسد نام «علیرضا رحیمی» نماینده لیست امید تهران را باید در کتاب «گینس» ثبت کنند. چرا که تا به حال ندیده ایم که شخصی در چندخط یادداشت خود این همه گزاره خلاف واقع به کارگیرد. البته به نظر می‌رسد این نماینده در این یادداشت سیاسی از «صنعت اغراق» هم به خوبی استفاده کرده است.
نویسنده از دستاورد برجام برای ایران سخن گفته؛ کدام دستاورد؟! قرار بود مذاکره انجام شود تا آنکه هم زمان هم چرخ اقتصاد بچرخد و هم چرخ سانتریفیوژها. این کوتاه‌ترین توصیف از هدف برجام است. در مقابل چشم پوشی کشورمان از برخی حقوق خود اما تا هم اکنون و پس از گذشت چند سال هنوز غرب به تعهداتش عمل نکرده است. حالا نماینده اصلاح‌طلب در میان بدعهدی‌های غرب و وضعیت چرخ اقتصاد و چرخ سانتریفیوژها چه دستاوردی از برجام برای کشور دیده است؟
نماینده اصلاح‌طلب مذاکره را با المپیک ‌اشتباه گرفته!
نماینده طیف موسوم به اصلاح‌طلب در ادامه «نفس حضور» ایران در مذاکرات برجامی را موفقیت عظیمی می‌داند که تیم مذاکره‌کننده کشورمان به دست آورده، مشخص است که این نماینده طیف موسوم به اصلاح‌طلب حضور در مذاکره را با «حضور در المپیک» یا «جام جهانی»‌ اشتباه گرفته است. در المپیک یا جام جهانی «نفس حضور» به واسطه آن دارای ارزش است که محقق شدن آن به واسط پیروزی‌هایی در دور مقدماتی حاصل می‌شود. ضمن آنکه باید گفت این گونه حضورها در ادوار مختلف وجود داشته و چیزی خاص این دوره نیست.
یعنی به عبارتی آنچه توسط این نماینده به عنوان موفقیت عظیم خوانده شده از دهه 70 وجود داشته است. ضمن آنکه «نفس حضور» به خودی ارزش‌آور باشد مذاکرات بسیاری در تاریخ چند قرن اخیر کشورمان وجوددارد که نفس حضور مذاکره کنندگان به مثلا جدایی بخشی از خاک میهن ختم شد!
اما از همه جالب‌تر و البته تاسف‌برانگیزتر این است که نویسنده برجام را «مدلی موفق» از حضور کشورمان و نقش‌آفرینی مثبت در مسیر «حل چالش‌های بین‌المللی» عنوان کرده است. اما چنان‌که اطلاع دارید پیرامون خود برجام و با مرکزیت آن، چالش‌هایی شکل گرفته حال رفع چالش‌های بین‌المللی پیش‌کش!
جالب‌تر از این جهت که بیان جملات مذکور حالتی طنزگونه به خود گرفته اما تاسف برانگیزتر برای آنکه این طیف سینه چاک برجام با همه آنچه پیش آمده باز هم پروژه بزک برجام را پیش می‌برند.
زنجیره‌ای‌ها همچنان نسخه انفعال می‌پیچند!
روزنامه همدلی در گزارشی با اشاره به لغو معافیت‌های خرید نفت ایران، نوشت:«آنچه در این میان حائز اهمیت است، «منطقِ به صفر رساندن فروش نفت ایران» است. این نکته مشخص است که جمهوری اسلامی می‌تواند از راه‌هایی نفت خود را بفروشد. برای مثال ترکیه از مصرف‌کنندگان نفت‌ و گاز ایران است اما اگر این «منطقِ به صفر رساندن» به‌جایی برسد که فروش نفت ایران را تا حد بسیار چشمگیری کاهش دهد که تکافوی بودجه کل کشور با توجه به «اقتصاد متکی بر تک محصولی» را ندهد، آنگاه چاره چیست؟». این روزنامه زنجیره‌ای در ادامه نوشت:«همچنان باید توجه داشت که گشودن این گره کور، کماکان در حوزه دیپلماسی میسر است. «خروج ایران از برجام» و یا «بستن تنگه هرمز» درست همان ادعاهایی است که تندروهای کاخ سفید انتظار آن را دارند تا با دستاویز قرار دادن آن به جهان و به‌ویژه کشورهای اروپایی را که مخالف سیاست‌های ترامپ در مقابله با ایران و پایبند به برجام هستند، متقاعد کنند که جمهوری اسلامی، همانی است که تیم تندروی ترامپ معرفی می‌کند.در این بین روابط تیره با برخی همسایگان از جمله امارات متحده عربی و عربستان سعودی باعث شده این کشورها که متحد راهبردی آمریکا نیز هستند، خلاء نفتی ایران را در اوپک و متعاقب آن در بازارهای جهانی جبران کنند». هرگاه آمریکا اقدامی خصمانه‌ای علیه ایران انجام می‌دهد، روزنامه‌های زنجیره‌ای به صف شده و با هراس افکنی، نسخه انفعال پیچیده و مدعی می‌شوند که در برابر گستاخی آمریکا باید از هرگونه واکنش قاطعانه پرهیز کنیم.
این در حالی است که حفظ منافع ملی و عزت مردم ایران در مواجهه با دولت مستکبر آمریکا، تنها از طریق اقتدار و رویکرد عزتمندانه تأمین می‌شود. هرگونه عقب‌نشینی در مقابل نظام سلطه، آن را به فشار بیشتر ترغیب می‌کند.
مذاکره در چه شرایطی مفید خواهد بود؟
روزنامه ایران ارگان دولت روز پنجشنبه در یادداشتی با عنوان «الزامات ایران در عصر تحریم» نوشت: «رئیس‌جمهوری آمریکا در حالی قصد دارد فروش نفت ایران را به صفر برساند که پیش‌تر حتی کارشناسان آمریکایی هم معتقد بودند راه‌های مختلفی برای دور زدن فروش نفت وجود دارد و به این سادگی نمی‌توان فروش نفت ایران را صفر کرد. کشورهای دیگر مناسبات‌شان با ایران را صرفاً براساس منافع ملی خود تعریف می‌کنند و نباید انتظار داشت که آنها از حقوق ایران در صحنه عمل دفاع کنند اما ما باید با منطق اقتصادی حرکت کنیم... برخی معتقدند باید با آمریکا مذاکره کرد. بنده نیز جزو موافقان مذاکره بوده و هستم اما به شرط آنکه هدف، شرایط و چارچوب مذاکره معلوم باشد اما در شرایطی که مقام‌های آمریکا عملاً شرایط ناممکنی را پیش پای ایران گذاشته‌اند، نتیجه بخشی مذاکره امری دور از دسترس خواهد بود. از این رو باید ابتدا شرایط داخلی کشور به مرحله‌ای از ثبات و توان برسد که نشستن بر سر میز مذاکره با آمریکا به دریافت امتیاز برای دو طرف بینجامد».این روزنامه روز چهارشنبه در یادداشتی به قلم یکی از متهمان امنیتی نوشته بود که تا دیر نشده فرصت مذاکره با آمریکا را از دست ندهیم! اما در یادداشت فوق نکته‌ای وجود دارد که قابل توجه است؛ آن نکته این است که مذاکره وقتی به نتایج مطلوب خواهد رسید که ما در جمیع جهات به قدرت لازم رسیده باشیم.
شاید اکنون این پرسش پیش کشیده شود که مگر ایران قدرتمند نیست؟ چرا که اگر قدرتمند نبودیم آمریکا لحظه‌ای در حمله به ایران تردید نمی‌کرد. در پاسخ باید گفت که متاسفانه قدرتمند شدن در کشور ما در جهات مختلف هم تراز نبوده است. کشور ما در مسایل نظامی پیشرفت‌های شگرفی داشته اما در ابعاد دیگر همچون اقتصاد این چنین نبوده و برای کسب همین قدرت در بعد اقتصادی است که رهبر انقلاب اقتصاد مقاومتی را ابلاغ و تاکید کردند.
متاسفانه جریان مدعی اصلاحات بدون توجه به نتیجه برجام از موضع ضعف به موضوع رابطه با آمریکا ورود کرده و با هراس افکنی در افکار عمومی، اینطور القاء می‌کنند که هیچ چاره‌ای جز امتیازدادن به آمریکا نداریم! اصلاح‌طلبان در هر حالی بدون توجه به مسایلی (از قبیل آنچه در سطرهای بالا گفته شد) چاره‌ای جز مذاکره بلد نیستند.
گریزانی مردم از اصلاحاتی‌ها، نتیجه لیست‌های «تَکراری»
روزنامه زنجیره‌ای «آرمان» در شماره پیشین خود گفت‌وگویی را با یکی از مسئولین ارشد ستادهای خاتمی و روحانی و عضو شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان انجام داده که وی در این مصاحبه به نقل از رئیس‌دولت اصلاحات گفته است: «ایشان اخیراً هم با اشاره به نارضایتی‌های مردم بیان کردند، معلوم نیست که مردم به دعوت اصلاح‌طلبان پای صندوق رأی بیایند. این نشان می‌دهد که نگرانی‌ها جدی است.»
همچنین روزنامه آرمان در یادداشتی به قلم یک فعال سیاسی اصلاح‌طلب، نوشت: «برخی از تحلیل‌ها نسبت به شرایط جامعه اینگونه است که مردم به نوعی انفعال و بی‌تفاوتی نسبت به جریانات سیاسی به‌خصوص اصلاح‌طلبان برای شرکت در انتخابات رسیده‌اند که عده‌ای این شرایط را ناشی از عملکرد انتقادآمیز فراکسیون امید مجلس و شورای شهر تهران می‌دانند و اساساً عملکرد این دونهاد انتخابی را بر شرایط حاضر بسیار مؤثر می‌پندارند. گرچه این تحلیل‌ها در جای خود محترم است، اما باید اذعان داشت که این نوع برداشت‌ها چندان علمی و کارشناسانه نیست».
اخیراً و به‌ویژه بعد از اظهارات خاتمی، به نظر میرسد عناصر اصلاح‌طلب دست و پای خود را گم کرده و در همنوایی با خاتمی لب به اعتراف گشوده و هر از گاهی در این خصوص به ارائه راهکارهای تاکتیکی و رسانه‌ای در روزنامه‌های زنجیره‌ای می‌پردازند. عبدالله ناصری، مشاور خاتمی نیز در گفت‌وگو با شماره روز چهارشنبه روزنامه زنجیره‌ای آرمان امروز از پوچ درآمدن لیست «تَکرار می‌کنم» گفته بود. نکته قابل تأمل آنکه مردم دولت روحانی را محصول اصلاح‌طلبان می‌دانند و اصلاح‌طلبان امروز خود معترفند که آبی از آنها گرم نشده است! هرچند که گفته‌اند «آب رفته به جوی باز نمی‌گردد».
دلار4200؛ دیروز«سوپرمن» ساخت، امروز «بزرگترین‌اشتباه»
روزنامه شرق در سرمقاله شماره پنج شنبه خود نوشت: «تخصیص ارز به نرخ مزبور[4200تومان] نه تنها نتوانست تلاطمات افسارگسیخته را از بازار دور کند و جلوی تداوم چندبرابرشدن قیمت ارز ظرف فقط چند ماه را بگیرد، بلکه حتی موجب چندنرخی‌شدن آن و از آن بدتر، تشدید رانت ارزی و فرار سرمایه شد. شاهد مثال آنکه هم اینک گفته می‌شود فقط یک قلم ۱۴ میلیارد دلار کالایی که باید با دلار چهارهزارو ۲۰۰ تومانی تأمین می‌شد، با ارز نیمایی که حدوداً دو برابر این مبلغ است خرید و فروش می‌شود؛ ادعایی که دولت دوازدهم نه آن را تکذیب و نه شفاف‌سازی کرده است».
بلافاصله پس از آنکه آقای جهانگیری بر صفحه تلویزیون ظاهر شد و خبر دلار 4200تومانی را آنگونه که بیان کرد روزنامه‌های طیف موسوم به اصلاح‌طلب (یعنی همین روزنامه‌های زنجیره‌ای) او را در لباس «سوپرمن» در صفحات نخست منتشر کردند تا اینگونه یک اصلاح‌طلب را منجی اقتصاد نشان دهند. در روزهای گذشته، «عباس عبدی» فعال سیاسی اصلاح‌طلب در مطلبی نوشته بود که «دلار ۴۲۰۰ تومانی بزرگترین‌اشتباه دولت روحانی بود».
آنچه که به «دلار جهانگیری» معروف شد، باعث بر باد رفتن چیزی بالغ بر ۱۸ میلیارد دلار شد آن هم در شرایطی که کشور به شدت به دلار نیاز داشت.