طلب بینهایت، مطلوب بینهایت میخواهد(سلوک عارفانه)
(بدان ای سالک راه خدا!) طلب انسان بینهایت است، یعنی حالت خواستن او، بینهایت است. این مطلب یک امر وجدانی است. به تعبیر ما سیری ندارد و بینهایت است. لذا در رابطه با هر یک از قوای او که حساب کنید میبینید که خواستهاش بینهایت است. ابتدا ممکن است که خواسته خود را اندازهگیری کند، ولی این اندازهگیری موقت و کاذب است، یعنی این اندازهگیری راست و صحیح است. چه بسا او در رابطه با ثروت بگوید، اگر ثروتم فلان مقدار باشد و به این مرز برسد برای من بس و کافی است ولی وقتی به آن مرز رسید، میبیند که مرز دیگری را برای خود ترسیم میکند. وقتی به مرز دوم رسید، مرز سومی در ذهن او نقش میبندد... از سوی دیگر طلب بینهایت کشف میکند که انسان مطلوب بینهایتی میخواهد. چون نمیشود طلب او بینهایت ولی مطلوبش محدود باشد. برای طلب بینهایت، باید مطلوب بینهایت باشد، تا با هم هماهنگی پیدا کند.(1)
_______________
1- اخلاق ربانی، آیتالله شیخ مجتبی تهرانی(ره)، ج 1، ص 146