کد خبر: ۱۵۷۳۷۳
تاریخ انتشار : ۱۷ فروردين ۱۳۹۸ - ۱۸:۵۴
تاملاتی در نسبت رسانه ملی و مردم-1

رقابت با «آنورِ آب»




سحر دانشور
«ما باید با شبکه‌های آنور آبی رقابت کنیم!» این مضمون و قریب به آن را بارها از زبانِ مدیران و برنامه سازان رسانه شنیده ایم. آنها نگرانِ مخاطبانی هستند که ممکن است به جای «انتخابِ» کانال‌ها و شبکه‌های داخلی با زدن یک دکمه معمولی سر از آنسوی مرزها و آب‌ها درآورند. ما با چیزی به اسمِ «فرصتِ انتخاب» مواجهیم. پدیده‌ای که رسانه‌ها را به «رقابت» با یکدیگر واداشته است. آنها برای دیده شدن می‌جنگند، برای به دست آوردن جایگاهی در شان و شایسته خود، برای جذبِ مخاطبی که ویژه خودشان باشد و دیگری، یعنی رقیب از آن محروم شود! مخاطب می‌تواند هرکدام را که می‌خواهد ببیند، گویا همه چیز به او و انگشتی که با آن دکمه کنترل را فشار می‌دهد بستگی دارد. اما آیا این «فرصتِ انتخاب» برای مخاطب به «منبع قدرت» و وسیله «کشف و رشد» بدل شده است؟! آیا او فرد قدرتمندی است که می‌تواند با تماشای هر شبکه-اینور آب و یا آنور آبی- در جهانی متفاوت از «تجربیاتِ جدید» غرق شود؟! هرکدام از این انتخاب‌ها چه نقشی در چشم اندازِ زندگی فردی و اجتماعی مخاطبی که به خاطر جذبش رقابت‌ها اوج می‌گیرد دارند؟! از سوی دیگر درخصوصِ وضعیت رسانه در جنگِ تصویر شده می‌توان پرسید این «رقابت» متکی بر «جنگ» است یا «تسلیم»؟! از دل این سؤال، سؤال دیگری بیرون می‌آید: مگر «رقابتِ تسلیم آمیز» هم داریم؟!- آیا رسانه در رقابتِ خود برای مخاطب هوش، تشخیص و اصالتی قائل است؟!
همه ما به تجربه فهمیده ایم هر انتخابی می‌تواند وضعیتی متفاوت برای زندگی روزمره، اهداف، روحیات و حتی خلقیاتِ شخصی و دیگر موارد و ابعاد زندگیمان رقم بزند. همه این وضعیت‌ها هم در درازمدت به شکل‌گیری آنچه هستیم منجر می‌شوند. اما سؤال اساسی این است که آیا ما این روزها دارای فرصت‌های انتخابِ مختلف با چشم اندازهای متفاوتیم؟! پاسخ تلخی است اما باید بگویم نه! ما چندان از هم متمایز نیستیم و خوشبینانه‌تر اینکه در مسیر از دست دادنِ تمامِ تمایزاتمان هستیم. خبر بد اینکه رسانه‌ها به عنوان ابزاری که یکی از وظایفِ خود را-فارغ از بررسیِ علمی و دقیق ابعادِ این ادعا- انتقال تجربیات مختلف زندگی به مخاطبین خود می‌دانند نیز نه تنها در این روند گرفتار شده بلکه خود به یکی از عواملِ چنین وضعیتی بدل شده‌اند. مخاطب از پسِ انتخاب‌های خود با جهانی شگرف و تجربه‌ای ویژه مواجه نمی‌شود. او می‌داند همه شبکه‌ها در حال مخابره پیام‌هایی یکسان و یکدستند، اما در فضایی عجیب به ماندن پای تلویزیون ادامه می‌دهد.
با این وضعیت تکلیفِ «رقابت» شبکه‌های داخلی با شبکه‌های «آنور آبی» و گزاره ثابت مسئولین و برنامه سازان رسانه چه می‌شود؟! بگذارید سه قطعه را کنار هم بچینم:
- چند سال پیش مجریان یکی از آیتم‌های خبرِ شبکه یک، همدیگر را به نام کوچک صدا می‌زدند. فارغ از ارزشگذاری این مقوله و بررسی خود این اتفاق در جامعه ایرانی، مخاطبین این حرکت را تقلید از شبکه‌های آنور آبی دانستند و موج تحقیر و تمسخر به پا شد، بعد از مدتی روال مثل سابق شد و مجریان دیگر به نام کوچک همدیگر را صدا نزدند.
- سیطره سلبریتی‌ها در سال‌های اخیر بر رسانه ملی، به نحوی جهت دهنده مسیر این رسانه در سال‌های پیش رو خواهد بود. محوریتِ سلبریتی‌ها در رسانه چیزی جز رواجِ روحِ سرگرمی نیست و خودِ این مقوله به بررسی مستقل نیاز دارد.
- اوج گیریِ برنامه‌های کپی شده از مدل‌های «آنورِ آبی» که طی دو سال اخیر می‌بینیم، فضای خاصی را در رسانه‌ایجاد کرده است که البته حاوی پیام‌های خاصی برای مخاطبین است.
من بخش‌هایی کوتاه و محدود از یک «رقابت» را برایتان ترسیم کردم که بیش و پیش از آنکه نام «رقابت» به خود بگیرد، «دنباله روی» و «تقلید» نام دارد. «دنباله روی» و «تقلید» است که زاینده «رقابتِ تسلیم آمیز» است، همان ترکیبی که در اولِ این متن تعجب برانگیز به نظر می‌رسید. گویا برنامه سازان و مدیران رسانه از پیش، خود را بازنده میدان می‌دانند که در حرکاتی انفعالی به تقلید از «برنامه سازی/برنامه سازانِ آنورآب» تولیدات خود را جهت می‌دهند. این انفعال ریشه در یک چیز دارد و آن بی‌توجهی به ظرفیت‌های مردمی است که در ظاهر برای به دست آوردنِ توجهشان دست به تولید می‌زنند. تسلیمِ پیش از رقابتِ رسانه، زمینه مواجهه مخاطب با وضعیتی تکراری و دوری او از تجربیاتِ جدید را فراهم آورده است. در چنین شرایطی چگونه می‌توان از فرصت انتخاب سخن گفت؟! چرا که مخاطب در نهایت فقط به تنوع در شماره کانال‌ها و نام شبکه‌ها تن می‌دهد نه محتواهای متنوع و تجربیات گوناگون. فرصتِ انتخابی که می‌توانست زمینه افزایش قدرت مخاطب و شبکه‌ها و رسانه چی‌ها شود، به زمینه انفعالی برای همه آنها بدل شده است. باید گفت برخلاف ادعای مسئولین و برنامه سازان ما به هیچ رقابتی مواجه نیستیم، بلکه تنها شاهد یک تسلیمِ تاریخی هستیم که با زرورقِ تلاش برای جذبِ مخاطب در حال ارسال پیام‌های رسانه‌های آنورآبی است. شاید بتوان گفت با ادامه چنین روندی رسانه ملی به خودش می‌بازد نه به رسانه‌های «آنور آبی»!