کد خبر: ۱۵۷۲۹
تاریخ انتشار : ۲۶ خرداد ۱۳۹۳ - ۲۰:۰۷

تبارشناسی اعتقادات جریانات تکفیری و خوارج


 منصور حاجی
جريان خوارج و گروه هاي تكفيري از مهمترين وقايع مشابه به هم در صدر اسلام و دوران معاصر مي باشد اما علي رغم فاصله زماني وجود شاخصه هاي مشترك فراوان در پيدايش و تكوين و همچنين آثار ناشي از اقدامات آنان درجهان اسلام بيانگرسنخيت وجودي ميان هردو جريان است ومي تواند مبناي مناسبي براي تحليل ماهيت  گروههاي تكفيري و اهداف آنان گردد.اين نوشتار در صدد تبيين اين موضوع است بدليل اثرپذيري گروههاي تكفيري، سلف حقيقي  آنان ، جريان خوارج در صدر اسلام بوده و تلاش آنها در دوران معاصر در حقيقت براي احيای آموزه‌هاي خوارج در دنياي كنوني مي باشد.
اهميت موضوع
شناخت حوادث تاريخي يكي از مهمترين راه ها براي ايجاد آگاهي و بصيرت ميان عموم مردم بويژه نخبگان مي باشد و توجه به آن مي تواند زمينه ساز هدايت هاي الهي باشد از اين رو خداوند در قرآن كريم در آيات متعددي همچون آيه شريفه 111 از سوره مباركه يوسف مي فرمايد: لقد كان في قصصهم عبره لاولي الاباب، همانا در سرگذشت آنان براي صاحبان بصيرت عبرت و پند آموزي است. هرچند كه ظاهر اين آيه شريفه به سرگذشت اقوام پيش از اسلام بر مي گردد اما بدليل عبرت آموزي  از تاريخ گذشتگان مي توان از آن براي تمامي مراحل تاريخ استفاده نمود . پديدار شدن جريان خوارج  و مطرح نمودن شعارهاي اسلامي و قرآني، يكي از خونبارترين وقايع تاريخ اسلام را رقم زده وآثار نامطلوبي از اقدامات آنان تاكنون در جهان اسلام ديده مي شود . هم اكنون ادعاي غير‌واقعي گروههاي تكفيري مبني بر دفاع از سنت هاي اصيل اسلامي و اشتهار آنان به سلف گرایي كه از مفاهيم مثبت در معارف اسلامي مي باشد همانند خوارج موجب بروز شائبه هاي زيادي در شناسائي ماهيت آنان گرديده است  آنچه كه بديهي است  بسياري از فرقه ها و جريانات سياسي و مذهبي بر جريانات پس از خود تأثير گذار بوده است و مي توانند روح اوليه آن جريان فكري را در درون خود زنده نمايند هرچند كه در ظاهر نيز شعارهاي متعارض و يا شعارهاي شبيه با يكديگر را انتخاب نمايند.لذا شناخت مشابهت هاي آنان از قبيل اعتقادات،اقدامات و نتايج وجودي گروه هاي تكفيري با جريان خوارج مي تواند در شناخت و انتخاب راهبردي اساسي در تقابل با آنان مؤثر واقع شود و اين نوشتار بدنبال تبيين موارد مشترك به هر دو جريان مي باشد.
 تشابهات درروند پيدايش
 صرف نظر از نحوه پيدايش تاريخي در دو مقطع زماني جدا از هم ، نزديك بودن شخصيت رهبران خوارج و تكفيريها موجب گرديده تا هر دو جريان خوارج و سلفي ها به لحاظ فكري از اشتراكات زيادي برخوردار شوند. نفي و اعتراض به مسلمانان دو شاخصه مشترك هردو جريان مي باشد. سير پيدايش خوارج با اعتراض به حضرت علي عليه السلام در قبول حكميت و نفي حاكميت غير خداوند و كافرخواندن عموم مسلمانان آغاز گرديد.1 و بر همان اساس ، تفكرات ابن تيميه و سپس محمد بن عبدالوهاب با انتقاد و نفي آئين ها و اعتقادات تمامي مسلمانان همراه بوده و هردو شعار عدول مسلمانان از اسلام اصيل را مبناي تفكرات خود قرار داده اند.
 خوارج فرقه اي است كه در نيمه قرن نخست هجري و دقيقا در جنگ صفين پيدا شد.2 شكل گيري خوارج از يك ترديد و فهم  غير صحيح در خصوص اقدامات حضرت اميرالمؤمنين  علي(ع) آغاز و در نهايت پس از گذر از مراحل اعتراض و اهانت به مسلمانان ، منتهي به خروج آنان از دين اسلام و شكل گيري جنگي خونبار به نام نهروان گرديد. افراد شاخص اين  جريان كه ابتداء خود از مسببان بوجود آمدن حكميت در جنگ صفين بودند 3 در اعتراض به نتيجه حكميت حكم به كفر حضرت علي عليه السلام داده  و در اعتراض به كفر ديگران مبادرت به مخالفت خود نمودند و آغاز حركت خود را شروع حاكميت خداوند ناميدند. جريان خوارج از همان ابتداء با يك رويكرد ظاهر بينانه به فهم منابع اسلامي همانند آيات قرآن و سنت رسول الله به شعارهاي  انحرافي دست زدند كه مهم‌ترين آن همان شعار لاحكم الالله بود.
 جريان سلفي تكفيري را مي توان ادامه همان راه ابن تيميه  دانست از ديدگاه رهبران وهابي و سلفي هاي تكفيري تا پيش از بعثت رسول الله الاعظم  انسانها اعم از آنان كه بعد‌ها مسلمان شده يا نشدند همگان غرق درشرك و كفر بودند اما با آمدن پيامبراسلام ،آن حضرت همه را از جهالت و شرك برحذر داشت اما اين وضع ديري نپایيد و بعد از اندك زماني همه مسلمانان به جهل و شرك روي آوردند و در اين ميان شيخ آنان محمد بن عبدالوهاب براي احيای مجدد توحيد مبارزه را با مشركان شروع نموده است . برهمين اساس يكي از انديشمندان اهل سنت در مذمت اين اعتقاد مي گويد بنا براين گفتار و عقيده وهابيان، مسلمانان تنها مدت محدودي موحد بوده و مجددا مشرك شده اند و اين مبناي اعتقادات وهابيان در نگاه به ديگر مسلمانان است4.  آنچه كه مسلم است محمد بن عبدالوهاب  تنهاپيروان خويش را از موحدان راستين برشمرده و آنان وظيفه دارند تا بر اساس دستورات وي  شيوه‌هاي مسلماني را به ديگر افراد ياد داده و آنان را از شرك خارج نمايند  و بر اساس اين موضوع تكفير ديگران يكي از مهمترين مؤلفه‌هاي مشترك ميان خوارج و سلفي‌هاي تكفيري مي باشد.
شاخصه هاي فكري مشترك
از مهم‌ترين شاخصه هاي مشترك ميان جريان خوارج وگروهاي تكفيري مشتركات آنان در حوزه مباني فكري مي‌باشد و بنا بر تاريخ اولين فردي كه به تطبيق اشتراكات ميان اين دوجريان نيز پرداخت شيخ سليمان نجدي برادرمحمد بن عبدالوهاب بوده5  او به صراحت مي گويد "خوارج اعمال صالح و حسنه مسلمانان را گناه و سيئه قلمداد مي كردند و مسلمانان را به خاطر گناه تكفير كرده و از اين جهت خون ها و اموال آنها را مباح مي دانستند 6  لذا از ديدگاه خوارج، مسلمانان و از جمله  حضرت علي عليه السلام با پذيرش حكميت، از دين خدا خارج شده و از سوي تكفيريها مسلمانان معاصر بدليل پذيرش بعضي از مظاهر دنياي جديد و ايجاد بدعت در دين متهم به کفر شده اند.
قشري نگري به منابع اسلامي  
يكي از مهمترين اشتراكات در ميان خوارج با جريان تكفيريها  انحصار فهم دين در ميان خود و كافر دانستن تمامي مسلمانان است.
در حقيقت كافر دانستن تمامي مسلمانان اعم از پيروان مذاهب اهل سنت و شيعيان يكي از مهمترين وجوه مشترك هر دو جريان مي باشد از ديدگاه خوارج حلال بودن جان و مال ديگر مسلمانان و خلود در آتش براي غير همفكرانشان امري مسلم بوده است و مبناي اين تفكر جاهلانه استنباط آنان از  انجام گناه از سوي مسلمانان مي باشد زيرا از ديدگاه خوارج  بواسطه يك گناه انسانها كافر و قتلشان واجب مي‌گردد و حكم تمامي اين افراد و سرزمينهايشان همانند كفار مي باشد لذا كشتار آنان امري لازم و حتي واجب مي باشد. ازسوي ديگر  از  ديدگاه محمد بن عبدالوهاب مسلماناني كه معتقد به شفاعت وزيارت هستند كفر اينها شديدتر و غليظ تر ازكفر يهوديان است. 7 از مهمترين شاخصه هاي فكري خوارج تمسك آنان به ظاهر دين و قشري گرایي در فهم آنان مي باشد .بر همين اساس اكتفاء به ظاهر آيات قرآن و قائل نبودن به تفسير و بدعت دانستن آن و وسعت دادن دائره كفر و ايمان به واسطه گناه مهمترين مباني اعتقادي مشترك در ميان هردو گروه خوارج و سلفي هاي تكفيري مي باشد8 و انطباق آياتي كه خداوند بر مذمت كفار و مشركان فرستاده بر مسلمانان يكي از مهمترين نگاههاي خوارج و جريان هاي سلفي ها به ديگر مسلمانان مي باشد.
جريان سلفي هاي تكفيري با طرح مفهوم بدعت در دين وتسري آن به بسياري از اعتقادات مسلمانان  زمينه تعارضات فكري را با ديگر مذاهب بوجود آورده اند و برهمين اساس استنادات ظاهر بينانه اي از قرآن و احاديث براي خود بر پا نموده اند.
ظاهر سازي فردي يكي ديگر از مشابهت هاي  این دو جریان  است  تأكيد در انجام فرائض ديني مانند برپائي نمازجماعت و سختگيري بر مردم وظواهر افراد بوده است
ضديت با عقل و تعقل‌گرایي
 از ديدگاه استاد مطهري  يكي از مهم‌ترين مؤلفه هاي مشترك ميان جريان هاي سلفي و خوارج عقل گريزي و خرد‌ستيزي آنان مي باشد. هم اكنون صدور فتاواي غيرعقلاني  همچون  جهاد نكاح و محدوديت اجتماعي  براي مسلمانان ازجمله نشانه اي ضديت آنان با عقل مي‌باشد. آنچه كه  در تاريخ از رفتارهاي خوراج بيان شده است رفتارهاي غير عقلاني و تمسك نمودن آنان به ظواهر قران و ضديت با هرگونه تفسير از قرآن بوده است كه از اين منظرگاه نيز آنان داراي اشتراكات جدي با گروهاي تكفيري مي‌باشند.
اقدامات  مشابه
از مهم‌ترين نشانه هاي مميزه خوارج  با ديگر جريانات مخالف حكومت حضرت علي اقدامات بسيار خشن آنان در دوران حيات كوتاه اين جريان است . پس از اتمام جنگ صفين و بازگشت حضرت علي عليه السلام به كوفه گروه خوارج به نشانه اعتراض به نتيجه حكميت وارد كوفه نشده و در منطقه‌اي در حروراء فرود آمدند و شمار آنان تا دوازده هزار نفر برآورد شده است 9 آنان از همان مراحل اوليه با ايراد سخنان اهانت‌آميز نسبت به حضرت علي و يارانشان در صدد اعتراض به نتيجه حكميت بودند اما پس از  اندك مدتي تغيير رويه داده  و مبادرت به اعمال خشونت آميز نمودند آنان در راه ها جلوي مردم را گرفته و اموال ، چارپايان و سلاح هاي آنان را به يغما مي بردند و براي عملي كردن مقاصد خود وارد روستاها مي‌شدند و همچنان به اين اقدامات خويش ادامه مي دادند تا به نهروان رسيدند10. اقدام خوارج دركشتن عبدالله بن خباب و كشتن همسر باردار وي موجب گرديد تا وحشت زيادي را در منطقه بوجود آورند. بنا بر بعضي از نقل هاي تاريخي اميرالمؤمنين در ابتداء تصميم داشت كه به ادامه جنگ با معاويه بپردازد اما وضعيت بوجود آمده موجب شد تا موضوع خوارج را حل وفصل نمايند لذا مي توان گفت استراتژي اوليه خوارج از همان ابتداء تصميم بر قتل افراد و ايجاد بحران رواني ناشي از رعب و ترس در ميان مسلمانان بوده است. هم اينك نيز جريان سلفيها اعم از وهابيت  و گروههاي تكفيري سعي در ايجاد رعب و وحشت در ميان جهان اسلام مي نمایند و بنظر مي رسد اتخاذ استراتژي رعب و وحشت در جهان اسلام يكي از برنامه هاي آنان بوده تا همانند سلف خود بتوانند به اهدافشان دست يابند.
شعارهاي دروغين
 شعارهاي خوارج و سلفي ها عموما شعارهاي ديني بوده كه همواره مي تواند براي بخشي عظيمي از مردم از جذابيت برخوردار باشد و همين وضعيت موجب جذب تعدادي از انسانهاي جاهل به اين جريانات خونريز شده است. در تاريخ ، مهمترين شعار اعلامي خوارج لا حكم الا الله بيان شده است كه در نهايت به‌دنبال حاكميت الله بر جهان مي باشد و در حقيقت با طرح شعار و بيان اهداف و برنامه ها مطلوب خود ، جريان خوراج  را مبناي حق و حقيقت دانسته و خودرا از ديگر مسلمانان متمايز نمودند و در تقابل با آنها به جنگ و ستيز پرداختند .اين شعار به‌گونه اي انحراف آميز بود كه حضرت علي عليه السلام در تبيين اين شعار خوارج فرمودند: كلمه حق يراد بها الباطل كلمه‌اي حق، كه از آن آرزوهاي  باطل مطالبه مي شود 11 و بدين ترتيب حضرت علي عليه السلام با دروغين  خواندن آن  اين شعار را وسيله اي براي رسيدن سران ورهبران خوارج به مطامع دنيوي معرفي نمودند و بسيار نيز تلاش كردند تا با احتجاج بطلان  اهداف مستفاداز اين شعار را به آنان بفهمانند كه متأسفانه بدليل جهل حاكم بر خوارج در اينخصوص موفق نگرديدند. و عموما عدم هدايت جريان خوارج ناشي از عصبيت هاي قبيله اي و مصالح و منافع افراد شكل مي گرفت و در مواردي امام علي بر اين حقيقت تأكيد نموده  است.
نتيجه مشترك  تغيير اولويت جهان اسلام
جريان خوارج و سلفي هاي تكفيري داراي آثار متعددي در جهان اسلام  بوده كه مهم‌ترين آن تغيير اولويت در جهان اسلام بوده كه به آن پرداخته مي شود. بي شك معاويه  خطر اساسي براي اسلام تلقی می شده  و از ديدگاه آن حضرت ريشه كردن نظام بني اميه بزرگترين اولويت بوده است . اقدامات آن حضرت در جنگ صفين و مكاتباتي  كه با معاويه داشت بيانگر اهتمام اميرالمؤمنين در مبارزه با معاويه بود اما بدليل اقدامات ديگر جريانهاي مخالف، همانند اصحاب جمل اين  مهم به تأخير افتاد و پس از واقعه حكميت در صفين آن حضرت تلاش داشت تا با جمع آوري نيروها مجددا به جنگ معاويه برود اما اقدامات خوارج در كشتار مسلمانان و ايجاد رعب و وحشت در ميان مسلمانان موجب گرديد تا عملا گسيل نيروها به شام تبديل به اولويت بعدي گردد و با برپائي جنگ نهروان علاوه بر از بين رفتن بخشي از نيروهاي مؤمن به حضرت علي  عليه السلام خستگي ناشي از  آن موجب گردد تا مهم‌ترين وسيله كه همان فرصت زماني است براي معاويه به‌وجود آيد . در اين مدت وي موفق گرديد با تثبيت و تطميع قبايل و افراد ذي نفوذ آنان را از همراهي با حضرت علي(ع) باز داشته و عملا امكان مقابله با خود را به حداقل ممكن برساند به‌گونه اي كه پس از شهادت حضرت علي(ع)  و خلافت چند ماهه امام حسن مجتبي عليه السلام آن حضرت موفق به جمع آوري نيرو نشده و با توجه به مجموع  شرائط مجبور به انعقاد قرار داد صلح با معاويه گرديدند لذا مي‌توان اعلام نمود كه  استقرارحكومت معاويه و نظام اموي، مديون جهالت خوارج مي باشد.
 در دوران معاصر نيز اقدامات جريانات سلفي هاي تكفيري نيز آثار مشابهی در جهان اسلام برجا گذاشته است. آن نيز در خصوص رژيم صهيونيستي كه هم اينك  مهم‌ترين موضع جهان اسلام  است مصداق پيدا مي‌کند. همواره امنيت رژيم صهيونيستي يكي از مهم‌ترين استراتژيهاي دولت هاي غربي به‌ويژه آمريكا بوده است و تمامي طرح هاي انجام شده در جهت تحقق امنيت اسرائيل بوده است . در دو دهه گذشته دو ركن اصلي مقاومت اسلامي يعني دولت سوريه و حزب الله لبنان، امنيت اسرائیل را  به‌خطر انداخته و اين رژيم را در حالت انزوا قرار داده بودند  لذا به‌صورت طبيعي به هر ميزان قدرتهاي منطقه اي درگير بحران شده و تضعيف گردند به همان ميزان موجب قدرتمند تر شدن اسرائيل و در نهايت امنيت آن كشور مي گردد كه اين وضعيت به‌دليل درگير شدن سوريه و نابودي زير ساخت هاي اين كشور و همچنين مواجهه مستقيم و غير مستقيم تكفيري‌ها با حزب الله لبنان به بهترين نحو و با حداقل هزينه براي رژيم صهيونيستي شکل گرفت ولی بحمدالله به نتایج مطلوب صهیونیست‌ها نرسید.
 نتيجه
 آنچه كه مي بايست برآن تأكيد گردد آن است که مهم‌ترين اشتراكات هر دو جريان خوارج و گروه هاي تكفيري ريشه در فهم قاصر آنها از دين داشته است و عدم همفكري با آنان به‌عنوان جرمي كفر آميز محسوب شده و عدم ايمان به آموزه هاي هريك از اين دو جريان مستوجب قتل مي گردد همچنين وجود تعصبات فرقه اي و قومي  در جريانات دوگانه خوارج و سلفي ها موجب بروز رفتارهاي عداوت جويانه برعليه بسيار از ملل ديگر حتي كساني كه به آنان نيز نزديك مي‌باشند شده است لذا مي توان گفت سلف مطلوب گروههاي تكفيري رفتارهاي خوارج بوده كه مورد مذمت تمامي مذاهب اسلامي مي باشند. واین گونه رفتار در عصر حاضر همانند تبعات رفتار خوارج در صدر اسلام موجب تضعیف قدرت مسلمین خواهد بود.
ــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت:
1- ابن اثير الكامل في التاريخ ج 3 ص 344
2- دانشنامه امام علي ،جلد نهم تاريخ ، رشاد ص 232
3- بلاذري ،احمد بن يحيي ،انساب الاشراف ج2 ص 370
4- كشف الارتياب محسن امين ترجمه سيد ابراهيم علوي ص 151
5- تاريخچه سياسي ص 41
6-  الصواعق الاهيه في الرد علي الوهابيه شيخ سليمان بن عبدالوهاب ص 45
7- رسائل محمد وهاب ص 121
8- اين است آيين وهابيت محمد جواد مغنيه ترجمه سيد ابراهيم سيد علوي ص 106
9- ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه ج2 ص 278
10- جواهر الاخبار والاثار،ج2 ص371  
11- ابن حنبل، احمد، المسند ج 5 ص 44