فلسفه تفاوت طینتها(5)(پرسش و پاسخ)
پرسش:
آیا تفاوت طینتها که در آموزههای وحیانی از آنها به طینت پاک (علیین) و طینتآلوده (سجین) تعبیر شده است، جبر نیست و با اختیار و آزادی انسان تعارض ندارد؟
پاسخ:
در چهاربخش قبلی پاسخ به این سؤال به مفهوم طینت، طینت از دیدگاه روایات، تحلیل علامه مجلسی(ره) و علامه طباطبایی(ره) درباره روایات طینت و طبقهبندی روایات طینت پرداختیم. اینک در بخش پایانی دنباله مطلب را پی میگیریم.
به تعبیر دیگر، سعادت انسان، ارتباط خاصی به پاکیزه بودن مواد اصلیاش دارد؛ چون حامل روح انسانی همین موادند و همین موادند که او را به سوی بهشت هدایت میکنند، همچنان که شقاوت انسان، ارتباط مستقیمی با آب و گل او دارد؛ این دو قسم آب و گل است که یکی انسان را به حق و سعادت و بهشت و دیگری به باطل و شقاوت و دوزخ، به نحو اقتضا سوق میدهند؛ چون خداوند است که این آثار را در آب و گل قرار داده و او میتواند سبب دیگری قویتر از آن را به کار ببرد و اثر آن را خنثی سازد.
براساس بسیاری از شواهد تاریخی، نقش ماده اولیه خلقت (طینت) در حد اقتضاست نه بیش از آن؛ به طور مثال، در خانواده امام معصوم یکی نیکوکار میشود؛ مانند امام حسن عسکری(ع) و دیگری بدکار به نام جعفر کذاب.
بنابراین میتوان گفت: این روایات در مقام بیان اقتضاست نه بیان جبر و ضرورت؛ یعنی کسانی که خلق شدهاند، طینت برخی اقتضای میل به بدی و گناه دارد و طینت برخی اقتضای گرایش به خیر دارد؛ مثل فرزندی که از پدر صالح به وجود آمده است، در برابر نوزادی که از زنا متولد شده است که در این یکی اقتضای گناه بیشتر است؛ ولی در هیچ یک به حد جبر نمیرسد.
این ویژگیهای درونی که در رفتار و اعمال انسان مؤثر است، تأثیر آن از حد اقتضا تجاوز نمیکند؛ به این معنا که خلق و خوی هر کسی، هیچ وقت او را مجبور به انجام کاری نمیکند و اثرش به آن حد نیست که ترک آن کارها را محال سازد و در نتیجه عمل از اختیاری بودن بیرون شده و جبری شود. شخص عصبانی در عین این که عصبانی و دچار فوران خشم شده، باز هم میتواند از انتقام صرفنظر کند و چنان نیست که شخص شهوتران در آنچه که به مقتضای دعوت شهوتش انجام میدهد، مجبور باشد؛ هر چند که ترک عمل دشوار است. بنابراین طینت سجین، گناه را در نظر صاحب آن زینت میدهد؛ به طوری که میل او به گناه زیاد شود؛ اما او همچنان قدرت بر ترک گناه دارد!
طینت علیین، مرجحی است برای اینکه روی و اطاعت خدا و پیغمبران کنند و مخالفت ایشان نکنند، با وجود این که قدرت بر مخالفت دارند.
بنابراین طینت علیینی و سجینی هر دو به صورت اقتضا و زمینه است و شخص میتواند با اراده خود آن زمینه را تقویت کند یا بر آن غلبه نماید.
پاسخ نقضی
اگر سعادت و شقاوت، لازمه ذات انسان بوده باشد و هرگز از آن تخلف نپذیرد (جبر)، در این صورت مردم میتوانند بر ضد خداوند احتجاج کنند؛ چرا که او خود، شقی را شقی، آفریده و از ازل، شقاوت را برایش نوشته است؛ در حالی که چنین نیست و خداست که بر ما احتجاج میکند؛ پس همین که میبینیم خداوند متعال بر ضد خلق، حجت اقامه میکند، میفهمیم که هیچ یک از سعادت و شقاوت، ضروری و جبری و لازمه ذات کسی نیست؛ بلکه از آثار اعمال نیک و بد او و اعتقادات حقه و باطله است. اگر انسان مجبور باشد، تلاش مربیان و مصلحان و فرستادن پیامبران بیهوده خواهد بود!
حدیثی از امام باقر و امام صادق (علیهماالسلام) حسن ختام بحث
در همین زمینه، این روایت شنیدنی است. امام باقر و امام صادق علیهماالسلام فرمودند: «خداوند نسبت به مخلوقاتش، مهربانتر از آن است که آنها را به گناهان اجبار نماید و سپس آنان را عقوبت فرماید.»
(توحید، شیخ صدوق، ص 360)