کد خبر: ۱۵۳۵۴۱
تاریخ انتشار : ۰۹ بهمن ۱۳۹۷ - ۲۰:۰۱
نگاهی به کتاب «نیاز به بیداری» نوشته علیرضا گودرزی

جهان به سوی «یک»




مقاله‌ای درباره پایان جهان در سال 2000، ذهن کنجکاو او را بر آن داشت تا به تحقیق، مطالعه و... در این زمینه بپردازد. او از کودکی با «چراهای» بسیاری در ذهنش درگیر بود. با از دست دادن پدر و مادر در خردسالی، برعهده گرفتن سرپرستی خواهرها و برادرهای کوچکتر از خود و دست و پنجه نرم کردن با مرارت‌های زندگی که در توان کمتر کسی می‌تواند باشد، چراهای بسیاری در ذهنش ایجاد شده بود.
کتاب «نیاز به بیداری» حاصل 10 سال تلاش بی‌وقفه نویسنده جوان علیرضا گودرزی برای پاسخ به این سوال است که با وجود رویکرد بشر به مدرنیته و فناوری، چرا به جای آن که دنیای بهتری برایش فراهم آید، جهان زیبایش را هم دارد رو به نابودی می‌برد. کتاب نگاهی موشکافانه و دقیق به هستی دارد.
در نخستین بخش از این گزارش با پاره‌ای از موارد مطرح شده در کتاب آشنا شدید. اینک بخش پایانی از نظر گرامی‌تان می‌گذرد.
در فصل بیداری هفتم می‌خوانیم: صفر، فضای خالی بین اعداد است که برای رسیدن به «یک»، شروع به پر کردن فضای خود کرده است. صفر، کوچکترین ناحیه از فضا و زمان بوده و برای رسیدن به «یک» مورد نیاز بوده است. وقتی انسان به جایی برسد که فاقد ارزش‌های اجتماعی باشد، در واقع به «صفر» رسیده است و برای رسیدن به «یک» مجبور به حرکت و ایجاد فضا و صرف زمان می‌شود... فاصله صفر تا یک را می‌توان چرخه رسیدن جهان از واقعیت به حقیقت در نظر گرفت. در بحث فضای نرم‌افزاری جهان، صفر فضایی است که ایجاد می‌شود تا بتواند اعداد دیگر را درون خود جای دهد. جهان بزرگ ما نیز از زمان و فضای صفر آغاز شد و هم‌اکنون در بی‌نهایت قرار گرفته است... جهان از منفی بی‌نهایت حرکت کرده و به صفر رسیده و به سوی یک در حرکت است... در حال حاضر جهان به سوی مثبت بی‌نهایت در حرکت است و زمانی که جهان به سوی مثبت یا منفی بی‌نهایت حرکت نماید، آخرین رقمی که به آن می‌رسد، یک خواهد بود... زمان حال نشان می‌دهد که فضا، زمان و حیات در بی‌نهایت خود قرار گرفته است و گویی جهان به سوی «یک» واحدی پیش می‌رود. آقای گودرزی در توضیح می‌گوید:
جهان در حالت دم و بازدم یا به صورت دیگری نهان و آشکار است؛ در زمانی که موجودیت می‌یابد و به سمت بی‌نهایت حرکت می‌کند، جهان از یک به بی‌نهایت می‌رسد و در زمانی که جهان موجودیت خود را از دست می‌دهد به صفر یا هیچ مبدل می‌شود. بنا به نظریه‌ای... جهان از هیچ به وجود آمده است و هیچ خالقی را برای خلقت جهان در نظر نمی‌گیرند، حال آن که جهان در طنین و ارتعاش به وجود آمده است و این ارتعاشات از سوی یک خالق بزرگ در جریان است. تمامی دستورات و فرکانس‌های موجود در جهان از یک منبع نیرومند به وجود آمده و باید در نظر گرفت که هر موجودیتی در پی موجودیت دیگری بوده است. اراده و تدوین قوانین کوانتومی و هر نظام و قانونی که بر جهان فیزیکی حکمرانی می‌کند در پی اراده خداوند به وجود آمده است و حرکت در معکوس زمان یا عقب‌گرد در زمان ما را با یک یگانگی مطلق روبه‌رو می‌سازد.
جهان‌های تو در تو
در این جهان، هیچ ذره، ماده و موجودی بدون علت خلق نشده است و هر ماده‌ای درون ماده دیگری قرار گرفته است و به نوعی هر جهانی توسط جهان بزرگتر از خود بلعیده شده که از منفی بی‌نهایت آغاز شده است و به سوی مثبت بی‌نهایت ادامه دارد و در هر زمانی که این چرخه دچار اختلال شود، بی‌نظمی و ناهماهنگی، جهان را فرا می‌گیرد و فضا و زمان جدید دیگری خلق نمی‌گردد بلکه جهان به سمت ریزش پیش می‌رود. امروزه انسان به بی‌رحم‌ترین موجود جهان مبدل شده است و به مثال یک ضد ماده در حال نابودی ماده است و با ایجاد امواج منفی، زمین را به سوی ناحیه‌ای به نام آخر زمان هدایت کرده است.
علیرضا گودرزی درباره پایان تلخ جهان که بشر به دست خود آن را دامن می‌زند می‌گوید: فضای یونسفری زمین از مخلوط گازهای مختلفی به وجود آمده که یک چرخه منظم در آن وجود دارد. با رشد علم و فناوری، ما مواد جدید و گازهایی خارج از چرخه طبیعی زمین را به وجود آورده‌ایم، بی‌نظمی و آشفتگی فیزیکی را ما انسان‌ها بر کره زمین حاکم کرده‌ایم. نظام سرمایه‌داری با تولید بالای محصولات و تشویق جهان به مصرف، زمین را به سمت نابودی می‌کشاند. امروزه کنفرانس‌های متعددی در این زمینه در سطح جهان برگزار می‌شود که تمامی آنها در حد نظریه باقی مانده و هیچ دستورالعمل مشخصی از سوی اقتصاددان‌ها برای حل این معضل وجود ندارد. قدرت‌های بزرگ برای رشد اقتصادی هرچه بیشتر خود تیشه بر ریشه جهان می‌زنند که روند آن چرخه بیولوژیکی زمین را تغییر داده و خطر، در انتظار مردم جهان است.
آقای گودرزی در ادامه می‌افزاید: ساختار کوانتومی جهان همواره به صورت انقلابین و اعتدالین وجود داشته و برای رسیدن جهان به اعتدالین، جهان مجبور به انقلابین است. این موضوع در ساختار فیزیکی زمین نیز نهادینه شده و حیات زمین با چنین ساختاری میسر می‌شود. استخراج منابع از دل زمین می‌تواند تعادل کوئوالانسی زمین را مختل کند. تمامی مواد موجود در زمین برای تعادل میان قطبین زمین به وجود آمده است و از آنجا که ساختار کوانتومی جهان بر پایه قوانین محکمی استوار است ما با ادامه روند موجود با یک انقلابین در مرکز و هسته زمین مواجه خواهیم شد و باید به این نکته نیز اشاره کرد که وضعیت کنونی اجتماعات جهانی نیز به سمت این انقلابین در حرکت است.
عشق؛ داروی جهان
عشق، نیرویی برای سرآغاز خلق جهان و ادامه حیات بوده و جهان بر مبنای جاذبه به وجود آمده است. عشق، جاذبه یا نیروی الکترواستاتیکی بین ذرات است و زمانی که این نیرو کاهش یابد، دیواره جهان دچار ترک‌خوردگی می‌شود و در نهایت به فروپاشی منجر می‌شود.
آقای گودرزی در پایان می‌افزاید: چون ما در یک جهان الکترومغناطیسی زندگی می‌کنیم می‌بایست دریابیم که مکانیزم این جهان به صورتی است که با کاهش نیروی جاذبه ماده دچار سستی می‌گردد و با گرفتن فاصله ذرات و کاهش میدان مغناطیسی میان ذرات و انسان‌‌های ذره‌گونه به ناگهان بشریت به انقراض کشیده می‌شود، در واقع عشق عاملی برای نگهداری اجتماعات انسانی است و با کاهش نیروی جاذبه میان انسان‌ها و از میان رفتن عشق، جهان رو به انقراض خواهد رفت.             ر. تیرگری