پیرامون مفهوم مهندسيديني و مهندسيغيرديني
دو رکعت مهندسي، قربهًْاليالله!
سينا فارسي نسب
با ظهور انقلاب اسلامي و ظهور اراده مردمي در احياي ساختار ديني، مطالعات و اظهار نظرها درباره مفهوم علم ديني شدت گرفت. لزوم ايجاد رشد علمي در جامعه اسلامي در کنار پاسداشت توحيد به عنوان روح معنوي جوامع اسلامي، ضرورتي به نام «مطالعات علم ديني» را در جامعه مسلمان ايجاد کرد و نظريات بسيار متنوعي در اين زمينه مطرح شده است. قريب به نود سال پيش، مسئلهاي تحت عنوان تأسيس دانشگاه اسلامي مطرح شد.1 اين نوع نظريات با انگيزههاي مختلف و اختلافاتي بسيار، همه از يک عنوان آن هم «علم ديني» استفاده مينمايند. گستره اين نظريات از ديني دانستن همه علوم تا منتفي دانستن حتي امکان علم ديني، نشاندهنده فاصله بسيار زياد آنهاست. قبل از ورود به مهندسي ديني،اشارهاي به مفهوم علم ديني لازم است.
ادعاي تحقق علم ديني يا تقرب به آن
تنوع ملاکهاي علمي ديني آن قدر زياد است که موجب شد گاهي اختلاف برخي نظريهها از اختلاف تعاريف آغاز شود. ملاکهاي بسياري در شناخت ماهيت علم ديني شمرده شده2، امّا به نظر ميرسد بهتر آن است که به جاي سخن گفتن از علم ديني و غير ديني، سخن از تقرب به علم ديني و غير ديني را مطرح کنيم و به عبارت ديگر، سخن از امکان، سخن از آن است که اگر بخواهيم به علم ديني نزديک شويم، چه راهي را بايد بپيماييم.
مهندسي چيست؟
مهندسي عبارت است از روش و حرفه کاربرد علوم فني که با استفاده از دانش فيزيکي به ساخت و طراحي مواد، ساختارها، ماشينها، ابزار و سيستمها و يا پردازشها ميپردازد و بنا بر تعريفي ديگر، مهندسي، تخصصي است که عهدهدار ايجاد، اصلاح و بهرهگيري از محيط طبيعي، جهت طراحي و ساخت بناها و انتفاع از يافتههاي علمي، جهت مدلسازي و حل مشکلات به وجود آمده است.
آنها که با دانش مهندسي سروکار داشتهاند، ميدانند که اين علم گاهي شامل فرمولهاي کاملاً تجربي، روابط کاملاً انتزاعي و خلاصه ابزارهايي است که جدا از هدف جزئي تعيين شده براي آن، مثل محاسبه دماي ذوب يک کامپوزيت، کاربرد ديگري در بيرون جهان مهندسي ندارد. نسبت و تفاوت مهندسي با فيزيک، آن است که وظيفه مهندس، کشف فيزيکي نيست؛ اما از محصول فيزيک و شاخههاي وابسته آن در مدلسازي، طراحي و... استفاده ميکند.
مطالعاتي درباره فلسفه مهندسي
شايد تصور شود که مهندسي تنها يک ابزار براي افزايش رفاه بشريت است و تنها کاري که نسبت به مهندسي ميتوان انجام داد، تسلط بر آن و گسترش مرزهاي توانايي در همين زمينه خواهد بود؛ در حالي که مطالعات عميقي درباره مهندسي تحت عنوان فلسفه مهندسي، به عنوان شاخه اي از فلسفه علم، انجام شده و امروزه به بررسي ريشههاي آن به عنوان موضوعي مهم نگريسته شده و در همين راستا نيز آثار سينمايي و هنري زيادي توليد شده است. بنابراين، فلسفه مهندسي در پي شناسايي پيامدهاي فلسفي علم در کاربرد آن در مهندسي است.
مفهوم فيزيک و علم تجربي ديني
مطالعات علم شناسانه نشان ميدهد که فيزيک به عنوان ابزار اصلي مهندسي، داراي پيشفرضهايي است که موجب ميشود دانشمند، نظريهاي را بر نظريه ديگر، ترجيح دهد.3 از اين جهت، جهانبيني دانشمند بر علم توليدي او تأثير ميگذارد. از سوي ديگر، چنين علمي داراي پيشفرض متافيزيکي متأثّر از جهانبيني دانشمند تجربي و جامعه4 است و وقتي در جامعه مورد استفاده قرار ميگيرد، ميتواند اين پيشفرض پنهان خود را به عنوان گزارهاي صحيح، به مخاطب خود تحميل نمايد؛ زيرا مخاطب تصور ميکند که اين گزاره نيز در علم، اثبات شده است.
از نگاهي ديگر، ميتوان آن بخشهاي فيزيک و مهندسي را که مبتني بر آزمايش و تجربه هستند، به عنوان کشف آفرينش الهي و فعل حضرت حق، در نظر گرفت و بنا بر اين که عقل از منابع مورد اعتناي دين است، در دايره معرفت مورد اعتناي دين وارد سازد؛5 اما در اين نگاه نبايد فراموش کرد که علوم تجربي قطعيّتي نداشته و وارد دانستن آن در دايره معرفت ديني، تنها تا زماني است که نسبت به درستي آن اطمينان نسبي داشته باشيم.6
به سوي مهندسي ديني
اگر به جاي سخن گفتن از مهندسي ديني و غير ديني، از تقرب به ملاحظات ديني در مهندسي سخن گوييم، ميتوانيم با اطمينان بيشتري سخن برانيم؛ هرچند شايد بتوان عرصههايي از مهندسي را تصور کرد که به پيروي از فيزيک، جاي ملاحظه ديني و غير ديني در آن وجود نداشته باشد؛ همچون نظرياتي که صرفاً جنبه توجيه پديده داشتهاند و يا يافتههايي که بتوان آنها را کشف واقع در نظر گرفت.
عرصههاي تقرب به مهندسي ديني
برخي از عرصههاي مهندسي که امکان و ضرورت در نظر گرفتن ملاحظات ديني در آنها وجود دارد، عبارتند از:
1. هر پيش طرح مهندسي، با فهم يک نياز فني آغاز ميشود؛ يعني اين موضوع که آيا مسئله پيش روي ما، يک نياز حقيقي است و اگر هست، اولويت آنچه مقدار است، بستگي به مناسبات فرهنگي دارد و در اين جهت بايد بر اساس جهان بيني جامعه، به طراحي مهندسي پرداخته شود.
2. بايد تلاش شود در طراحيها، توصيههاي ديني در آن موضوع، به عنوان پيوست فرهنگي طراحي مهندسي ملاحظه شود و در غير اين صورت، طراحي انجام شده توسط مهندس، ميتواند اثرات ضد فرهنگي داشته باشد. وقتي چيزي با طراحي مهندسين ما ساخته ميشود، نحوه استفاده از آن و نحوه برخورد با آن توسط خود محصول منتقل ميشود و اين به معناي همراهي فن با فرهنگ است. حال چگونه ميتوان طراحي مهندسي فاقد کارشناسي فرهنگي را اثري الزاماً مفيد دانست؟!
3. شيفتگي فنآوري7 که اکنون به عنوان يکي از آسيبهاي متداول فن شناخته ميشود، نبايد موجب شود که آسيبهاي احتمالي آن بر زندگي آيندة بشريت ناديده گرفته شود. متأسّفانه گاهي آن قدر علاقه به توليد محصولي تازه زياد است که تأثير آن بر فرهنگ عمومي، مناسبات خانوادگي، سلامت جسماني و... ناديده گرفته ميشود و اين به علت جايگاه غير معقول فن در ميان ماست. فني که قرار است خدمتکار بشريت باشد، نبايد در جهت حاکميت بر او پيش رود.
4. سلطنت فلسفي فنآوري بر ديگر علوم، يکي از آسيبها، به ويژه در جامعه ايران است. بايد هر علمي جايگاه خود را بشناسد8 و بر اساس حوزه توانايي خود، تجويزهاي خويش را اعلام نمايد. اکنون مهندسي در جامعه ما، جايگاهي بسيار رفيعتر از علوم انساني يافته است؛ تا آنجا که بسياري از متوليان فرهنگ نيز از ميان مهندسيني انتخاب شدهاند که تخصص کافي در زمينه فرهنگ نداشته و تنها به خاطر علاقه به عنوان مهندسي و نيز آشنايي با تفکر انتزاعي رياضياتي، وارد اين عرصهها شدهاند.
5. فنآوري ميتواند برخي از اهداف دست نيافته فرهنگي را تأمين کند. همان طور که گفته شد، گاهي فنآوري به خودي خود، جامعه را به سوي رفتاري خاص هدايت ميکند. برخي اهداف فرهنگي از طريق ياري فنآوري متناسب خود، ميتوانند زودتر و استوارتر تحقق پيدا کنند؛ براي نمونه، ميتوان به طراحي محصولات ويژه استفاده معلولان و نابينايان در جامعهاشاره کرد که ميتواند جامعه را به رعايت حقوق و کرامت اين عزيزان و طرح امکان بهرهمندي برابر از فرصتهاي جامعه تشويق کند.
پينوشتها:
1. دکتر گلشني, از علم سکولار تا علم ديني، پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، ص 145
2. دکتر رشاد، معيار علم ديني. فصلنامه ذهن, ص 5-12
3. از علم سکولار تا علم ديني، ص 7
4. Agassi, J. (1964). The Nature of Scientific Problems and Their Roots in Metaphysics. In M. Bunge, Critical Approaches to Science and Philosophy (pp. 189-211). --: Transaction Publishers. P.191
5. آيت الله جوادي آملي, منزلت عقل در هندسه معرفت ديني. مرکز نشر اسراء، ص 143
6. همان
7. ر.ک: نيل پست من، تکنوپولي، ترجمه طباطبايي
8. منزلت عقل در هندسه معرفت ديني، ص 140