کد خبر: ۱۵۲۹۹۱
تاریخ انتشار : ۰۲ بهمن ۱۳۹۷ - ۲۱:۱۸

عقل و درایت و فضای مجازی (نگاه)


 
سیدابوالحسن موسوی‌طباطبایی
 دقیقا نمی‌توان فهمید که آقای رئیس‌جمهور برخی مطالب را از دیدگاه یک مُبلغ دین می‌گویند یا به عنوان رئیس‌قوه‌مجریه! سخنانی که ایشان روز دوشنبه در جمع مدیران وزارت ارتباطات ابراز داشتند هر چند تازگی نداشت، اما تأکید چندین باره‌ای که با استناد به برخی آیات قرآن داشتند، سبب شد چند نکته را به اختصار متذکر گردیم:
  ۱. تصویری که آقای دکتر روحانی از دین ارائه می‌کنند، مجموعه‌ای ساده و پیش پا افتاده است که وظیفه‌ای جز گفت‌وگو و هدفی غیراز ارائه طریق ندارد و اگر چنین باشد این سؤال مطرح می‌شود که چرا انبیا در پیشبرد دین و اعلای کلمه حق این همه فداکاری و جانفشانی کردند؟ شکنجه‌ها دیدند و بسیاری به شهادت رسیدند؟ چرا مطابق نسخه آقای رئیس‌جمهور، پیامبران در سایه درخت، پاها را روی هم نینداختند و با موعظه‌های هفتگی مردم را ارشاد نکردند؟! اساسا اگر امر دین به اعتقاد آقای دکتر روحانی تا این حد سهل است، وجود ۱۲۴ هزار پیامبر با اعلا درجه سختی و مشقت چه لزومی داشت؟ زیرا به قول ایشان همه امور مانند همان اتومبیلی است که خطراتی دارد و مردم صاحب عقل و درایت خودشان می‌فهمند که چگونه از خیابان عبور کنند!
  طبق این نظریه، می‌توان قیام کربلا را نیز مورد نقد قرار داد! زیرا وقتی بتوان با ایجاد فرهنگ، مردم را به انتخاب درست هدایت کرد، دیگر چه نیازی به قیام و شهادت و اسارت وجود دارد؟!
  بر این اساس، انگیزه نهضت امام خمینی(ره) نیز از آسیب سؤال در امان نمی‌ماند! راستی چرا امام به جای قیام و انقلاب، عده‌ای سخنران را مأمور نکرد که بر منابر از دین و پاکی و درستی بگویند تا مردم نیز با درایت خود، راه صلاح را انتخاب کنند؟!
  ۲.در سال‌های اخیر شاید آیه‌ای مظلوم‌تر از «لا اکراه فی الدین» وجود نداشته است. بهره‌برداری‌های‌اشتباه و سوءاستفاده‌های ناآگاهانه و بعضا مغرضانه، این آیه را دقیقا برخلاف اهداف مقدس قرآن قرار داده است.
«لا اکراه فی الدین» یعنی در پذیرش دین اجباری نیست و اسلام با عظمت‌تر از آن است که با ارعاب و شمشیر و زور در دلها جای گیرد. این آیه، آشکارا عقاید مخالفان را به تحدی می‌طلبد و استدلال آنها را در مقابل منطق دین ضعیف می‌شمرد. دین مبین اسلام که مطابق عقل و فطرت آدمی است، حربه‌ای جز استدلال ندارد و هر کس با فطرتی پاک در برابر آن قرار بگیرد، یقینا تسلیم می‌گردد. پس آیه، ناظر به شیوه ایمان آوردن کفار است و ارتباطی با شانه خالی کردن عده‌ای، از مسئولیت مسلمانی ندارد. به عبارت دیگر هر گاه کسی بخواهد در جامعه اسلامی، به بهانه آزادی و نبودن اجبار در دین، حرمت اعتقادات مردم را زیر پا بگذارد و از خطوط قرمز بگذرد و سپس به این آیه تشبث کند، هم مجرم است و هم مغلطه‌گر!
  ۳. برخی آیات در قرآن وجود دارد که به پیامبر اکرم خطاب می‌کند «تو فقط تذکر بده» یا «بر عهده تو تنها ابلاغ است» این آیات دلالت بر توحید افعالی دارند یعنی سرچشمه همه حرکتها خداست. هدایت و ضلالت به دست اوست و کسی نمی‌تواند بیرون از مشیت الهی عملی انجام دهد. اما متاسفانه آقای رئیس‌جمهور از این آیات برداشت دیگری دارند برداشتی که از حاکمان، سلب مسئولیت می‌کند و جامعه را تبدیل به «کلاس اخلاق» می‌نماید که بزرگان آن فقط وظیفه دارند موعظه کنند سخنرانی نمایند و از بدی‌ها و خوبی‌ها بگویند.
  ۴. اگر به راستی نظر آقای دکتر روحانی چنین است که چون مردم خود اهل درایت و انتخابند و همه‌چیز باید با فهم و درک و پذیرش باشد و نه تحمیل، پس قوه قهریه چه جایگاهی در حکومت دارد؟ مثلا:
- چرا دستگاهی به نام راهنمایی و رانندگی وجود دارد که پیوسته از نیروی بازدارنده جریمه استفاده می‌کند؟
- در امر تولید و توزیع کنندگان مواد غذایی چرا اینقدر نظارت و سختگیری وجود دارد؟ بهداشت و سلامت محیط رستورانها چرا با ابزارهای جریمه و تعطیلی آن اماکن مورد تاکید قرار می‌گیرد؟
- قوه قضائیه و دادگاه و زندان برای چیست؟ مگر مردم خیر و صلاح و شر و فساد را نمی‌شناسند؟ راستی چرا حکومت در اجرای قانون این همه سختگیری می‌کند و مجازاتهای سنگین برای کسانی قرار می‌دهد که قانون را زیر پا می‌گذارند؟
  ۵. تلقی آقای دکتر روحانی از فضای مجازی بسیار دور از واقعیت است. اداره‌کنندگان فضای مجازی، مجموعه‌ای از متعهدترین و پاک‌ترین انسانها تا شیطان‌صفت‌ترین افراد هستند و عدم نظارت و فیلترینگ در واقع، قرار دادن انواع غذاهای مطبوع و مسموم در سفره جامعه است!
  فضای مجازی به بازار مکاره‌ای می‌ماند که در آن هم آب حیات به فروش می‌رسد و هم زهر کشنده قاتل! و کدام انسان عاقلی است که عزیزان خود را در این بازار بی‌صاحب رها کند تا به هر ویترینی بیاویزند و برق هر کالایی را بپسندند و هر بسته جذابی را به عنوان خوراک لذیذ مصرف کنند؟
  انسان آمیخته‌ای از صلاح و فساد و خیر و شر است و محیط، تربیت و وراثت در سعادت و شقاوت وی تأثیر اساسی دارد. رها کردن آدمی در میان زشتیها و زیبایی‌ها با تکیه بر اینکه وی صاحب عقل و درایت است و خودش انتخاب احسن را خواهد کرد، نه مورد تأیید علم است ونه عقل و شرع.
  خداوند در سوره اسرا می‌فرماید«وَ یَدعُ الإنسانُ بالشّر دُعاءَهُ بِالخیر وَ کانَ الإنسانُ عَجولا؛ انسان به همان صورت که نیکی‌ها را می‌طلبد(بدون توجه به عواقب امور و به سبب جهل به مصالح و مفاسد خویش، گزند و آسیب و ) بدی‌ها را می‌طلبد و انسان بسیار شتاب زده و عجول است.»
  بر این اساس وظیفه حاکمان آن است که موانع رشد و تعالی مردم را برطرف کنند و به جای متحیر رها کردن آنان بر سر دو راهی هدایت و ضلالت با امکاناتی که حکومت در اختیارشان قرار داده، مسیرهای خلاف انسانی را سد کنند و شاهراه صراط مستقیم را پیش روی آنان بگشایند. و چنانچه عده‌ای منحرف و دوستدار فساد و فحشا برنجند چه باک که ما به وظیفه الهی خود عمل می‌کنیم.