سوگيري دانشگاههاي ايراني به سوي اقتصاد دانشبنيان
نقش دانشجويان در اقتصاد مقاومتي
براي درک اين نکته که دانشجويان و فارغالتحصيلان دانشگاه چه نقشي در تحقق اقتصاد دانشبنيان دارند، بايد ابتدا بدانيم اقتصاد دانشبنيان چيست و چرا که درک اين مفهوم ميتواند چارچوب مناسبي براي شناخت سهم دانشگاه در تحقق آن ايفا کند. اقتصاد دانشبنيان، اقتصادي است مملو از محصولات و کالاهاي Hi-tech يا اصطلاحاً دانشبنيان. توليد اين محصولات، ميتواند توسط گروههاي دانشگاهي مورد توجه قرار گيرد. اين گروههاي دانشگاهي، ميتوانند ترکيبي از دانشجويان و فارغالتحصيلان باشند که در قالب شرکتهاي دانشبنيان، با حمايت و همراهي استادان و اعضاي هيئت علمي دانشگاهها، شکل گرفته، در صورت لزوم در پارکها و مراکز رشد فناوري نيز مستقر شوند.
توليد اين محصولات در هر اقتصادي داراي اهميت است. اين فعاليتها از طريق ارزش افزوده بالايي که ايجاد ميکنند مولد يک درآمد مناسب براي صاحبان آن ميباشند و علاوه بر اين، توجه به توليد اين محصولات، کشور را در تأمين اين اقلام به خودکفايي رسانده، به يک قطب علمي تبديل ميکند و نگاهها را به سمت خود جلب کند. همچنين توليد محصولات و خدمات مبتني بر فنآوري سطح بالا ميتواند موتور محرکه ساير فعاليتهاي اقتصادي باشد.
بنابراين، براي درک بهتر مفهوم اقتصاد دانشبنيان، بايد به سراغ تعاريف ديگري رفت. بر پايه اين تعاريف، اقتصاد دانشبنيان، اقتصادي است که در آن نه تنها «دانش»، نقش محوري داشته، باعث بهبود کيفيت و کاهش هزينههاي توليد ميشود؛ بلکه دانش، عامل جهتدهنده و تعيينکننده فعاليتهاي اقتصادي است.
بنا به اين تعريف، ديگر اقتصاد دانشبنيان، محدود به توليد محصولات مبتني بر دانش تلقي نخواهد شد؛ بلکه دانش ميبايد در طول فعاليتهاي اقتصادي و در مراحل توليد، بهکار گرفته شود.
در اين رويکرد، هر دانشجو در هر رشته و در هر دانشگاه، مسئوليت دارد که خود را براي انجام کارهاي بزرگ در آينده، آماده کند و دانشجويان و دانشآموختگان، ميتوانند در قالب کارآفرينان و کارکنان دانشي توانمند، پيشتازان بارور کردن حرکتي عظيم در کشور و نهادينه کردن آن در عموم بخشهاي اقتصادي باشند.
الگوي اقتصاد دانشبنيان در کشور ما، بايد مقاومتي، تحريمشکن، درونزا، برونگرا، بدون نفت و رساننده کشور به تراز مثبت علمي و الگوي فعال پيشرفت باشد. لازمه تحقق اين اقتصاد که در انطباق با تعاليم ديني به معناي زهد در مصرف و در عين حال تلاش خستگيناپذير در توليد کالا و خدمات ميباشد، برخورداري از اعتماد به نفس بالا و خودباوري و پرهيز از خودباختگي است. اين عناصر، شکلدهنده مؤلّفههايي از يک سبک زندگي خاص است که بايد آن را زندگي جهادي دانست.
از ديگر اشاراتي که ميتوان در خصوص جايگاه دانشگاه در اقتصاد دانشبنيان مورد توجه قرار داد، موضوع پيچيدگي اقتصادي است. پيچيدگي اقتصادي، يکي از شاخصههاي يک اقتصاد سالم ميباشد و به معناي تنوع فعاليتهاي توليدي در مقايسه با اندازه اقتصاد است. از آن جا که دانشگاهها همواره در جريان نوآوريهاي علمي و تحقيقاتي هستند، با شناسايي و نوسازي آنها و نيز شناسايي فرصتهاي بومي و انتشار آنها در جامعه، زمينهساز توسعه و تنوع فعاليتهاي اقتصادي در کشور است. اين تنوع ميتواند در قالب خود اتکايي و خود کفايي در تأمين نيازهاي کشور و نيز توسعه صادرات کشور تجلي يابد. تجارب موجود، نشاندهنده اين واقعيت است که در صورت آشنايي دانشگاهيان با کالاهاي وارداتي، آنها به راحتي خواهند توانست زمينه توليد داخلي اقلام مزبور را فراهم آورند.
از سوي ديگر، يکي از نقاط ضعف اقتصاد کشور، پايين بودن سطح مهارت کارکنان بنگاهها و سازمانها ميباشد. متأسفانه دانشگاههاي کشور ما دانشآموختگان ماهر و توانمندي تربيت نميکنند و اين موضوع، معلول مسائل مختلفي است و در سطوح مختلف نهادهاي حاکميتي، بايد براي آن چارهانديشي شود. بازنگري در عناوين، سرفصلها و محتواي رشتههاي دانشگاهي، تربيت دانشجويان به منظور آمادگي جهت کارآفريني، توسعه مراکز پژوهشي و ارتباط با صنعت، ايجاد کانونهاي ايدهپردازي و تفکر، ترويج نوآوري، عرضه سؤالات واقعي صنعت به جامعه دانشگاهي، از اقداماتي هستند که مسئولان دانشگاهها بايد با رويکرد تحقق اقتصاد مقاومتي و دانشبنيان، به آنها توجه کنند و دانشجويان و دانشگاهيان بايد به نقش مطالبهگرانه خود در اين خصوص توجه کنند و به صورت شخصي و گروهي، به افزايش قابليتهاي فردي خود توجه کنند.
تکيه بر مفهوم اقتصاد دانشبنيان، صرفاً منحصر به رشتههاي فني نيست؛ بلکه در اين رويکرد، رشتههاي علوم انساني نيز ميتوانند پس از گفتمانسازي و ارائه نسخههاي بومي، در قالب توسعه فناوريهاي نرم و صنايع فرهنگي، سهم مؤثري در اين مسير داشته باشند.
تأکيد بر اقتصاد دانشبنيان، به معني شبيه شدن به اقتصادهاي پيشرفته امروز غربي نيست و شايد به همين خاطر، نسخه بومي اقتصاد کشور را اقتصاد مقاومتي نام نهادهاند که ضمن برخورداري از مؤلفههاي اقتصاد دانشبنيان، يک الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت ارائه ميکند و نام آن نيز برگرفته از مفاهيم ديني و ارزشي است. در يک اقتصاد پيشرفته اسلامي، اعتماد به خدا و نصرت و ياري او، يک مفهوم کليدي و پايهاي است. اين اعتماد به حدي است که حتي در مواردي ميتواند به شرط پاکيزگي نيت، نتايجي متفاوت از حساب و کتاب مبتني بر خرد خودبنياد بشري را به ارمغان آورد. در کنار اين ايمان راسخ، فراگيري آخرين تکنيکها و کاربست آنها به بهترين شکل نيز ضروري است و به فرموده پيامبر صلياللهعليهوآله «خداوند دوست دارد وقتي بندهاي کاري انجام ميدهد، آن را درست و کامل انجام دهد» و همزمان با آن، پايبندي به احکام، رعايت اخلاق، اخلاص، پايداري، خلاقيت و هدفمندي، از ويژگيهاي مجاهدان چنين مسيري ميباشند؛ اما تحقق پيروزي به شرط پايداري، با وعده الهي، تضمين شده است.