کد خبر: ۱۵۲۹۰۴
تاریخ انتشار : ۰۲ بهمن ۱۳۹۷ - ۲۰:۰۵
سوگيري دانشگاه‏هاي ايراني به سوي اقتصاد دانش‏بنيان

نقش دانشجويان در اقتصاد مقاومتي




براي درک اين نکته که دانشجويان و فارغ‏التحصيلان دانشگاه چه نقشي در تحقق اقتصاد دانش‏بنيان دارند، بايد ابتدا بدانيم اقتصاد دانش‏بنيان چيست و چرا که درک اين مفهوم مي‏تواند چارچوب مناسبي براي شناخت سهم دانشگاه در تحقق آن ايفا کند. اقتصاد دانش‏بنيان، اقتصادي است مملو از محصولات و کالاهاي Hi-tech يا اصطلاحاً دانش‌بنيان. توليد اين محصولات، مي‏تواند توسط گروه‏هاي دانشگاهي مورد توجه قرار گيرد. اين گروه‏هاي دانشگاهي، مي‏توانند ترکيبي از دانشجويان و فارغ‏التحصيلان باشند که در قالب شرکت‏هاي دانش‏بنيان، با حمايت و همراهي استادان و اعضاي هيئت علمي دانشگاه‏ها، شکل گرفته، در صورت لزوم در پارک‏ها و مراکز رشد فناوري نيز مستقر شوند.
توليد اين محصولات در هر اقتصادي داراي اهميت است. اين فعاليت‏ها از طريق ارزش افزوده بالايي که ايجاد مي‏کنند مولد يک درآمد مناسب براي صاحبان آن مي‏باشند و علاوه بر اين، توجه به توليد اين محصولات، کشور را در تأمين اين اقلام به خودکفايي رسانده، به يک قطب علمي تبديل مي‏کند و نگاه‏ها را به سمت خود جلب کند. همچنين توليد محصولات و خدمات مبتني بر فن‏آوري سطح بالا مي‏تواند موتور محرکه ساير فعاليت‏هاي اقتصادي باشد.
بنابراين، براي درک بهتر مفهوم اقتصاد دانش‏بنيان، بايد به سراغ تعاريف ديگري رفت. بر پايه اين تعاريف، اقتصاد دانش‌بنيان،‌ اقتصادي است که در آن نه تنها «دانش»، نقش محوري داشته، باعث بهبود کيفيت و کاهش هزينه‌هاي توليد مي‌شود؛ بلکه دانش، عامل جهت‌دهنده و تعيين‌کننده فعاليت‏هاي اقتصادي است.
بنا به اين تعريف، ديگر اقتصاد دانش‏بنيان، محدود به توليد محصولات مبتني بر دانش تلقي نخواهد شد؛ بلکه دانش مي‌بايد در طول فعاليت‌هاي اقتصادي و در مراحل توليد، به‌کار گرفته شود.
در اين رويکرد، هر دانشجو در هر رشته و در هر دانشگاه، مسئوليت دارد که خود را براي انجام کارهاي بزرگ در آينده، آماده کند و دانشجويان و دانش‏آموختگان، مي‏توانند در قالب کارآفرينان و کارکنان دانشي توانمند، پيشتازان بارور کردن حرکتي عظيم در کشور و نهادينه کردن آن در عموم بخش‏هاي اقتصادي باشند.
الگوي اقتصاد دانش‌بنيان در کشور ما، بايد مقاومتي، تحريم‌شکن، درون‌زا، برون‌گرا، بدون نفت و رساننده کشور به تراز مثبت علمي و الگوي فعال پيشرفت باشد. لازمه تحقق اين اقتصاد که در انطباق با تعاليم ديني به معناي زهد در مصرف و در عين حال تلاش خستگي‏ناپذير در توليد کالا و خدمات مي‏باشد، برخورداري از اعتماد به نفس بالا و خودباوري و پرهيز از خودباختگي است. اين عناصر، شکل‏دهنده مؤلّفه‏هايي از يک سبک زندگي خاص است که بايد آن را زندگي جهادي دانست.
از ديگر اشاراتي که مي‏توان در خصوص جايگاه دانشگاه در اقتصاد دانش‏بنيان مورد توجه قرار داد، موضوع پيچيدگي اقتصادي است. پيچيدگي اقتصادي، يکي از شاخصه‏هاي يک اقتصاد سالم مي‏باشد و به معناي تنوع فعاليت‌هاي توليدي در مقايسه با اندازه اقتصاد است. از آن جا که دانشگاه‏ها همواره در جريان نوآوري‏هاي علمي و تحقيقاتي هستند، با شناسايي و نوسازي آنها و نيز شناسايي فرصت‏هاي بومي و انتشار آنها در جامعه، زمينه‏ساز توسعه و تنوع فعاليت‏هاي اقتصادي در کشور است. اين تنوع مي‏تواند در قالب خود اتکايي و خود کفايي در تأمين نيازهاي کشور و نيز توسعه صادرات کشور تجلي يابد. تجارب موجود، نشان‏دهنده اين واقعيت است که در صورت آشنايي دانشگاهيان با کالاهاي وارداتي، آنها به راحتي خواهند توانست زمينه توليد داخلي اقلام مزبور را فراهم آورند.
از سوي ديگر، يکي از نقاط ضعف اقتصاد کشور، پايين بودن سطح مهارت کارکنان بنگاه‏ها و سازمان‏ها مي‏باشد. متأسفانه دانشگاه‏هاي کشور ما دانش‏آموختگان ماهر و توانمندي تربيت نمي‏کنند و اين موضوع، معلول مسائل مختلفي است و در سطوح مختلف نهادهاي حاکميتي، بايد براي آن چاره‏انديشي شود. بازنگري در عناوين، سرفصل‏ها و محتواي رشته‏هاي دانشگاهي، تربيت دانشجويان به منظور آمادگي جهت کارآفريني، توسعه مراکز پژوهشي و ارتباط با صنعت، ايجاد کانون‏‏هاي ايده‏پردازي و تفکر، ترويج نوآوري، عرضه سؤالات واقعي صنعت به جامعه دانشگاهي، از اقداماتي هستند که مسئولان دانشگاه‏ها بايد با رويکرد تحقق اقتصاد مقاومتي و دانش‏بنيان، به آنها توجه کنند و دانشجويان و دانشگاهيان بايد به نقش مطالبه‏گرانه خود در اين خصوص توجه کنند و به صورت شخصي و گروهي، به افزايش قابليت‏هاي فردي خود توجه کنند.
تکيه بر مفهوم اقتصاد دانش‏بنيان، صرفاً منحصر به رشته‏هاي فني نيست؛ بلکه در اين رويکرد، رشته‏هاي علوم انساني نيز مي‏توانند پس از گفتمان‌سازي و ارائه نسخه‌هاي بومي، در قالب توسعه فناوري‏هاي نرم و صنايع فرهنگي، سهم مؤثري در اين مسير داشته باشند.
تأکيد بر اقتصاد دانش‏بنيان، به معني شبيه شدن به اقتصادهاي پيشرفته امروز غربي نيست و شايد به همين خاطر، نسخه بومي اقتصاد کشور را اقتصاد مقاومتي نام نهاده‏‏اند که ضمن برخورداري از مؤلفه‏هاي اقتصاد دانش‏بنيان، يک الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت ارائه مي‏کند و نام آن نيز برگرفته از مفاهيم ديني و ارزشي است. در يک اقتصاد پيشرفته اسلامي، اعتماد به خدا و نصرت و ياري او، يک مفهوم کليدي و پايه‏اي است. اين اعتماد به حدي است که حتي در مواردي مي‏تواند به شرط پاکيزگي نيت، نتايجي متفاوت از حساب و کتاب مبتني بر خرد خودبنياد بشري را به ارمغان آورد. در کنار اين ايمان راسخ، فراگيري آخرين تکنيک‏ها و کاربست آنها به بهترين شکل نيز ضروري است و به فرموده پيامبر صلي‏الله‏عليه‏وآله «خداوند دوست دارد وقتي بنده‏اي کاري انجام مي‏دهد، آن را درست و کامل انجام دهد» و همزمان با آن، پاي‏بندي به احکام، رعايت اخلاق، اخلاص، پايداري، خلاقيت و هدفمندي، از ويژگي‌هاي مجاهدان چنين مسيري مي‌باشند؛ اما تحقق پيروزي به شرط پايداري، با وعده الهي، تضمين شده است.