بانوی عمارت؛ شازده بییال و دم
نفیسه ترابنده
سریال «بانوی عمارت» به کارگردانی عزیزالله حمیدنژاد، تهیهکنندگی مجید مولایی و نویسندگی احسان جوانمرد، سریال پاییزی شبکه سه سیما بود؛ یک ملودرام عاشقانه در فضایی تاریخی که در این اوضاع نابسامان سریالهای تلویزیونی توانست تماشاگران زیادی را جذب کند. سریالی که گفته میشود فصل دوم آن نیز ساخته خواهد شد.
«بانوی عمارت» مقطعی از تاریخ قاجار (از مرگ ناصرالدینشاه و اوائل سلطنت مظفرالدینشاه) را روایت میکند و در لایههای زیرین به شرایط اجتماعی و سیاسی آن زمان میپردازد. شخصیتهای اصلی داستان، همگی خیالی و ساخته و پرداخته ذهن نویسنده هستند که در بستر تاریخ واقعی زندگی میکنند. از این حیث این اثر به سریال «شهرزاد» بسیار شباهت دارد، مثلث عشقی ابتدای داستان و جدال رشید و شازده ارسلان بر سر وصال فخرالزمان و استفاده از برخی بازیگران سریال شهرزاد و حتی صدای خواننده تیتراژ سریال نیز مخاطب را به یاد آن سریال میاندازد. گرچه باید گفت «بانوی عمارت» قصه سادهتر، شخصیتپردازیهای ضعیفتر و تعلیق کمتری دارد.
سریالی زنانه
بانوی عمارت یک سریال کاملاً زنانه است؛ فخرالزمان، افسرالملوک، آهو، جواهر، بهجت و حتی طلا زنانی هستند که زندگی شخصیت اصلی داستان یعنی شازده ارسلان میرزا را تحت تأثیر قرار میدهند. این سریال تصور مخاطب از زنان قاجاری را تغییر میدهد،ما نوعی صلابت، تلاش و جسارت را در شخصیتهای زن این سریال میبینیم که در دوره قاجار زنان کمتر از این ویژگیها برخوردار بودند و بیشتر تحت تأثیر جامعه مردسالار زندگی میکردند. زنان در این سریال به هیچ عنوان بدبخت و تحت ظلم و فشار مردان خود نیستند و حتی زنی چون بهجت با وجود سابقه بیماری و رفتارهای ناپسند نزد شازده ارسلان اعتبار و احترام خاصی دارد.
در این سریال، زنان چه از طبقه مرفه باشند و چه از طبقه رعیت و ضعیف جامعه، تسلیم قضا و قدر نمیشوند و سعی در تغییر اوضاع دارند؛ از فخرالزمان گرفته که ناجی همسر خود و سرنوشتساز است تا آهو که با جدیت به دنبال کسب سواد و دستیاری پزشک میرود و حتی جواهر که سودای قدرت دارد. در واقع در این سریال ما با زنان استثنایی در دوران قاجار مواجهیم که به لحاظ تیپ و شخصیت بیشتر به زنان امروزی شبیهاند.
تصویری متفاوت از شاهزادگان قاجاری
تاریخ مملو از ظلم و تعدی بیحد و حساب و حماقتهای حاکمان و شاهزادگان قاجار است اما شازده ارسلان به عنوان یک شاهزاده قاجاری شخصیتی محبوب و دوست داشتنی برای مخاطب است؛ مردی که توجه و اعتماد خاصی به نوکران عمارت خود دارد، به دور از هرگونه نشانههای مردسالارانه با خواهر و همسر خود رفتار میکند؛ گاه از خواهر بزرگتر خود حساب میبرد و برای رسیدن به عشقش پنهانی اشک میریزد، فیلمساز نه تنها شازده ارسلان را در زندگی خصوصی متفاوت با دیگر شاهزادگان قاجاری نشان میدهد بلکه در زندگی سیاسی و اجتماعی هم او با همقطاران خود متفاوت است، در واقع ارسلان میرزا فردی است که با وجود میل به قدرت طلبی همرنگ جماعت نشده و حاضر نیست اخلاق و انسانیت را زیر پا بگذارد، از همین رو سالهاست مورد بیتوجهی و غضب دستگاه حکومت قرار گرفته است. چنین تصویری از یک شاهزاده قاجاری در نوع خود جالب توجه است و تنها توجیه آن تأکید فیلمساز بر جنبه تخیلی بودن شخصیت هاست.
تصویری مخدوش از فراماسونرها
نکته تأملبرانگیز بانوی عمارت نمایش قدرت فراماسونری در ایران است. فیلمساز با نمایش تعلیقگونه نقش حضرت والا در زندگی ارسلان میرزا و جلب حس کنجکاوی مخاطب برای یافتن هویت او، به سراغ نمایش این سازمان مرموز رفته است. همانطور که در فیلم به نمایش درآمده فراماسونرها با عنوان انجمن فراموشخانه، بنیادی مخفیانه بودند که با حمایت قدرتهای جهان تأثیر و نفوذی بیشتر از شاه ایران در مناسبات سیاسی داشتند. آنها با داشتن افرادی چون سیمون خون مردم را در شیشه میکردند و با اعمال تهدید و فشار دستگاه قضایی را نیز در کنترل داشتند. البته فراماسونرها مأموریتهای مهمی در دستگاه سیاسی ایران در زمان قاجار و پهلوی داشتند اما حضرت والای داستان از تمام قدرت و ثروت خود برای یک انتقامگیری شخصی استفاده میکند و فیلمساز مأموریتها و نقش مهم این سازمان را در تاریخ به یک انتقامگیری کورکورانه تنزل داده است.
«بانوی عمارت» در یک نگاه
بانوی عمارت گرچه توانسته مخاطب تلویزیون را در این وضع آشفته تولیدات سیما و هجوم سریالهای ترکی و کرهای به پای تلویزیون بنشاند اما نقاط ضعفی نیز دارد؛ هجمه به یکی از ارکان طب سنتی اسلامی ایرانی یعنی هجامت و معرفی آن بهعنوان عامل انتقال جذام و بدبختی به مردم، تصویر خیالی و گاه غیرقابل باور از زمانه و شاهزادگان قاجاری، بد اقبالیهای مکرر قهرمان داستان به سبک فیلمهای ایرانی، نمایش طولانی و با جزئیات صحنههای خشن شکنجه، نمایش تصویر نه چندان موجه و مطلوب از میرزا رضای کرمانی بهعنوان یک قهرمان ملی، استفاده از واژگان و زبان امروزی وگریم و طراحی لباس شخصیتها که تناسبی با دوره تاریخی سریال ندارند.
در پایان باید گفت بانوی عمارت یک اثر صرفاً سرگرمکننده است و آن را نمیتوان یک اثر فاخر تاریخی دانست و البته خود فیلمساز نیز همچین ادعایی ندارد و تمام نقاط ضعف داستان را با تأکید بر جنبه عاشقانه و تخیلی بودن داستان نادیده گرفته است.