کد خبر: ۱۴۷۲۲۹
تاریخ انتشار : ۲۶ آبان ۱۳۹۷ - ۱۹:۲۵

خط نبرد!

«شعر اصیل فارسی» به دلیل ریشه‌گیری از بطن و متن دین مبین اسلام و نیز برخورداری از ویژگی تاثیرگذاری عمیق در انتشار و سپس نهادینه‌سازی معارف الهی در اذهان و دل‌ها، همواره هدف عناد دشمنان دین الهی بوده است.

 
 پژمان کریمی

از همین رو، دشمنان، در ساحت شعر و با قصد منزوی کردن شعر اصیل فارسی، به چهار صورت عمل کرده‌اند:
- روی آوردن و تاکید بر شعر بی‌بهره از مضامین دینی و ترویج اباحه‌گری
- نفی قالب‌های شعر کلاسیک
- بلند مرتبه سازی از نام شعرای معاند
- تربیت نسل جوانی از شاعران
اعمال یاد شده هم اینک در رفتار و محصولات رسانه‌های دیداری و شنیداری و نوشتاری معاند به روشنی مشاهده می‌شود.
 اما نکته نگران‌کننده این است که کانون اصلی رویکرد دشمنان، نه صرفا در فراسوی مرزها که در داخل جغرافیای کشورمان قرار دارد.
طی ادوار گذشته، کم نبودند محافل زیرزمینی که به نام شب شعر، عناصری را به نام علاقه‌مندان ادبیات و مخاطب،  گرد هم می‌آوردند تا شنونده ‌اشعاری معاندانه باشند.
محافلی رسمی نیز در برخی فرهنگسراها و تالارهای اجتماع، در سطح شهری چون تهران برپا می‌شد که عنادورزی مسلمی با حوزه دین اسلام داشتند و در پرتو همین عناد، علیه انقلاب و جمهوری اسلامی می‌تاختند.
برخی موسسات نشر کتاب نیز برای ترویج‌اشعار بیمار تلاش فراوان کردند.
کتابهای کوچک و بزرگ شعر فراوانی منتشر شد که شاید بسیاری از آنها، در شکل ظاهر، عناد آشکار با دین آسمانی نداشتند اما ازحداقل انطباق با ارزش‌های الهی هم بی‌بهره بودند.
روزنامه‌های موسوم به اصلاح‌طلب نیز بیکار ننشستند. این نوع جراید، هر کتاب متعلق به اردوگاه معاندان را تبلیغ کردند و پدیدآورنده آن را گرامی داشتند و بر سر نشاندند.
یکی از تشکل‌های رسمی ادبی که چندین شاعر نامبردار را در بر گرفته است، به کار تربیت شاعران جوان همت کرد. استادان این شاعران، برخی از سیاسیون شناخته شده بودند و هستند که در جریان فتنه آمریکایی – اسرائیلی 88 نقش بارزی ایفا کردند.
مسلم بود که شاگردان پروپا قرص این شاعران، چیزی را می‌سرایند که از حیث مضمون هدف تایید استادان سیاسی‌شان باشد.
وقتی دوره هشتم جشنواره شعر فجر برگزار شد، به بهانه «چند صدایی بودن جشنواره»، موجی از‌ اشعار ضد اسلامی، ضد انقلاب اسلامی و ضد جمهوری اسلامی مجال عرضه و ارزیابی یافتند.
این رویداد نشان داد و ثابت کرد که معاندین تا چه اندازه، سطح نفوذ و فعالیت خود را به بستر رویدادهای دولتی با ماهیت انقلابی و اسلامی، برکشیده‌اند.
اما، به تازگی معاندین شیوه‌ای دیگر را در تقابل با دین الهی اسلام بصورت جدی پی گرفته‌اند.
این شیوه در قالب بهره از ظرفیت مجازی محل اجرا یافته است.
معاندین، بزرگان ادب پارسی را که اغلب فقیه و حکیم بوده‌اند، با غایت به چالش کشیدن فرهنگ وآموزه‌های دینی هدف قرار داده‌اند.
بطور مثال جناب حافظ شیرازی را که به مبنا یافتن شعر خود از متن قرآن کریم می‌بالد؛ تخفیف می‌دهند و شان وی را به عنوان فردی سرگشته و سراسیمه از عشق دنیوی می‌کاهند.
 یا علیه برخی سخنوران راستین و اوج گرفته، که آنها نیز ردای دین شناسی به تن داشته‌اند، به انواعی از گناهان و پلشتی‌ها و تلخی‌ها منتسب می‌کنند و بدنام می‌سازند.
دیوان شعرای دین ورز را بدست می‌گیرند و معانی برساخته و مضحک و سطحی از سروده‌های دقیق اسلامی – عرفانی بدست مخاطب می‌دهند و این گونه القا می‌کنند که شعرای نامدار ایرانی، عرفانی منهای اسلام را تجربه می‌نمودند و «ارزشی» یا «ارزش‌هایی» را پاس می‌داشتند که صرفا منبعث از ذات انسانی است و نشان آسمانی ندارد!
در بطن همین شیوه نکوهیده و ناجوانمردانه و غیرعلمی، شعرایی با نشان دینی و ملی تصویر می‌شوند که جملگی بواقع؛ زیر نام «شاعر دینی و متعهد» گرد نمی‌شوند.
مثال:
«میرزاده عشقی»!
وی ‌اشعار دینی ندارد. اما از او قهرمانی بزرگ در تقابل با دستگاه پهلوی ارائه می‌کنند. در سایه  این قهرمان‌سازی دروغین است که مخاطب و شاعر جوان، ادیب نمونه خود را در قامت چهره‌ای برساخته می‌یابد که از نام و اثر وی، شعر دینی بر نمی‌شود.
باید اذعان کرد؛ جولان‌دهی معاندین در داخل صورت نمی‌یافت مگر در سایه پاره‌ای اهمال‌ها و کژسلیقگی‌ها در حوزه‌های نظارتی و امنیتی و همچنین در زمینه نوع فعالیت شاعرانی که منسوب به جریان ادبی انقلاب به شمار می‌آیند.
نظارت دولتی گاه مرعوب نام‌ها شده، گاه قربانی نفوذی‌ها گشته و گاه به دلیل نگرانی دولتیان از آرای صاحبان نام، در سایه کمرنگ شدن و تسامح و تساهل قرار گرفته است.
برخی شاعران انقلاب نیز، به سبب تواضع و یا به هر دلیل غیرقابل قبول دیگری، چنانکه باید آثاری را با موضوع روز و با زبان ستیهنده و با بصیرت در میان مخاطبان عرضه نکرده‌اند. شاعر انقلاب اگر چه باید بر مدار حرفه‌گری، بهترین‌ها را بسراید و عرضه دارد اما، باید و شایسته است که عرصه سرودن را میدان جنگی نابرابر تلقی سازد که چاره نابرابری و راه برتری یافتن، همانا از پای ننشستن است و پرهیز از تنبلی و آسودگی نگاه و قلم!
ادبیات فارسی همواره در زندگی فردی و اجتماعی ایرانیان و بسیاری از فارسی زبانان فلات ایران، ایفای نقش کرده است، مروج ارزش‌هایی الهی بوده است و در طول نهضت انقلاب اسلامی و بعدها در دوران دفاع مقدس و سایر مقاطع تاریخی، نگاه‌هایی را جذب و دلهایی را شیفته معارف آسمانی نموده است.
پاسداری از ادبیات فارسی، امروز نه تنها وظیفه  ملی و فرهنگی که قطعا رسالتی استراتژیک در قبال دین اسلام به شمار می‌آید که بر عهده  شاعر اسلامی و بصیر و مخاطب دیندار و جدی قرار دارد.
شاعر اسلامی شعر خوب دینی می‌سراید و مخاطب دیندار، بی‌اعتنا به آثار معاندانه، به استقبال از شعر اصیل فارسی می‌رود.