کد خبر: ۱۴۵۵۰۵
تاریخ انتشار : ۰۲ آبان ۱۳۹۷ - ۲۰:۴۸

دولت و مجلس از الآن تکلیف خود را برای آخرین بهانه آمریکا مشخص کنند!



 رضا صفری
در زمان احمدشاه قاجار، وثوق الدولة رئیس‌الوزراء وقت ایران قرارداد 1919 را با انگلیس منعقد کرد؛ تاریخ گواهی داد که مفاد آن فروش ایران به انگلیس بود؛ به موجب این قرارداد کلیه تشکیلات نظامی و مالی !!! ایران تحت نظارت انگلیسی‌ها قرار می‌گرفت و امتیاز راه‌آهن و راه‌های شوسه ایران نیز به آنها واگذار می‌شد.
با نگاهی به نتایج محسوس و قابل پیش‌بینی تصویب FATF تاریخ در صفحات جدید خود خواهد نوشت که این همان فروش امروزی ایران است؛ البته قرارداد 1919 بر اثر روشنگری‌های افرادی چون مدرس و فشارهای مردمی لغو شد.
ظریف، وزیر امور خارجه کشور در جلسه رأی‌گیری مجلس برای تصویب CFT گفت: (نه بنده و نه آقای رئیس‌جمهور نمی‌توانیم تضمین دهیم که با پیوستن به لایحه حمایت مالی از تروریسم مشکلاتمان حل خواهد شد، اما می‌توانیم تضمین بدهیم که با نپیوستن به این لایحه آمریکا بهانه مهمی را برای افزایش مشکلات ما پیدا خواهد کرد).
دلیل اصلی دولت برای پیوستن به FATF کسب رضایت اروپایی‌هاست تا مثلاً ما را از منافع اقتصادی برجام منتفع کنند و در مقابل آمریکایی‌ها بایستند؛ و این دوباره همان امتیاز نقد در برابر نسیه‌ای است که در برجام نیز اتفاق افتاده بود.
قرآن کریم می‌فرماید: «و لن ترضی عنک الیهود و لا النصاری حتیّ تتّبع ملّتهم قل إنّ هُدی الله هو الهُدی... بقره – 120» یهود و نصاری از تو راضی نمی‌شوند مگر آنکه از آیین آنان پیروی کنی؛ بگو هدایت، تنها هدایت الهی است.
در تاریخ معروف است که بنی اسرائیل به دنبال بهانه تراشی برای‌گریز از زیر بار مسئولیت و تکلیف بودند، کشورهای استعماری نیز برای چپاول ملت‌ها بهانه تراشی می‌کنند؛ یعنی بهانه ابزاری است که یا از تکلیف می‌توان شانه خالی کرد و یا اینکه با آن می‌توان بر مردم دیگر سیطره داشت؛
برخی از نمایندگان موافق CFT در جلسه روز یکشنبه، با در دست داشتن نوشته‌ای می‌گفتند که: (منطق به کنوانسیون رأی مثبت خواهد داد) شاید منطق برخی از نمایندگان- که یکی از آنها در جلسه مجلس، حتی باچندین بار تکرار نتوانست تلفظ FATF  را پشت سر هم به زبان بیاورد و با کمک لاریجانی توانست بگوید – این باشد که چون همه پذیرفته‌اند ما هم بپذیریم و نمی‌توانند درک کنند که با همین منطق‌های ساختگی به خلع سلاح مملکت کمک کرده و ملت را در برابر تحریم‌های اثرگذارتر قرار داده‌اند؛ بر همین اساس بعد از این هم منطق آنها باید بگوید تسلیم شویم! عاقبت مسیر ذلت‌بار سازش چیزی جز این نخواهد بود؛
 یادمان نمی‌رود که یکی از نمایندگان ملت در زمان انعقاد برجام نوشته‌ای در دست داشت که می‌گفت: (برای رضای خدا، منافع ملت ایران، پیروی از عقل سلیم به برجام رأی می‌دهم!)
آیا براساس منطق وزیر امورخارجه، امام حسین علیه‌السلام هم باید بهانه از دست دشمنان خود می‌گرفت؟
 واقعاً انقلابی که امروز دشمنان از ترس نفوذ آن بر سایر ملت‌های دنیا، خواب از سرشان پریده، کارش به آنجا رسیده است که به دنبال رفع بهانه‌های صدمن یه غاز استکباری افتاده است؟ بهانه بعدی آنها چیست؟ موشک؟ منطقه؟ حقوق بشر؟ همجنسگرایان؟...
 سر سلسله بهانه آنها اسلام و ایران است که این استخوان با تصویب هیچ لایحه‌ای از گلویشان پایین نمی‌رود.
آیا دولت باید به دنبال رفع بهانه‌های آمریکا باشد یا حل مشکلات مردم و کشور؟ آیا این همه باج دادن فقط به خاطر اینکه آمریکا بهانه نداشته باشد؟ اصل تعارض منافع کدام طرف را برمی‌گزیند، در اختیار قراردادن اطلاعات کشور، تحریم سپاه، نشان دادن مسیر تحریم‌های جدید، نشان دادن راه‌های دورزدن تحریم یا رفع بهانه از آمریکا؟
 اقدامات چین، هند، روسیه، ترکیه و همکاری کشورهای بریکس در حذف تدریجی دلار از مبادلات بانکی و تجاری خود نشان می‌دهد که دلار در حال نزدیک شدن به پایان سلطه جهانی خود بوده و پیروزی کشور در جنگ اقتصادی علیه دشمن بسیار نزدیک است؛ چه معنا دارد که در دقیقه نود گل به خودی بزنیم؟
به گفته بسیاری از تحلیلگران، قبل از انعقاد برجام، تحریم‌ها کارایی خود را از دست داده بود که با مذاکرات برجام به یک باره ورق برگشت؛ اکنون نیز در زمانی که مردم در برابر همه فشارها و تحریم‌ها ایستادگی کرده‌اند تا در جنگ اقتصادی بازنده نباشند و آمریکا نیز گزینه دیگری در آستین ندارد، دولت و مجلس دستشان را بالا گرفته‌اند.
اگر کسی سواد هم نداشته باشد می‌تواند کارهایی مثل دنبال کردن FATF را انجام دهد اما تدبیر مشکلات معیشتی مردم و پیروز شدن در جنگ اقتصادی، کار هر کسی نیست و مدیران از خود گذشته و جهادی می‌خواهد.
 در زمان رقابت‌های انتخاباتی برخی می‌گفتند بیشتر مشکلات کشور ناشی از سوءمدیریت است و به داخل بستگی دارد؛ چگونه الآن همان‌ها حل مشکلات کشور را گره زدن به دست و پای آمریکا و اروپا می‌دانند؟
 اگر حق بگوییم، دولت بعد از آنکه کشور را در طناب برجام معلق نگه داشت و حل مشکلات کشور و رفع تحریم را به برجام گره زد، اما یک تجربه خوبی از شکست برجام به دست آورد-که البته به درد ملت ایران نمی‌خورد- و آن تجربه این است که در قراردادهای بعدی مثل FATF نه تنها از جانب امثال کری و آمریکا به مردم تضمین ندهد که دیگر از جانب خودش هم تضمینی ندهد!
آنچه که در جلسه تاریخی یکشنبه مجلس گذشت این گونه بود که اسامی افراد حاضر،غایب، موافقین، مخالفین، افراد ممتنع، رای دهندگان به علنی نبودن آراء نمایندگان در مورد CFT، در پیشگاه ملت نامعلوم بود تا همچنان پنهان ماندن رأی، بهترین پناهگاه و هدیه برای لابی‌بازان باشد.
جالب اینجاست که همین نمایندگان نسبت به شفافیت برای دشمن سر از پا نمی‌شناسند همان گونه که برای سلفی گرفتن با موگرینی کم مانده بود که خود را در آغوش او بیندازند و او را ببوسند؛ پیشنهاد می‌شود که برای ثبت شدن نام نمایندگان موافق در تاریخ و معرفی چهره آنان به پیشگاه ملت، نمایندگان محترمی که مخالف CFT بودند در یک کار مشترک اسامی خود را از طریق رسانه‌ها به مردم اعلام کنند.