پاکستان، حاکميت نيمبند
جامعه پاکستان به ويژه پس از 11 سپتامبر 2001 و لشکرکشي آمريکا به خاورميانه با پديده نقض حاکميت ملي مواجه است و به نظر ميرسد هرچه زمان ميگذرد، مسئله ابعاد تازهاي به خود ميگيرد.
جامعه پاکستان به ويژه پس از 11 سپتامبر 2001 و لشکرکشي آمريکا به خاورميانه با پديده نقض حاکميت ملي مواجه است و به نظر ميرسد هرچه زمان ميگذرد، مسئله ابعاد تازهاي به خود ميگيرد.
هر ملتي بايد چهار عنصر سرزمين، حکومت، جمعيت و حاکميت را داشته باشد تا بتوان گفت که اين ملت داراي يک واحد سياسي مستقل است.
جامعه پاکستان قبل از لشکرکشي آمريکا مشکلاتي را از قبل داشته است؛ مثل چالش مرزي با هند، مشاجره ميان نهادها و قواي حاکم، فساد سياسي و اقتصادي و فعاليت گروههاي تروريستي جهنگوي و سپاه صحابه. اما همانطور که ميبينيم، اين مسايل حاکميت ملي پاکستان را دچار خدشه نميکند.
اما، پس از 11 سپتامبر اين بحرانهاي حل نشده با بحرانهايي همراه شد که آمريکا براي پاکستان به ارمغان آورد، که حملات مکرر با پهپادها به نوار قبايلي شمال غرب مهمترين آنهاست.
پاکستان با اين پيشينه وارد سال 2013 شده و اوضاع سياسي آن مثل سالهاي قبل شديدا بيثبات بوده است؛ در مورد پهپادها، تظاهرات مردمي عليه آمريکا کماکان ادامه داشت و حتي انتخابات مهم پارلماني اين کشور تحتالشعاع آن قرار گرفت؛ ماجرا از اين قرار بود که حزب «مسلم ليگ شاخه نواز» تحت رهبري «نوازشريف» سوار بر اين احساسات ضدآمريکايي شد و با وعده دادن در مورد متوقف کردن اين حملات، 15 خرداد گذشته رسما به قدرت رسيد.
اما، تاکنون تلاشهاي شريف نتيجهاي نداده و قضيه پهپادها اکنون مسئله نخست دولت نيست، هرچند اعتراضات ادامه دارد و مردم مسيرهاي لجستيک ناتو را مسدود ميکنند.
حملات تروريستي، انفجارها و به خصوص شيعهکشي طي سال جاري نيز مثل سالهاي قبل ادامه يافت؛ خونينترين حملات ضدشيعي در ماههاي بهمن و شهريور رخ داد. اين دو حمله جمعا بيش از 90 کشته و دست کم 250 مجروح به همراه داشت.
در روز عاشورا نيز تروريستها شيعيان عزادار را در شهر راولپندي هدف قرار دادند که شهادت 10 سوگوار حسيني(ع) را درپي داشت. علامه «نصير عباس» رئيس فقه جعفري نيز در شهر لاهور به دست افراد ناشناس شهيد شد.
کلان شهر کراچي همچنان ناآرام و پرتلفات باقي ماند و پيشاور هم مثل سالهاي قبل جولانگاه شبهنظاميان طالبان بود. البته عمليات تروريستي مقابل کليساي اين شهر که 78 کشته و 121 مجروح داشت، اقدامي متفاوت و تازه بود.
تبادل آتش ميان نيروهاي پاکستاني و هندي در منطقه کشمير دستکم پنج بار اتفاق افتاد و تلفات و مجروحان اندکي نيز به دنبال داشت.
اما اين مسئله به يک بحران ميان دو کشور بدل نشد و حتي شريف و «مانموهان سينگ» نخستوزير هند با هم در سازمان ملل ديدار داشته و براي انجام مذاکرات ابراز تمايل کردهاند.
مذاکره با طالبان از جمله شعارهاي انتخاباتي نوازشريف بود؛ اما اين مذاکرات زماني که ميرفت تجسم عملي پيدا کند، مرگ رهبر طالبان توسط پهپادهاي آمريکايي همه زمينهسازيها را به همريخت و هماکنون شرايط ميان طرفين براي از سرگيري مذاکرات مبهم است.
پاکستان همچنين در ارتباط با فساد اقتصادي و نبرد ميان دستگاه قضايي و دولت و همچنين پيگيري قضايي «پرويز مشرف» رئيسجمهور اسبق و حتي «آصف علي زرداري» رئيسجمهور بعدي وقايعي را تجربه کرده است. اما پروندهها همچنان باز است و هيچيک از اينها به نتيجه نرسيد و مختومه اعلام نشد؛ اين يعني ماجراي کشمکش ميان دولت و نهاد قضايي همچنان ادامه خواهد داشت و مقامات اجرايي سابق همچنان بايد در راهروهاي دستگاه قضا در رفتوآمد باشند.
«طاهر قادري» نماينده سابق مجلس پاکستان و رهبر حزب «منهاجالقرآن» نيز يکي از چهرههاي خبرساز سال 2013 بود. او که در کانادا سکونت دارد، ارديبهشتماه اعلام شد به کشور برميگردد تا با پديده فساد اقتصادي مبارزه کند؛ نتيجه اينکه برگشت و تظاهرات خياباني راه انداخت.
قادري جماعت زيادي را نيز از لاهور به خيابانهاي اسلامآباد کشاند و دست به تحصن زد. او سپس، امتيازاتي از سران دولت گرفت و به تظاهرات و اعتراضات پايان داد و به کشور قبلي خود يعني کانادا برگشت!