ایستادگی تمام قد «حمید سبزواری» در برابر نفاق (اخبار ادبی و هنری)
درحالی که به بهانه چندصدایی(!) پنجمین جشنواره شعر فجر پذیرای اشعاری در حمایت از کودتای ضدملی سال 88 شده است، استاد حمید سبزواری، یک تنه در برابر این جریان نفاقآلود ایستاد.
اتفاق تکاندهنده این بود که در جشنوارهای که به نام «فجر» مزین شده است، اشعاری در حمایت از کودتایی که هدفش سرکوب جمهوریت و اسلامیت در ایران بود خوانده شد. هرچند که مسئولین این دوره از جشنواره شعر فجر تصمیم داشتند به بهانه چندصدایی ادعایی خود، از بدنامترین افراد که سرودههایی علیه اسلام و انقلاب هم سرودهاند دعوت کنند.(کم مانده است، به بهانه چندصدایی، شعرهایی در حمایت از صدام و استالین و شعبان بیمخ خوانده شود!)
با این حال، حمید سبزواری، شاعر پیشکسوت انقلاب، به عنوان اولین شاعر در دومین روز از هشتمین جشنواره بینالمللی شعر در ارسباران حرفهای تاملبرانگیزی را مطرح کرد.
حمید سبزواری در این مراسم با اشاره به دلتنگیاش برای زادگاهش گفت: شعری را که میخوانم مربوط به زمانی است که افرادی چشم به این مملکت دوخته بودند و این شعر را از این جهت ساختم که سعی داشتند نفاقی ایجاد کنند و جوانها را به سویی ببرند که زیانآور بود که من این شعر را با این عنوان که نفاق چرا، سرودم. این شعر را در جمعی خواندم که افراد ناباب بودند و به من اهانت کردند اما من پاسخی ندادم و به خانه رفتم.
به گزارش باشگاه خبرنگاران، این شاعر پیشکسوت بیان کرد: دشمنان چشم به ما دوختهاند چون ما چیزهایی داریم که آنها ندارند، به ویژه ما اعتقادی داریم که آنها ندارند. خداوند آنچه را که موجب پیروزی ماست، نگه دارد. از خداوند میخواهم که روزگار بسیار بسیار روشنی برای فرد فردمان مخصوصا سبزورایها میسر کند، اگرچه همه جای ایران برای من سبزوار است.