نگاهی به دیروزنامههای زنجیرهای
برجام قانون داخلی است و باید آن را رعایت کنیم!
روزنامههای زنجیرهای این روزها دچار آلزایمر شدهاند و جای هدف و ابزار رسیدن به آن هدف را با هم عوض میکنند بدان گونه که انگار هدف ما رسیدن به همین توافق برجام بوده است. این جماعت فراموش کردهاند که هدف از مذاکرات هستهای داشتن یک توافق بیخاصیت نبود که تنها روی کاغذ بماند بلکه لغو تحریمهای ظالمانه آمریکا و همچنین مشکل مبادلات بانکی از جمله اهداف این مذاکرات بودند و حالا که اهداف توافق برجام حاصل نشده چرا باید برای حفظ آن بکوشیم؟!
سرویس سیاسی-
روزنامه اعتماد در شماره پنجشنبه و در صفحه نخست نطق مدیرمسئول این روزنامه را که در مجلس ایراد شده منتشر کرد.
در بخشی از این متن آمده: «برخلاف برخي از جريانهاي تندرو در داخل، دشمنان واقعي ملت متوجه بودند كه ايران در پروژه برجام چه كار بزرگي را به سرانجام رسانده است و به همين دليل تمامي تلاش خود را مصروف ناتمام گذاشتن آن كردند، ترامپ و حاميان جنگ طلب او در درون هيات حاكمه آمريكا، نتانياهو و صهيونيستهاي پر نفوذ حامي اسراييل در آمريكا، ارتجاع ثروتمند عربي و جوانان خامي كه در عربستان به قدرت رسيدهاند و جريانهاي ضدانقلاب ايراني در خارج از كشور در ائتلاف آشكار در كنار هم قرار گرفتهاند تا در مرحله اول جمهوري اسلامي از نتايج اقتصادي و سياسي برجام برخوردار نشود.»
خطاب قرار دادن منتقدان برجام با عبارت «تندرو» گویای دست خالی حامیان برجام برای حمایت از آن است. چرا که اگر این طیف برای ادعاهای کلی خود مصادیقی هم سراغ داشت به آنها میپرداخت تا اثبات کند که برجام برای ایران منفعت داشته است.
پیرامون ادعای این نماینده تهران باید این سؤال را مطرح کرد که آیا دولتمردان نیز از تندروها بودهاند؟! کسانی مانند آقای سیف، رئیسکل بانک مرکزی یا آقای صالحی، رئیسسازمان انرژی اتمی همچنین آقای عراقچی که از دیپلماتهای ارشد ایران در مذاکرات هستهای بود و یا حتی خود آقای ظریف، وزیر محترم خارجه آیا اینها هم از تندروها بودهاند؟! همه این افراد در زمانهای مختلف به صراحت بر بدعهدی غرب و بیدستاوردی ایران از برجام صحه گذاشتهاند.
وقتی قراردادی برای ملت منفعتی در پی نداشته است یک نماینده مجلس چگونه و با چه توجیهی میخواهد از تریبون خانه ملت به دستاورد سازی برای آن بپردازد؟! این توافق که جز ضرر برای ایران چیزی به همراه نداشته پس دلیل حمایت برخی از آن چیست؟!
در بخش دیگری از این متن آمده است: «يكي از گسلهاي مهم و فعال در جامعه شقاق سياسي بين دو جريان اصلي سياسي كشور است كه روزگاري به مثابه دو بال نظام تلقي ميشدند و تضعيف هركدام منجر به شكست جريان مقابل ميشد، متاسفانه عزم يك طيف برخوردار از قدرت از حاكميت براي حذف رقيب سياسي وضعيتي را پديد آورده است كه بخش بزرگي از جامعه سياسي ايران در حاشيه قرار گرفته و خود را خارج از حاكميت تلقي ميكند.»
به بزرگنمایی و وارونهنمایی در سطرهای بالا توجه کنید. مشخص نیست منظور این نماینده لیست امید از «بخش بزرگی از جامعه سیاسی» چیست؟! هماکنون اصلاحطلبان کرسیهای بسیاری را در مجلس تصاحب کردهاند و از طرف دیگر شورای شهر تهران هم به صورت کامل به آنان رسیده است. گویا طیف موسوم به اصلاحطلب وقتی اظهار رضایت خواهد کرد که همه پستها را از آن خود کند! ضمنا اگر کسی در جامعه قانون شکنی کرده نباید انتظار داشته که باز هم صلاحیتش تایید گردد.
اگر برجام نبود صادرات نفت به صفر میرسید!
روزنامه آفتاب یزد در مطلبی نوشت: «اگر برجام نبود صادرات نفت ایران به صفر میرسید».
این ادعای مضحک بارها توسط روزنامههای زنجیرهای مطرح شده است.این در حالی است که گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا در ابتدای سال ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ با عنوان «چشم انداز کوتاه مدت انرژی» نشان میدهد که اثر گذاری تحریمها بر «تولید» نفت خام در سال ۲۰۱۳ (در شرایطی که تحریمهای نفتی تشدید شده بود) نسبت به سال قبل از آن یک چهارم شده است و میزان تولید نفت خام ایران در سال ۲۰۱۳ تنها ۵ درصد نسبت به سال ۲۰۱۲ کاهش دارد. در واقع پیش از توافق ژنو (که در سال ۲۰۱۴ اجرایی شد) تحریم فروش نفت ایران شکست خورده بود.
در حقیقت از ابتدای سال ۲۰۱۲ که آمریکا و اتحادیه اروپا قوانین تحریم فروش نفت ایران را تصویب میکنند تا ۶ ماه پس از آن یعنی نیمه سال ۲۰۱۲ (تیر ۹۱)، فروش نفت خام ایران به صورت میانگین به حدود 1/2 میلیون بشکه در روز میرسد؛ اما پس از آن تا زمان اجرای توافق ژنو (دی ۹۲) به مدت یک سال و نیم میانگین فروش نفت ایران کاهش نمییابد و در بازه1/1 تا 1/2 میلیون بشکه در روز ثابت باقی میماند.
آمریکاییها حتی در قانون «کاهش تهدید ایران و حقوق بشر سوریه» در سال ۲۰۱۲ مصوب کرده بودند که فروش نفت ایران به صفر برسد اما در عمل نتوانستند حتی فروش نفت ایران را به زیر یک میلیون بشکه در روز برسانند.
علت این ناکامی آمریکا نیز مشخص است و آن اینکه اساساً تحریم دیگری باقی نمانده بود که آمریکا برای کاهش فروش نفت ایران تصویب و اجرا کند و در واقع نهایت اثرگذاری آمریکا برای کاهش فروش نفت ایران همان میزان 1/1 تا 1/2 بود.
اروپا و کفه ترازوی تجارت!
روزنامه زنجیرهای شرق در گزارشی با اشاره به خبر «فرصت 6ماهه آمريکا به شرکتها براي قطع همکاري با ايران» نوشت: «کفه ترازوي تجارت به نفع آمريکا سنگين است.»
در بخشی از این یادداشت آمده است : «بيش از 90درصد کشورهاي طرف معامله ايران، حجم تجارت خارجيشان با آمريکا بيش از 16 برابر ايران است.»
در ادامه این یادداشت آمده است: «حجم تجارت خارجي با آمريکا نسبت به ايران براي کشور ژاپن 47 برابر، کرهجنوبي 10برابر، هند 5/6 برابر، تايلند 89 برابر، امارات متحده عربي 2/5 برابر، ترکيه 1/9 برابر، روسيه 9/4 برابر و پاکستان 18برابر است.»
در این گزارش همچنین آمده است : «حجم تجارت خارجي اتحاديه اروپا با آمريکا به ميزان 704 ميليارد دلار، 30 برابر حجم آن با ايران به ميزان 23 ميليارد دلار است و از آن مهمتر اينکه اتحاديه اروپا از تراز تجاري مثبت 132 ميليارد دلار در برابر آمريکا بهرهمند است.»
آمار و ارقام این گزارش به خوبی موید این واقعیت است که امید زنجیرهایها به بقای برجام با استفاده از اروپا امید به سراب است ولی زنجیرهایها نمیتوانند یا نمیخواهند مسیری که بیش از دو سال است در پیش گرفتهاند را رها کنند، آنها به دنبال بزک برجام هستند و این به عیان جهل و یا خیانت بار بودن مشی روزنامههای زنجیرهای را در قبال مصالح و منافع ملی کشور نشان میدهد.
برجام و کلکسیونداران قراردادها
روزنامه ایران در یادداشتی به قلم یک کارشناس حقوق[!] نوشت: «دولت دوازدهم تکلیف دارد با تمام قدرت از حاکمیت سند برجام در نظام حقوق بینالملل محافظت کند؛ این خواست همه ملتهای صلحطلب خاورمیانه و اراده قانونگذار در نظام سیاسی ایران است. خروج یکجانبه آمریکا از برجام عدول از قواعد آمره حقوق بینالملل عمومی و باجخواهی از شرکای سیاسی است.»
در ادامه این نوشتار آمده: «متأسفم از اینکه اشخاصی در داخل کشور با زیادهخواهان و انحصارطلبان بینالمللی همصدا هستند و نزاکت صلحطلبانه و خوشعهدی ملت شریف ایران را در عرصه دیپلماسی برنمیتابند. انعقاد برجام خواست نظام جمهوری اسلامی ذیل اراده ملت و منطبق بر منویات رهبری در تعیین سیاست کلی نرمش قهرمانانه است که تشریفات قانونی کامل آن اعم از مراعات اصول حقوقی داخلی و خارجی در طول مراحل تصویب و اجرا سپری گردیده و در نهایت با تصویب قوه قانونگذاری نظام اسلامی، برجام در حقوق داخلی ایران نیز در حکم قانون و لازمالاتباع ست.»
جای تاسف دارد که برخی سرشان را زیر برف کردهاند و نمیخواهند واقعیات را ببینند. این جماعت هدف و ابزار را در این توافق فراموش کردهاند! آیا ایران پای میز مذاکرات نشست که فقط یک توافق امضا کند؟ یعنی هدف ما همان توافق برجام بود و در تاریخ قرون اخیر کشورمان قراردادهایی مانند رژی، ترکمانچای، گلستان، 1919 و... وجود داشته و در این کلکسیون تنها جای یکی خالی بود که آن هم برجام بوده است و حالا که این هدف حاصل شده آن را با چنگ و دندان هم که شده باید حفظ کنیم!
اصلا انگار نه انگار که هدف از این توافق برداشته شدن تحریمهای ظالمانه آمریکا بود! و در این مسیر مذاکرات و توافق هستهای ابزار و یا مسیری برای رسیدن به آن هدف بود. حال که به آن اهداف (که لغو تحریمها بود) نرسیدیم طیف مسامحه گر و سهل اندیش جای هدف و ابزار رسیدن به آن هدف را عوض کردهاند. ضمن آنکه باید به این افراد یادآوری کرد که آنچه منتقدان برجام در داخل کشور به آن استدلال کرده و خروج ایران را از برجام میخواهند این است که طرفهای دیگر این توافق به تعهداتشان عمل نکردهاند اما آنچه باعث خروج ترامپ از برجام شد اولا ذات عهدشکنِ آمریکایی اوست و دیگر اینکه آنها میخواستند ایران باز هم به میز مذاکرات برگردد و امتیازهای جدید بدهد.
اما نویسنده از ملتهای صلحطلب خاورمیانه گفته است و خشنودی آنها از حضور به هر قیمت کشورمان در توافق برجام!! این همه احاطه او به خواستههای ملتهای گوناگون شگفتانگیز است اما باید پرسید در میان این ملتها هستند و کم هم نیستند که نظام کشورشان تسلیحات اتمی دارد، چرا این ملتها از نابود شدن صنعت صلحآمیز هستهای ایران باید خشنود باشند و نسبت به رژیمهایی که علنا سلاح هستهای دارند و در روز روشن حتی کشورهای دیگر را تهدید میکنند واکنشی نشان نمیدهند؟!
کوتاه کلام آنکه متاسفانه طیف موسوم به اصلاحطلب برای القای نظراتش به هر روش و به هر نوع توجیهی دست میبرد؛ از به هم بافتن آسمان و ریسمان تا بزرگنمایی و وارونه گویی.
روزنامه اعتماد در شماره پنجشنبه و در صفحه نخست نطق مدیرمسئول این روزنامه را که در مجلس ایراد شده منتشر کرد.
در بخشی از این متن آمده: «برخلاف برخي از جريانهاي تندرو در داخل، دشمنان واقعي ملت متوجه بودند كه ايران در پروژه برجام چه كار بزرگي را به سرانجام رسانده است و به همين دليل تمامي تلاش خود را مصروف ناتمام گذاشتن آن كردند، ترامپ و حاميان جنگ طلب او در درون هيات حاكمه آمريكا، نتانياهو و صهيونيستهاي پر نفوذ حامي اسراييل در آمريكا، ارتجاع ثروتمند عربي و جوانان خامي كه در عربستان به قدرت رسيدهاند و جريانهاي ضدانقلاب ايراني در خارج از كشور در ائتلاف آشكار در كنار هم قرار گرفتهاند تا در مرحله اول جمهوري اسلامي از نتايج اقتصادي و سياسي برجام برخوردار نشود.»
خطاب قرار دادن منتقدان برجام با عبارت «تندرو» گویای دست خالی حامیان برجام برای حمایت از آن است. چرا که اگر این طیف برای ادعاهای کلی خود مصادیقی هم سراغ داشت به آنها میپرداخت تا اثبات کند که برجام برای ایران منفعت داشته است.
پیرامون ادعای این نماینده تهران باید این سؤال را مطرح کرد که آیا دولتمردان نیز از تندروها بودهاند؟! کسانی مانند آقای سیف، رئیسکل بانک مرکزی یا آقای صالحی، رئیسسازمان انرژی اتمی همچنین آقای عراقچی که از دیپلماتهای ارشد ایران در مذاکرات هستهای بود و یا حتی خود آقای ظریف، وزیر محترم خارجه آیا اینها هم از تندروها بودهاند؟! همه این افراد در زمانهای مختلف به صراحت بر بدعهدی غرب و بیدستاوردی ایران از برجام صحه گذاشتهاند.
وقتی قراردادی برای ملت منفعتی در پی نداشته است یک نماینده مجلس چگونه و با چه توجیهی میخواهد از تریبون خانه ملت به دستاورد سازی برای آن بپردازد؟! این توافق که جز ضرر برای ایران چیزی به همراه نداشته پس دلیل حمایت برخی از آن چیست؟!
در بخش دیگری از این متن آمده است: «يكي از گسلهاي مهم و فعال در جامعه شقاق سياسي بين دو جريان اصلي سياسي كشور است كه روزگاري به مثابه دو بال نظام تلقي ميشدند و تضعيف هركدام منجر به شكست جريان مقابل ميشد، متاسفانه عزم يك طيف برخوردار از قدرت از حاكميت براي حذف رقيب سياسي وضعيتي را پديد آورده است كه بخش بزرگي از جامعه سياسي ايران در حاشيه قرار گرفته و خود را خارج از حاكميت تلقي ميكند.»
به بزرگنمایی و وارونهنمایی در سطرهای بالا توجه کنید. مشخص نیست منظور این نماینده لیست امید از «بخش بزرگی از جامعه سیاسی» چیست؟! هماکنون اصلاحطلبان کرسیهای بسیاری را در مجلس تصاحب کردهاند و از طرف دیگر شورای شهر تهران هم به صورت کامل به آنان رسیده است. گویا طیف موسوم به اصلاحطلب وقتی اظهار رضایت خواهد کرد که همه پستها را از آن خود کند! ضمنا اگر کسی در جامعه قانون شکنی کرده نباید انتظار داشته که باز هم صلاحیتش تایید گردد.
اگر برجام نبود صادرات نفت به صفر میرسید!
روزنامه آفتاب یزد در مطلبی نوشت: «اگر برجام نبود صادرات نفت ایران به صفر میرسید».
این ادعای مضحک بارها توسط روزنامههای زنجیرهای مطرح شده است.این در حالی است که گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا در ابتدای سال ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ با عنوان «چشم انداز کوتاه مدت انرژی» نشان میدهد که اثر گذاری تحریمها بر «تولید» نفت خام در سال ۲۰۱۳ (در شرایطی که تحریمهای نفتی تشدید شده بود) نسبت به سال قبل از آن یک چهارم شده است و میزان تولید نفت خام ایران در سال ۲۰۱۳ تنها ۵ درصد نسبت به سال ۲۰۱۲ کاهش دارد. در واقع پیش از توافق ژنو (که در سال ۲۰۱۴ اجرایی شد) تحریم فروش نفت ایران شکست خورده بود.
در حقیقت از ابتدای سال ۲۰۱۲ که آمریکا و اتحادیه اروپا قوانین تحریم فروش نفت ایران را تصویب میکنند تا ۶ ماه پس از آن یعنی نیمه سال ۲۰۱۲ (تیر ۹۱)، فروش نفت خام ایران به صورت میانگین به حدود 1/2 میلیون بشکه در روز میرسد؛ اما پس از آن تا زمان اجرای توافق ژنو (دی ۹۲) به مدت یک سال و نیم میانگین فروش نفت ایران کاهش نمییابد و در بازه1/1 تا 1/2 میلیون بشکه در روز ثابت باقی میماند.
آمریکاییها حتی در قانون «کاهش تهدید ایران و حقوق بشر سوریه» در سال ۲۰۱۲ مصوب کرده بودند که فروش نفت ایران به صفر برسد اما در عمل نتوانستند حتی فروش نفت ایران را به زیر یک میلیون بشکه در روز برسانند.
علت این ناکامی آمریکا نیز مشخص است و آن اینکه اساساً تحریم دیگری باقی نمانده بود که آمریکا برای کاهش فروش نفت ایران تصویب و اجرا کند و در واقع نهایت اثرگذاری آمریکا برای کاهش فروش نفت ایران همان میزان 1/1 تا 1/2 بود.
اروپا و کفه ترازوی تجارت!
روزنامه زنجیرهای شرق در گزارشی با اشاره به خبر «فرصت 6ماهه آمريکا به شرکتها براي قطع همکاري با ايران» نوشت: «کفه ترازوي تجارت به نفع آمريکا سنگين است.»
در بخشی از این یادداشت آمده است : «بيش از 90درصد کشورهاي طرف معامله ايران، حجم تجارت خارجيشان با آمريکا بيش از 16 برابر ايران است.»
در ادامه این یادداشت آمده است: «حجم تجارت خارجي با آمريکا نسبت به ايران براي کشور ژاپن 47 برابر، کرهجنوبي 10برابر، هند 5/6 برابر، تايلند 89 برابر، امارات متحده عربي 2/5 برابر، ترکيه 1/9 برابر، روسيه 9/4 برابر و پاکستان 18برابر است.»
در این گزارش همچنین آمده است : «حجم تجارت خارجي اتحاديه اروپا با آمريکا به ميزان 704 ميليارد دلار، 30 برابر حجم آن با ايران به ميزان 23 ميليارد دلار است و از آن مهمتر اينکه اتحاديه اروپا از تراز تجاري مثبت 132 ميليارد دلار در برابر آمريکا بهرهمند است.»
آمار و ارقام این گزارش به خوبی موید این واقعیت است که امید زنجیرهایها به بقای برجام با استفاده از اروپا امید به سراب است ولی زنجیرهایها نمیتوانند یا نمیخواهند مسیری که بیش از دو سال است در پیش گرفتهاند را رها کنند، آنها به دنبال بزک برجام هستند و این به عیان جهل و یا خیانت بار بودن مشی روزنامههای زنجیرهای را در قبال مصالح و منافع ملی کشور نشان میدهد.
برجام و کلکسیونداران قراردادها
روزنامه ایران در یادداشتی به قلم یک کارشناس حقوق[!] نوشت: «دولت دوازدهم تکلیف دارد با تمام قدرت از حاکمیت سند برجام در نظام حقوق بینالملل محافظت کند؛ این خواست همه ملتهای صلحطلب خاورمیانه و اراده قانونگذار در نظام سیاسی ایران است. خروج یکجانبه آمریکا از برجام عدول از قواعد آمره حقوق بینالملل عمومی و باجخواهی از شرکای سیاسی است.»
در ادامه این نوشتار آمده: «متأسفم از اینکه اشخاصی در داخل کشور با زیادهخواهان و انحصارطلبان بینالمللی همصدا هستند و نزاکت صلحطلبانه و خوشعهدی ملت شریف ایران را در عرصه دیپلماسی برنمیتابند. انعقاد برجام خواست نظام جمهوری اسلامی ذیل اراده ملت و منطبق بر منویات رهبری در تعیین سیاست کلی نرمش قهرمانانه است که تشریفات قانونی کامل آن اعم از مراعات اصول حقوقی داخلی و خارجی در طول مراحل تصویب و اجرا سپری گردیده و در نهایت با تصویب قوه قانونگذاری نظام اسلامی، برجام در حقوق داخلی ایران نیز در حکم قانون و لازمالاتباع ست.»
جای تاسف دارد که برخی سرشان را زیر برف کردهاند و نمیخواهند واقعیات را ببینند. این جماعت هدف و ابزار را در این توافق فراموش کردهاند! آیا ایران پای میز مذاکرات نشست که فقط یک توافق امضا کند؟ یعنی هدف ما همان توافق برجام بود و در تاریخ قرون اخیر کشورمان قراردادهایی مانند رژی، ترکمانچای، گلستان، 1919 و... وجود داشته و در این کلکسیون تنها جای یکی خالی بود که آن هم برجام بوده است و حالا که این هدف حاصل شده آن را با چنگ و دندان هم که شده باید حفظ کنیم!
اصلا انگار نه انگار که هدف از این توافق برداشته شدن تحریمهای ظالمانه آمریکا بود! و در این مسیر مذاکرات و توافق هستهای ابزار و یا مسیری برای رسیدن به آن هدف بود. حال که به آن اهداف (که لغو تحریمها بود) نرسیدیم طیف مسامحه گر و سهل اندیش جای هدف و ابزار رسیدن به آن هدف را عوض کردهاند. ضمن آنکه باید به این افراد یادآوری کرد که آنچه منتقدان برجام در داخل کشور به آن استدلال کرده و خروج ایران را از برجام میخواهند این است که طرفهای دیگر این توافق به تعهداتشان عمل نکردهاند اما آنچه باعث خروج ترامپ از برجام شد اولا ذات عهدشکنِ آمریکایی اوست و دیگر اینکه آنها میخواستند ایران باز هم به میز مذاکرات برگردد و امتیازهای جدید بدهد.
اما نویسنده از ملتهای صلحطلب خاورمیانه گفته است و خشنودی آنها از حضور به هر قیمت کشورمان در توافق برجام!! این همه احاطه او به خواستههای ملتهای گوناگون شگفتانگیز است اما باید پرسید در میان این ملتها هستند و کم هم نیستند که نظام کشورشان تسلیحات اتمی دارد، چرا این ملتها از نابود شدن صنعت صلحآمیز هستهای ایران باید خشنود باشند و نسبت به رژیمهایی که علنا سلاح هستهای دارند و در روز روشن حتی کشورهای دیگر را تهدید میکنند واکنشی نشان نمیدهند؟!
کوتاه کلام آنکه متاسفانه طیف موسوم به اصلاحطلب برای القای نظراتش به هر روش و به هر نوع توجیهی دست میبرد؛ از به هم بافتن آسمان و ریسمان تا بزرگنمایی و وارونه گویی.