نگاهی به دیروزنامههای زنجیرهای
برجام منفعت اقتصادی نداشته اما باید به هر قیمتی حفظ شود!
روزنامه اعتماد در یادداشتی به موضوع برجام پرداخته و در عین ناباوری مواردی از این قبیل را مطرح کرده که اصلا مهم نیست اگر برجام هیچ منفعت اقتصادی برای ما نداشت یا اینکه تحریمهایی پس از خروج آمریکا اعمال گردد و یا حتی اگر اروپا نیز تسلیم آمریکا و مکانیزم تحریمها شود باز هیچ اهمیتی ندارد و ایران نباید برجام را ترک کند! به راستی تئوریزهکنندگان ذلت پذیری تا کجا پیش خواهند رفت؟!
سرویس سیاسی-
در یادداشت اعتماد آمده: «تيم مذاكرهكننده ايران انصافا، قراردادي را با قدرتهاي بزرگ جهاني امضا كرد كه ضمن تبديل شدن آن به «پديدهاي بينظير»! و ماندگار در تاريخ روابط بينالملل، امكان هرگونه بهرهبرداري و «بهانهجويي»! از قدرتهاي بزرگي مانند آمريكا را گرفت...»
نظام سلطه تمام مکر و حیلهاش را جمع کرد و آن را در قالب توافقی با نام برجام به میدان مذاکرات آورد. ایران در قالب این توافق زورگویانه که ملت ایران را از حقوق تصریح شده در قوانین بینالملل محروم میکرد پذیرفت تا از بخش مهمی از فعالیتهای صلحآمیز و قانونی خود صرف نظر کرده و حتی در قلب تپنده راکتور اراک که نماد جهاد علمی جوانان این سرزمین بود بتن بریزد. با این وجود مشخص نیست چرا نویسنده یادداشت اعتماد در مدح برجام آن را «بینظیر و ماندگار» نامیده است!
اما نکته دیگری که در راستای غیرواقعنمایی از برجام در این یادداشت دیده میشود این است که در وصف آن گفته شده برجام «امكان هرگونه بهرهبرداري و «بهانهجويي»! از قدرتهاي بزرگي مانند آمريكا را گرفت» آیا واقعا اینگونه بود؟ مواردی چند تاکنون در برجام مطرح شده که نشاندهنده زیرکی طرف مقابل و متاسفانه کم توجهی طرف ایرانی است. مواردی که میتواند به تفسیرهای گوناگون از متن برجام منجر شود مانند عبارتهای «تعلیق تحریم» و «پایان تحریم». ضمن آنکه نویسنده به این نکته توجه نکرده است که رژیم زورگو و سلطه طلب آمریکا برای بهانه جویی چندان به متن برجام نیازی ندارد بلکه یاریگر آنها در این مسیر قلمهایی مانند همین قلمی که یادداشت مورد بحث را نوشته است. چرایی این نکته را در ادامه بخوانید.
همانگونه که گفته شده بود و از ذات سلطهطلب آمریکا نیز بر میآید، این کشور به رغم انجام تمام تعهداتی که ایران آنها را حتی زودتر از موعد انجام داد باز آمریکا بهانههای جدید آورد و موضوعاتی نظیر توان نظامی ایران و نفوذ ایران در منطقه را مطرح کرد. موضوعاتی که در قالب برجام نبودند. یعنی آمریکا هدفش چیزی فراتر از توافق برجام است و آن را پله پله پیش میبرد. به این معنا اگر همین فردا ایران تمام آنچه به عنوان «مکمل برجام» گفته میشود را نیز اجرا کند آمریکا و اروپا در عمل به تعهدات خویش همچنان دست به سر کردن دولت محترم تدبیر و امید را برای مدتی ادامه میدهند تا بهانه دیگر را مطرح کنند.
نویسنده در بخشی از این نوشتار آورده است: «دستگاه ديپلماسي بايد در دو سطح بينالمللي و به خصوص منطقهاي، پيوستهاي برجامي قدرتمندي را طراحي و اجرا ميكرد و زمينه بهبود مناسبات منطقهاي را دنبال ميكرد. ايران ميتوانست با به دست گرفتن ابتكار عمل مناسب، برجام منطقهاي را با حضور كشورهاي منطقه به نتيجه رساند و مانع از فعال شدن عوامل منطقهاي مخرب برجام شود.»
بزرگترین سرمایه رژیمهایی مثل آمریکا برای زورگویی به یک ملت قلمهایی هستند که در داخل ایران زیادهخواهیهای این کشور را رسمیت میبخشند. برای نمونه در موضوع توان نظامی باید پرسید جمهوری اسلامی ایران تاکنون به کدام کشور تجاوز کرده یا کدام سلاح نامتعارف و ممنوعه را ساخته که این نگرانیهای دروغین مطرح میشود؟
براساس متن برجام هم میتوانست!
همانطور که خواندید روزنامه اعتماد در آن یادداشت تاسف انگیز متن برجام را متنی «بینظیر» نامیده که هیچ درزی نیز برای بهانهجویی ندارد اما در دیگر سو روزنامه زنجیرهای شرق که مدیرمسئول آن پیش از این گفته بود که آنها وظیفه بزک برجام را برعهده داشتهاند دیروز طی یادداشتی نوشت ترامپ بر اساس متن برجام نیز میتوانست همین کار و آزاردهندهتر از آن را انجام دهد.
در بخشی از یادداشت شرق آمده است: «چرا ترامپ به استفاده یا بهتر بگوییم به سوءاستفاده از سیستم موسوم به «ماشه» پیشبینی شده در متن برجام تمسک پیدا نکرد؟ همان سیستمی که مطابق آن: هریک از اعضای دائم شورای امنیت و ازجمله آمریکا به هر بهانه درست یا نادرستی درخصوص اقدامات هستهای ایران (مانند بهانه موشکهای بالستیک و...) این فرصت را دارند که برجام را بهطور کلی منتفی کرده و تمامی تحریمهای پیشین شورای امنیت درخصوص ایران را بازگردانند.»
نویسنده در ادامه تصریح کرده است: «مطمئنا بازگشت تحریمهای پیشین و فراگیر شورای امنیت آزاردهندهتر از تحریمهای یکجانبه آمریکا خواهد بود درحالیکه آمریکا علاوهبر عدم استفاده از این سیستم حائز اهمیت، با خروج از برجام در واقع حق استفاده از این سیستم را نیز از خود سلب کرد؛ سیستمی که معلوم نبود ترامپ در آینده ولو به زور رژیم اسرائیل مجبور به استفاده از آن نمیشد.»
روزنامه شرق در یادداشت خود هدف ترامپ را به زیر سلطه کشاندن کامل و بدون قید و شرط و اما و اگر اروپا خوانده و با اینکه تصریح کرده است اروپا زیر چنین سلطهای نمیرود نوشته است: « اظهارات اخیر برخی مقامات اروپایی و ازجمله وزیر دارایی فرانسه ظاهرا نشان از عزم اروپا در تنندادن به این ذلت دارد، اما نکته حائز اهمیت این است که با توجه به خروج انگلیس از اتحادیه اروپایی، آیا اروپا اصولا هماهنگی و در مرحله بعد، توان اقتصادی لازم برای مقابله با این سیاست خودکامگی آمریکا را دارد؟»
واقعیت آن است که بزککنندگان برجام به سختی میان تناقضات گرفتار شدهاند و نمیدانند چه بنویسند و چه بگویند، آنها از یک سو متن برجام را پیش روی خود گذاشته و ایرادهای آن را تازه میبینند و از سوی دیگر با خروج آمریکا از برجام به اروپا روی آوردهاند تا آبروی رفته خود را جمع کنند ولی خود اذعان دارند که اروپا نیز قادر به آنی نیست که اینها میخواهند!
نکته دیگر اینکه بر اساس مکانیسم ماشه که روزنامه شرق به آن استناد کرده است علاوهبر آمریکا دیگر کشورها از جمله فرانسه، انگلیس و آلمان نیز میتوانند از برجام خارج شده و آن را از اعتبار نداشته خود بیشتر ساقط کنند، حال چگونه و بر چه اساسی میتوان تضمینی گرفت که چنین نشود مشخص نیست!
میخواهند دولت را به سمت آمریکا سوق دهند!
روزنامه آرمان در مطلبی نوشت: «برخی از همان روز نخست بهدنبال تخریب آقای روحانی بودند و تلاش میکردند دولت ایشان کارنامه موفقی از خود ارائه ندهد. در شرایط کنونی نیز که آمریکا از برجام خارج شده همین گروهها تلاش میکنند آقای روحانی را به سمت آمریکاییها هُل بدهند».
ادعای مضحک «تلاش منتقدان برای هل دادن دولت به سمت آمریکا»! در حالی است که از ابتدای مذاکرات هستهای ایران و 1+5، گزاره «با کدخدا میشود بست و بازی برد- برد انجام داد» به نخ تسبیح راهبرد دولت یازدهم تبدیل شد. مقامات ارشد دولت یازدهم در اقدامی تأملبرانگیز به تعریف و تمجید از «باراک اوباما» رئیسجمهور سابق آمریکا پرداخته و او را فردی مؤدب! و باهوش! نامیدند.
در مذاکرات هستهای ایران و 1+5 در دولت یازدهم، دیدارهای دوجانبه وزرای خارجه ایران و آمریکا (ظریف-کری) رکورد زد. پیادهروی 15 دقیقهای ظریف و جان کری در ژنو، تماس تلفنی روحانی و اوباما و دست دادن ظریف و اوباما در سازمان ملل را نیز باید به فهرست اقدامات دولت در مذاکرات اضافه کرد. در مجموع تیم مذاکرهکننده هستهای از تمام امکانات و تواناییهای موجود در پیشبرد مذاکرات آن هم به روش خود بهره برد.
چندی پیش «علی اکبر صالحی» رئیس سازمان انرژی اتمی در مصاحبه با خبرگزاری صداوسیما گفته بود: «ما در مذاکرات با آمریکا مذاکره میکردیم نه مجموعه 1+5».
در حال حاضر، دولت بدون توجه به تجربه برجام،پس از سرخوردگی از اعتماد به آمریکا، به توافق با اروپا دل خوش کرده است. این در حالی است که تا پیش از این مقامات ارشد دولت تاکید داشتند که اروپا آقااجازه است و در مقابل آمریکا اختیاری از خود ندارد.
دستاورد اصلاحطلبان: بیلبوردهای شاعرانه و زیبا!
روزنامه همدلی در گزارشی درباره تفاوت مدیریت شهری اصلاحطلبان و اصولگرایان نوشت: «این روزها بنرهای تبلیغی و بیلبوردهایی که آرم شهرداری تهران را دارند، گاه با متنهای زیبا و شاعرانه، یا با نثرهای ادبی و گاه با تصاویر شاعران و ادبای ایران در منظر تماشای مردم قرار میگیرند... در دوران 12ساله حضور قالیباف بر گرده فرهنگی شهر تهران، کمتر روزی بود که شهروندان تهرانی صبحگاهان وقتی که از خواب بیدار میشدند یا در بزرگراهها و خیابانها حرکت میکردند با یک بنر تبلیغی خشن و نفرتپراکن روبهرو نشوند. شک نکنید اگر امروز اصولگرایان بر مسند شهرداری تهران تکیه زده بودند، بعد از خروج آمریکا از برجام، مردم تهران باید شاهد تصاویر جورواجور از ترامپ و دیگر روسای غربی میبودند.... رنگ و رخسار شهر از سر درون اصلاحطلبان خبر میدهد.»
در این باره گفتنی است بعد از اینکه جناح اصلاحطلبان صندلیهای شورا را به طور کامل در اختیار گرفتند عمدتا دوره درگیریهای درون سازمانی و تشکیلاتی آنها شکل گرفت واین مسئله منجر به ناکارآمدی شورا، افزایش تنشهای درونی و تسری آن به مسائل شهری شد که معضلات و مشکلات شهرتهران را دو چندان کرد. سیاسی کاری اصلاحطلبان در شورا و شهرداری تهران صدای شهروندان را در آورده است به طوری که هیچ پروژهای در شهر به بهرهداری نمیرسد و این در حالی است که با گذشت حدود ۹ ماه همچنان شهر بلاتکلیف است. از این رو روزنامههای زنجیرهای اصلاحطلب که تا دیروز در نقش تبلیغاتچی مردم را به رای دادن فلهای ترغیب و تشویق میکردند، این روزها برای سرپوش گذاشتن بر مدیریت فضاحت بار اصلاحطلبان به کارنامهسازی و دستاورتراشی روی آوردهاند که بیشتر از ارائه کارنامه، تمسخر عملکرد شهردار مستعفی به نظر میرسد. چندی پیش هم روزنامه همشهری از فرط دست خالی بودن اصلاحطلبان در ارائه گزارش کار به مردم رپورتاژ مضحکی از کارهای مهم شورای شهر منتشر کرد که خود به خوبی گویای فشل بودن سیستم تصمیم گیری اصلاحطلبان در اداره شهر است. از ۱۰مصوبه شورا که توسط روزنامه همشهری دستاوردی مهم اعلام شده، سه مصوبه آن به انتصاب نجفی، پذیرش استعفای او و انتصاب سرپرست جدید برای شهرداری اختصاص داشت.
اصلاحطلبهای پفکی و توجیه شرایط!
ابراهیم اصغرزاده از فعالین سیاسی اصلاحطلب در گفتوگویی با روزنامه زنجیرهای قانون اعتراضات معیشتی دی ماه گذشته را اعتراض به جریان اصلاحات خوانده و گفت: اصلاحطلبهای پفکی شرایط را توجیه میکنند! اما در عین حال خود او نیز به توجیه میپردازد و میگوید؛ روحانی زورش به حل بسیاری از مشکلات اقتصادی نرسید!! اگر این واقعا حقیقت دارد چرا پس از 4سال نخست رئیسجمهور و حامیانش برای به قدرت رسیدن چنین به آب و آتش زدند؟!
اصغرزاده در این مصاحبه تاکید کرده است: «ما با دو نوع اصلاحطلب روبهروییم. اصلاحطلبان واقعی و اصلاحطلبان پفکی و بروکرات که کارشان توجیه شرایط موجود و ضعفها از طریق شعارهای اصلاحطلبانه است.»
درباره اظهارات اصغرزاده نکاتی را میتوان خاطر نشان کرد، نخست آنکه وی اعتراف میکند اعتراضات دی ماه سال گذشته اعتراض به جریان اصلاحات بوده است، این اعتراف نشاندهنده آن است که معترضان معیشتی جریان اصلاحات را مسئول آنچه در کشور و در حوزه اقتصادی در حال روی دادن است میدانند و طبیعی است که از این جریان برای حل مشکلاتشان ناامید شدهاند، حال پوست اندازی که اصغرزاده در بخشی از مصاحبه به آناشاره کرده چه مشکلاتی از مردم درمان میکند، آمدن یک گروه از جریان اصلاحات به بدنه دولت و رفتن گروهی دیگر بدون آنکه سیاستها و نوع نگاه به مردم و مشکلاتشان تغییر کند چه نتیجهای دارد؟!
نکته دوم آنکه اعتراضات دی ماه سال گذشته دربستر معیشتی شکل گرفت اما ضدانقلاب و بیگانگان بر روی موج این اعتراضات سوار شده و آن را مصادره به مطلوب کردند، به دنبال این موج سواری ضدانقلاب مردم به خیابانها ریخته و با تجدید میثاق با آرمانهای امام و رهبری از دولت خواستند به مشکلات مردم رسیدگی کند.
در یادداشت اعتماد آمده: «تيم مذاكرهكننده ايران انصافا، قراردادي را با قدرتهاي بزرگ جهاني امضا كرد كه ضمن تبديل شدن آن به «پديدهاي بينظير»! و ماندگار در تاريخ روابط بينالملل، امكان هرگونه بهرهبرداري و «بهانهجويي»! از قدرتهاي بزرگي مانند آمريكا را گرفت...»
نظام سلطه تمام مکر و حیلهاش را جمع کرد و آن را در قالب توافقی با نام برجام به میدان مذاکرات آورد. ایران در قالب این توافق زورگویانه که ملت ایران را از حقوق تصریح شده در قوانین بینالملل محروم میکرد پذیرفت تا از بخش مهمی از فعالیتهای صلحآمیز و قانونی خود صرف نظر کرده و حتی در قلب تپنده راکتور اراک که نماد جهاد علمی جوانان این سرزمین بود بتن بریزد. با این وجود مشخص نیست چرا نویسنده یادداشت اعتماد در مدح برجام آن را «بینظیر و ماندگار» نامیده است!
اما نکته دیگری که در راستای غیرواقعنمایی از برجام در این یادداشت دیده میشود این است که در وصف آن گفته شده برجام «امكان هرگونه بهرهبرداري و «بهانهجويي»! از قدرتهاي بزرگي مانند آمريكا را گرفت» آیا واقعا اینگونه بود؟ مواردی چند تاکنون در برجام مطرح شده که نشاندهنده زیرکی طرف مقابل و متاسفانه کم توجهی طرف ایرانی است. مواردی که میتواند به تفسیرهای گوناگون از متن برجام منجر شود مانند عبارتهای «تعلیق تحریم» و «پایان تحریم». ضمن آنکه نویسنده به این نکته توجه نکرده است که رژیم زورگو و سلطه طلب آمریکا برای بهانه جویی چندان به متن برجام نیازی ندارد بلکه یاریگر آنها در این مسیر قلمهایی مانند همین قلمی که یادداشت مورد بحث را نوشته است. چرایی این نکته را در ادامه بخوانید.
همانگونه که گفته شده بود و از ذات سلطهطلب آمریکا نیز بر میآید، این کشور به رغم انجام تمام تعهداتی که ایران آنها را حتی زودتر از موعد انجام داد باز آمریکا بهانههای جدید آورد و موضوعاتی نظیر توان نظامی ایران و نفوذ ایران در منطقه را مطرح کرد. موضوعاتی که در قالب برجام نبودند. یعنی آمریکا هدفش چیزی فراتر از توافق برجام است و آن را پله پله پیش میبرد. به این معنا اگر همین فردا ایران تمام آنچه به عنوان «مکمل برجام» گفته میشود را نیز اجرا کند آمریکا و اروپا در عمل به تعهدات خویش همچنان دست به سر کردن دولت محترم تدبیر و امید را برای مدتی ادامه میدهند تا بهانه دیگر را مطرح کنند.
نویسنده در بخشی از این نوشتار آورده است: «دستگاه ديپلماسي بايد در دو سطح بينالمللي و به خصوص منطقهاي، پيوستهاي برجامي قدرتمندي را طراحي و اجرا ميكرد و زمينه بهبود مناسبات منطقهاي را دنبال ميكرد. ايران ميتوانست با به دست گرفتن ابتكار عمل مناسب، برجام منطقهاي را با حضور كشورهاي منطقه به نتيجه رساند و مانع از فعال شدن عوامل منطقهاي مخرب برجام شود.»
بزرگترین سرمایه رژیمهایی مثل آمریکا برای زورگویی به یک ملت قلمهایی هستند که در داخل ایران زیادهخواهیهای این کشور را رسمیت میبخشند. برای نمونه در موضوع توان نظامی باید پرسید جمهوری اسلامی ایران تاکنون به کدام کشور تجاوز کرده یا کدام سلاح نامتعارف و ممنوعه را ساخته که این نگرانیهای دروغین مطرح میشود؟
براساس متن برجام هم میتوانست!
همانطور که خواندید روزنامه اعتماد در آن یادداشت تاسف انگیز متن برجام را متنی «بینظیر» نامیده که هیچ درزی نیز برای بهانهجویی ندارد اما در دیگر سو روزنامه زنجیرهای شرق که مدیرمسئول آن پیش از این گفته بود که آنها وظیفه بزک برجام را برعهده داشتهاند دیروز طی یادداشتی نوشت ترامپ بر اساس متن برجام نیز میتوانست همین کار و آزاردهندهتر از آن را انجام دهد.
در بخشی از یادداشت شرق آمده است: «چرا ترامپ به استفاده یا بهتر بگوییم به سوءاستفاده از سیستم موسوم به «ماشه» پیشبینی شده در متن برجام تمسک پیدا نکرد؟ همان سیستمی که مطابق آن: هریک از اعضای دائم شورای امنیت و ازجمله آمریکا به هر بهانه درست یا نادرستی درخصوص اقدامات هستهای ایران (مانند بهانه موشکهای بالستیک و...) این فرصت را دارند که برجام را بهطور کلی منتفی کرده و تمامی تحریمهای پیشین شورای امنیت درخصوص ایران را بازگردانند.»
نویسنده در ادامه تصریح کرده است: «مطمئنا بازگشت تحریمهای پیشین و فراگیر شورای امنیت آزاردهندهتر از تحریمهای یکجانبه آمریکا خواهد بود درحالیکه آمریکا علاوهبر عدم استفاده از این سیستم حائز اهمیت، با خروج از برجام در واقع حق استفاده از این سیستم را نیز از خود سلب کرد؛ سیستمی که معلوم نبود ترامپ در آینده ولو به زور رژیم اسرائیل مجبور به استفاده از آن نمیشد.»
روزنامه شرق در یادداشت خود هدف ترامپ را به زیر سلطه کشاندن کامل و بدون قید و شرط و اما و اگر اروپا خوانده و با اینکه تصریح کرده است اروپا زیر چنین سلطهای نمیرود نوشته است: « اظهارات اخیر برخی مقامات اروپایی و ازجمله وزیر دارایی فرانسه ظاهرا نشان از عزم اروپا در تنندادن به این ذلت دارد، اما نکته حائز اهمیت این است که با توجه به خروج انگلیس از اتحادیه اروپایی، آیا اروپا اصولا هماهنگی و در مرحله بعد، توان اقتصادی لازم برای مقابله با این سیاست خودکامگی آمریکا را دارد؟»
واقعیت آن است که بزککنندگان برجام به سختی میان تناقضات گرفتار شدهاند و نمیدانند چه بنویسند و چه بگویند، آنها از یک سو متن برجام را پیش روی خود گذاشته و ایرادهای آن را تازه میبینند و از سوی دیگر با خروج آمریکا از برجام به اروپا روی آوردهاند تا آبروی رفته خود را جمع کنند ولی خود اذعان دارند که اروپا نیز قادر به آنی نیست که اینها میخواهند!
نکته دیگر اینکه بر اساس مکانیسم ماشه که روزنامه شرق به آن استناد کرده است علاوهبر آمریکا دیگر کشورها از جمله فرانسه، انگلیس و آلمان نیز میتوانند از برجام خارج شده و آن را از اعتبار نداشته خود بیشتر ساقط کنند، حال چگونه و بر چه اساسی میتوان تضمینی گرفت که چنین نشود مشخص نیست!
میخواهند دولت را به سمت آمریکا سوق دهند!
روزنامه آرمان در مطلبی نوشت: «برخی از همان روز نخست بهدنبال تخریب آقای روحانی بودند و تلاش میکردند دولت ایشان کارنامه موفقی از خود ارائه ندهد. در شرایط کنونی نیز که آمریکا از برجام خارج شده همین گروهها تلاش میکنند آقای روحانی را به سمت آمریکاییها هُل بدهند».
ادعای مضحک «تلاش منتقدان برای هل دادن دولت به سمت آمریکا»! در حالی است که از ابتدای مذاکرات هستهای ایران و 1+5، گزاره «با کدخدا میشود بست و بازی برد- برد انجام داد» به نخ تسبیح راهبرد دولت یازدهم تبدیل شد. مقامات ارشد دولت یازدهم در اقدامی تأملبرانگیز به تعریف و تمجید از «باراک اوباما» رئیسجمهور سابق آمریکا پرداخته و او را فردی مؤدب! و باهوش! نامیدند.
در مذاکرات هستهای ایران و 1+5 در دولت یازدهم، دیدارهای دوجانبه وزرای خارجه ایران و آمریکا (ظریف-کری) رکورد زد. پیادهروی 15 دقیقهای ظریف و جان کری در ژنو، تماس تلفنی روحانی و اوباما و دست دادن ظریف و اوباما در سازمان ملل را نیز باید به فهرست اقدامات دولت در مذاکرات اضافه کرد. در مجموع تیم مذاکرهکننده هستهای از تمام امکانات و تواناییهای موجود در پیشبرد مذاکرات آن هم به روش خود بهره برد.
چندی پیش «علی اکبر صالحی» رئیس سازمان انرژی اتمی در مصاحبه با خبرگزاری صداوسیما گفته بود: «ما در مذاکرات با آمریکا مذاکره میکردیم نه مجموعه 1+5».
در حال حاضر، دولت بدون توجه به تجربه برجام،پس از سرخوردگی از اعتماد به آمریکا، به توافق با اروپا دل خوش کرده است. این در حالی است که تا پیش از این مقامات ارشد دولت تاکید داشتند که اروپا آقااجازه است و در مقابل آمریکا اختیاری از خود ندارد.
دستاورد اصلاحطلبان: بیلبوردهای شاعرانه و زیبا!
روزنامه همدلی در گزارشی درباره تفاوت مدیریت شهری اصلاحطلبان و اصولگرایان نوشت: «این روزها بنرهای تبلیغی و بیلبوردهایی که آرم شهرداری تهران را دارند، گاه با متنهای زیبا و شاعرانه، یا با نثرهای ادبی و گاه با تصاویر شاعران و ادبای ایران در منظر تماشای مردم قرار میگیرند... در دوران 12ساله حضور قالیباف بر گرده فرهنگی شهر تهران، کمتر روزی بود که شهروندان تهرانی صبحگاهان وقتی که از خواب بیدار میشدند یا در بزرگراهها و خیابانها حرکت میکردند با یک بنر تبلیغی خشن و نفرتپراکن روبهرو نشوند. شک نکنید اگر امروز اصولگرایان بر مسند شهرداری تهران تکیه زده بودند، بعد از خروج آمریکا از برجام، مردم تهران باید شاهد تصاویر جورواجور از ترامپ و دیگر روسای غربی میبودند.... رنگ و رخسار شهر از سر درون اصلاحطلبان خبر میدهد.»
در این باره گفتنی است بعد از اینکه جناح اصلاحطلبان صندلیهای شورا را به طور کامل در اختیار گرفتند عمدتا دوره درگیریهای درون سازمانی و تشکیلاتی آنها شکل گرفت واین مسئله منجر به ناکارآمدی شورا، افزایش تنشهای درونی و تسری آن به مسائل شهری شد که معضلات و مشکلات شهرتهران را دو چندان کرد. سیاسی کاری اصلاحطلبان در شورا و شهرداری تهران صدای شهروندان را در آورده است به طوری که هیچ پروژهای در شهر به بهرهداری نمیرسد و این در حالی است که با گذشت حدود ۹ ماه همچنان شهر بلاتکلیف است. از این رو روزنامههای زنجیرهای اصلاحطلب که تا دیروز در نقش تبلیغاتچی مردم را به رای دادن فلهای ترغیب و تشویق میکردند، این روزها برای سرپوش گذاشتن بر مدیریت فضاحت بار اصلاحطلبان به کارنامهسازی و دستاورتراشی روی آوردهاند که بیشتر از ارائه کارنامه، تمسخر عملکرد شهردار مستعفی به نظر میرسد. چندی پیش هم روزنامه همشهری از فرط دست خالی بودن اصلاحطلبان در ارائه گزارش کار به مردم رپورتاژ مضحکی از کارهای مهم شورای شهر منتشر کرد که خود به خوبی گویای فشل بودن سیستم تصمیم گیری اصلاحطلبان در اداره شهر است. از ۱۰مصوبه شورا که توسط روزنامه همشهری دستاوردی مهم اعلام شده، سه مصوبه آن به انتصاب نجفی، پذیرش استعفای او و انتصاب سرپرست جدید برای شهرداری اختصاص داشت.
اصلاحطلبهای پفکی و توجیه شرایط!
ابراهیم اصغرزاده از فعالین سیاسی اصلاحطلب در گفتوگویی با روزنامه زنجیرهای قانون اعتراضات معیشتی دی ماه گذشته را اعتراض به جریان اصلاحات خوانده و گفت: اصلاحطلبهای پفکی شرایط را توجیه میکنند! اما در عین حال خود او نیز به توجیه میپردازد و میگوید؛ روحانی زورش به حل بسیاری از مشکلات اقتصادی نرسید!! اگر این واقعا حقیقت دارد چرا پس از 4سال نخست رئیسجمهور و حامیانش برای به قدرت رسیدن چنین به آب و آتش زدند؟!
اصغرزاده در این مصاحبه تاکید کرده است: «ما با دو نوع اصلاحطلب روبهروییم. اصلاحطلبان واقعی و اصلاحطلبان پفکی و بروکرات که کارشان توجیه شرایط موجود و ضعفها از طریق شعارهای اصلاحطلبانه است.»
درباره اظهارات اصغرزاده نکاتی را میتوان خاطر نشان کرد، نخست آنکه وی اعتراف میکند اعتراضات دی ماه سال گذشته اعتراض به جریان اصلاحات بوده است، این اعتراف نشاندهنده آن است که معترضان معیشتی جریان اصلاحات را مسئول آنچه در کشور و در حوزه اقتصادی در حال روی دادن است میدانند و طبیعی است که از این جریان برای حل مشکلاتشان ناامید شدهاند، حال پوست اندازی که اصغرزاده در بخشی از مصاحبه به آناشاره کرده چه مشکلاتی از مردم درمان میکند، آمدن یک گروه از جریان اصلاحات به بدنه دولت و رفتن گروهی دیگر بدون آنکه سیاستها و نوع نگاه به مردم و مشکلاتشان تغییر کند چه نتیجهای دارد؟!
نکته دوم آنکه اعتراضات دی ماه سال گذشته دربستر معیشتی شکل گرفت اما ضدانقلاب و بیگانگان بر روی موج این اعتراضات سوار شده و آن را مصادره به مطلوب کردند، به دنبال این موج سواری ضدانقلاب مردم به خیابانها ریخته و با تجدید میثاق با آرمانهای امام و رهبری از دولت خواستند به مشکلات مردم رسیدگی کند.