قدردانی از مقام شامخ معلم و رفع چالشهای زندگی معلمی- بخش نخست
چراغی که هرگز خاموش نمیشود
گروه گزارش
«باید تکریم معلم و حرفه تعلیم در جامعه ما همگانی بشود، همه افتخار کنند به معلم بودن، همه افتخار کنند به اینکه به معلم سلام میکنند، احترام میکنند.»
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار معلمان و فرهنگیان سراسر کشور17/2/1393
تفاوتی نمیکند دکتر باشیم یا مهندس؛ حقوقدان، هنرمند یا روزنامهنگار! همه جایگاه امروزمان را وامدار انسانهایی در زندگیمان هستیم که زندگی را به ما آموخته اند! پای درد و دلهایشان که مینشینیم گاهی از شیطنتهای شاگردان گلایه میکنند؛ اما بیدرنگ با تمام وجود موفقیتشان را از خدا میخواهند. خدا میداند که اگر نبودند چگونه میتوانستیم حتی سادهترین چیزها را بیاموزیم؟!
معلم بودن هر چند یک شغل است و منبع درآمد، اما عشقی در درون خود دارد که در این روزگار میلیونها نفر را با وجود درآمد اندک به نسبت سختی کار فراوان، همچنان با علاقه در مدارس و کلاسهای درس به ادامه راه ترغیب میکند. با این حال معلم تنها متوقع چیزی جز موفقیت شاگردان نبوده و نیست.
درک متقابل، سبب ارتباط صمیمانه با دانشآموزان
از میان هیاهو دبیرستان پسرانه اسوه واقع در منطقه 18 تهران به دفتر مدرسه میرسیم و همانند همیشه با همان چهره بشاش و خوشرو به گرمی از ما استقبال میکند. سابقه آغاز حضورش در کلاسهای درس به زمان سربازیش که در اصطلاح سرباز معلم گفته میشود، برمیگردد.
صادق عباسی حالا 28 سال است که در جامعه تعلیم و تربیت مشغول فعالیت است. عباسی میگوید؛ در کنار سایر فعالیت هایش در آموزش و پرورش همیشه به امر تدریس مشغول بوده است. از او درباره ارتباط صمیمانهاش با دانشآموزان میپرسیم، وی میگوید: «یکی از دلایل این رابطه صمیمانه این است که من از جنس همین منطقه هستم و محرومیتهای مالی و معیشتی خانوادهها برایم قابل درک است.»
وی همچنین میافزاید: «با وجود اختلاف بسیار زیادی که میان مناطق جنوب و شمال شهر وجود دارد یکی از دلایلی که به نظرم باعث شده تا ما در این مناطق جنوبی موفقتر باشیم این است که خودمان از جنس این بچهها هستیم و این بچهها معرفتی دارند که بسیار کمیاب است، چرا که بسیاری از این بچهها مسئولیتپذیری دارند که باعث شده دیدشان به نسبت هم سن و سالانشان متفاوت باشد و همه اینها سبب درک متقابل و ایجاد رابطه صمیمانه بین ماست.»این روزها دغدغه بسیاری از دانشآموزان و اولیا آنها آموختن مطالب درسی توسط معلمان است و کمتر به عناصر مهمتر آموزش و پرورش توجه میشود.
عباسی ضمن اشاره به آنکه مهمترین چیزی که هر معلم باید به دانشآموزان خود بیاموزد راه و رسم زندگی است، میگوید: «اگر میخواهیم جامعهای سالم داشته باشیم، باید راه و رسم زندگی را به بچهها بیاموزیم. چندی پیش شنیدم که یک پزشک با دیدن کارگری که چکمههای گلی به پا داشته از دوربین مدار بسته به منشی خود میگوید که اجازه ورود او به مطبش را ندهد. او شاید علیالظاهر پزشک است، اما آنچه را که باید نیاموخته است و این شاید مربوط به کار ما معلمان است.»
این فرهنگی در گفتوگو با گزارشگر روزنامه کیهان میگوید: «با افتخار میگویم؛ امروزه با وجود تمام مشکلات معیشتی موجود برای معلمان، این قشر با وقارترین و صبورترین قشر در جامعه هستند. اعتماد مردم خصوصا خانواده به آموزش و پرورش بسیار است. همچنین با وجود مفاسد اقتصادی در برخی ارگانها، با وجود اینکه آموزش و پرورش پرجمعیتترین وزارتخانه است، اما کمترین معضلات و مفاسد را دارد.»
وی همچنین معتقد است با توجه به شرایط کنونی معیشتی معلمان اگر میخواهیم فرهنگ و آموزش خوبی در جامعه داشته باشیم، باید تجدید نظری در شرایط معیشتی معلمان انجام شود.
خاطره
یک تنبیه نمایشی
در ایام سال، هفته معلم زمانی است که شاید بیشتر از سایر ایام به گرامیداشت مقام معلم پرداخته میشود. هر چند که روز و هفته معلم زمانی است که این گرامیداشت و قدردانی برجستهتر مینماید اما دانشآموزان ما باید در تمام ایام قدردان زحمات بیوقفه معلم خود باشند و این قدردانی چیزی جز تلاش و رشد در مسیر زندگیشان نیست. صادق عباسی، یکی از معلمان دلسوز نظام تعلیم و تربیت در گفتوگو با گزارشگر کیهان میگوید: «بهترین نمونه قدرشناسی از سوی معلم برای دانشآموزان رشد و موفقیت شاگردان است. وقتی که دانشآموزان چه در مسیر تحصیلی و چه در مسیر علمی و پرورشی درحال کسب افتخار هستند و در المپیادهای علمی، مسابقات قرآنی و فرهنگی در رتبههای عالی میدرخشند، بهترین قدردانی از ما را دارند، چرا که باعث رفع سختیها و خستگیهای کار دشوار معلمان است.»
عباسی در انتها به بیان یکی از خاطرات دوران خدمتش میپردازد و میگوید: «معمولا وقتی دانشآموزان در کلاس شیطنتی میکنند معلمان آنها را به دفتر مدرسه پیش معاون میفرستند، اما بنده معمولا این کار را نمیکردم و از روی عادتی که داشتم به طور نمایشی بچهها را تنبیه میکردم. یک بار شیطنت و ایجاد اختلال بیش از حد یکی از دانشآموزان در نظم کلاس باعث شد تا همین برخورد را با او داشته باشم.»
تو را دانش و دین رهاند درست
«معلمی شغل انبیاست.» این جمله را امام خمینی(ره) در سالهای آغازین انقلاب اسلامی بیان فرمودند و به راستی یکی از مشاغل سخت و طاقت فرسا معلمی است و باید قدردان معلمان عزیز سرزمین مان باشیم.
پای گفتوگو با «فهیمه مخبر» از دیگر اصحاب تعلیم و تربیت مینشینیم؛ او که از سال 67 وارد آموزش و پرورش شده است، به گزارشگر روزنامه کیهان میگوید: «از آغاز خدمتم یک سال را در منطقه 4 تهران بودم و حالا 28 سال است که درمنطقه 9 آموزش و پرورش مشغول به تدریس و فعالیت هستم.»
مخبر را سالهاست که دانشآموزان با درس شیمی میشناسند و تسلط خاص او در تدریس این درس سبب این موضوع است. وی درباره علاقهای که باعث قرار گرفتنش در این مسیر شده است، میگوید: «من در یک خانواده فرهنگی بزرگ شدم و علاقهای به شیمی در من ایجاد شد که این علاقه با وجود تشویقهای پدرم سبب شد تا امروز در این جایگاه باشم.»
مخبر تلخترین خاطره دوران خدمتش را فوت یکی از همکارانش میداند و در پاسخ به این سؤال که مهمترین تعلیم و تعلم یک معلم به دانشآموزانش چیست؟ به یکی از ابیات فردوسی اشاره میکند و میگوید:
«تو را دانش و دین رهاند درست
در رستگاری بباید جست.»
رابطه مخبر با دانشآموزان همیشه یک رابطه صمیمانه است؛ حتی بارها دیدهاند که با دانشآموزانش در حیاط مدرسه والیبال بازی میکند، وی درباره دلایل شکل گیری این رابطه صمیمانه با دانشآموزانش میگوید: «رابطهام با دانشآموزان در طول دوران تعلیم و تربیت بسیار صمیمی بوده است؛ زیرا معتقدم دانشآموزان باید معلمشان را دوست داشته باشند و این موضوع بر کیفیت تعلیم و تربیت تاثیر مستقیم دارد.»
وی درحالی که معتقد است دانشآموزان در قدرشناسی از مقام معلم متفاوت هستند، میگوید: «بعضی از آنها بعد از 27 سال حتی گاه با من در تماس هستند و هنوز هم قدردانی میکنند.»
وی در پایان ضمن آرزوی موفقیت برای تمامی دانشآموزان میگوید: «به امید آنکه دانشآموزانی آگاه، پژوهشگر و علاقمند به درس داشته باشیم و قدر تاریخ، فرهنگ و داشتههای خود را بدانیم.»
آسیبهای شغلی معلمان را باز شناسیم
همه ما شنیدهایم که در کشورهایی از دنیا معلمی مهمترین شغل جامعه آنها است و معلمان بیشترین حقوق را به نسبت دیگر مشاغل دریافت میکنند. اما در جامعه کنونی ما معلمان با وجود اینکه بیشترین تعداد را نسبت به سایر کارمندان دولتی دارند اما با مشکلات معیشتی فراوانی دست و پنجه نرم میکنند و هر چه زمان میگذرد با سخت شدن شرایط اقتصادی، شرایط برای معلمین نیز دشوارتر میشود و این در حالی است که هم میبینیم و هم از زبان خود معلمان میشنویم که سطح انتظار اولیا هر روز افزایش مییابد.
از دوران ابتدایی به ما یاد دادند که مدرسه خانه دوم ماست؛ اما همکاری میان معلم و والدین روز به روز در حال کاهش است و در این زمینه ضرورت دارد تا انجمنهای اولیا و مربیان تقویت شود و این جلسات مستمر برگزار شود.
برخی از اولیا دانشآموزان حتی بعضا در مقابل راهنماییهای درسی و غیر درسی معلمین میایستند و معتقدند فرزندشان آن گونه که خودشان میخواهند باید رفتار کنند و کلام و عمل معلم نادرست است! معلمین بسیار از این مسئله گلایه دارند که برخی اولیا همیشه معتضند.
کارشناسان امور تربیتی معتقدند یکی از عواملی که سلامت جسم و روان معلمان را تهدید میکند، آسیبهای روانی و بهداشتی است. شغل معلمی و تدریس و تعیلم و تعلم یک دانشآموز- خصوصا ابتدایی - پر از اضطراب و تنش است و فشار روانی زیادی را متوجه معلم میکند. در نتیجه، اضطراب و فشار وارد شده به معلم، مستقیما به دانشآموزان منتقل میشود. از جمله این فشارها، مشکلات روزمره زندگی است که آرامش فرد در گرو رفع و رجوع آنهاست.
معلمان نه تنها با تدریس علم و دانش سر و کار دارند، بلکه با شرایط سنی و تفاوتهای فردی دانشآموزان و خصوصیات عاطفی و روانی آنها نیز روبه رو هستند؛ اکثر معلمان در برخورد با دانشآموزان که مسائل روانی و عاطفی دارند؛ با مشکل مواجه میشوند به خصوص زمانی که خود معلمان نیز مشکلاتی مانند فشارهای کاری و تنگناهای مالی داشته باشند.
همچنین باید اذعان کرد که بسیاری از مسائل و آسیبهایی که معلمان با آنها مواجه هستند؛ مورد بیتوجهی قرار گرفته است و به طور علمی بررسی نشدهاند. لازم است سیاستگذاران و مسئولان مربوطه، آسیبهای شغلی معلمان را باز شناسند و برای حل آنها بکوشند.
نقش معلم جلوهای خاص دارد و این بهدلیل ارتباط نزدیک و رودررویی است که معلم در جریان آموزش با شاگردان برقرار میسازد.
معلم تنها یک آموزگار برای انتقال معلومات علمی و دانش نیست، بلکه الگویی بانفوذ است که نمیتواند نسبت به اصول اخلاقی خویش بیتفاوت باشد، چون محدوده اخلاقیاتش فراتر از خود اوست و در واقع اخلاق و عمل معلم در جریان آموزش به مراتب بیشتر از سخن و کلامش بر شاگردان اثر خواهد داشت. از همین رو، در بسیاری از موارد شاگردان در شخصیتپذیری خود نقش معلم را بسیار مؤثر میدانند. اینجاست که الگوسازی از معلم در درون شاگرد اتفاق میافتد و شاگرد او را سرلوحه خویش قرار داده و از او سرمشق میگیرد. با توجه به این مطالب میتوان گفت که از دیدگاه اسلام رابطه معلم با شاگرد یک رابطه معنوی است، چون معلم با روح و جان شاگرد در ارتباط است.