کد خبر: ۱۲۸۲۳۴
تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۳۹۶ - ۲۰:۱۲
بازخوانی توصیه‌های رهبر معظم انقلاب در سالی که گذشت- بخش دوم

نتیجه هیچ، به دنبال تعهدات جدید!

رهبر معظم انقلاب در سالی که گذشت بارها و در دیدارهای مختلف به «تجربه برجام» ‌اشاره و نقدهای مکرر خود را به این تجربه با مسئولین درمیان گذاشته‌اند، نقدهایی که در خفا و عیان، در دیدارهای عمومی و خصوصی به مسئولین منتقل شده ولی آنچه که این روزها به عیان قابل مشاهده است نتایج این تجربه است نه عبرت‌آموزی از آن و از سوی مسئولینی که به جای بازگشت از مسیر خطا به «متحد دیرین آمریکا» یعنی اروپا دل بسته‌اند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای 30 شهریور ماه سال جاری در دیدار رئیس ‌و اعضای مجلس خبرگان رهبری تصریح کردند: «‌اشکالی که من نسبت به مذاکرات هسته‌ای داشتم و دارم و مکرّر با خودِ مسئولین در جلسات خصوصی در خلوت و جلوت مطرح کردم، همین است: من می‌گویم ‌اشکالی نداشت ما مذاکره کنیم، مذاکره ‌اشکالی نداشت منتها در این مذاکره بایستی دقّت و مراقبت لازم انجام می‌گرفت تا این‌جور نباشد که طرفِ مقابل، هر غلطی خواست بکند، نقض برجام محسوب نشود [امّا] ما اگر یک مختصر تکانی بخوریم، نقض برجام محسوب بشود! این خطا است، این نباید اتّفاق می‌افتاد؛ این به‌خاطر عدم اتّکاء و اعتنای به قدرت داخلی به ‌وجود می‌آید، [به‌خاطر] اتّکاء به طرف مقابل و عنصر خارجی، این حالت به ‌وجود می‌آید.»
توافق
 دشمنی‌ها را برطرف نمی‌کند!
در سال‌های گذشته به کرّات از سوی دولتمردان و به خصوص دستگاه سیاست خارجی کشور این گونه القا می‌شد که در صورت توافق و به نتیجه رسیدن مذاکرات هسته‌ای و در یک کلام امضای برجام دشمنی‌ها برطرف خواهد شد و روابط با جهان بهبود می‌یابد، ولی «تجربه برجام» نشان داد که نه تنها این دشمنی‌ها کاسته نشد که در برخی حوزه‌ها نیز شدت یافت.
رهبر معظم انقلاب 11 آبان سال جاری در دیدار با دانشجویان و دانش‌آموزان به مسئله دشمنی آمریکا پس از برجام پرداخته و در این مورد تصریح کردند: «بعضی‌ها هستند که می‌گویند حالا یک‌جوری، مثلاً یک‌ذرّه، با آمریکا کنار بیاییم، شاید دشمنی‌شان کم بشود؛ نه، حتّی به آنهایی هم که به آمریکا اعتماد کردند، به آمریکا امید بستند، به سراغ آمریکا رفتند برای کمک گرفتن، رحم نکردند؛ [مثل] چه‌کسی؟ دکتر مصدّق. دکتر مصدّق برای اینکه بتواند با انگلیسی‌ها مبارزه کند و در مقابل انگلیس‌ها بایستد به خیال خودش، رفت سراغ آمریکایی‌ها؛ با آنها ملاقات کرد، مذاکره کرد و درخواست کرد؛ [به آنها] اعتماد کرد. کودتای بیست‌و‌هشتم مرداد نه به‌وسیله‌ انگلیس [بلکه] به‌وسیله‌ آمریکا در ایران انجام گرفت، علیه مصدّق. یعنی حتّی به امثال مصدّق هم اینها راضی نیستند؛ اینها نوکر می‌خواهند، سرسپرده می‌خواهند، تو‌سری‌خور می‌خواهند؛ مثل چه‌کسی؟ مثل محمّدرضا پهلوی...»
این حقیقت در دیدار 26 مهر ماه رهبر معظم انقلاب با نخبگان جوان علمی نیز مطرح شد. ایشان تصریح کردند: «به القائات دشمن نباید اعتنا کرد. یک چیزهایی را القا می‌کنند؛ در قضیّه‌ برجام این‌جور القا می‌شد که اگر توافق بکنیم دشمنی‌ها برطرف می‌شود، اگر توافق نکنیم با ما دشمنی می‌کنند؛ خب توافق هم کردیم، [امّا] دشمنی‌ها برطرف که نشده، زیادتر هم شده. این القای دشمن بود که اگرچنانچه توافق نکنیم یا دیر بجنبیم، چنین و چنان خواهد شد. امروز باز مطلب دیگری را مطرح نکنند که اگر در فلان قضیّه توافق نکردیم -مثلاً اگر در قضیّه‌ حضور کشور در فلان منطقه توافق نکردیم- ممکن است چنین و چنان بشود؛ نه، اینها القائات دشمن است. ما بایستی مصلحت خودمان را خودمان بسنجیم، خودمان پیدا کنیم، خودمان بفهمیم که مصلحت چیست؛ از دشمن نشنویم.»
کافی است رویدادهای چند سال گذشته را به صورت روزشمار مرور کنیم تا مشخص شود که آیا با امضای برجام دشمنی‌ها حتی در دولت اوباما کاسته شد یا نه؟ روند نقض برجام و اعمال تحریم‌های جدید و تلاش برای حذف ایران از منطقه در این دولت آغاز شد و با آمدن ترامپ تداوم یافت.
امروز ایران به تمامی تعهدات خود در چارچوب برجام عمل کرده است ولی نه تنها تحریم‌ها برداشته نشده که بر میزان آنها هر روز افزوده می‌شود، شروط جدیدی بر تعهدات تحمیلی قبلی اضافه و تهدید می‌کنند که در صورت انجام ندادن این تعهدات از برجام خارج خواهند شد و این یعنی به زیر بار تعهدات جدید رفتن و در برابر به دست نیاوردن هیچ چیزی چون سابق!
از شر یک دشمن
 به دشمن دیگر پناه می‌برند!
پس از روی کار آمدن ترامپ در سیاست خارجی دولت یازدهم و دوازدهم به ظاهر تغییری ایجاد شد و آن تمرکز بر همکاری اروپا در برابر عربده‌های ترامپ بود!
طبیعی است که سیاست خارجی و عزت ملّی یک کشور نبایستی به آمد و رفت مسئولین یک کشور دیگر گره بخورد، دولتمردان یازدهم مذاکرات را با دولت اوباما آغاز و با آن به برجام رسیدند و با نقض‌های مکرر برجام از سوی دولت اوباما دل به پیروزی «هیلاری کلینتون» بستند و با شکست او و روی کار آمدن ترامپ این روزها با عربده کشی‌های رئیس‌جمهور آمریکا به سمت اروپا تمایل پیدا کرده‌اند. اروپایی که روزگاری روحانی می‌گفت: «آقا اجازه آمریکا» است و طبیعی است که منافع درازمدت خود را برای نگه داشتن ایران در کنار خود رها نخواهد کرد، اروپا به دلیل اینکه برجام به نفع او است از آن حمایت می‌کند ولی از سوی دیگر در برابر عهد شکنی‌های آمریکا مقابله عملی نکرده و برای کسب رضایت ترامپ در راه تحمیل شروط جدید او به ایران تلاش می‌کند.
به عنوان نمونه همین چند روز پیش وزیر خارجه فرانسه پیش از ورود به ایران، در اظهارنظری گستاخانه، کشورمان را به اعمال تحریم‌های جدید تهدید کرده و گفت: «ایران باید به نگرانی‌ها درباره برنامه موشکی خود توجه نشان دهد یا اینکه با تحریم‌های احتمالی مواجه خواهد شد.»
در این زمینه 30 دی ماه سال جاری در گزارشی نوشتیم: «با گذشت دو سال از نهایی و اجرایی شدن برجام علاوه ‌بر آنکه دستاورد آن برای معیشت مردم تقریبا و تحقیقا هیچ بوده است آمریکا خواستار افزوده شدن قدرت موشکی ایران به برجام و دائمی شدن محدودیت‌های ایران شده و اروپا نیز علیرغم تکیه بر حفظ ظاهر برجام آمادگی خود را برای همراهی با آمریکا در تحریم‌های موشکی علیه ایران اعلام کرده است.»
در این گزارش به تلاش آمریکا برای تجدیدنظر یک‌طرفه در برجام و اعمال محدودیت‌های مادام‌العمر و افزودن توان موشکی ایران به برجام علیرغم تبلیغات مدعیان اصلاحات و روزنامه‌های زنجیره‌ای که اروپا را در موضوع برجام حامی ایران و حفظ‌کننده آن می‌دانستند‌اشاره و آمده بود: «کشورهای اروپایی عضو 5+1 ازجمله فرانسه و انگلیس به دنبال اعمال محدودیت‌های مورد خواست آمریکا در چارچوب برجام هستند.»
واقعیت‌ها نشان می‌دهد: «چند کشور اروپایی عضو 5+1 از جمله فرانسه و انگلیس از حفظ برجام حمایت کرده و آن را موفقیتی برای خود می‌دانند ولی در عین حال به دنبال همراهی با آمریکا در اعمال فشار و تحریم‌های ضدایرانی به بهانه قدرت دفاعی کشورمان هستند!»
رهبر معظم انقلاب 26 مهر ماه در دیدار با نخبگان جوان علمی به مسئله برجام و رویکرد اروپا پرداخته و با‌ اشاره به این ادعا که می‌گویند اروپا برجام را تائید کرده است این را کافی ندانسته و تصریح کردند: «دولت‌های اروپایی، مسئله‌ برجام را تأکید کرده‌اند؛ او گفته بود که من پاره می‌کنم، چنین می‌کنم -یک غلطی کرده بود- اینها محکوم کردند، گفتند نه، نباید پاره کنید و اینها. خیلی خب، خوب است، یعنی این مقدارش را ما استقبال می‌کنیم و خوب [است]، لکن این کافی نیست که [فقط] به او بگویند شما برجام را پاره نکن! خب برجام به نفع آنها است؛ هم به نفع اروپایی‌ها است، هم به نفع آمریکا است؛ طبیعی است که بخواهند پاره نشود... اوّلاً اروپایی‌ها باید در برابر اقدام‌های عملیِ آمریکا بِایستند. اگر چنانچه او پاره نکرد امّا نقض کرد -مثلاً با همین تحریم‌ها یا همین کارهایی که حالا اینها انتظار دارند که از کنگره‌شان بیرون بیاید- باید اروپایی‌ها بِایستند در مقابل او؛ فرانسه، آلمان. حالا از انگلیس که خیلی انتظاری هم نیست! باید بِایستند؛ اینکه بگویند ما مخالفیم، کافی نیست.»
با توجه به این فرمایش حضرت آقا مشخص می‌شود که تأیید صرف برجام و تاکید بر آن از سوی اروپا در برابر تهدیدات آمریکا کافی نبوده و کشورهای اروپایی از جمله فرانسه و انگلیس بایستی در برابر اقدام‌های عملی آمریکا بایستند، با توجه به فرمایش معظم‌له می‌توان از دولت محترم سؤال کرد که چرا نه تنها در برابر عهد شکنی‌های آمریکا کاری نمی‌کند بلکه با گفت‌و‌گویی که همان مذاکره است اروپایی‌ها را در نقض برجام همانند آمریکا و افزودن تعهدات جدید نظامی و غیرنظامی جری و تشویق می‌کند؟!
چرا ایران
عبرت دیگر کشورها شد؟!
7 آبان ماه سال جاری رئیس‌جمهور که برای دفاع از وزرای پیشنهادی نیرو و علوم به مجلس شورای اسلامی رفته بود طی سخنانی در صحن علنی اظهار داشت‌: «به بعضی از کشورهای شرق آسیا پیغام می‌دهند که با ما مذاکره کن، این کشورها مگر دیوانه شده‌اند که با شما مذاکره کنند. شما علناً مذاکره دیروز را زیرپا می‌گذارید.»
طبیعی است که به گفته رئیس‌جمهور هیچ انسان عاقلی دست به چنین مذاکراتی نمی‌زند و هیچ کشوری دیگر نمی‌تواند با «تجربه برجام» به آمریکا اعتماد کرده و دست به «بازی دیپلماسی» برای تامین منافع ملی خود بزند.
روی سؤال اینجا است که چرا ایران بایستی تجربه کشورهای دیگر شود و آنان با توجه به آنچه بر سر ایران با برجام آمد عبرت گیرند و دست به حماقت نزنند و به سمت مذاکره با آمریکا حرکت نکنند؟!
تجربه‌ای که به آن توجه نشد!
عهد شکنی آمریکا نه این روزها و سال‌ها که از روزهای نخست پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی بر همگان عیان شده بود، در ماجرای تسخیر لانه جاسوسی و در عهدنامه الجزایر آمریکا شروط ایران را برای آزادی جاسوس‌های خود پذیرفته و بر امور زیر تعهد کرده بود :
1- دولت آمریکا باید تعهد و تضمین نماید که از این پس هیچ‌گونه دخالت مستقیم و غیرمستقیم سیاسی و نظامی در امور جمهوری اسلامی ایران ننماید.
2- آزاد گذاشتن تمامی سرمایه‌های ایران و در اختیار قرار دادن این سرمایه‌ها و کلیه اموال و دارائی‌های ایران که در آمریکا و یا مؤسسات متعلق به دولت یا اتباع آمریکا در سایر کشورهاست به نحوی که دولت جمهوری اسلامی ایران بتواند به هر کیفیتی که بخواهد از آن استفاده کند.
3- لغو و ابطال کلیه تصمیمات و اقدامات اقتصادی و مالی علیه جمهوری اسلامی ایران و انجام کلیه اقدامات اداری و حقوقی لازم جهت لغو وابطال تمامی دعاوی و ادعاهای دولت آمریکا و مؤسسات و شرکت‌های آمریکایی علیه ایران به هر صورت و به هر عنوان و انجام کلیه اقدامات اداری و حقوقی لازم جهت عدم طرح هر نوع دعوای حقوقی یا جزائی و مالی جدید از طرف‌اشخاص حقیقی و حقوقی رسمی و غیر رسمی دولت آمریکا و یا مؤسسات و شرکت‌های آمریکایی
4- بازپس دادن اموال شاه با به رسمیت شناختن و نافذ دانستن اقدام دولت ایران در اعمال حاکمیت خود مبنی بر مصادره اموال شاه و بستگان نزدیک وی که طبق قوانین ایران اموالشان متعلق به ملت ایران است و صدور حکم رئیس‌جمهوری آمریکا مبنی بر شناسائی و توقیف این اموال و به عمل آوردن کلیه اقدامات اداری و حقوقی لازم برای انتقال کلیه این اموال و دارائی‌ها به ایران.
دیگر نیازی به توضیح نیست و همگان می‌دانند که آمریکا به هیچ یک از تعهدات خود در این عهدنامه عمل نکرده است و زمانی که فردی بدهی پیشین خود را پرداخت نکرده است چرا بایستی زیر بار تعهدات جدید و قرار داد جدید برای بازپس گرفتن هزینه‌ای شود که با این قرارداد پرداخت می‌شود و چیزی نیز عاید ایران نمی‌گردد؟!
captcha