بازخوانی توصیههای رهبر معظم انقلاب در سالی که گذشت- بخش نخست
کلید حل مشکلات اقتصادی توجه به اشتغال و تولید
سیدروحالله امین آبادی
امروز مشکلات اقتصادی و معیشتی که در بیکاری جوانان و همچنین رکود خود را نشان میدهد غیرقابل کتمان است هر چند که رئیسجمهور در سخنرانیها و مصاحبههای متعدد خود بنا را بر آن گذاشته باشند که وضعیت امروز ایران از نظر اقتصادی و معیشتی با توجه به مولفههایی چون تورم در دنیا بینظیر است این ادعا را کسی باور نمیکند چرا که به قول رئیسجمهور که در مرداد 1392 گفته بود معیار تورم سفره مردم نه آمار موسسات دولتی است ملت به سفرههایشان نگاه میکنند.
رهبر معظم انقلاب در پیام نوروزی سالی که در روزهای پایانی آن هستیم دلسوزانه به مشکلات موجود کشور اشاره و مسئولان را بر حل این مشکلات نهیب زدند. در بخشی از این پیام نوروزی آمده بود: «تلخیها و سختیها عمدتاً مربوط به مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم است؛ طبقات متوسّط و ضعیف در طول سال درگیر این مشکلات بودند و همچنان هستند؛ چون از وضع مردم مطّلع هستم، لذا تلخی را با همه وجود حس میکنم؛ تلخی کامِ مردم، بخصوص مردمِ ضعیف و فرودست و طبقات ضعیف که مربوط به مسائل اقتصادی و مشکلات اقتصادی است، مثل گرانی، مثل بیکاری، مثل آسیبهای اجتماعی که آنها هم عمدتاً منشأ اقتصادی دارند؛ مثل تبعیضها و نابرابریها.»
رهبر معظم انقلاب راهکار را نیز نه اعلام که تکرار میکنند، راهحل مشکل همانی بود که در پیام نوروزی سال 1395 بر آن اشاره و تاکید شده بود و آن «اقدام و عمل» است.
حال باید دید در سالی که رهبر معظم انقلاب در پیام نوروزی خویش آن را سال «اقتصاد مقاومتی: تولید- اشتغال» نامیده بودند دولت در این دو زمینه یعنی حمایت از تولید و حل مشکل اشتغال چه کرده است؟!
وضعیت تولید و اشتغال
در سالی که گذشت
نه بر اساس آمار و ارقامی که اوضاع را بسیار به سامان و مطلوب میشمارد و ترجیع بند سخنرانی مقامات دولتی است که طبق گزارشات کارشناسان و مردمی که درگیر مشکلات هستند مسئولینی که چشم به خارج از مرزها دوختهاند نتوانستهاند کاری برای تولید و اشتغال انجام دهند.
تنها جستوجوی کوتاهی در میان دردهای مردم که رسانهها آنها را بازتاب دادهاند حقیقت را عیان میسازد، به عنوان نمونه به چند مورد میپردازیم و نتیجه را به دولتمردان وامیگذاریم!
معاونت نظارت مالی و خزانهداری کشور درباره میزان درآمدهای مالیاتی میگوید: «افت درآمد مالیاتی نشان از ادامه سایه رکود بر واحدهای تولیدی و فعال در عرصه اقتصاد دارد.»
با وجود گزارش آمار از حقیقت آنچه در کشور ساری و جاری است، آمارسازان حقیقت را واژگونه برای مسئولین القا و آنان نیز این آمار غیر واقعی را به مردم ارائه میدهند. به عنوان مثال وزیر اقتصاد در گفتوگوی اخیر خود با ایسنا میگوید: «بنگاههای اقتصادی از رکود خارج شدهاند و رشد اقتصادی در اغلب بخشها اعم از خودروسازی، فولاد و نظایر آنها جریان دارد؛ ضمن اینکه بیکاری هم کاهش و اشتغال افزایش یافته است و تورم هم که مدتهاست دو رقمی شده است.»
با این وجود آمار کارخانههای تعطیل شده در چند سال گذشته حقیقت دیگری را روایت میکنند، ارج، داروگر، آزمایش، پارس الکتریک، پلیاکریل اصفهان، کاشی ایرانا، ماشینسازی تبریز، ایستک سنندج، دوچرخهسازی ایساک، قند و رامین، روغننباتیقو، چیتسازی ری و ایران چوب تنها بخشی از کارخانههای مهم تولیدی کشور است که در دولت تدبیر و امید کرکره خود را پایین کشیدهاند.
تعجب تولیدکنندگان از یک ادعا!
با وجود ادعای خروج تولید از رکود، این ادعا با تعجب تولیدکنندگان روبرو شده است. به عنوان نمونه محمود انصاری، تولیدکننده با سابقهای که از سال 1345 با درآمد روزانه 30 ريال در زمینه تولید شیرآلات ساختمانی شروع به کار کرده و امروز با حدود نیم قرن سابقه کارخانهاش به دلیل رکود اقتصادی و ناتوانی در بازپرداخت وام بانکی تعطیل شده است در گفتوگو با گزارشگر روزنامه کیهان میگوید: «تعجب میکنم که معاون محترم بانک مرکزی گفتهاند که کارخانهها از رکود درآمدهاند؛ اگر ممکن است تنها یک مورد را به ما نشان بدهند!»
افتخارینیا عضو انجمن صنایع پوشاک نیز آذر ماه سال جاری با اشاره به دامپینگ شرکتهای خارجی در بازار ایران، میگوید: «همانطور که شاهد تعطیلی کارخانه ارج بودیم، سونامی تعطیلی صنعت پوشاک نیز در راه است.»
وی در توضیح ادامه میدهد: «در حال حاضر حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد ظرفیت کارخانههای نساجی فعال است و سونامی تعطیلی صنعت پوشاک در حال ایجاد شدن است.»
یاور محبی نیا یک فعال صنف پارچه نیز با اشاره به مشکلات اقتصادی متعدد صنف پارچه فروش، میگوید: «در سالیان اخیر، فعالان این صنف با چنان رکودی مواجه شدهاند که توان مدیریت آن از یَدِ اختیار فعالان عرصه مذکور خارج شده و به نوعی ما تنها ناظر بر کسادیِ موجود هستیم و هر تدبیری که برای جلب مشتری اتخاذ میکنیم، راه به جایی نمیبرد.»
رکود در بازار پوشاک را میتوان در نمایشگاه بهاره بعینه مشاهده کرد، در حالی که به گفته مسئولان، یکی از اهداف برگزاری نمایشگاههای بهاره عرضه کالای ایرانی است، اما در نمایشگاه مصلی تهران عمدتاً پوشاک وارداتی به عنوان کالای ایرانی به مشتریان عرضه میشود.
گسترش واردات روی دیگر رکود تولید میتواند باشد، در این زمینه جالب است به سخنان احد کرمانی یک عضو انجمن نساجی توجه کنیم که میگوید «طی یکسال اخیر 5/2 میلیارد دلار واردات محصولات نساجی از ترکیه به ایران صورت گرفت، اما صادرات ایران به ترکیه تنها 37 میلیون دلار بود.»
درسهای مهم تاریخی
تاریخ میتواند برای مسئولین کشورمان درسآموز باشد. اگر به گذشته از سر تامل نگاه کنند و آن راه را نروند که پیشینیان رفتند و شکست خوردند، اردیبهشت ماه سال 1340 «علی امینی» رجل سیاسی وابسته به آمریکا از سوی شاه به عنوان نخستوزیر منصوب شد، همه میدانستند که او وابسته به غرب بوده و خود نیز منکر این حقیقت نبود.
امینی در سخنرانیهای متعدد بر این موضوع پای میفشرد که امروز و آینده ایران را به غرب گره زده است و بیطرفی برای او مسئلهای نامفهوم و بیمعنا به نظر میرسد، این سخن او بارها تیتر یک جرائد آن روزها از جمله کیهان و اطلاعات و موضوع گزارش مجلاتی چون «خواندنیها» و «تهران مصور» شده بود.
امینی اسفند ماه سال 1340 برای جذب کمک به آلمان غربی، فرانسه، انگلیس و بلژیک سفر میکند و در فرانسه پس از دیدار با «دوگل» رئیسجمهور این کشور طی یک گفتوگوی مطبوعاتی در روز 12 اسفند همین سال علنا بر ضعف و ناتوانی دولت خود بر اجرایی کردن برنامه عمرانی هفت ساله بدون کمک دوستان غربی تصریح و دو روز بعد نیز در یک گفتوگوی دیگر با تاکید بر اینکه برای اجرای برنامهها تقریبا 800 میلیون دلار کسر داریم میگوید: «برای تامین این کسری از دوستان غربی خود و آمریکا انتظار کمک داریم.»
وی ادامه میدهد: «برای این کار کنسرسیومی به توصیه بانک بینالمللی توسعه و عمران تشکیل خواهد شد، امیدواریم که کشورهای اروپایی فرانسه، آلمان، بلژیک و حتی ایتالیا و هچنین کشورهای آمریکا، انگلیس و کانادا در این کنسرسیوم شرکت کنند.»
ظاهر و باطن ماجرا موید این واقعیت بود که امینی برای گدایی به این کشورها سفر کرده بود و گرنه دلیلی برای تشکیل کنسرسیومی برای کمک به ایران متشکل از کشورهای متعدد نبود، با این وجود گزارش روزنامههای آن دوره میتواند برای امروز ایران راهگشا باشد.
به عنوان نمونه مجله حکومتی «خواندنیها» 5 اسفند 1340 در گزارشی از این گلایه میکند که چرا سرنوشت دولت ایران به کمک خارجیها بستگی پیدا کرده است؟!
بخشی از یادداشت این روز «خواندنیها» جالب توجه به نظر میرسد: «در سالهای گذشته عادت زشت و نامطلوبی در ایران پیدا شده است که همیشه موفقیت و موقعیت حکومتها را با کمکهای خارجی میسنجند. هر دولتی که بر روی کار میآید اول میگوییم که فلان کشور خارجی به او کمک میکند و یا نمیکند و آنقدر در این مورد اصرار داریم که برایمان تقریبا جزو مسلمات امور شده که اگر دولتی از کمکهای اقتصادی و مالی خارجی برخوردار نیست، پس رفتنی است.»
در ادامه این یادداشت اعتراضی آمده بود: «چرا باید سرنوشت حکومتهای خود را با کمکهای خارجی اینقدر مربوط سازیم؟ حاصل این کمکهای خارجی این میلیونها دلار کمکهای معوض و یا بلاعوض که در سالهای اخیر شده جز یک اقتصاد آشفته و ناتوان چه بوده است؟ باید با این فکر غلط و بیپایه و خطرناک که کمکهای خارجی میتواند موجبات رفاه و سعادت ملتی را فراهم سازد جنگید و به شدت مبارزه کرد.»
و نویسنده این گونه نتیجه میگیرد: «کمکهای خارجی اگر در همان شرایطی که طی سالهای اخیر وصول گردید، چنانکه دو برابر هم شود جز ترویج بیشتر فساد و ضعف اقتصادی و عقبماندگی عمیق و اساسی توام با رنگ و رونقهای ظاهری سودی نخواهد داشت.»
امروز مشکلات اقتصادی و معیشتی که در بیکاری جوانان و همچنین رکود خود را نشان میدهد غیرقابل کتمان است هر چند که رئیسجمهور در سخنرانیها و مصاحبههای متعدد خود بنا را بر آن گذاشته باشند که وضعیت امروز ایران از نظر اقتصادی و معیشتی با توجه به مولفههایی چون تورم در دنیا بینظیر است این ادعا را کسی باور نمیکند چرا که به قول رئیسجمهور که در مرداد 1392 گفته بود معیار تورم سفره مردم نه آمار موسسات دولتی است ملت به سفرههایشان نگاه میکنند.
رهبر معظم انقلاب در پیام نوروزی سالی که در روزهای پایانی آن هستیم دلسوزانه به مشکلات موجود کشور اشاره و مسئولان را بر حل این مشکلات نهیب زدند. در بخشی از این پیام نوروزی آمده بود: «تلخیها و سختیها عمدتاً مربوط به مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم است؛ طبقات متوسّط و ضعیف در طول سال درگیر این مشکلات بودند و همچنان هستند؛ چون از وضع مردم مطّلع هستم، لذا تلخی را با همه وجود حس میکنم؛ تلخی کامِ مردم، بخصوص مردمِ ضعیف و فرودست و طبقات ضعیف که مربوط به مسائل اقتصادی و مشکلات اقتصادی است، مثل گرانی، مثل بیکاری، مثل آسیبهای اجتماعی که آنها هم عمدتاً منشأ اقتصادی دارند؛ مثل تبعیضها و نابرابریها.»
رهبر معظم انقلاب راهکار را نیز نه اعلام که تکرار میکنند، راهحل مشکل همانی بود که در پیام نوروزی سال 1395 بر آن اشاره و تاکید شده بود و آن «اقدام و عمل» است.
حال باید دید در سالی که رهبر معظم انقلاب در پیام نوروزی خویش آن را سال «اقتصاد مقاومتی: تولید- اشتغال» نامیده بودند دولت در این دو زمینه یعنی حمایت از تولید و حل مشکل اشتغال چه کرده است؟!
وضعیت تولید و اشتغال
در سالی که گذشت
نه بر اساس آمار و ارقامی که اوضاع را بسیار به سامان و مطلوب میشمارد و ترجیع بند سخنرانی مقامات دولتی است که طبق گزارشات کارشناسان و مردمی که درگیر مشکلات هستند مسئولینی که چشم به خارج از مرزها دوختهاند نتوانستهاند کاری برای تولید و اشتغال انجام دهند.
تنها جستوجوی کوتاهی در میان دردهای مردم که رسانهها آنها را بازتاب دادهاند حقیقت را عیان میسازد، به عنوان نمونه به چند مورد میپردازیم و نتیجه را به دولتمردان وامیگذاریم!
معاونت نظارت مالی و خزانهداری کشور درباره میزان درآمدهای مالیاتی میگوید: «افت درآمد مالیاتی نشان از ادامه سایه رکود بر واحدهای تولیدی و فعال در عرصه اقتصاد دارد.»
با وجود گزارش آمار از حقیقت آنچه در کشور ساری و جاری است، آمارسازان حقیقت را واژگونه برای مسئولین القا و آنان نیز این آمار غیر واقعی را به مردم ارائه میدهند. به عنوان مثال وزیر اقتصاد در گفتوگوی اخیر خود با ایسنا میگوید: «بنگاههای اقتصادی از رکود خارج شدهاند و رشد اقتصادی در اغلب بخشها اعم از خودروسازی، فولاد و نظایر آنها جریان دارد؛ ضمن اینکه بیکاری هم کاهش و اشتغال افزایش یافته است و تورم هم که مدتهاست دو رقمی شده است.»
با این وجود آمار کارخانههای تعطیل شده در چند سال گذشته حقیقت دیگری را روایت میکنند، ارج، داروگر، آزمایش، پارس الکتریک، پلیاکریل اصفهان، کاشی ایرانا، ماشینسازی تبریز، ایستک سنندج، دوچرخهسازی ایساک، قند و رامین، روغننباتیقو، چیتسازی ری و ایران چوب تنها بخشی از کارخانههای مهم تولیدی کشور است که در دولت تدبیر و امید کرکره خود را پایین کشیدهاند.
تعجب تولیدکنندگان از یک ادعا!
با وجود ادعای خروج تولید از رکود، این ادعا با تعجب تولیدکنندگان روبرو شده است. به عنوان نمونه محمود انصاری، تولیدکننده با سابقهای که از سال 1345 با درآمد روزانه 30 ريال در زمینه تولید شیرآلات ساختمانی شروع به کار کرده و امروز با حدود نیم قرن سابقه کارخانهاش به دلیل رکود اقتصادی و ناتوانی در بازپرداخت وام بانکی تعطیل شده است در گفتوگو با گزارشگر روزنامه کیهان میگوید: «تعجب میکنم که معاون محترم بانک مرکزی گفتهاند که کارخانهها از رکود درآمدهاند؛ اگر ممکن است تنها یک مورد را به ما نشان بدهند!»
افتخارینیا عضو انجمن صنایع پوشاک نیز آذر ماه سال جاری با اشاره به دامپینگ شرکتهای خارجی در بازار ایران، میگوید: «همانطور که شاهد تعطیلی کارخانه ارج بودیم، سونامی تعطیلی صنعت پوشاک نیز در راه است.»
وی در توضیح ادامه میدهد: «در حال حاضر حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد ظرفیت کارخانههای نساجی فعال است و سونامی تعطیلی صنعت پوشاک در حال ایجاد شدن است.»
یاور محبی نیا یک فعال صنف پارچه نیز با اشاره به مشکلات اقتصادی متعدد صنف پارچه فروش، میگوید: «در سالیان اخیر، فعالان این صنف با چنان رکودی مواجه شدهاند که توان مدیریت آن از یَدِ اختیار فعالان عرصه مذکور خارج شده و به نوعی ما تنها ناظر بر کسادیِ موجود هستیم و هر تدبیری که برای جلب مشتری اتخاذ میکنیم، راه به جایی نمیبرد.»
رکود در بازار پوشاک را میتوان در نمایشگاه بهاره بعینه مشاهده کرد، در حالی که به گفته مسئولان، یکی از اهداف برگزاری نمایشگاههای بهاره عرضه کالای ایرانی است، اما در نمایشگاه مصلی تهران عمدتاً پوشاک وارداتی به عنوان کالای ایرانی به مشتریان عرضه میشود.
گسترش واردات روی دیگر رکود تولید میتواند باشد، در این زمینه جالب است به سخنان احد کرمانی یک عضو انجمن نساجی توجه کنیم که میگوید «طی یکسال اخیر 5/2 میلیارد دلار واردات محصولات نساجی از ترکیه به ایران صورت گرفت، اما صادرات ایران به ترکیه تنها 37 میلیون دلار بود.»
درسهای مهم تاریخی
تاریخ میتواند برای مسئولین کشورمان درسآموز باشد. اگر به گذشته از سر تامل نگاه کنند و آن راه را نروند که پیشینیان رفتند و شکست خوردند، اردیبهشت ماه سال 1340 «علی امینی» رجل سیاسی وابسته به آمریکا از سوی شاه به عنوان نخستوزیر منصوب شد، همه میدانستند که او وابسته به غرب بوده و خود نیز منکر این حقیقت نبود.
امینی در سخنرانیهای متعدد بر این موضوع پای میفشرد که امروز و آینده ایران را به غرب گره زده است و بیطرفی برای او مسئلهای نامفهوم و بیمعنا به نظر میرسد، این سخن او بارها تیتر یک جرائد آن روزها از جمله کیهان و اطلاعات و موضوع گزارش مجلاتی چون «خواندنیها» و «تهران مصور» شده بود.
امینی اسفند ماه سال 1340 برای جذب کمک به آلمان غربی، فرانسه، انگلیس و بلژیک سفر میکند و در فرانسه پس از دیدار با «دوگل» رئیسجمهور این کشور طی یک گفتوگوی مطبوعاتی در روز 12 اسفند همین سال علنا بر ضعف و ناتوانی دولت خود بر اجرایی کردن برنامه عمرانی هفت ساله بدون کمک دوستان غربی تصریح و دو روز بعد نیز در یک گفتوگوی دیگر با تاکید بر اینکه برای اجرای برنامهها تقریبا 800 میلیون دلار کسر داریم میگوید: «برای تامین این کسری از دوستان غربی خود و آمریکا انتظار کمک داریم.»
وی ادامه میدهد: «برای این کار کنسرسیومی به توصیه بانک بینالمللی توسعه و عمران تشکیل خواهد شد، امیدواریم که کشورهای اروپایی فرانسه، آلمان، بلژیک و حتی ایتالیا و هچنین کشورهای آمریکا، انگلیس و کانادا در این کنسرسیوم شرکت کنند.»
ظاهر و باطن ماجرا موید این واقعیت بود که امینی برای گدایی به این کشورها سفر کرده بود و گرنه دلیلی برای تشکیل کنسرسیومی برای کمک به ایران متشکل از کشورهای متعدد نبود، با این وجود گزارش روزنامههای آن دوره میتواند برای امروز ایران راهگشا باشد.
به عنوان نمونه مجله حکومتی «خواندنیها» 5 اسفند 1340 در گزارشی از این گلایه میکند که چرا سرنوشت دولت ایران به کمک خارجیها بستگی پیدا کرده است؟!
بخشی از یادداشت این روز «خواندنیها» جالب توجه به نظر میرسد: «در سالهای گذشته عادت زشت و نامطلوبی در ایران پیدا شده است که همیشه موفقیت و موقعیت حکومتها را با کمکهای خارجی میسنجند. هر دولتی که بر روی کار میآید اول میگوییم که فلان کشور خارجی به او کمک میکند و یا نمیکند و آنقدر در این مورد اصرار داریم که برایمان تقریبا جزو مسلمات امور شده که اگر دولتی از کمکهای اقتصادی و مالی خارجی برخوردار نیست، پس رفتنی است.»
در ادامه این یادداشت اعتراضی آمده بود: «چرا باید سرنوشت حکومتهای خود را با کمکهای خارجی اینقدر مربوط سازیم؟ حاصل این کمکهای خارجی این میلیونها دلار کمکهای معوض و یا بلاعوض که در سالهای اخیر شده جز یک اقتصاد آشفته و ناتوان چه بوده است؟ باید با این فکر غلط و بیپایه و خطرناک که کمکهای خارجی میتواند موجبات رفاه و سعادت ملتی را فراهم سازد جنگید و به شدت مبارزه کرد.»
و نویسنده این گونه نتیجه میگیرد: «کمکهای خارجی اگر در همان شرایطی که طی سالهای اخیر وصول گردید، چنانکه دو برابر هم شود جز ترویج بیشتر فساد و ضعف اقتصادی و عقبماندگی عمیق و اساسی توام با رنگ و رونقهای ظاهری سودی نخواهد داشت.»