حکایت عجیب و غریب ورزش ما
صندلیها که لرزان شد تصمیم درست اتخاذ میشود! (نکته ورزشی)
سقوط تیم پاس همدان به دسته سوم لیگ برتر، یکی از موضوعاتی بود که چند روز گذشته در میان اهالی فوتبال و محافل ورزشی و رسانهها و برنامههای ورزشی رادیو و تلویزیون، مطرح بود و روزنامه کیهان هم به سهم خود به این موضوع پرداخت.
سرویس ورزشی-
در این مقال قصد نداریم این ماجرا را واکاوینماییم و سرگذشت تیم پاس و فراز و نشیبهای آن را از آغاز تا امروز بررسینماییم و به تاریخنویسی در این باره بپردازیم و آخرسر هم فردی یا گروهی یا جریانی را مقصر معرفی کنیم. همچنین به دنبال این نیستیم که ثابت کنیم انتقال تیمهای بیطرفدار یا کمطرفدار به شهرها و شهرستانها کار درستی است یا خیر؟ بر کاروبار فوتبال و رونق این رشته تاثیر مثبت دارد یا ندارد؟ و... قس علیهذا.
اینجا میخواهیم به سهم خود و به بهانه حرکت نزولی تیم پاس همدان که روزی روزگاری پاس تهران لقب داشت، درباره تاثیر و نقش «تصمیمگیری» تصمیمگیرندگان و مدیران و سکانداران در پستهای ریز و درشت مدیریتی بر حال و روز ورزش باز هم کمی سخن بگوییم و نکاتی را یادآور شویم.
اینکه از «باز هم» استفاده میکنیم دلیلش این است که در دفعات گذشته و کرات مختلف در اینباره نوشته و بر لزوم توجه و وسواس مدیران ورزش در این باره تاکید کردهایم. تیم نامآشنای «پاس» به این سرنوشت دچار شده و به بختی ناخوش گرفتار آمده چون درباره آن درست تصمیمگیری نشده است.
بعضی سعی میکنند اشکال کار را در انتقال پاس به همدان بدانند و طبق معمول یا از سر نابلدی و ناخواسته یا مغرضانه و هدفدار آدرس غلط بدهند و معلول را به جای علت بنشانند، حال آنکه مقدم بر موضوع انتقال باید نحوه تصمیمگیری و مدیریت این تصمیم و انتقال را مورد بررسی قرار داد.
بارها عرض کرده و تاکید نمودهایم که فوتبال مال مردم است، تیمهای بیطرفدار یا کمطرفدار در ورزش به ویژه در فوتبال نقششان گران است. اینها اگر آسیبی به فوتبال نزنند، نفعی هم نمیرسانند. پس انتقال یک تیم بیطرفدار یا کمطرفدار به استان و شهری که زمینه پذیرش دارد، آن تیم را حمایت میکند و ورزشگاه خالی را رونق میبخشد و پرتماشاگر مینماید و تنور فوتبال را داغ میکند، در نفس و اصل خویش، کار غلط و تصمیم اشتباهی نیست. بحث بر سر نحوه انتقال، مکان انتقال و اصلا چرایی و چگونگی انتقال است. اگر در تصمیمگیریها این مسائل لحاظ نشود، مورد توجه و ارزیابی قرار نگیرد، منظور حاصل نمیشود و چه بسا نقض غرض شود.
در واقع برای انجام کار خوب فقط نیت و اراده کافی نیست، بلکه باید مسائل و نکات دیگر را هم دید و در محاسبات منظور کرد و با ملاحظه همه جوانب وارد «عمل» و مرحله اجرایی «تصمیم» شد، به گمان ما دلیل اصلی- نه فرعی- اینکه پاس به چنین سرنوشتی دچار شد و عاقبت انتقال آن به استان همدان، عاقبت تلخی بود و...، این بود که اصول «تصمیمگیری» رعایت نشده بود یا کاملا رعایت نشده بود، همه جوانب و زوایای ماجرا بررسی نشده بود و به همین دلیل نتیجه کار نه تنها به نفع فوتبال همدان، به نفع لیگ برتر و به نفع تیم پاس، تمام نشد، بلکه بیشتر، به کار رفع تکلیف و از سر باز کردن مشکل و فرافکنی شبیه بود و... حال آنکه اگر در اتخاذ و اجرای این تصمیم اصول رعایت میشد، به زوایا و ابعاد مختلف موضوع توجه میشد و به جای حاکم بودن «جو» و «احساس» هیجان آنی، عقل و منطق و تدبیر حاکم میشد، بدون شک این انتقال میتوانست وضع را از آنچه بود بهتر نماید و...
البته به گمان ما در مورد تیم پاس هنوز چیزی تمام نشده و هنوز هم میشود برای اصلاح و بهبود وضع آن و استفاده صحیح از این «سرمایه ملی»، اراده و همت کرده با تدبیر و دوراندیشی آن را در مسیری قرار داد که به احیای این تیم منجر و به مصلحت فوتبال ایران تمام شود. عرض کردیم، ما موضوع سقوط تیم پاس را بهانه کردیم تا یادآور شویم، «تصمیمگیری» درباره مسائل ریز و درشت ورزش، موضوع حساس و تعیینکنندهای است چرا که پای «منافع ملی» در میان است. همینطوری و سرسری و از سر سیری و خستگی و جو زدگی تصمیم گرفتن درباره مسائلی که پای مصالح ورزش و پای احساسات و عواطف و گرایشهای مردم در میان است، کاری بسیار مذموم است که از آن بوی مشمئزکننده «خودکامگی» و «رفتار طاغوتی» به مشام میرسد! همانطور که عرض شد این گونه تصمیمگیریها ولو با نیت خیر و هدف ملی انجام شده باشد، هرگز به سرمنزل مقصود نمیرسد و گاه به مصداق «از قضا سرکنگبین صفرا فزود و...» نقض غرض هم میشود و نتیجه غلط به بار میآید.
آخرین بار که درباره لزوم «تصمیمگیری درست» و تاثیر آن در حال و روز ورزش در این صفحه مطلبی و اشارهای داشتیم اگراشتباه نکرده باشیم مربوط به مربی آلمانی تیم استقلال تهران بود.
زمانی که بعد از گذشت چند هفته از شروع به کار ایشان، به اهل فن و علاقهمندان به فوتبال و طرفداران تیم مذکور روشن و مسجل شد که با ورود این مربی آلمانی، استقلال دارد به روزهای خوب و خوش خود نزدیک میشود و از شرایط بحرانی و نتایج نومیدکننده و بازیهای عجیب و غریب و بعضی حرکات عجیب و غریبتر! و... دارد فاصله میگیرد.
در آن موقع بنابر وظیفه دست به قلم شدیم و به بهانه عملکرد قابل قبول مربی استقلال که تا امروز هم ادامه دارد، درباره لزوم رعایت اصول در تصمیمگیریها نوشتیم.
یادمان میآید حتی این مطلب را- که شاید برای مدیران استقلال برخورنده هم بود- آوردیم که مدیران تیم استقلال وقتی جایگاه خود را در خطر دیدند، وقتی احساس خطر کردند، وقتی تیم را در لبه پرتگاه دیدند و بالاخره وقتی راهی نداشتند، «مجبور» شدند، «درست و منطقی» تصمیم بگیرند، و همین تصمیم درست و منطقی که نه از روی اختیار بلکه از روی اجبار و اضطرار صورت گرفت، به نتایج مثبت و اتفاقات خوش برای این تیم منجر شد.
آنها مجبور شدند برای حفظ جایگاه مدیریتی خودشان هم که شده، خاصه خرجی و توصیهپذیری و باند و جناحبازی و... را کنار بگذارند و کاری را انجام دهند که شاید به مذاق این دلال و آن دلال و این فامیل، آن زیادهخواه و این ارگان و آن سازمان و این مقام و آن مدیر و... خوش نیاید اما به کام مردم و هواداران و اهالی فوتبال خوش آمد و به نجات یکی از «سرمایههای فوتبال» منجر، و در نهایت به نفع فوتبال ملی تمام شد.
اینجا هم به بهانه وضعیت و سرنوشت تیم پاس که حالا به دسته سوم فوتبال ایران سقوط کرده، باز سراغ این مطلب و این نکته مهم و خیلی اثرگذار بر حال و روز ورزش رفتیم و بیش از همه عاجزانه و از سر وظیفه خدمت مسئولان و مدیران عزیز عرض میکنیم که توقع و انتظار این است که کسانی که در جایگاه تصمیمگیری نشسته و پست و مقام مدیریتی را اشغال کرده و درباره مسائل ریز و درشت ورزش تصمیمگیری میکنند، همیشه «بهترین تصمیم»ها را بگیرند، نه وقتی که «مجبور» میشوند!
همیشه در تصمیمهای خود مصالح ورزش و منافع ملی را بر مصالح باندی و منافع شخصی و خانوادگی ترجیح دهند و عقل و منطق را بر خودرایی و خودکامگی و... ترجیح دهند، و بالاخره همیشه به یاد داشته باشند، این پست و مسئولیتها چند روزی به امانت در دست ما و در اختیار ما قرار گرفته و ملک طلق و ارث و میراث خانوادگی ما نیست، دیر یا زود باید آن را به دیگران و بعدیها واگذارنماییم و... الخ.
به قول شاعر:
این کاخ که میبینی گاه از تو و گاه از من
جاوید نخواهد ماند، خواه از تو و خواه از من
در این مقال قصد نداریم این ماجرا را واکاوینماییم و سرگذشت تیم پاس و فراز و نشیبهای آن را از آغاز تا امروز بررسینماییم و به تاریخنویسی در این باره بپردازیم و آخرسر هم فردی یا گروهی یا جریانی را مقصر معرفی کنیم. همچنین به دنبال این نیستیم که ثابت کنیم انتقال تیمهای بیطرفدار یا کمطرفدار به شهرها و شهرستانها کار درستی است یا خیر؟ بر کاروبار فوتبال و رونق این رشته تاثیر مثبت دارد یا ندارد؟ و... قس علیهذا.
اینجا میخواهیم به سهم خود و به بهانه حرکت نزولی تیم پاس همدان که روزی روزگاری پاس تهران لقب داشت، درباره تاثیر و نقش «تصمیمگیری» تصمیمگیرندگان و مدیران و سکانداران در پستهای ریز و درشت مدیریتی بر حال و روز ورزش باز هم کمی سخن بگوییم و نکاتی را یادآور شویم.
اینکه از «باز هم» استفاده میکنیم دلیلش این است که در دفعات گذشته و کرات مختلف در اینباره نوشته و بر لزوم توجه و وسواس مدیران ورزش در این باره تاکید کردهایم. تیم نامآشنای «پاس» به این سرنوشت دچار شده و به بختی ناخوش گرفتار آمده چون درباره آن درست تصمیمگیری نشده است.
بعضی سعی میکنند اشکال کار را در انتقال پاس به همدان بدانند و طبق معمول یا از سر نابلدی و ناخواسته یا مغرضانه و هدفدار آدرس غلط بدهند و معلول را به جای علت بنشانند، حال آنکه مقدم بر موضوع انتقال باید نحوه تصمیمگیری و مدیریت این تصمیم و انتقال را مورد بررسی قرار داد.
بارها عرض کرده و تاکید نمودهایم که فوتبال مال مردم است، تیمهای بیطرفدار یا کمطرفدار در ورزش به ویژه در فوتبال نقششان گران است. اینها اگر آسیبی به فوتبال نزنند، نفعی هم نمیرسانند. پس انتقال یک تیم بیطرفدار یا کمطرفدار به استان و شهری که زمینه پذیرش دارد، آن تیم را حمایت میکند و ورزشگاه خالی را رونق میبخشد و پرتماشاگر مینماید و تنور فوتبال را داغ میکند، در نفس و اصل خویش، کار غلط و تصمیم اشتباهی نیست. بحث بر سر نحوه انتقال، مکان انتقال و اصلا چرایی و چگونگی انتقال است. اگر در تصمیمگیریها این مسائل لحاظ نشود، مورد توجه و ارزیابی قرار نگیرد، منظور حاصل نمیشود و چه بسا نقض غرض شود.
در واقع برای انجام کار خوب فقط نیت و اراده کافی نیست، بلکه باید مسائل و نکات دیگر را هم دید و در محاسبات منظور کرد و با ملاحظه همه جوانب وارد «عمل» و مرحله اجرایی «تصمیم» شد، به گمان ما دلیل اصلی- نه فرعی- اینکه پاس به چنین سرنوشتی دچار شد و عاقبت انتقال آن به استان همدان، عاقبت تلخی بود و...، این بود که اصول «تصمیمگیری» رعایت نشده بود یا کاملا رعایت نشده بود، همه جوانب و زوایای ماجرا بررسی نشده بود و به همین دلیل نتیجه کار نه تنها به نفع فوتبال همدان، به نفع لیگ برتر و به نفع تیم پاس، تمام نشد، بلکه بیشتر، به کار رفع تکلیف و از سر باز کردن مشکل و فرافکنی شبیه بود و... حال آنکه اگر در اتخاذ و اجرای این تصمیم اصول رعایت میشد، به زوایا و ابعاد مختلف موضوع توجه میشد و به جای حاکم بودن «جو» و «احساس» هیجان آنی، عقل و منطق و تدبیر حاکم میشد، بدون شک این انتقال میتوانست وضع را از آنچه بود بهتر نماید و...
البته به گمان ما در مورد تیم پاس هنوز چیزی تمام نشده و هنوز هم میشود برای اصلاح و بهبود وضع آن و استفاده صحیح از این «سرمایه ملی»، اراده و همت کرده با تدبیر و دوراندیشی آن را در مسیری قرار داد که به احیای این تیم منجر و به مصلحت فوتبال ایران تمام شود. عرض کردیم، ما موضوع سقوط تیم پاس را بهانه کردیم تا یادآور شویم، «تصمیمگیری» درباره مسائل ریز و درشت ورزش، موضوع حساس و تعیینکنندهای است چرا که پای «منافع ملی» در میان است. همینطوری و سرسری و از سر سیری و خستگی و جو زدگی تصمیم گرفتن درباره مسائلی که پای مصالح ورزش و پای احساسات و عواطف و گرایشهای مردم در میان است، کاری بسیار مذموم است که از آن بوی مشمئزکننده «خودکامگی» و «رفتار طاغوتی» به مشام میرسد! همانطور که عرض شد این گونه تصمیمگیریها ولو با نیت خیر و هدف ملی انجام شده باشد، هرگز به سرمنزل مقصود نمیرسد و گاه به مصداق «از قضا سرکنگبین صفرا فزود و...» نقض غرض هم میشود و نتیجه غلط به بار میآید.
آخرین بار که درباره لزوم «تصمیمگیری درست» و تاثیر آن در حال و روز ورزش در این صفحه مطلبی و اشارهای داشتیم اگراشتباه نکرده باشیم مربوط به مربی آلمانی تیم استقلال تهران بود.
زمانی که بعد از گذشت چند هفته از شروع به کار ایشان، به اهل فن و علاقهمندان به فوتبال و طرفداران تیم مذکور روشن و مسجل شد که با ورود این مربی آلمانی، استقلال دارد به روزهای خوب و خوش خود نزدیک میشود و از شرایط بحرانی و نتایج نومیدکننده و بازیهای عجیب و غریب و بعضی حرکات عجیب و غریبتر! و... دارد فاصله میگیرد.
در آن موقع بنابر وظیفه دست به قلم شدیم و به بهانه عملکرد قابل قبول مربی استقلال که تا امروز هم ادامه دارد، درباره لزوم رعایت اصول در تصمیمگیریها نوشتیم.
یادمان میآید حتی این مطلب را- که شاید برای مدیران استقلال برخورنده هم بود- آوردیم که مدیران تیم استقلال وقتی جایگاه خود را در خطر دیدند، وقتی احساس خطر کردند، وقتی تیم را در لبه پرتگاه دیدند و بالاخره وقتی راهی نداشتند، «مجبور» شدند، «درست و منطقی» تصمیم بگیرند، و همین تصمیم درست و منطقی که نه از روی اختیار بلکه از روی اجبار و اضطرار صورت گرفت، به نتایج مثبت و اتفاقات خوش برای این تیم منجر شد.
آنها مجبور شدند برای حفظ جایگاه مدیریتی خودشان هم که شده، خاصه خرجی و توصیهپذیری و باند و جناحبازی و... را کنار بگذارند و کاری را انجام دهند که شاید به مذاق این دلال و آن دلال و این فامیل، آن زیادهخواه و این ارگان و آن سازمان و این مقام و آن مدیر و... خوش نیاید اما به کام مردم و هواداران و اهالی فوتبال خوش آمد و به نجات یکی از «سرمایههای فوتبال» منجر، و در نهایت به نفع فوتبال ملی تمام شد.
اینجا هم به بهانه وضعیت و سرنوشت تیم پاس که حالا به دسته سوم فوتبال ایران سقوط کرده، باز سراغ این مطلب و این نکته مهم و خیلی اثرگذار بر حال و روز ورزش رفتیم و بیش از همه عاجزانه و از سر وظیفه خدمت مسئولان و مدیران عزیز عرض میکنیم که توقع و انتظار این است که کسانی که در جایگاه تصمیمگیری نشسته و پست و مقام مدیریتی را اشغال کرده و درباره مسائل ریز و درشت ورزش تصمیمگیری میکنند، همیشه «بهترین تصمیم»ها را بگیرند، نه وقتی که «مجبور» میشوند!
همیشه در تصمیمهای خود مصالح ورزش و منافع ملی را بر مصالح باندی و منافع شخصی و خانوادگی ترجیح دهند و عقل و منطق را بر خودرایی و خودکامگی و... ترجیح دهند، و بالاخره همیشه به یاد داشته باشند، این پست و مسئولیتها چند روزی به امانت در دست ما و در اختیار ما قرار گرفته و ملک طلق و ارث و میراث خانوادگی ما نیست، دیر یا زود باید آن را به دیگران و بعدیها واگذارنماییم و... الخ.
به قول شاعر:
این کاخ که میبینی گاه از تو و گاه از من
جاوید نخواهد ماند، خواه از تو و خواه از من