دیدگاه دانشجویی
برآیند 40 ساله اقتصاد
هم اکنون که در آستانه 40 سالگی انقلاب اسلامی و آغاز دهه پنجم نظام جمهوری اسلامی هستیم، لازم است نگاهی به آنچه در این چهار دهه بر اقتصاد کشور گذشته بیاندازیم تا نقاطی کمتر به آنها پرداخته شده هم عیان شود.
شکی نیست که در موارد مثل نظام بانکی، نظام ارزی و برخی ساختارهای پولی و مالی کشور همچنان دچار کمبودهایی هستیم ولی شاخصهایی در این بازه زمانی با رشد همراه بودهاند که از آنها هم نمیتوان چشمپوشی کرد.
از آنجایی که همواره برخی جریانهای رسانهای (چه در فضای مجازی و چه در برخی مطبوعات) نشاندهنده کاستیهای اقتصادی کشور است ولی بنا به ضربالمثل معروفِ «عیب او جمله چوگفتی، هنرش نیز بگوی» نمیتوان از دستاوردهایی که طی 40 سال اخیر کسب شده، چشمپوشی کرد.
دستاوردهایی که در نوع خود بسیار مهم بوده و در ادامه نیز توضیحاتی درباره آن خواهد آمد، نشان میدهد حرکت اقتصادی کشور با شتاب مناسبی رو به جلو حرکت کرده است، هرچند این دستاوردها مقابل چشم قرار نگرفته و جای تاسف دارد که نسبت به توفیقات اقتصادی پس از انقلاب بیمهری میشود.
نقل است در گذشته کاروانی با دو راهزن مواجه شده و اموال این کاروان (که ظاهرا پر جمعیت هم بوده) توسط راهزنان به غارت میرود. زمانی که از یک نفر از افراد کاروان پرسیده میشود شما چرا با این جمعیت بزرگ، مغلوب دو نفر شدید؛ میگوید: آنها دو نفر بودند، باهم؛ و ما صد نفر بودیم، تنها.
حال، این حکایت، حکایت اقتصاد ماست؛ زمانی که تمام دستاوردهای اقتصادی جمهوری اسلامی توسط اپوزیسیونهای اندکی در خارج از کشور زیر سؤال میرود، چرا کارشناسان دلسوز داخلی به بیان حقایق و واقعیتهای این اقتصاد نپردازند؟
در علم اقتصاد یکی از مهمترین شاخصهایی که میتوان آن را ملاک و معیار پیشرفت کشور به شمار بیاوریم تولید ناخالص ملی میباشد. شاخصی که طبق آمارهای رسمی بانک مرکزی با افزایش قابل ملاحظهای رو به رو شده؛ چنانچه این شاخص براساس سال پایه 83 که نشان دهنده واقعی شدن رشد میباشد، از 103 هزار میلیارد و 993 میلیون تومان در سال 57، به 201 میلیارد و 155 میلیون تومان افزایش یافته یعنی تقریبا 2 برابر شده است.
این دو برابر شدن به معنای افزایش «واقعی» تولید و درآمد ملی است وگرنه به لحاظ اسمی، این شاخص از 533 میلیارد تومان به 709 هزار و 138میلیارد تومان رسیده، یعنی هزار و 330 برابر شده است.
چنانکه دیدیم، تولید ناخالص ملی ایران (که زمانی از جمله شاخصهای برجسته توسعه یافتگی محسوب میشد) دو برابر شده و به تبع آن، درآمد ملی واقعی هم 1/6 برابر شده است.
لازم به ذکر است در حال حاضر تعاریف جدیدی برای توسعهیافتگی یک کشور مطرح شده که مجموع آن در شاخص توسعه انسانی منعکس شده است.
بر همین اساس، تازهترین گزارش توسعه انسانی 2016 هم نشان میدهد، طی سه دهه اخیر رتبه ایران در شاخص توسعه انسانی از 118 در سال 1990 به 61 در سال 2015 میلادی ارتقا داشته که حاکی از رشد 57 پلهای ایران در 30 سال اخیر است.
ضمن اینکه بر اساس گزارش دفتر برنامه توسعه سازمان ملل، میزان امید به زندگی در ایرانیها قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، 54 سال بوده که این رقم در آخرین گزارش توسعه انسانی 2016 به بیش از 75/6 سال رسیده است که رشد حدود 22 سال را نشان میدهد.
بر همین اساس، جمهوری اسلامی ایران طی چهار دهه اخیر به لحاظ رشد امید به زندگی جزو 10 کشور اول دنیا بین حدود 190 کشور بوده است، یعنی 180 کشور از ایران عقبترند. رتبه جهانی ایران در شاخص امید به زندگی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی 143 بوده که این رتبه در حال حاضر به 61 ارتقا یافته، به عبارتی ایران در این 4 دهه از 82 کشور دنیا پیشی گرفته است.
نگاهی به آمارهای بالا که هم حاکی از رشد تولید ناخالص ملی بوده و هم حاکی از ارتقای توسعه انسانی میباشد نشان میدهد چه بر اساس شاخص قدیمی توسعهیافتگی و چه بر اساس تعریف جدید توسعهیافتگی، پس انقلاب اسلامی ارتقا یافته و بهبود قابل توجهی را تجربه کرده است.
* امیرحسین شکرآبی
کارشناس ارشد اقتصاد و فعال دانشجویی
شکی نیست که در موارد مثل نظام بانکی، نظام ارزی و برخی ساختارهای پولی و مالی کشور همچنان دچار کمبودهایی هستیم ولی شاخصهایی در این بازه زمانی با رشد همراه بودهاند که از آنها هم نمیتوان چشمپوشی کرد.
از آنجایی که همواره برخی جریانهای رسانهای (چه در فضای مجازی و چه در برخی مطبوعات) نشاندهنده کاستیهای اقتصادی کشور است ولی بنا به ضربالمثل معروفِ «عیب او جمله چوگفتی، هنرش نیز بگوی» نمیتوان از دستاوردهایی که طی 40 سال اخیر کسب شده، چشمپوشی کرد.
دستاوردهایی که در نوع خود بسیار مهم بوده و در ادامه نیز توضیحاتی درباره آن خواهد آمد، نشان میدهد حرکت اقتصادی کشور با شتاب مناسبی رو به جلو حرکت کرده است، هرچند این دستاوردها مقابل چشم قرار نگرفته و جای تاسف دارد که نسبت به توفیقات اقتصادی پس از انقلاب بیمهری میشود.
نقل است در گذشته کاروانی با دو راهزن مواجه شده و اموال این کاروان (که ظاهرا پر جمعیت هم بوده) توسط راهزنان به غارت میرود. زمانی که از یک نفر از افراد کاروان پرسیده میشود شما چرا با این جمعیت بزرگ، مغلوب دو نفر شدید؛ میگوید: آنها دو نفر بودند، باهم؛ و ما صد نفر بودیم، تنها.
حال، این حکایت، حکایت اقتصاد ماست؛ زمانی که تمام دستاوردهای اقتصادی جمهوری اسلامی توسط اپوزیسیونهای اندکی در خارج از کشور زیر سؤال میرود، چرا کارشناسان دلسوز داخلی به بیان حقایق و واقعیتهای این اقتصاد نپردازند؟
در علم اقتصاد یکی از مهمترین شاخصهایی که میتوان آن را ملاک و معیار پیشرفت کشور به شمار بیاوریم تولید ناخالص ملی میباشد. شاخصی که طبق آمارهای رسمی بانک مرکزی با افزایش قابل ملاحظهای رو به رو شده؛ چنانچه این شاخص براساس سال پایه 83 که نشان دهنده واقعی شدن رشد میباشد، از 103 هزار میلیارد و 993 میلیون تومان در سال 57، به 201 میلیارد و 155 میلیون تومان افزایش یافته یعنی تقریبا 2 برابر شده است.
این دو برابر شدن به معنای افزایش «واقعی» تولید و درآمد ملی است وگرنه به لحاظ اسمی، این شاخص از 533 میلیارد تومان به 709 هزار و 138میلیارد تومان رسیده، یعنی هزار و 330 برابر شده است.
چنانکه دیدیم، تولید ناخالص ملی ایران (که زمانی از جمله شاخصهای برجسته توسعه یافتگی محسوب میشد) دو برابر شده و به تبع آن، درآمد ملی واقعی هم 1/6 برابر شده است.
لازم به ذکر است در حال حاضر تعاریف جدیدی برای توسعهیافتگی یک کشور مطرح شده که مجموع آن در شاخص توسعه انسانی منعکس شده است.
بر همین اساس، تازهترین گزارش توسعه انسانی 2016 هم نشان میدهد، طی سه دهه اخیر رتبه ایران در شاخص توسعه انسانی از 118 در سال 1990 به 61 در سال 2015 میلادی ارتقا داشته که حاکی از رشد 57 پلهای ایران در 30 سال اخیر است.
ضمن اینکه بر اساس گزارش دفتر برنامه توسعه سازمان ملل، میزان امید به زندگی در ایرانیها قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، 54 سال بوده که این رقم در آخرین گزارش توسعه انسانی 2016 به بیش از 75/6 سال رسیده است که رشد حدود 22 سال را نشان میدهد.
بر همین اساس، جمهوری اسلامی ایران طی چهار دهه اخیر به لحاظ رشد امید به زندگی جزو 10 کشور اول دنیا بین حدود 190 کشور بوده است، یعنی 180 کشور از ایران عقبترند. رتبه جهانی ایران در شاخص امید به زندگی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی 143 بوده که این رتبه در حال حاضر به 61 ارتقا یافته، به عبارتی ایران در این 4 دهه از 82 کشور دنیا پیشی گرفته است.
نگاهی به آمارهای بالا که هم حاکی از رشد تولید ناخالص ملی بوده و هم حاکی از ارتقای توسعه انسانی میباشد نشان میدهد چه بر اساس شاخص قدیمی توسعهیافتگی و چه بر اساس تعریف جدید توسعهیافتگی، پس انقلاب اسلامی ارتقا یافته و بهبود قابل توجهی را تجربه کرده است.
* امیرحسین شکرآبی
کارشناس ارشد اقتصاد و فعال دانشجویی