تکملهای بر آسيب شناسي سياستهاي دولت در مقوله بافت فرسوده (۸)
رضا کرمی *
چهارم: بايد دانست كه يكسانپنداري مشكلات مناطقي از شهرها كه طي دهههاي اخير و بدون اصول شهرسازي و معماري ساخته شده است، با بافت قديمي شهرها كه با اسلوب متعارف زمان خود و نوعا مُجرّب به اتفاقات و حوادث طبيعي پا بر جا ماندهاند، يك مغالطة فني اما عامدانه براي به بيهويتي كشاندن بيشتر شهرها است. چرا كه مشكلات اين دو نوع بافت كاملا متفاوت و راهحل هر يك از آنها نيز متمايز از ديگري است. البته قابل ذكر است كه طرح ساماندهي بافتهاي فرسوده راهحل هيچ كدام هم نيست. در حالي كه با ايجاد نياز توقع آفريني كاذب، ساكنان و مالكان هر دو نوع بافت را در انتظار منافع طرح ساماندهي بافتهاي فرسوده به همراهي با خود راغب كرده است.
بايد يادآور شد كه اين وزارتخانه به عنوان تخصصيترين مرجع عمراني كشور در ساماندهي شهرها از جهات مختلف از آنجا كه وزارت راه و شهرسازي متولي اصلي اين طرح است، همپاي توسعه سياسي فرهنگي اجتماعي كشور آنچنان كه متوقع بوده است ايفای نقش نكرده و بخصوص پس از ادغام دو وزارتخانه راه و ترابري و مسكن و شهرسازي كارآمدي كمتري از گذشته پيدا كرده است.
چرايي اين موضوع به لحاظ ساختاري آسيب شناسي خود را ميطلبد تا روشن شود كه چرا متولي اصلي عمران كشور با همه وسعت فيزيكي قادر به برآوردن توقعات جامعه مدني به لحاظ كالبدي و حقوق شهروندي از منظر تنسيق اركان شهرها نيست. در حالي كه در روش و علمي بودن و تخصصي بودن اين وزارتخانه، طرحهاي هادي و جامع از سالهاي 1337 تاكنون حاكي از خبرگان فني در علوم مرتبط با شهرسازي در اين مجموعه است اما به دليلي كه در گفتارهاي قبلياشاره شده نگاه اقتصادي اين وزارتخانه به طرحهاي توسعه شهري، ذائقهسازي اقتصادي شهروندان در سفارش و پذيرش طرحهای اقتصاد محور موجب شده است نگاه هويتمدار از سوي متولي عمراني كشور و عدم احساس تعلق به محلات و مناطق شهري از سوي مردم هر دو را بر آن دارد تا به ساختمان و شهر به عنوان سرمايه در جريان و مولد ثروت بنگرند.
سالهاست دانشكدههاي معماري و شهرسازي و شهرداريها و معاونتهاي مختلف وزارت مسكن، با برپايي همايشها و تشكيل كميسيونها و گنجاندن واحدهاي درسي، درصدد آفرينش فضاي معماري و شهرسازي اسلامي در كشوراند اما در اين راه به همان اندازه كه اهتمام در برپا داشت اين ظواهر داشتهاند از محتوي شهر اسلامي و معماري اسلامي دورتر شدهاند.
بهنظر نميرسيد متوليان عمراني كشور با چنين گزارش تلخي از سابقه هويتسازي خود در طي سه دهه اخير، طرحي با اين حجم و وسعت و با ادبيات اميدبخش به مردم براي برونرفت از مضائق شهري مطرح كنند اين در حالي است كه توقع هويتسازي شهرها از آنان به ياس تبديل شده بود، اما توقع هويتبراندازي شهرها هم از آنان نميرفت. اميدوارم مسئولان بهخود آيند و تقبيح نسل آينده را به ترغيب مهندسي سكولار نفروشند و بدانند لباس و پوشش جامعه اسلامي يكي از عوامل مهم هويت اوست و معماري پوشش جمعي و شهرسازي پوشش مدني جامعه اسلامي را تمهيد ميكند واشكال و احجام و الوان در آن معنيدار است.
* کارشناس ارشد معماری و شهرسازی
چهارم: بايد دانست كه يكسانپنداري مشكلات مناطقي از شهرها كه طي دهههاي اخير و بدون اصول شهرسازي و معماري ساخته شده است، با بافت قديمي شهرها كه با اسلوب متعارف زمان خود و نوعا مُجرّب به اتفاقات و حوادث طبيعي پا بر جا ماندهاند، يك مغالطة فني اما عامدانه براي به بيهويتي كشاندن بيشتر شهرها است. چرا كه مشكلات اين دو نوع بافت كاملا متفاوت و راهحل هر يك از آنها نيز متمايز از ديگري است. البته قابل ذكر است كه طرح ساماندهي بافتهاي فرسوده راهحل هيچ كدام هم نيست. در حالي كه با ايجاد نياز توقع آفريني كاذب، ساكنان و مالكان هر دو نوع بافت را در انتظار منافع طرح ساماندهي بافتهاي فرسوده به همراهي با خود راغب كرده است.
بايد يادآور شد كه اين وزارتخانه به عنوان تخصصيترين مرجع عمراني كشور در ساماندهي شهرها از جهات مختلف از آنجا كه وزارت راه و شهرسازي متولي اصلي اين طرح است، همپاي توسعه سياسي فرهنگي اجتماعي كشور آنچنان كه متوقع بوده است ايفای نقش نكرده و بخصوص پس از ادغام دو وزارتخانه راه و ترابري و مسكن و شهرسازي كارآمدي كمتري از گذشته پيدا كرده است.
چرايي اين موضوع به لحاظ ساختاري آسيب شناسي خود را ميطلبد تا روشن شود كه چرا متولي اصلي عمران كشور با همه وسعت فيزيكي قادر به برآوردن توقعات جامعه مدني به لحاظ كالبدي و حقوق شهروندي از منظر تنسيق اركان شهرها نيست. در حالي كه در روش و علمي بودن و تخصصي بودن اين وزارتخانه، طرحهاي هادي و جامع از سالهاي 1337 تاكنون حاكي از خبرگان فني در علوم مرتبط با شهرسازي در اين مجموعه است اما به دليلي كه در گفتارهاي قبلياشاره شده نگاه اقتصادي اين وزارتخانه به طرحهاي توسعه شهري، ذائقهسازي اقتصادي شهروندان در سفارش و پذيرش طرحهای اقتصاد محور موجب شده است نگاه هويتمدار از سوي متولي عمراني كشور و عدم احساس تعلق به محلات و مناطق شهري از سوي مردم هر دو را بر آن دارد تا به ساختمان و شهر به عنوان سرمايه در جريان و مولد ثروت بنگرند.
سالهاست دانشكدههاي معماري و شهرسازي و شهرداريها و معاونتهاي مختلف وزارت مسكن، با برپايي همايشها و تشكيل كميسيونها و گنجاندن واحدهاي درسي، درصدد آفرينش فضاي معماري و شهرسازي اسلامي در كشوراند اما در اين راه به همان اندازه كه اهتمام در برپا داشت اين ظواهر داشتهاند از محتوي شهر اسلامي و معماري اسلامي دورتر شدهاند.
بهنظر نميرسيد متوليان عمراني كشور با چنين گزارش تلخي از سابقه هويتسازي خود در طي سه دهه اخير، طرحي با اين حجم و وسعت و با ادبيات اميدبخش به مردم براي برونرفت از مضائق شهري مطرح كنند اين در حالي است كه توقع هويتسازي شهرها از آنان به ياس تبديل شده بود، اما توقع هويتبراندازي شهرها هم از آنان نميرفت. اميدوارم مسئولان بهخود آيند و تقبيح نسل آينده را به ترغيب مهندسي سكولار نفروشند و بدانند لباس و پوشش جامعه اسلامي يكي از عوامل مهم هويت اوست و معماري پوشش جمعي و شهرسازي پوشش مدني جامعه اسلامي را تمهيد ميكند واشكال و احجام و الوان در آن معنيدار است.
* کارشناس ارشد معماری و شهرسازی