کد خبر: ۱۲۷۲۱۹
تاریخ انتشار : ۰۸ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۸:۵۸

تَب «مدرک‌گرایی» در ایران!

موج مدرک گرایی سال‌هاست که در کشورمان رواج یافته و همه ساله با افزایش واحدهای دانشگاهی و تسهیل پذیرش دانشجو در این مراکز، مقاطع تحصیلی توسط دانشجویان بصورت پلکانی طی شده و در سال‌های اخیر نیز تب تحصیل در مقطع دکترا داغ شده است. البته بسیاری معتقدند که افزایش نرخ بیکاری در کشور باعث شده تا جوانان درس خواندن در مقاطع بالاتر تحصیلی را امیدی برای یافتن موقعیت شغلی بهتر و راهی برای فرار از بیکاری بدانند؛ از همین رو در این سال‌ها با افزایش تعداد دانشجویان و فارغ‌التحصیلان حتی در مقطع دکترا مواجه هستیم.

هر چند بسیاری از افراد ترجیح می‌دهند تا این برهه تحصیلی را در کشورهایی نظیرآمریکا، آلمان، ایتالیا، استرالیا، فرانسه، انگلستان، کانادا و یا حتی مالزی بگذرانند که به دلیل تعدد دانشگاه‌ها، نداشتن سدی به نام کنکور و برآورد هزینه‌ای مناسب، مقصد بسیاری از دانشجویان ایرانی گردیده است و همین امر موجب شده است تا بر اساس اعلام بانک جهانی، ایران رتبه پانزدهم مهاجرت تحصیلی را در جهان از آن خود کند. در سال ٢٠١٥ حدود ١١‌هزار و ٣٠٠ دانشجوی نخبه از ایران مهاجرت کرده‌اند که این تعداد حاکی از رشد ١٦‌درصدی مهاجرت نخبگان از کشور نسبت به‌ سال ٢٠١٤ است.
براساس اعلام وزارت علوم بیشترین مقصد مهاجرت دانشجویان ایرانی برای اخذ مدرک دکترا کشورهای آمریکا و کانادا بوده‌اما در رشته‌های علوم پزشکی بر اساس آمار معاونت آموزشی وزارت بهداشت، کشور فیلیپین اولین مقصد ایرانی‌ها است و کشورهای ترکیه، ایتالیا، آلمان، بلاروس، آمریکا، انگلستان، مالزی، اوکراین، آذربایجان، قبرس و کانادا به ترتیب مقصدهای بعدی دانشجویان ایرانی برای رشته‌های علوم پزشکی هستند.
بنابر آمارهای موجود و براساس گزارشی جدید از سازمان توسعه و همکاری‎های اقتصادی موسوم به OECD در دو دهه اخیر، شمار فارغ‌التحصیلان مقطع دکترا در سرتاسر دنیا با افزایش چشم‌گیری روبه‌رو بوده است. در این آمار ایالات متحده آمریکا بیشترین تعداد فارغ‌التحصلان دکترا را در میان دیگر کشورها دارد که طبق آخرین برآوردهای صورت گرفته در این رابطه (مربوط به سال ۲۰۱۴) این میزان برابر با ۶۷۴۴۹ نفر بوده است.
جایگاه دوم این جدول را آلمان با ۲۸۱۴۷ فارغ‌التحصیل دکترا در مقطع زمانی مذکور به خود اختصاص داده و پس از آن نیز انگلستان با تربیت ۲۵۰۲۹ دارنده مدرک PhD در جایگاه سوم این جدول نشسته است.
اما در سال‌های اخیر اقتصادهای نوظهور و البته عظیم نیز به میزان چشمگیری ظرفیت‌های آموزش عالی خود را بالا برده‌اند. از همین رو جای تعجب نخواهد داشت اگر بگوییم که هند با تربیت ۲۴۳۰۰ دارنده مدرک دکترا در جایگاه چهارم این جدول قرار دارد. پرجمعیت‌ترین کشور دنیا، یعنی چین جایی در میان 15 کشور نخست ندارد و بهترین رتبۀ یک کشور مسلمان و خاورمیانه‌ای متعلق به ترکیه با حدود 4500 فارغ‌التحصیل در مقطع دکترا می‌باشد.
جالب اینجاست که علوم پایه در صدر علاقمندی این دانشجویان قرار دارند و طبق اعلام OECD، چهل درصد از تمامی دارندگان این مدرک در رشته‌های علوم، تکنولوژی و مهندسی تحصیل کرده‌اند.
برخلاف تصور عمومی ایران جایی در میان کشورهای بالای این فهرست ندارد. براساس آمار منتشر شده از سوی وزارت علوم، ایران با داشتن ٢٦٤٠ دانشگاه، ٥ برابر کشورهای پیشرفته دانشگاه دارد. در حالی که چین ٢٤٨١ و هند ١٦٢٠ دانشگاه دارند که نسبت به جمعیت خود و مقایسه با سرانه ایران بسیار پایین است اما آنچه با مقایسه این آمار حاصل می‌شود، نداشتن رابطه خاص کمی میان تعداد دانشگاه‌ها با میزان فارغ‌التحصیلان دوره دکترا است. البته نباید فراموش کرد که عمده دانش آموختگان ایرانی در این مقطع، خارج از کشور را برای ادامه تحصیل برگزیده‌اند و این موضوع موجب افزایش تعداد فارغ‌التحصیلان کشوری همانند آمریکا و کاهش آمار داخلی ماست.
گذر از مقطع کارشناسی ارشد و تحصیل بعنوان دانشجوی دکترا در کشور ایران با سایر کشورها تفاوت عمده‌ای دارد.آنچه همواره دغدغه جوانان بوده است، معضلی به نام کنکور و نحوه گزینش پس از آن در دانشگاه‌ها است. در ایران پس از انتخاب رشته و آزمون؛ بررسی آموزشی، پژوهشی و مصاحبه توسط دانشگاه‌ها انجام می‌شود و افرادی که حدنصاب لازم را کسب می‌کنند باید برای مصاحبه به دانشگاه مربوطه مراجعه کنند و دانشگاه نمره فرد را برای بررسی نهایی به سازمان سنجش اعلام می‌کند که نتایج نهایی عمدتا در نیمه اول شهریورماه هر سال اعلام می‌شود.
براساس ضوابط شورای سنجش و پذیرش دانشجو برای دوره دکتری در سال‌های اخیر دو محور مدنظر بوده است، 50 درصد نمره کل مربوط به آزمونی است که توسط سازمان سنجش برگزار می‌شود، 20 درصد مربوط به سوابق آموزشی و پژوهشی افراد و 30 درصد به مصاحبه علمی و سنجش علمی اختصاص دارد و توسط دانشگاه‌ها انجام می‌شود که اصولا این روند جهت پذیرش در دانشگاه‌های سراسری برای دانشجویانی که یکی از دو مقطع گذشته خود را در این دانشگاه‌ها طی نکرده باشند، بسیار دشوار است. این در حالی است که پذیرش در دانشگاه‌های خارج از کشور بر اساس نمره زبان خارجی (IELTS) ، کسب نمرات معقول در مقاطع قبلی و داشتن توانایی پژوهشی و فنی بالاست.
البته نوع تحصیل در کشورهای خارجی نیز بستگی به آن دارد که دانشجو بتواند بورس تحصیلی دریافت کرده و یا با هزینه خود دوره دکتری را به پایان برساند که عمدتاً در هر دو حالت شرایطی که برای دانشجویان فراهم است موجب ترغیب ایرانیان برای گذراندن این دوره در کشورهای دیگر می‌شود. البته در برخی از کشورها و برخی از رشته‌ها دوره دکترای به‌صورت پیوسته با کارشناسی ارشد ارائه می‌گردد که در صورت داشتن مدرک کارشناسی ارشد در ایران، باز هم می‌بایست رشته مذکور در آن دانشگاه از ابتدای کارشناسی ارشد گذرانده شده و بعد دوره دکترا پیوسته ارائه می‌گردد.
اما آنچه در میان آمارهای اعلام شده در کشورمان حائز اهمیت است، نرخ رشد دانشجویان و فارغ‌التحصیلان مقطع دکترای و رابطه مستقیم آن با بیکاری است؛ در واقع با گسترش فرهنگ مدرک‌گرایی در جامعه، شاهد کشیده شدن بحث بیکاری به سمت فارغ‌التحصیلان مقطع دکتری هستیم و این دغدغه زمانی جدی‌تر می‌شود که آمار درستی از تعداد دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دکترای به تفکیک رشته‌های تحصیلی منتشر نمی‌شود.
برخی آمارها (بدون ارائه مستندات کافی) از 100 هزار بیکار دکتری سخن می‌گویند؛ برخی آمارها این میزان را 50 هزار دانش‌آموخته بیکار در مقطع دکترای عنوان می‌کنند که سالی 30 هزار نفر به این آمار اضافه می‌شود! در گزارش دیگری، این آمار 20 هزار فارغ‌التحصیل دکترای بیکار و 47 هزار دانشجو در مقطع دکترای اعلام می‌شود.
در میان آمار متفاوت داخلی، آمارهای خارجی نیز چندان دقیق و به‌روز نیستند و شاید دلیل این مسئله، اساساً نبود دغدغه برای تحصیل و‌اشتغال فارغ‌التحصیلان دکترای باشد.
به گزارش خبرگزاری علم و فناوری؛ معاون وزیر علوم در پایان سال 95 طی یک نشست خبری اعلام کرد در حال حاضر 147 هزار و 962 نفر دانش ‏آموخته در مقطع دكتري تخصصي در کشور وجود دارد که از این میان 50 هزار نفر بیکار هستند اما فرهاد رهبر، رئیس ‌دانشگاه آزاد اسلامی در بهمن ماه سال جاری از وجود 20 هزار فارغ‌التحصیل دکترای بیکار و 47 هزار نفر دانشجوی دکترای در سطح کشور خبر داد که اختلاف 30 هزار دکتر بیکار در این میان یک خلأ آماری بزرگ برای کشور است.
در جدول کشورهای عضو OECD با بیشترین تعداد فارغ‌التحصیلان دانشگاهی بیکار (در محدوده سنی 64-25 سال) کشور یونان با نرخ بیکاری 19/4 درصد در رتبه نخست جای دارد. کشورهای اسپانیا، ترکیه، ایتالیا و ایرلند به ترتیب با 14/9، 7/7، 7 و 6/7 درصد نیز در رتبه‌های دوم تا پنجم قرار دارند.
اما آنچه باید به آن به عنوان معضل ریشه‌ای برخورد کرد، تعریف راهکارهایی برای جذب دانشجویان تخصصی در مقطع دکترا و حتی جذب دانشجویان خارجی با فراهم کردن امکانات آموزش عالی، جلوگیری از خروج نخبگان و تسهیل‌سازی امور برای آنها، متناسب‌سازی تعداد پذیرفته شدگان با بازار کار و بسترسازی برای جذب دانشجوی دکترای در رشته‌های مورد نیاز کشور است؛ چراکه پذیرش بی‌رویه دانشجویان دکترا در رشته‌های مختلف بدون توجه به کیفیت آموزشی و آینده شغلی آن‌ها، باعث افزایش نرخ بیکاری در بین این گروه شده است.
در این شرایط، بسیاری از جوانان با هدف ادامه تحصیل، گسترش فعالیت‌های علمی و یافتن موقعیت شغلی مناسب، راهی کشورهای دیگر می‌شوند و اغلب دانشجویان ایرانی که برای ادامه تحصیل به ‌ویژه در مقطع دکترای به کشورهای اروپایی و آمریکایی سفر می‌کنند، تمایل چندانی برای بازگشت به کشور ندارند و همین امر موجب هدر رفت سرمایه‌های انسانی و آسیب به زیرساخت‌های علمی و اقتصادی کشور می‌شود.