نگاهی به دیروزنامههای زنجیرهای
در دولت، شهرداری و شورای شهر از نیروهای متخصص استفاده نشد
روزنامه آرمان در مطلبی نوشت:«امروز مردم شرایط بسیار سختی را به ویژه از منظر اقتصادی تحمل میکنند. از سوی دیگر مسئولانی بر روی کار آمدند که از نظر تخصصی چندان قوی نیستند. در نهایت مردم نگرانند به دولت یا شرایطی در کشور امیدوار باشند اما در نهایت تغییر محسوسی در وضعیت اقتصادی بهوجود نیاید».
سرویس سیاسی-
این روزنامه زنجیرهای در ادامه نوشت:«آقای روحانی بر خلاف انتظار از نیروهای متخصص استفاده نکرد. نه تنها در دولت بلکه در شهرداری و شورای شهر هم از نیروهای متخصص استفاده نشد. حتی در روش و منش شورای سیاستگذاری اصلاحطلبان تخصصسالاری جایگاهی ندارد».
اعتراض این روزنامه مدعی اصلاحات به عدم شایستهسالاری در دولت، شهرداری و شورای شهر در حالی است که این جریان خود مصداق اتّم قبیله گرایی و بیتوجهی به شایستهسالاری در ایران است. مدعیان اصلاحات از یک سو بیتوجه به لزوم چرخش نخبگان، اصطلاح «ژنرالهای سیاسی» را اختراع و تقدیس کرده و در معادلهای واژگونه، نشانه حقانیت افراد هم معرفی میکند و از سوی دیگر، حضور آقازادهها-بدون هیچگونه سابقه کاری- را به عنوان یک حق و یک امر طبیعی و بدیهی تعبیر میکند.در نهایت این دو مسئله موجب میشود که استعدادها و منابع ملی کشورمان نادیده گرفته شده و از دست میرود.
یکی از مصادیق قبیله گرایی در کارنامه مدعیان اصلاحات، عملکرد شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان است. این شورا در آستانه هر انتخابات بدون توجه به اصل شایسسته سالاری، به سهمیه دادن به تمام گروههای منتسب و راضی کردن آنها میپردازد و در نهایت بنا بر اصل «هم قبیله بودن» و با سازوکاری ناکارآمد، لیست امید بسته میشود. این روش تاکنون دو خروجی داشته است، لیست امید شهر تهران در دهمین انتخابات مجلس و لیست امید شهر تهران برای پنجمین انتخابات شورای شهر. به اذعان فعالان اصلاحطلب هر دو لیست تاکنون حواشی متعددی داشته است.
چندی پیش «فاطمه دانشور»، خبر «لیست فروشی» شورای سیاستگذاری اصلاحطلبان مبنی بر پیشنهاد ۲ میلیارد تومانی برای گنجاندن نام وی در لیست اصلاحطلبان را رسانهای کرد.
از سوی دیگر، مدعیان اصلاحات به هر دلیل و منطقی که بخواهند انتقادات خود به روحانی را توجیه کنند، یک چیز قابل کتمان نیست و نباید لوث شود و آن اینکه، اصلاحطلبان نمیتوانند دیگر از زیر بار عملکرد دولت یازدهم و دولت دوازدهم شانه خالی کنند.در حال حاضر اکثریت مطلق کابینه دوازدهم در اختیار مدعیان اصلاحات است.
بزک کنندگان آمریکا به خط شدند
روزنامه آفتاب یزد در مطلبی نوشت:«توافق هستهای ایران با غرب اگرچه مربوط به لغو تحریمهای ثانویه و مربوط به برنامه هستهای ایران بود، اما در یک مورد خاص تحریمهای قدیمی هواپیمایی را نیز لغو کرد. هر چند آمریکای ترامپ تلاش کرده در مسیر لغو تحریمهای هواپیمایی ایران سنگاندازیهایی کند با این حال ایران تاکنون چند فروند ایرباس جدید و چند هواپیمای ATR را تحویل گرفته است. البته پُرواضح است که چند دهه تحریم یکشبه به پایان نمیرسد و با گذر زمان میتوان امیدوار بود هواپیماهای کهنسال ناوگان هوایی کشور از رده خارج شوند و میانگین سنی کاهش یابد».
لازم به ذکر است که در روزهای گذشته، «اصغر فخریه کاشان» قائممقام وزیر راه و شهرسازی با اذعان به عهدشکنی آمریکا در اجرای برجام،تصریح کرد:«متأسفانه شرکتهای سازنده قطعات هواپیما و تجهیزات هوایی زیادی هستند که بهدلیل ترس و وحشت از تحریمها و جرائم آمریکا حاضر نیستند به آسانی به ایران قطعه بفروشند. در نتیجه شرکتهای هواپیمایی ایران نمیتوانند به موقع قطعات مورد نیاز ناوگان خود را تأمین و تعویض کنند».
گفتنی است بر طبق ماده ۲۲ برجام و پیوستهای ۲ و ۵ برجام توافق شد که تحریم فروش هواپیما و قطعات آن از اولین روز اجرای توافق-دی ماه ۹۴- لغو شود. بر همین اساس آمریکا موظف بود تا شرایط فروش هواپیمای مسافربری به ایران را فراهم کرده و از هر اقدامی که شائبه سنگ اندازی در مسیر لغو تحریم هواپیما در آن باشد، پرهیز کند. اما آمریکا هیچگاه به این تعهد عمل نکرد. علیرغم عهدشکنی آشکار آمریکا و سرپیچی این کشور از اجرای تعهدات خود ذیل برجام از جمله فروش هواپیما و قطعات هواپیما، روزنامههای زنجیرهای در روزهای گذشته، با حمله به منتقدان، تلاش کردند تا سقوط هواپیما را به گردن منتقدان دولت بیندازند.
این روزنامه زنجیرهای تاکید کرده است که «پُرواضح است که چند دهه تحریم یکشبه به پایان نمیرسد».این ادعا در حالی است که این روزنامهها با تیترهایی همچون «تحریمها به تاریخ پیوست»، «صبح بدون تحریم»، «ترامپ با بوئینگ به برجام پیوست»، «ایرباس پرید، مخالفان نپریدند»، «فرود تاریخی بوئینگ در ایران»، «پرواز همای برجام»، «پرواز بوئینگ از روی دیوار برجام»، «طلسم روابط تجاری با آمریکا شکست»، «به افتخار برجام، تحریمهای 37 ساله شکسته شد»، «ایرباس نو فقط یکی از دستاوردهای برجام است»، «بن ژور مسیو؛ فرانسویها از زمین و آسمان به ایران برگشتند» و... دهها نمونه مشابه دیگر، با ذوقزدگی کودکانهای از لغو تحریم فروش هواپیما به ایران خبر داده بودند.
تحقیر و فاصله طبقاتی
دلیل جنایت و آدمکشی دراویش اشرافی!
روزنامه اصلاحطلب وقایع اتفاقیه به مضحکترین شکل ممکن به تطهیر و تبرئه جنایت و آدمکشی داعش – دروایش در منطقه پاسداران تهران پرداخت و نوشت:«در بررسی عواملی که باعث خشونت میشود، میتوان اینطور عنوان کرد که بخشی از این مسئله را باید در نوع آسیبهای فرهنگی و اجتماعی جستوجو کرد، با این توضیح که وقتی با تحقیر مواجه میشویم، بخشی از جامعه ساکت و خموده و بخش دیگری دچار یأس میشوند و همه میدانند که یکی از چهرههای یأسِ ناشی از خشونت، عصیان بیش از حد است و همانطور که چند روز پیش اتفاق افتاد، فردی بهراحتی به این تصمیم رسید که با اتوبوس چند نفر را به کشتن بدهد. ازسویدیگر، فقر و فاصله طبقاتی را هم میتوان دلایلی برای خودنمایی خشونت در جامعه قلمداد کرد.»
این روزنامه مدعی اصلاحطلبی ضمن اینکه به کلی ماجرا را سانسور کرده است، در حالی دلیل جنایت وحشیانه داعش – دراویش را تحقیر و فاصله طبقاتی میداند که از یک سو رفتار نظام اسلامی همواره در برابر گردنکشی و اقدامات خلاف امنیت این فرقه شیوه مدارا و رافت بوده است و از سوی دیگر جدا از اینکه درویشگری مسلک، دوری از دنیا،خاک نشینی و زهد افراطی، خرقه پوشی ،نان خشک جوین خوردن وپرهیز از غذای چرب و نرم بوده است اما این دراویش عجیب و غریب با کت و شلوارهای فاستونی انگلیس، سوار بر خودروهای شاسی بلند در خانههایاشرافی کاخ گونه و تابعیت دوگانه خود عامل و نشانه فاصله طبقاتیاند نه قربانی آن.
معیارهای دوگانه مدعیان اصلاحات
در برخورد با حوادث
روزنامه زنجیرهای شرق طی یادداشتی به قلم احمد خرم وزیر راه دولت اصلاحات نوشت: «سوءاستفاده سیاسی از رویدادی که همه ایرانیان در غم آن شریک و سهیم هستند، از سوی هر جریان یا نهادی که باشد، مصداق فرصتطلبی غیراخلاقی است. معمولا پس از سوانح مختلف، عدهای بیتوجه به سلسله علل و عوامل این اتفاقات که ریشه در مسائل مختلفی دارد، به حمله به یک یا چند مسئول و دولت میپردازند».
نویسنده در ادامه سقوط هواپیما را به نوسازی ناوگان هوایی مرتبط دانسته و بااشاره به تحریمهای ضدایرانی در سالهای متمادی گذشته افزود:«واقعا شایسته ملت ایران نیست هواپیمایی مانند «ام دی» سوار شوند و مسئولان دولتی باید برای از رده خارجکردن تمامی این هواپیماهای فرسوده اقدام کنند».
نویسنده در حالی از سوءاستفاده سیاسی از حوادث تلخ انتقاد میکند و آن را بیاخلاقی میخواند که بلافاصله سقوط هواپیما را به نو نبودن ناوگان هوایی و به صورت غیرمستقیم به انتقادهای چند ماه گذشته به اقدامات وزارت راه مرتبط کرده است، روزنامههای زنجیرهای میگویند اگر مانع خرید هواپیماهای نو نمیشدند چنین رویدادی رخ نمیداد در حالی که انتقادها به این نبوده که چرا دولت دست به نوسازی ناوگان هوایی زده است بلکه روی سخن آنجا بود که غرب و به ویژه آمریکا بایستی در چارچوب برجام اجازه واردات هواپیما را به ایران میداده و تقلیل نتایج برجام به خرید یکی دو هواپیما توهین به شعور مردم محسوب میشود. از سوی دیگر اگر دولت چنان چه چند هواپیمای جدید خریداری و یا وارد کرد دست به خرید صدها هواپیمای دیگر میزد کسی میتوانست مانع آن شود؟