کد خبر: ۱۲۶۵۳۸
تاریخ انتشار : ۲۹ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۹:۱۵
ضرورت مشارکت‌های مردمی در حمایت از کودکان کار- بخش پایانی

در آرزوی رفاه و محبت


گروه گزارش
او نیز یکی از بچه‌هایی است که از کودکی کار کرده است. چهره‌اش به نظر کم سن و سال‌تر می‌آید، اما می‌گوید که 22 سال دارد! خواندن و نوشتن بلد است، اما وقتی نوبت به او می‌رسد تا بگوید که چه میزان تحصیل کرده است؟ می‌گوید که نتوانسته است تحصیل کند. برایم از علاقه‌اش به رشته‌های طراحی و تئاتر می‌گوید و نام یک بازیگر زن معروف ایرانی را می‌برد که دوست دارد جای او باشد. موفقیتی که در روزهایی نه چندان دور در انتظارش است را در قاب چشمان پر امیدش می‌بینم و از او می‌خواهم که همیشه تلاش کند، برای آنکه جای خودش باشد، چرا که خود او فردی خواهد شد که جایگاهی والا‌تر از هر اسطوره دیگری را دارد.
وجود کودکان کار و خیابان امروز چه در عرصه تولید، مثل کوره پزخانه و کارگاه‌های کوچک، مثل فرش بافی و شیشه سازی و مانند آن و چه در عرصه خیابان، مثل فروش گل، پاک کردن شیشه ماشین‌ها، آدامس فروشی و امثال آن در شهرهای بزرگ و کوچک غیرقابل انکار و به پدیده‌ای عادی تبدیل شده است.
 کارکودکان نه تنها بنیان طبیعی و حقوقی انسانی را پایمال می‌کند، بلکه تهدیدی جدی برای آینده اجتماعی و رشد و پیشرفت اقتصادی یک کشور رو به رشد است. بر همین اساس کارشناسان به عنوان یک معضل اجتماعی به آن می‌نگرند.   
مشکل مدارس آسیب‌زا
 برای کودکان کار
یکی از شاخص‌های اندازه‌گیری رشد یافتگی در سازمان بهداشت جهانی و یونیسف، وضعیت کودکان کشورهاست.
در این میان مهم‌ترین وظیفه دولت ایجاد حق هویت برای کودکان، صدور کارت شناسایی و اجازه تحصیل در مدارس برای همه کودکان است. این در حالی است که در مناطق فرو دست نشین، همان محل سکونت عمده کودکان کار، تعداد زیادی از این کودکان شناسنامه‌ای ندارند یا تاریخ تولد آنها مشخص نیست. علاوه‌بر آن کودکان بسیاری از این قشر به علت ناگزیر بودن به کار یا عدم توانایی پرداخت هزینه تحصیل توسط سرپرستان قادر به تحصیل نیستند.
فرامرز مرزبان‌پور، یک فعال حقوق کودک، معتقد است: «دولت تاثیر قابل توجهی در سطح رفاه مردم دارد، چرا که دولت با عقد قرارداد کمتر از یک سال می‌توانست امنیت شغلی کارگران را افزایش بدهد که این موضوع خود به خود بر زندگی کودکان کار که اکثرا از خانواده‌های فرودست جامعه هستند، تاثیرگذار است؛ اما دولت در کمتر از یک هفته زیر فشار صاحبان سرمایه این دستورالعمل را لغو کرد. دولت می‌تواند آزمایشگاه، کتابخانه و امکانات آموزشی را توسعه بدهد. آموزش و پرورش فقط حقوق معلمان مدارس را پرداخت می‌کند و مدیران اکثر مدارس مجبورند هزینه‌های مدرسه را از محل کمک‌های مردمی تامین کنند که این موضوع مصداق بارز نقض قانون اساسی و اصل رایگان بودن تحصیلات تا پایان دوره متوسطه است و این قشر از کودکان را با آرزوی تحصیل باقی می‌گذارد.»
البته با وجود چنین شرایطی اکنون مدارس یا موسساتی برای این کودکان اختصاص یافته است؛ اما تعدادی از مسئولین امر از نامناسب بودن شرایط این مدارس و همچنین سوء استفاده مدیران از خیرین توسط این مراکز خبر می‌دهند.
یکی از کودکان مشغول به تحصیل در این مدارس می‌گوید: «با وجود اینکه جز شرایط این مدرسه دادن ناهار به بچه‌هاست، اما مدتی است که اغلب در مدرسه تغذیه‌ای داده نمی‌شود.»
این کودک ادامه می‌دهد: «بعضی اوقات برخورد معلمین با ما خیلی بد است و چون ما نمی‌توانیم هزینه تحصیلمان را بدهیم یا در مدرسه‌ای دیگر درس بخوانیم، گاهی برخورد‌های بدی با ما می‌شود.»
 البته جالب است که این روزها مسئولین امر در شهرداری تهران از آب گل‌آلود ماهی می‌گیرند و کودکان و نوجوانان را با کمتر از 18 سال سن که کودک کار محسوب می‌شوند، با لباس‌های مخصوص، راهی کار زباله روبی در خیابان‌های تهران کرده‌اند!   
به کودکان کار لبخند هدیه دهیم
 تعدادی از روانشناسان و حامیان حقوق کودکان، در پاسخ به اینکه چگونه می‌توان معضلات موجود را برای این کودکان به حداقل رساند؟ همگی کار نکردن آنان را در یک کلمه خلاصه می‌کنند. یکی از فعالان حمایت از کودکان کار که خود را مبینا نجف‌الهی معرفی می‌کند در گفت‌و‌گو با گزارشگر روزنامه کیهان در این باره می‌گوید: «این سؤال همانند هزاران سؤال مشابه دیگر است؛ به طور مثال چرا باید کارگرانی که بازنشسته می‌شوند، بیمه نداشته باشند؟ یا چرا باید این قدر کارگر خارجی در ساختمان‌های ما کار کنند؟ یا چرا باید این قدرجوانان ما بیکار باشند؟ و در نهایت چرا باید بچه‌هایی به این کوچکی و زیبایی و معصومی به جای بازی کردن کار کنند؟ »
وی در ادامه می‌افزاید: «جواب این سؤالات را ما می‌دانیم، اما دست ما نیست و تنها کاری که شاید از دست ما بر می‌آید این است که وقتی سر چهار راه آنها را می‌بینیم، سعی کنیم حالشان را به اندازه بضاعتمان خوب کنیم که شاید این با دادن یک خوراکی خوشمزه که در کیفمان داریم، رقم بخورد و سعی کنیم که به آنها امید و انگیزه بدهیم.»
 این فعال مدنی معتقد است که باید دنیای این بچه‌ها را وسعت داد و با چیزهایی هر چند کوچک برایشان هدف و انگیزه ساخت.
 وی در ادامه تصریح می‌کند: «شاید ما نتوانیم بچه‌ای را که در خیابان می‌بینیم در آغوش بگیریم، اما یک لبخند زدن که کار دشواری نیست، می‌تواند دنیای آنها را تغییر دهد؛ چرا که این بچه‌ها بسیار باهوش هستند و به سرعت نکات مثبت را دریافت می‌کنند، اما آن قدر کسی با آنها خوب نبوده؛ با سرعت و شدت نسبت به خوبی واکنش نشان می‌دهند.»
دنیای بچه‌های کار پر از دعوا، خشم، سختی و... است، به همین علت وقتی بادکنک می‌بینند یا کسی به آنها لبخند می‌زند وحتی کلمات محبت آمیزی می‌شنوند و کسی با آنها بازی می‌کند همانند یک آژیر یا زنگ در ذهنشان است و به این مسئله فکر می‌کنند که چه کار کرده‌اند که چنین رفتار مثبتی دریافت کرده‌اند؟ به همین علت از آن پس همان کار خوب را برای دریافت آن رفتار مثبت تکرار می‌کنند.     
شیوع آسیب‌های اجتماعی
 در میان کودکان‌کار
بسیاری از کودکان کار بین ۸ تا ۱۰ سال سن دارند، شش ساعت در روز کار می‌کنند و حتی روزی یک وعده غذای گرم نیز نمی‌خورند و این موضوع زمینه بروز انواع بیماری‌هاست.
زمانی که رئیس ‌مرکز تحقیقات ایدز اعلام کرد حدود 4 تا 5 درصد این کودکان اچ آی وی مثبت دارند، باورش سخت بود.
مجید مهدوی یک فعال مدنی و حامی حقوق کودکان در گفت‌و‌گو با گزارشگر روزنامه کیهان ضمن‌اشاره خاطرات تلخی که از زبان برخی کودکان کار شنیده است، می‌گوید: «این کودکان امنیت جانی، روانی و امنیت آینده ندارند.»
وی معتقد است عدم داشتن دانش و آگاهی کافی برای آنان بزرگ‌ترین آسیب است، چرا که این موضوع سبب می‌شود تا آنان آسیب‌ها و راه‌های دفاع در برابر آنها را نفهمند و نداند چکار باید بکنند.            
آرزوی داشتن دوچرخه
جثه کوچکی دارد و به سختی کیسه پیاز را روی زمین می‌کشد و آن را داخل مغازه کبابی می‌برد. ابتدا زمانی که از او خواستم تا تنها به چند سؤالم پاسخ دهد با نگاهی حاکی از خشم از من دور می‌شود، اما حالا برایم از خودش تعریف می‌کند. نامش علی است و تنها 11 سال دارد. چهره‌اش روایت سختی و مشقت‌هایی است که تا امروز بر دوش کشیده؛ اما لبخندش امید به روزهای بهتر را جاری می‌سازد. علی در پایان هر ماه در ازای روزی ۱۲ ساعت کار تنها بیست هزار تومان می‌گیرد؛ با این حال او خوشحال است که جای ثابتی برای کارکردن پیدا کرده و از این در و آن در زدن و هر روز یک جا کار کردن راحت شده است.
او و مادرش بدون وقفه و بدون تعطیلی برای پر کردن شکم ۵ بچه قد و نیم قد تلاش می‌کنند و تمام دویدن‌های آنها تنها پاسخگوی تهیه بخور و نمیری برای زنده ماندن است نه زندگی کردن! زندگی او در کار و کار و کار خلاصه شده است و با آن سن و سال کم غصه بیکاری و در به دری را می‌خورد و هر شب هنگامی که سربر بالین می‌گذارد، در رویای شیرین داشتن زندگی آرام فرو می‌رود.
علی تا کلاس سوم ابتدایی درس خوانده و از آن پس به علت فقر از ادامه تحصیل بازمانده و دوشادوش مادر خود در مزارع کار کرده است؛ متاسفانه پدرش گرفتار اعتیاد است و تنها برای تامین هزینه موادش کارگری می‌کند. حتی گاهی اوقات نیز دسترنج پسرش را که باهزاران خون دل و جان کندن به دست آورده است، به زور می‌گیرد و دود می‌کند! علی عاشق مادرش است و دوست دارد روزی درآمد ماهانه‌اش آن قدر باشد که دیگر مادرش مجبور به کارگری در خانه‌های مردم یا مزارع نشود. برایم از آرزویش می‌گوید. آرزوی داشتن یک دوچرخه تا هر روز مجبور نباشد برای رسیدن به محل کارش مسیر طولانی را پیاده طی کند. وقتی که می‌خواهم از مغازه خارج شوم، هادی در حال دستمال کشیدن روی میزها و جمع کردن ظرف هاست. او مانند یک مرد کار می‌کند تا جای خالی پدرش را پر کند و من با خود می‌اندیشم که او چگونه می‌تواند بدون ادامه تحصیل در آینده شغل مناسبی یابد و از کارگری کردن برای دیگران نجات پیدا کند؟
زباله‌گردی کودکان کار
 غیر قانونی است
سیدحسن موسوی‌چلک رئیس ‌انجمن مددکاران اجتماعی ایران در واکنش به وضعیت نامناسب کودکان کار به خصوص کودکان زباله‌گرد، می‌گوید: «این مسئله و بحران در تمامی کلان شهرها وجود دارد و البته معنی آن این نیست که این بحران در شهرهای کوچک وجود نداشته باشد. یکی از ویژگی‌های کلانشهرها فرصت‌هایی برای‌ اشتغال و جذب افراد در گروه‌های سنی مختلف و انجام کارهایی است که به درآمد ختم شود. چه فعالیت‌هایی که رسمی باشد و چه غیرسمی. یکی از نمودهای مشاغل غیر رسمی زباله‌گردی است که مشهود و متداول در سطح شهرها وجود دارد. آنچه که در این حوزه بیشتر به چشم می‌آید؛ حضور کودکانی است که به دنبال زباله برای کسب درآمد هستند که این مغایر با قوانین و مقررات کشور است. در قانون کار فعالیت اقتصادی کودکان زیر ۱۵ سال طبق ماده ۷۹ ممنوع است. براساس ماده ۸۰ قانون کار افراد ۱۵ تا ۱۸ سال نیز که قصد کار کردن دارند، باید فعالیت‌هایی انجام دهند که به جسم و روح آنها آسیبی نرساند و هر فعالیتی به غیر از این مغایر با قانون است.»
رئیس ‌انجمن مددکاران اجتماعی ایران در ادامه می‌گوید: «بی‌توجهی به مصوبات و قوانین موجب شده است که کودکان در زمینه‌های مختلف آسیب ببینند و علاوه‌بر اینکه در خیابان‌ها فعالیت می‌کنند، در معرض انواع آلودگی‌های موجود در شهر هستند و از آموزش نیز بی‌بهره‌اند و برای جلوگیری از این کار باید در رابطه با بستری که تولید فقر می‌کند، اقدامات اساسی انجام شود و حضور کودکان کار یعنی در رابطه با از بین بردن بستر فقر کاری نکرده‌ایم.»
captcha