کد خبر: ۱۲۵۸
تاریخ انتشار : ۰۴ دی ۱۳۹۲ - ۱۱:۴۲

آغاجری: خاتمی باید شفافیت وصراحت داشته باشد

آغاجری: خاتمی باید شفافیت وصراحت داشته باشد

Research@kayhan.ir
 ايام انتخابات هشتمين دوره رياست‌جمهورى در شرايطى فرا مى‌رسيد كه افراطيون جريان دوم خرداد يعنى همان كسانى كه از حماسه تاريخى دوم خرداد تفسير رويارويى با نظام را كرده بودند، خاتمى را به دليل عدم همراهى با خود مورد سرزنش قرار مى‌دادند و وى را مقصرِ اصلىِ نرسيدن به اهداف خود مى‌دانستند. تندروهاى اصلاح‌طلب با طرح شعار «عبور از خاتمى» سعى داشتند تا فضاى انتخابات را ملتهب سازند. هاشم آغاجرى (عضو سازمان مجاهدين) در اين باره مى‌گويد :
«خاتمى بايد شفافيت، صراحت و نشان دادن عزم جدى براى تغيير وضع موجود و تداوم قدرتمند اصلاحات در چهار سال دوم را همچنان در پيش بگيرد . . . آقاى خاتمى صريحا با آنها (مردم) عهد ببندد كه در چهار سال بعد با اتكاء به اين رأى قاطع ملت در مقابل همه موانع خواهد ايستاد و هرگونه مماشات و محافظه‌كارى و درواقع ملاحظه را كنار خواهد گذاشت. چنانچه آقاى خاتمى با اين اپوزيسيون به صحنه بيايد، من فكر مى‌كنم كه روحيه بانشاط و باانگيزه در بين مردم مجددا فعليت پيدا خواهد كرد».353 
فشارهايى از اين دست سيد محمدخاتمى را در آمدن يا نيامدن مردد ساخته بود. هرچند خاتمى خود سكوت كرده بود امّا احزاب و گروههاى دوم خردادى گزينه‌اى بهتر از وى را براى دنبال كردن منويات خود سراغ نداشتند. در اين شرايط برخى حتى خاتمى را براى آمدن يا نيامدن مخير نمى‌دانستند و معتقد بودند كه خاتمى مجبور است كه بيايد!
در اين رابطه نجفقلى حبيبى مى‌گويد :
«حتى اگر آقاى خاتمى خودش هم قصد حضور نداشته باشد، ما نمى‌گذاريم. افرادى جزو سرمايه‌هاى ملى هستند و بايد به اهداف عاليه جامعه و قوّت نظام جمهورى اسلامى بينديشند و حتماً هم همين‌طور است».354 
محمدرضا خاتمى (دبيركل وقت حزب مشاركت) نيز مى‌گويد :
«تفاوت ميان تصميم‌گيرى حال حاضر آقاى خاتمى براى حضور در انتخابات نسبت به سال 76 در اين است كه تصميم‌گيرى در آن زمان مربوط به شخص ايشان مى‌شد؛ امّا تصميم‌گيرى در حال حاضر، بايد مبتنى بر يك خرد جمعى باشد».355 
به موازات ترديدهاى خاتمى جمع زيادى از شخصيتهاى سياسى، تمايل خود را به كانديداتورى نشان دادند. اعلام حضور بالاى برخى شخصيتها در انتخابات هشتمين دوره رياست‌جمهورى، البته براى اصلاح‌طلبان كه از قضا خواستار جامعه چند صدايى و تحمل مخالف خود بودند، خرسندكننده نبود. چرا كه محمدرضا خاتمى (دبيركل وقت حزب مشاركت) در واكنش به اين مسأله گفت :
«هدف اصلى مطرح شدن نامزدهاى احتمالى گوناگون براى حضور در انتخابات رياست‌جمهورى سال 80، بازارگرمى شخصى و بدون برنامه مشخص در وراى آن است. ضمن آن كه اگر آقاى خاتمى به صحنه بيايد، شايد با كمال تأسف، در جناح مقابل، هيچ كس به خود اجازه ندهد كه وارد عرصه رقابت انتخاباتى شود. بنابراين، برخى از تحركات تبليغاتى كه هم اكنون انجام مى‌گيرند، به منظور آمادگى داشتن براى زمانى است كه آقاى خاتمى، وارد صحنه نشود».356 
امّا مسأله اين‌جا بود كه برخى چهره‌هاى مطرح شده از جبهه اصلاحات و بعضاً حتى از وزراى كابينه خاتمى بودند.
به هر ترتيب نمايش خرد جمعى اصلاح‌طلبان با انتشار نامه  225 نماينده مجلس ششم خطاب به سيد محمد خاتمى و درخواست از وى براى كانديداتورى دوره هشتم رياست‌جمهورى رقم خورد و اين عضو ارشد مجمع روحانيون مبارز ـ كه چهار سال سكاندارى كشتى اصلاحات را برعهده گرفته بود ـ در سومين روز ثبت نام از نامزدهاى انتخابات رياست‌جمهورى ترديدها را كنار گذاشت و وارد صحنه رقابتهاى انتخاباتى شد.
خاتمى در جمع خبرنگاران در خصوص ترديدهايش گفت :
«در جامعه ما شايع شده بود كه من براى حضور در اين انتخابات، ترديد دارم. البته من ذكرى از ترديد نكرده بودم؛ ولى اين استنباط، استنباط درستى بود. من دغدغه‌ها و نگرانيهايى نسبت به سرنوشت انقلاب و ايران داشتم و كم و بيش، در جاهاى مختلف نيز بيان مى‌كردم. اين نگرانى، نگرانى همه دلسوزان انقلاب و ايران است و طبيعى است كه من هم در مقطع كنونى، اين نگرانى و دغدغه را دارم. ضمن آن كه من در اين زمينه تأمل كردم كه آيا در مقام رياست جمهورى بيشتر مى‌توانم به اين انقلاب، ملت و كشور خدمت كنم يا در موقعيت ديگرى؟ البته ترجيح مى‌دادم كه اين وضعيت، در موقعيت ديگرى باشد؛ علت آن نيز اين است كه اين ملت، در طول تاريخ خواسته‌هاى بزرگى داشته كه مهمترين آنها، تحقق مردم‌سالارى بوده است».357 
خاتمى در ميان سخنان خود سه مرتبه از گفتن باز ايستاد و اشك چشمانش را پر كرد. چشمان اشكبار خاتمى سوژه‌اى شد تا بهروز افخمى (كارگردان سينما) فيلم غم‌انگيزى براى ايام تبليغات تدارك ديده و دل بسيارى را به دست آورد!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
353- هفته‌نامه پيام نو، خرداد 1380.
354- رمز عبور، جلد 1، ص 161.
355- همان.
356- رمرز عبور، جلد 1، ص 161.
357- رمرز عبور، جلد 1، ص 162.