کد خبر: ۱۲۵۵۰۱
تاریخ انتشار : ۱۵ بهمن ۱۳۹۶ - ۲۱:۳۸
نگاهی به دیروزنامه‌های زنجیره‌ای

استقبال از فیلمی با موضوع اقتدار منطقه‌ای ایران مدعیان اصلاحات را عصبانی کرد

عصبانیت وطن فروشان از فیلم سینمایی فاخر و ارزش مدارانه «به وقت شام»، ادعای سلب اعتماد مردم از رسانه مالی با وجود افزایش اعتماد مردم به رسانه ملی و حمله به حکم آسمانی حجاب از جمله مطالب دیروز روزنامه‌های زنجیره‌ای بود.

سرویس سیاسی ـ

طیفی که شعار غیر منطقی نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران را سر می‌داد، در تناقضی آشکار در سال 88 وطن فروشی کرد و گرای تحریم‌های فلج‌کننده را به دشمن داد. طبعا سینمایی که روایتگر مقاومت و ایستادگی در برابر مستکبران و فرزندان خون‌آشامش ـ تروریست‌های تکفیری ـ است، به مذاق آلوده این جماعت که پیاده‌نظام بدخواهان و دشمنان‌اند، خوش نمی‌آید.
عصبانیت وطن‌فروشان «به وقت شام»
«به وقت شام» این روزها در جشنواره فیلم فجر با استقبال چشمگیر مردم مواجه شده است اما روزنامه زنجیره‌ای بهار در مطلبی با عنوان «سقوط سفارشی» در اقدامی سخیف و غیر اخلاقی که نشات گرفته از حقد و کینه جریان غربگرا نسبت به جبهه هنر انقلاب اسلامی است، به این فیلم فاخر و در حد کلاس جهانی و کارگردان آن ابراهیم حاتمی‌کیا که به موضوع تروریست‌های تکفیری داعش و رشادت‌های مدافعان حرم و اقتدار منطقه‌ای کشورمان می‌پردازد، حمله کرد و نوشت: «افول غیر قابل چشم‌پوشی این کارگردان در دو اثر اخیرش، واقعیتی انکار ناپذیر است... در «بادیگارد» و «به وقت شام»... چیزی جز جلوه‌هاي ویژه فضاسازی‌هاي عظیم و فیلمبرداری‌هاي مدرن و دقیق دیده نمی‌شود... میلیاردها تومان سرمایه صرف ساخت فیلمی شده است که فاقد کمترین اثر اجتماعی در جامعه مخاطب خود مي‌باشد...»
این روزنامه زنجیره‌ای مدعی اصلاح‌طلبی در ادامه ضمن توهین بی‌شرمانه به این کارگردان سینمای دفاع مقدس، نوشت: «رویکرد مسموم حاکمیتی در راستای ساخت فیلم‌هایی سفارشی که از بهترین و پیشرفته‌ترین سخت‌افزارها و نرم‌افزارهای نمایشی بهره مي‌برند مي‌تواند هر کارگردانی را اغوا نماید و این‌گونه مي‌شود که پول به جای داستان و هزینه به جای روایت و جایزه به جای مخاطب قرار مي‌گیرد.»
گفتنی است، در عرصه هنر سرزمین ایران عناصری از روی بی‌سوادی و بی‌بصیرتی و عده‌ای هم بر پایه «حقد و کینه» عمیق، سعی در تهی کردن بار ارزشی صفت «حکومتی» دارند. این عده بی‌خرد، هر اثر هنری را که دارای اندیشه دینی و دغدغه مند به استقلال ایران و ستیزنده با جاهلیت معاصر معنا شود، حکومتی و سفارشی و توجیه‌کننده سیاست‌های حاکیمت قلمداد می‌کنند. گویی که نگران هویت و استقلال کشور و ارزش‌های اسلامی و انسانی در شان هنرمند نیست!...اما روایت هنری زشت‌ترین صحنه‌های غیر اخلاقی و حیوانی و سکوت در برابر ظلم بیدادگران، در شان هنرمند است! بدون شک آن اراده‌ای که در پی معنا کردن هنر و هنرمند حکومتی به هنر و هنرمند ضد مردمی و ضد ارزشی است، دقیقا با دین الهی اسلام دارای تعارض و تقابل جدی است. این جریان در پی حذف دین از صحنه هنر و همه شئون انسانی است. چرا که چنین نگاهی است که نفسانیت را مهار می‌کند.
تخریب‌گران زنجیره‌ای
روزنامه عصبانی آفتاب یزد در شماره دیروز، تیتر اول خود را با عنوان «نقد مبتذل» به تخریب منتقدان دولت اختصاص داد.
در این مطلب آنچه را این روزنامه به کیهان نسبت داده مرور می‌کنیم. آفتاب یزد که پیش از این حتی سابقه پرخاشگری به طیف همسو با خود را در کارنامه دارد، در صفحه نخست دیروزش تصویر تیتری از کیهان را قرار داد. تیتر کیهان این بود: «پس از چهار سال فحاشی به منتقدان/ روحانی: حرف ناصحان و منتقدان را باید شنید!»
این روزنامه با آنکه تصویر کیهان را در صفحه نخست قرار داده بود اما در گزارش خود تنها همین جمله را در این باره آورده بود که «همین چند روز پیش کیهان نیز با تیتر درشت قشنگش رئیس‌جمهور را فحاش نامید!»
در این مورد باید گفت که در تیتر کیهان‌اشاره به عمل شده است (فحاشی) و به هیچ عنوان چنین خطابی (فحاش) به رئیس‌جمهور در مطلب نبوده و آفتاب یزد در عملی زشت و ناشایست از این موضوع سوءاستفاده کرده است. موضوع این است که نوع شکل‌گیری جملات بسیار مهم و تعیین‌کننده است. خطاب قرار دادن کسی با عنوان «فحاش» با اینکه عملی از کسی را «فحاشی» عنوان کنیم بسیار متفاوت است.
دیگر اینکه بنابر مصادیقی که وجود دارد، به عبارت فحاشی استناد شده است. مواردی از قبیل: «جیب بر، مستضعف فکری، متوهم، دارای خطای دید، بزدل، تخریب‌گر، بروند به جهنم، منتقدان فاسد، عقب مانده، تازه به دوران رسیده، عصر حجری، هوچی باز، عادت دارند از دیوار بالا بروند، کم سواد، بی‌دین، حسود، کاسب تحریم، بی‌شناسنامه و...» اگر مصداق فحاشی و توهین نیستند پس چیستند؟!
این روزنامه در بخشی از گزارش خود به موسسات مالی و اعتباری‌اشاره کرده و نوشته است: «هم فکران آنها [منتقدان] که چنین ساز و کاری را رقم زدند و با رشدی قارچ گونه بر سر هر خیابان چند موسسه مالی اعتباری ایجاد کردند تا با وسوسه مردم، پول بخشی از مردم را نوش جان کنند...»
در این باره باید‌اشاره کرد که تاسیس برخی از این موسسه‌ها به دهه هفتاد باز می‌گردد. ضمن آنکه این موسسه‌ها اگر غیرقانونی بوده‌اند یا مسیر درستی را طی نمی‌کرده اند، چرا بانک مرکزی دولت یازدهم جلوی فعالیت آنها را نگرفت؟ یا دست کم به مردم نگفت که اینها چنین ساز و کاری دارند؟
تصمیم جدید سیستم بانکی با حقوق شهروندی تضاد دارد
روزنامه قانون در گزارشی به مشکل جدید این روزها در سیستم بانکی‌اشاره کرد و نوشت: «ماجرا از این قرار بود که با ٢٤ساعته شدن تسويه حساب شاپرک (سامانه نقل و انتقالات پول) گردش حساب‌ها به هر 24 ساعت انجام می‌شود. جایگاه‌دارها هم برای اینکه بتوانند به کارشان ادامه بدهند و دچار تعطیلی نشوند، اقدام به پرداخت نقدی پول می‌کنند. البته بنر دریافت فقط به صورت نقدی در همه پمپ بنزین‌ها دیده نمی‌شود و بعضی از پمپ بنزین‌ها هم همچنان با کارتخوان اقدام به عرضه بنزین می‌کنند.»
قانون تصریح کرده است: «اين موضوع كه تضادي آشكار با حقوق شهروندي دارد، نشأت گرفته از تصميم اخير شبكه بانكي بوده كه لازم است پيش از آنكه درگيري‌ها ميان شهروندان و جايگاه‌داران به جاي باريك كشيده يا آنها مجبور به تعطيلي پمپ بنزين شوند، از سوي مسئولان امر تدبير شده و گره‌اي كه با دست باز مي‌شود، به دندان نسپارند.»
حمله روزنامه زنجیره‌ای به حکم آسمانی حجاب
روزنامه زنجیره‌ای شرق در یادداشتی با حمله به قانون آسمانی و الهی حجاب که نص صریح قرآن است الزامی و اجباری بودن رعایت آن را به چالش کشیده و آن را نقد کرد!
شرق نوشت: «اکنون بعد از قریب سه دهه، آیا موضوع حجاب اجباری نیز به مرور به سرنوشتی شبیه قانون ماهواره تبدیل خواهد شد. فضای فرهنگی جامعه نسبت به دهه ٦٠ تغییرات زیادی کرده است. در این سه دهه انرژی چشمگیری از سوی نهادهای نظام برای اجرای این امر صرف شده است که اگر در زمینه‌های دیگری به کار گرفته می‌شد، چه‌بسا موفقیت‌های بهتری داشتیم.»
در این زمینه گفتنی‌هایی است که بایستی بدان ‌اشاره کرد. نخست آنکه ضرورت رعایت حجاب توسط زنان مسلمان حکمی آسمانی و الهی است که انکار آن مستوجب ارتداد می‌شود. اینکه کسی بگوید «حجاب» ضروری دین نیست، مسلما با قانون آسمانی و الهی که نص صریح قرآن است، مخالفت کرده و در این شکی وجود ندارد اما اینکه بگوئیم حجاب ضروری دین است ولی الزام حکومت برای رعایت آن ضروری دین نیست، خود مغالطه‌ای آشکار است چرا که وقتی خداوند متعال زنان مسلمان را به رعایت حجاب در جامعه الزام می‌کند، حکومت را نیز برای رعایت قانون ملزم می‌کند. همانند اینکه رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی برای کلیه راننده‌ها الزامی است و اگر کسی بخواهد از چراغ قرمز عبور کند، حکومت با استفاده از ابزاری که بر عهده‌ دارد، بایستی جلوی او را بگیرد و این الزام دو‌طرفه است.