نیکوکاران تبهکار(نگاه)
سید عماد اعرابی
تذکر: مقصود از این نوشتار گروههای خودجوش مردمی برآمده از نهادهای اصیل و ریشهدار در فرهنگ ایرانی-اسلامی نیست.
آنها معمولا هنگام کمک به دیگران دیده میشوند؛ در حال توزیع مواد غذایی میان حاشیهنشینان شهرها؛ جمعآوری کالا برای زلزلهزدگان و توزیع آن؛ یا ترحم برای کودکان کار و بدسرپرست؛ هنگام دلسوزی برای معضلاتی مثل اعتیاد و فقر؛ جایی در میان بحثهای حقوق زنان یا دفاع از محیط زیست. هر کدام از ما دستکم یک بار با آنها مواجه شده است. گروههایی که با پیشوندهایی چون انجمن، جمعیت، خیریه، سازمان مردمی و... خود را معرفی میکنند و از دیدگاه قانون تحت عنوان ان.جی.اُها (NGO) دستهبندی میشوند. اما آیا آنها حقیقتا آنچه مینمایند، هستند؟
«دﯾﻮار ﺑﺮﻟﯿﻦ زﯾﺮ ﺑﻤﺒﺎران ﺗﻮﭘﺨﺎﻧﻪ ﻓﺮو ﻧﺮﯾﺨﺖ، ﺑﻠﮑﻪ ﺗﻮﺳﻂ چکشها و ﺑﻠﺪوزرﻫﺎی ﻣﺮدﻣﯽ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﯿﻦ آﻣﺪ ﮐﻪ ذهنهایشان ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﯿﺮ اﻓﮑﺎر آﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮد.»1 این تحلیلی بود که «جوزف نای» در ابتدای سال 2017 از چگونگی براندازی یک نظام سیاسی در جنگ سرد ارائه داد. جان کلام تنها در همین یک جمله خلاصه میشد: ذهنهای آمریکایی دست به اقدامی آمریکایی زدند. او پیش از این نظریهاش درباره چگونگی گذار از افکار به رفتار را تحت عنوان «قدرت نرم» صورتبندی کرده بود: «ﻗﺪرت ﻧﺮم، ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ ﺗﺄﺛﯿﺮﮔﺬاری ﺑﺮ دﯾﮕﺮان ﺟﻬﺖ ﻧﯿﻞ ﺑﻪ ﻧﺘﺎﯾﺞ دﻟﺨﻮاه ﺑﺪون اﻋﻤﺎل زور ﯾﺎ ﺻﺮف ﻫﺰﯾﻨﻪ اﺳﺖ.»2 بر این اساس «نای» یکی از منابع «قدرت نرم» را «سخاوت» و «محبت» عنوان کرد: «ﺷﻤﺎ ﻣﯽﺗﻮاﻧﯿﺪ ﻗﺪرت ﻧﺮم را از ﻃﺮﯾﻖ ﺳﺨﺎوت و ﯾﺎ ﻣﺤﺒﺖ ﺧﻮد ﮐﺴﺐ ﮐﻨﯿﺪ.»3 در فرهنگ اسلامی-ایرانی اوصافی اینچنین با نیتی خیرخواهانه اهمیت پیدا میکند اما در فرهنگ سودمحور فارغ از انگیزههای الهی، صرفا هزینهای است که برای کسب منافع بیشتر پرداخت میشود. «کمکهای نوعدوﺳﺘﺎﻧﻪ ﯾﮏ ﺣﺲ از ﻧﯿﺖ ﻗﻠﺒﯽ و ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﺎﻧﻪ را ﭘﺪﯾﺪ میآورد. اﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎمهها ﻫﺰﯾﻨﻪ ﭼﻨﺪاﻧﯽ ﻧﺪارﻧﺪ، اﻣﺎ اﯾﺪههای ﻣﺎ را ﺑﻪ ﭘﯿﺶ میبرند.»4 با این توضیح آنچه از نظر «نای» در «کمکهای نوعدوستانه» اهمیت دارد نه اهدافی خداجویانه که «پیش بردن ایدههای ما(کمکدهندگان)» است. این ویژگی یکی از نقاط ورود تشکیلاتی به نام سازمانهای غیردولتی یا ان.جی.اُ (N.G.O: Non-Governmental Organization) در ساختار سیاسی-اجتماعی رقیب است. محبت و سخاوت و نوعدوستی ان.جی.اُها در برخورد با لایههای مختلف اجتماعی؛ هزینهای است که آنها برای ترویج ایدههایشان و کسب قدرت میدهند. «ماکیا فریمن» سردبیر تارنمای «مقالات آزادی»، این فرآیند را به طور خلاصه چنین بیان میکند: «ان.جی.اُها مظهر قدرت نرم نظم نوین جهانی آمریکا هستند که به واسطه آن، آمریکا به اداره و تسلط بر آن کشور دست مییابد، بدون آنکه گلولهای شلیک کند.»5
در ایران برخی از ان.جی.اُها، تبدیل به حیاط خلوت جریانهای غربگرا شدهاند. آنها از یک طرف با معافیتهای مالیاتی و بودجه نهادهای عمومی نظیر شهرداریها و شوراهای شهر و روستا از حاکمیت ارتزاق کرده و از طرف دیگر با وابستگی به نهادهای غربی، اهداف و برنامههای آنها برای دستکاری افکار عمومی را در جامعه پیگیری و پیاده میکنند.6 کارکردهایی اینچنین نقطه قوت این گونه از ان.جی.اُها در حوزه عملیات روانی و مدیریت ادراک به حساب میآید. نکتهای که حتی برخی پژوهشگران آمریکایی نیز به آناشاره کردهاند: «قدرت این سازمانها برای نفوذ در افکار عمومی و انتشار پنهانی تبلیغات سیاسی نهفته است که میتواند باعث از بین رفتن اعتماد مردم به سیاستمدارانشان، سرنگونی دولت و گرفتن تصمیمات ضعیفی شود که به نفع حامی ان.جی.اُها که معمولا آمریکاست، تمام شود.»7
جریان غالب این سازمانهای غیردولتی یا همان ان.جی.اُها در ایران معمولا خود را گروههایی غیرسیاسی معرفی میکنند اما گردانندگانشان یا موضعگیریهای صریح سیاسی (حتی در ضدیت با جمهوری اسلامی ایران) دارند یا از فعالان سیاسی به حساب میآیند و یا از صاحبمنصبان سیاسی بوده و هستند.8 آنها بیش از آنکه به قوانین داخلی و نظام فرهنگی-آموزشی جمهوری اسلامی ایران پایبند باشند التزام فکری و عملی به آموزهها و ارزشهای غربی مندرج در منشورهای سازمانهای جهانی دارند. تجویزهایی که آشکارا با فرهنگ بومی و بخشهای اساسی اسناد بالادستی جمهوری اسلامی در تضاد قرار دارد. پیگیری اهداف سند «توسعه پایدار ملل متحد» جزء لاینفکی از نقشه راه آنهاست.9 هدفگذاریای که در بلندمدت غربیسازی جامعه ایران را به همراه خواهد داشت. توجه به این ویژگیها باعث شد تا ارونداتی روی-نویسنده و فعال سیاسی هندی- در کنفرانس سال 2004 سانفرانسیسکو لقب «میسیونرهای جهان جدید» را به آنها بدهد: «ان.جى.اُها کلیشههاى نژادپرستانه را با تاکید بر کارایى، موفقیت و خیرخواهى تمدن غرب تشدید مىکنند. آنها میسیونرهاى سکولار جهان نوین مىباشند.»10
ان.جی.اُها همچون سازمانهای جهانی طرحها و برنامههای خرابکارانه فرهنگی و اجتماعی خود را معمولا در قالب الفاظی زیبا و توجیهکننده عرضه میکنند. عناوینی چون «توانمندسازی زنان»، «توانمندسازی جامعه مدنی»، «توسعه متوازن و پایدار» مصداق بارزی از واژههای پوچ و القابی فریبنده برای تغییر بافت فرهنگی جامعه ایران و جایگزینی آن با یک نظام ارزشی بیگانه است. درست مشابه واژه «مداخلات بشردوستانه» که برای توجیه اخلاقی تجاوز و اشغال سرزمینها توسط بیگانگان ابداع شد. ایالات متحده همواره با این راهکار به خوبی برای تأمین منافع سیاست خارجیاش در کشورهای هدف، «ضرورتهای اخلاقی» جعل کرده است. راهکاری که امروزه دیگر چندان پنهان و پوشیده نیست وتحلیلگرانی مانند پاتریک هنینگسن در مقاله «مقدمه: قدرت هوشمند و مجموعه صنعتی حقوقبشر» به بخشهایی از آناشاره کردهاند: «وزارت امور خارجه ایالات متحده همراه با پنتاگون از مسائل عدالت اجتماعی برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی استفاده میکنند. قویترین آنها باید سیاست هویت جنسی باشد، (که) از منظر غربی به عنوان «حقوق زن» دیده میشود. با طرح این مسئله برای یک ملت غیردوست، طراحان جنگ غربی میتوانند به سرعت گام مهمی در جهت رسالت سیاست خارجیشان بردارند.»11
اما این همه ماجرا نیست چون طبق نظر جوزف نای «ﺑﻪ ﻧﺪرت ﻗﺪرت ﻧﺮم ﺑﺮای دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ اﻫﺪاف ﮐﺎﻓﯽ اﺳﺖ»12 در واقع اشغال فرهنگی یک سرزمین مقدمهای برای اشغال خاک و نظام سیاسی آن خواهد بود. استفاده از «قدرت نرم» برای کاهش هزینههای تسلیحاتی است نه حذف آن. در طول سالیان متمادی پروژههایی اینچنین در اقصی نقاط جهان معمولا در گام اول با «توانمندسازی جامعه مدنی» آغاز شده و در گام آخر با «دخالتهای بشردوستانه» به پایان رسیدهاند. اینها دو روی سکه راهبردی واحد برای از میان برداشتن جوامع سرکش در نظم نوین جهانی هستند. ترکیبی پویا از «قدرت نرم» و «قدرت سخت» که سوزان ناسل آن را «قدرت هوشمند» لقب داد13 و صورت ارتقا یافته نظریه جوزف نای بود.
پس از تسخیر فرهنگی و وقوع بحران، ان.جی.اُها تازه چهره حقیقی خود را نشان میدهند. در این شرایط است که آنها برای آشوب و سرنگونی دولتها کارسازی میکنند. «بنی تای» رهبر جنبش «اشغال مرکز» هنگکنگ در چین، استاد حقوق غربگرای دانشگاه هنگکنگ بود که با سازمانهای غیردولتی(NGO) همکاری میکرد. او و سایر عوامل این جنبش با مداخله ان.جی.اُهای حامیشان تحت عنوان «ترویج دموکراسی»، سیاست ایالات متحده در بیثباتسازی هنگکنگ بهعنوان یکی از مناطق مهم سیاسی و اقتصادی چین، را به پیش میبردند.14 «اریک درایتسر» از فعالان ضدجنگ آمریکایی در تحلیلش از نقش ان.جی.اُها در حوادث چین مینویسد: «واقعیت این است که آنها بهعنوان بازوی دولتها و سازمانهای اطلاعاتی غربی عمل میکنند و نقش اصلی را در بیثباتی سالهای اخیر چین بازی کردهاند.»15 شرایط در اکراین نیز به نحو مشابهی بود. «ویلیام جاسپر» مینویسد بسیاری از شرکتکنندگان در تظاهرات «یورو میدان» شهر کییف از اعضای ان.جی.اُها و یا از افرادی بودند که در اجلاسها و کارگاههای بسیاری که توسط ان.جی.اُها برگزار شده بود شرکت کرده و آموزش دیده بودند.16 اوضاع در سوریه از این هم وخیمتر بود. ان.جی.اُها با اقداماتشان در آنجا شعلههای یک جنگ تمامعیار را شعلهورتر میکردند. سازمان به اصطلاح غیردولتی «کلاه سفیدها»(White Helmets) که مدعی «دفاع از جامعه مدنی» سوریه با شعار قرآنی «مَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا» بود،17 ارتباط عمیق و سازمانیافتهای با جبهه النصره و حتی داعش داشت و در مناطق تحت تصرف آنها فعالیت میکرد.18 حجم وسیعی از عملیات روانی و رسانهای غرب علیه حکومت سوریه توسط آنها تغذیه میشد.19 کلاه سفیدها در موارد متعدد اجساد تروریستهای تکفیری را بهعنوان قربانیان غیرنظامی جا زدند20، تصاویر تأثربرانگیز مردم جنگزده و آواره در سایر کشورها را به عنوان قربانیان حملات حکومت سوریه و متحدانش منتشر کردند21 و داستانهای غیرواقعی از حمله حکومت سوریه و متحدانش به زنان و کودکان جعل کردند تا ادامه جنگ را مشروع جلوه دهند.22 هنینگسن تحلیلگر مسائل ژئوپولیتیک درباره این واقعیت در سوریه نوشت: «ان.جی.اُها، مسئول تمامی دادخواهیهای به ظاهر ساده هستند. این سازمانها، اطلاعات کاملا غلطی، از کشور بیچارهای که در آستانه تهاجم است، به غربیها میدهند و به این وسیله به خشمی که با دروغ جهتدهی شده، دامن میزنند و مردم را متقاعد میسازند که با تمام اهداف نظامی از پیش تعیین شده آمریکا، هم داستان شوند.»23 اقدامات کلاه سفیدها ما را به یاد یک ان.جی.اُ دیگر میاندازد که برای تصویب منطقه پرواز ممنوع بر فراز لیبی فعالیت میکرد؛24 نقش سازمان غیردولتی آواز(Avaaz) در این زمینه چیزی شبیه به روابط عمومی پنتاگون بود! اساسا تهدیدهایی از این دست باعث شد تا کشورهایی نظیر چین، روسیه و حتی هند قوانین نظارتی بر سازمانهای غیردولتی را تشدید و فعالیت آنها را به شدت محدود کنند. اما موارد مشابه در ایران نیز به وقوع پیوسته است. در سالهای اولیه انقلاب اسلامی سازمانهای غیردولتیای تحت عناوینی مثل «انجمن وکلای پیشرو»، «انجمن حقوقدانان» و یا «جمعیت دفاع از آزادی و حقوقبشر» به دلسوزی برای انقلابیون و مجروحین و معلولین انقلاب میپرداختند؛ به خانههایشان سر میزدند و برایشان مستمری در نظر میگرفتند. چیزی نگذشت که گردانندگان این تشکیلات در روزهای پرآشوب ابتدای دهه60 به منافقین پیوستند و اندکی بعد در همکاری با رژیم بعث عراق مدعی نقض حقوقبشر توسط ایران و اعزام کودکان به جبهههای جنگ شدند.25 بنابراین بیجهت نخواهد بود اگر برای انبوه ان.جی.اُهای غربگرایی که امروزه در فضای فرهنگی- اجتماعی کشور فعالند، نیز چنین سرنوشتی در نظر بگیریم.
معادلسازی N.G.O(Non-Governmental Organization) با عنوان سمن(سازمان مردمنهاد) میتواند فریبندهترین واژهسازی موجود باشد؛ نمونه آشکاری از «زوال معنا»؛ چیزی شبیه به نامگذاری «شرق» برای «غربگرا»ترین روزنامه ایران! این سازمانها توسط مردم بنا نهاده نشدهاند بلکه برای مدیریت مردم بنیان نهاده شدهاند. شاید عبارت «ماکیا فریمن» در توصیف آنها رساتر باشد: «ان.جی.اُها با مشت آهنین پوشیده در دستکش مخملی، به کارهای خرابکارانه کثیف نظم نوین جهانی ادامه و آن را زیبا جلوه میدهند.»26 در این مورد ما نه با نهادی نیکوکار و دلسوز به نام N.G.O بلکه با یک «اسب تروا» مواجه هستیم که در موقعیت مناسب از بیشرمانهترین اقدامات تبهکارانه نظیر کشتار انسانها دریغ نخواهد کرد.
* منابع در دفتر پژوهشهای کیهان موجود است.
تذکر: مقصود از این نوشتار گروههای خودجوش مردمی برآمده از نهادهای اصیل و ریشهدار در فرهنگ ایرانی-اسلامی نیست.
آنها معمولا هنگام کمک به دیگران دیده میشوند؛ در حال توزیع مواد غذایی میان حاشیهنشینان شهرها؛ جمعآوری کالا برای زلزلهزدگان و توزیع آن؛ یا ترحم برای کودکان کار و بدسرپرست؛ هنگام دلسوزی برای معضلاتی مثل اعتیاد و فقر؛ جایی در میان بحثهای حقوق زنان یا دفاع از محیط زیست. هر کدام از ما دستکم یک بار با آنها مواجه شده است. گروههایی که با پیشوندهایی چون انجمن، جمعیت، خیریه، سازمان مردمی و... خود را معرفی میکنند و از دیدگاه قانون تحت عنوان ان.جی.اُها (NGO) دستهبندی میشوند. اما آیا آنها حقیقتا آنچه مینمایند، هستند؟
«دﯾﻮار ﺑﺮﻟﯿﻦ زﯾﺮ ﺑﻤﺒﺎران ﺗﻮﭘﺨﺎﻧﻪ ﻓﺮو ﻧﺮﯾﺨﺖ، ﺑﻠﮑﻪ ﺗﻮﺳﻂ چکشها و ﺑﻠﺪوزرﻫﺎی ﻣﺮدﻣﯽ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﯿﻦ آﻣﺪ ﮐﻪ ذهنهایشان ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﯿﺮ اﻓﮑﺎر آﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮد.»1 این تحلیلی بود که «جوزف نای» در ابتدای سال 2017 از چگونگی براندازی یک نظام سیاسی در جنگ سرد ارائه داد. جان کلام تنها در همین یک جمله خلاصه میشد: ذهنهای آمریکایی دست به اقدامی آمریکایی زدند. او پیش از این نظریهاش درباره چگونگی گذار از افکار به رفتار را تحت عنوان «قدرت نرم» صورتبندی کرده بود: «ﻗﺪرت ﻧﺮم، ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ ﺗﺄﺛﯿﺮﮔﺬاری ﺑﺮ دﯾﮕﺮان ﺟﻬﺖ ﻧﯿﻞ ﺑﻪ ﻧﺘﺎﯾﺞ دﻟﺨﻮاه ﺑﺪون اﻋﻤﺎل زور ﯾﺎ ﺻﺮف ﻫﺰﯾﻨﻪ اﺳﺖ.»2 بر این اساس «نای» یکی از منابع «قدرت نرم» را «سخاوت» و «محبت» عنوان کرد: «ﺷﻤﺎ ﻣﯽﺗﻮاﻧﯿﺪ ﻗﺪرت ﻧﺮم را از ﻃﺮﯾﻖ ﺳﺨﺎوت و ﯾﺎ ﻣﺤﺒﺖ ﺧﻮد ﮐﺴﺐ ﮐﻨﯿﺪ.»3 در فرهنگ اسلامی-ایرانی اوصافی اینچنین با نیتی خیرخواهانه اهمیت پیدا میکند اما در فرهنگ سودمحور فارغ از انگیزههای الهی، صرفا هزینهای است که برای کسب منافع بیشتر پرداخت میشود. «کمکهای نوعدوﺳﺘﺎﻧﻪ ﯾﮏ ﺣﺲ از ﻧﯿﺖ ﻗﻠﺒﯽ و ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﺎﻧﻪ را ﭘﺪﯾﺪ میآورد. اﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎمهها ﻫﺰﯾﻨﻪ ﭼﻨﺪاﻧﯽ ﻧﺪارﻧﺪ، اﻣﺎ اﯾﺪههای ﻣﺎ را ﺑﻪ ﭘﯿﺶ میبرند.»4 با این توضیح آنچه از نظر «نای» در «کمکهای نوعدوستانه» اهمیت دارد نه اهدافی خداجویانه که «پیش بردن ایدههای ما(کمکدهندگان)» است. این ویژگی یکی از نقاط ورود تشکیلاتی به نام سازمانهای غیردولتی یا ان.جی.اُ (N.G.O: Non-Governmental Organization) در ساختار سیاسی-اجتماعی رقیب است. محبت و سخاوت و نوعدوستی ان.جی.اُها در برخورد با لایههای مختلف اجتماعی؛ هزینهای است که آنها برای ترویج ایدههایشان و کسب قدرت میدهند. «ماکیا فریمن» سردبیر تارنمای «مقالات آزادی»، این فرآیند را به طور خلاصه چنین بیان میکند: «ان.جی.اُها مظهر قدرت نرم نظم نوین جهانی آمریکا هستند که به واسطه آن، آمریکا به اداره و تسلط بر آن کشور دست مییابد، بدون آنکه گلولهای شلیک کند.»5
در ایران برخی از ان.جی.اُها، تبدیل به حیاط خلوت جریانهای غربگرا شدهاند. آنها از یک طرف با معافیتهای مالیاتی و بودجه نهادهای عمومی نظیر شهرداریها و شوراهای شهر و روستا از حاکمیت ارتزاق کرده و از طرف دیگر با وابستگی به نهادهای غربی، اهداف و برنامههای آنها برای دستکاری افکار عمومی را در جامعه پیگیری و پیاده میکنند.6 کارکردهایی اینچنین نقطه قوت این گونه از ان.جی.اُها در حوزه عملیات روانی و مدیریت ادراک به حساب میآید. نکتهای که حتی برخی پژوهشگران آمریکایی نیز به آناشاره کردهاند: «قدرت این سازمانها برای نفوذ در افکار عمومی و انتشار پنهانی تبلیغات سیاسی نهفته است که میتواند باعث از بین رفتن اعتماد مردم به سیاستمدارانشان، سرنگونی دولت و گرفتن تصمیمات ضعیفی شود که به نفع حامی ان.جی.اُها که معمولا آمریکاست، تمام شود.»7
جریان غالب این سازمانهای غیردولتی یا همان ان.جی.اُها در ایران معمولا خود را گروههایی غیرسیاسی معرفی میکنند اما گردانندگانشان یا موضعگیریهای صریح سیاسی (حتی در ضدیت با جمهوری اسلامی ایران) دارند یا از فعالان سیاسی به حساب میآیند و یا از صاحبمنصبان سیاسی بوده و هستند.8 آنها بیش از آنکه به قوانین داخلی و نظام فرهنگی-آموزشی جمهوری اسلامی ایران پایبند باشند التزام فکری و عملی به آموزهها و ارزشهای غربی مندرج در منشورهای سازمانهای جهانی دارند. تجویزهایی که آشکارا با فرهنگ بومی و بخشهای اساسی اسناد بالادستی جمهوری اسلامی در تضاد قرار دارد. پیگیری اهداف سند «توسعه پایدار ملل متحد» جزء لاینفکی از نقشه راه آنهاست.9 هدفگذاریای که در بلندمدت غربیسازی جامعه ایران را به همراه خواهد داشت. توجه به این ویژگیها باعث شد تا ارونداتی روی-نویسنده و فعال سیاسی هندی- در کنفرانس سال 2004 سانفرانسیسکو لقب «میسیونرهای جهان جدید» را به آنها بدهد: «ان.جى.اُها کلیشههاى نژادپرستانه را با تاکید بر کارایى، موفقیت و خیرخواهى تمدن غرب تشدید مىکنند. آنها میسیونرهاى سکولار جهان نوین مىباشند.»10
ان.جی.اُها همچون سازمانهای جهانی طرحها و برنامههای خرابکارانه فرهنگی و اجتماعی خود را معمولا در قالب الفاظی زیبا و توجیهکننده عرضه میکنند. عناوینی چون «توانمندسازی زنان»، «توانمندسازی جامعه مدنی»، «توسعه متوازن و پایدار» مصداق بارزی از واژههای پوچ و القابی فریبنده برای تغییر بافت فرهنگی جامعه ایران و جایگزینی آن با یک نظام ارزشی بیگانه است. درست مشابه واژه «مداخلات بشردوستانه» که برای توجیه اخلاقی تجاوز و اشغال سرزمینها توسط بیگانگان ابداع شد. ایالات متحده همواره با این راهکار به خوبی برای تأمین منافع سیاست خارجیاش در کشورهای هدف، «ضرورتهای اخلاقی» جعل کرده است. راهکاری که امروزه دیگر چندان پنهان و پوشیده نیست وتحلیلگرانی مانند پاتریک هنینگسن در مقاله «مقدمه: قدرت هوشمند و مجموعه صنعتی حقوقبشر» به بخشهایی از آناشاره کردهاند: «وزارت امور خارجه ایالات متحده همراه با پنتاگون از مسائل عدالت اجتماعی برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی استفاده میکنند. قویترین آنها باید سیاست هویت جنسی باشد، (که) از منظر غربی به عنوان «حقوق زن» دیده میشود. با طرح این مسئله برای یک ملت غیردوست، طراحان جنگ غربی میتوانند به سرعت گام مهمی در جهت رسالت سیاست خارجیشان بردارند.»11
اما این همه ماجرا نیست چون طبق نظر جوزف نای «ﺑﻪ ﻧﺪرت ﻗﺪرت ﻧﺮم ﺑﺮای دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ اﻫﺪاف ﮐﺎﻓﯽ اﺳﺖ»12 در واقع اشغال فرهنگی یک سرزمین مقدمهای برای اشغال خاک و نظام سیاسی آن خواهد بود. استفاده از «قدرت نرم» برای کاهش هزینههای تسلیحاتی است نه حذف آن. در طول سالیان متمادی پروژههایی اینچنین در اقصی نقاط جهان معمولا در گام اول با «توانمندسازی جامعه مدنی» آغاز شده و در گام آخر با «دخالتهای بشردوستانه» به پایان رسیدهاند. اینها دو روی سکه راهبردی واحد برای از میان برداشتن جوامع سرکش در نظم نوین جهانی هستند. ترکیبی پویا از «قدرت نرم» و «قدرت سخت» که سوزان ناسل آن را «قدرت هوشمند» لقب داد13 و صورت ارتقا یافته نظریه جوزف نای بود.
پس از تسخیر فرهنگی و وقوع بحران، ان.جی.اُها تازه چهره حقیقی خود را نشان میدهند. در این شرایط است که آنها برای آشوب و سرنگونی دولتها کارسازی میکنند. «بنی تای» رهبر جنبش «اشغال مرکز» هنگکنگ در چین، استاد حقوق غربگرای دانشگاه هنگکنگ بود که با سازمانهای غیردولتی(NGO) همکاری میکرد. او و سایر عوامل این جنبش با مداخله ان.جی.اُهای حامیشان تحت عنوان «ترویج دموکراسی»، سیاست ایالات متحده در بیثباتسازی هنگکنگ بهعنوان یکی از مناطق مهم سیاسی و اقتصادی چین، را به پیش میبردند.14 «اریک درایتسر» از فعالان ضدجنگ آمریکایی در تحلیلش از نقش ان.جی.اُها در حوادث چین مینویسد: «واقعیت این است که آنها بهعنوان بازوی دولتها و سازمانهای اطلاعاتی غربی عمل میکنند و نقش اصلی را در بیثباتی سالهای اخیر چین بازی کردهاند.»15 شرایط در اکراین نیز به نحو مشابهی بود. «ویلیام جاسپر» مینویسد بسیاری از شرکتکنندگان در تظاهرات «یورو میدان» شهر کییف از اعضای ان.جی.اُها و یا از افرادی بودند که در اجلاسها و کارگاههای بسیاری که توسط ان.جی.اُها برگزار شده بود شرکت کرده و آموزش دیده بودند.16 اوضاع در سوریه از این هم وخیمتر بود. ان.جی.اُها با اقداماتشان در آنجا شعلههای یک جنگ تمامعیار را شعلهورتر میکردند. سازمان به اصطلاح غیردولتی «کلاه سفیدها»(White Helmets) که مدعی «دفاع از جامعه مدنی» سوریه با شعار قرآنی «مَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا» بود،17 ارتباط عمیق و سازمانیافتهای با جبهه النصره و حتی داعش داشت و در مناطق تحت تصرف آنها فعالیت میکرد.18 حجم وسیعی از عملیات روانی و رسانهای غرب علیه حکومت سوریه توسط آنها تغذیه میشد.19 کلاه سفیدها در موارد متعدد اجساد تروریستهای تکفیری را بهعنوان قربانیان غیرنظامی جا زدند20، تصاویر تأثربرانگیز مردم جنگزده و آواره در سایر کشورها را به عنوان قربانیان حملات حکومت سوریه و متحدانش منتشر کردند21 و داستانهای غیرواقعی از حمله حکومت سوریه و متحدانش به زنان و کودکان جعل کردند تا ادامه جنگ را مشروع جلوه دهند.22 هنینگسن تحلیلگر مسائل ژئوپولیتیک درباره این واقعیت در سوریه نوشت: «ان.جی.اُها، مسئول تمامی دادخواهیهای به ظاهر ساده هستند. این سازمانها، اطلاعات کاملا غلطی، از کشور بیچارهای که در آستانه تهاجم است، به غربیها میدهند و به این وسیله به خشمی که با دروغ جهتدهی شده، دامن میزنند و مردم را متقاعد میسازند که با تمام اهداف نظامی از پیش تعیین شده آمریکا، هم داستان شوند.»23 اقدامات کلاه سفیدها ما را به یاد یک ان.جی.اُ دیگر میاندازد که برای تصویب منطقه پرواز ممنوع بر فراز لیبی فعالیت میکرد؛24 نقش سازمان غیردولتی آواز(Avaaz) در این زمینه چیزی شبیه به روابط عمومی پنتاگون بود! اساسا تهدیدهایی از این دست باعث شد تا کشورهایی نظیر چین، روسیه و حتی هند قوانین نظارتی بر سازمانهای غیردولتی را تشدید و فعالیت آنها را به شدت محدود کنند. اما موارد مشابه در ایران نیز به وقوع پیوسته است. در سالهای اولیه انقلاب اسلامی سازمانهای غیردولتیای تحت عناوینی مثل «انجمن وکلای پیشرو»، «انجمن حقوقدانان» و یا «جمعیت دفاع از آزادی و حقوقبشر» به دلسوزی برای انقلابیون و مجروحین و معلولین انقلاب میپرداختند؛ به خانههایشان سر میزدند و برایشان مستمری در نظر میگرفتند. چیزی نگذشت که گردانندگان این تشکیلات در روزهای پرآشوب ابتدای دهه60 به منافقین پیوستند و اندکی بعد در همکاری با رژیم بعث عراق مدعی نقض حقوقبشر توسط ایران و اعزام کودکان به جبهههای جنگ شدند.25 بنابراین بیجهت نخواهد بود اگر برای انبوه ان.جی.اُهای غربگرایی که امروزه در فضای فرهنگی- اجتماعی کشور فعالند، نیز چنین سرنوشتی در نظر بگیریم.
معادلسازی N.G.O(Non-Governmental Organization) با عنوان سمن(سازمان مردمنهاد) میتواند فریبندهترین واژهسازی موجود باشد؛ نمونه آشکاری از «زوال معنا»؛ چیزی شبیه به نامگذاری «شرق» برای «غربگرا»ترین روزنامه ایران! این سازمانها توسط مردم بنا نهاده نشدهاند بلکه برای مدیریت مردم بنیان نهاده شدهاند. شاید عبارت «ماکیا فریمن» در توصیف آنها رساتر باشد: «ان.جی.اُها با مشت آهنین پوشیده در دستکش مخملی، به کارهای خرابکارانه کثیف نظم نوین جهانی ادامه و آن را زیبا جلوه میدهند.»26 در این مورد ما نه با نهادی نیکوکار و دلسوز به نام N.G.O بلکه با یک «اسب تروا» مواجه هستیم که در موقعیت مناسب از بیشرمانهترین اقدامات تبهکارانه نظیر کشتار انسانها دریغ نخواهد کرد.
* منابع در دفتر پژوهشهای کیهان موجود است.