رابطه سالاری به جای شایستهسالاری!
سرویس ورزشی-
به گواه کارشناسان و اهل فن، چه داخلی و چه خارجی، ورزش ما از حیث مادی و انسانی از تواناییهای لازم برخوردار است، کشور ما از حیث جغرافیایی و اقلیمی شرایط مناسبی برای رشد اکثر رشتههای ورزشی دارد، مردم ما و حتی دولتمردان ما از ورزش حمایتهای لازم را در حد توان به جای میآورند، اما اگر این ورزش علیرغم همه این داشتهها و ظرفیتهای بالقوه، در جایگاه فعلی «درجا» میزند و یا با گامهای لغزان و خیلی کند به سوی جلو پیش میرود، دلیل آن این است که در خیلی جاهای این ورزش، افراد ناتوان و نااهل و ورزشنشناس و فرصتطلب به مناصب و صندلیها و مقامها تکیه زدهاند.
در خیلی جاهای این ورزش «رابطهسالاری» دودمان «شایستهسالاری» را سوزانده است. امام جعفر صادق(ع)، جملهای پرمغز و عبرتآموز در اینباره دارد، اما حیف که ما فقط ادعای پیروی از این بزرگواران را داریم و خیلی کم به حرفهای آنها گوش میکنیم و در مسیر نصایح و توصیههای حکیمانه و گرهگشای آنها حرکت میکنیم، ایشان میفرماید: «از نظر من فرق نمیکند که کار را دست ناشی بسپاریم یا خائن. چون نتیجه هر دو یکی است و آن خرابی و ضربه زدن به منافع مردم و جامعه است» (نقل به مضمون): «ما أبالی من ائتمنت، خائناً او مضیعاً»
حضرت علی(ع) به یکی از کارگزاران خویش (رفاعه) میفرماید: «واعلم یا رفاعه ان هذا الامارهًْ امانهًْ فمن خانه فعلیه لعنهًْ الله الی یوم القیامهًْ»: (ای رفاعه! بدان که این امارت و مدیریت، امانتی است که هر کس به آن خیانت کند، لعنت خدا تا روز قیامت بر او باشد.)
با جمع این دو حدیث از دو امام همام (علیهماالسلام) این نتیجه به دست میآید که یکی از مصادیق خیانت در مدیریت عدم رعایت اصل «شایستهسالاری» و سپردن امور مردم و جامعه براساس تعلقات خانوادگی و باندی و حزبی و قبیلهای و... به دست نااهل و ناوارد و ناشی است.
حالا خداوکیلی خوب است هر کدام از ما به ویژه آنها که در همین ورزش صاحب پست و مسئولیت هستند، با خود خلوت کنند و کلاه خویش را قاضی کنند، ببینند در عمل و در انجام مسئولیت خود چقدر به «اصول» پایبندند و در سپردن مسئولیتها تا چه اندازه اصل «شایستهسالاری» را رعایت میکنند و تا چه اندازه، به فرمایش مولا(ع)، به خاطر «دنیای دیگران»مشغول به خطر انداختن «آخرت خود» هستند.
در هرحال آنچه مسلم است و تقریباً همه کارشناسان ورزش علیرغم سلایق و دیدگاههای مختلف درباره آن متفقالقول هستند، این است که ورزش ایران پتانسیل قابل توجه و کمنظیری برای پیشرفت دارد، اما این ورزش و اکثر قریب به اتفاق رشتههای آن (جز کشتی و اخیراً والیبال) در جایگاه بایسته و در شأن ملت بزرگ ایران و مطابق خواستههای آنها قرار ندارد، دلیل اصلی هم این است که «مدیریت» ورزش موضوع تحت مدیریت خود (یعنی ورزش) را آنقدر که در حرف درباره آن جدی است، در عمل و اجرا جدی نگرفته است و... و این بیش از هر چیز جفا به این مردم بزرگ و قدرشناس است که بدون اغراق شایسته و لایق «بهترین»ها در هر حوزه و عرصهای هستند و...