کد خبر: ۱۱۹۳۹۶
تاریخ انتشار : ۰۲ آذر ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۴
نگاهی به دیروزنامه‌های زنجیره‌ای

همان‌طور که تحریم‌ها را برداشتیم امنیت منطقه را هم به ما بسپارید!



سرویس سیاسی-
روزنامه زنجیره‌ای بهار با انتخاب تیتر «پایان داعش پایان بحران نیست » به موفقیت و دستاورد عظیم مجاهدان و رزمندگان مقاومت در پایان دادن به سیطره شجره خبیثه داعش واکنش نشان داد و در گزارشی نوشت : « با برجسته‌سازی فداکاری‌های صورت گرفته در راه مبارزه با داعش و همین‌طور تلاش برای رنگ مذهبی زدن به آن، به نوعی مسیر تحلیل مبتنی بر واقعیات صحنه دچار انحراف می‌شود. اگر شکست‌تروریست‌های داعش را همان حل و فصل بحران سوریه بدانیم دچار نوعی توهم پیروزی خواهیم شد که این مسئله می‌تواند در نهایت به ضرر همه باشد.»
این روزنامه مدعی اصلاح‌طلبی در ادامه نوشت: «حال و در شرایطی که گروه‌تروریستی داعش از صحنه سوریه تا حدود بسیاری حذف شده است زمان مناسبی است که مدیریت ادامه این بحران بر عهده دیپلمات‌ها گذاشته شود... بحران‌هایی در حد و‌اندازه آنچه امروز در خاورمیانه به طور عام و در سوریه به طور خاص در جریان است بدون توجه به بُعد دیپلماسی قابل حل نیست.»
روزنامه همدلی نیز در ادامه همین خط تبلیغی انحرافی و خلاف امنیت ملی نوشت: «دیپلمات‌های وزارت خارجه ایران توانستند کالای اورانیوم 20 درصدی که دانشمندان هسته‌ای ایران تولید کرده بودند، به میلیاردها دلار فروش نفت، برقراری روابط تجاری میان ایران و جهان، میلیون‌ها دلار پول نقد، هواپیما، سرمایه‌گذاری خارجی در ایران و ... تبدیل کنند. آیا همان تجربه را نمی‌توان این‌بار در منطقه تکرار کرد؟ آیا می‌توان امیدوار بود که پرونده سیاست‌‎های منطقه‌ای ایران حالا و بر حسب ضرورت‌های تازه از نیروی قدس سپاه پاسداران به وزارت خارجه منتقل شود تا محمدجواد ظریف و همکارانش کالای پیروزی‌های میدانی ایران در منطقه را به کالای روابط حسنه ایران با «تمام» همسایگانش بدل کنند؟»
این روزنامه‌های زنجیره‌ای یک روز پس از ریشه‌کن شدن سیطره داعش پیشنهاد مذاکرات منطقه‌ای را مطرح کرده و خواستار آن شده است که پرونده را باید از سپاه قدس گرفت و به ظریف داد تا همان‌طور که با دیپلماسی تحریم‌ها را برداشت منطقه را هم امن کند!
در سال‌های اخیر شاهد دو نوع دیپلماسی در سیاست خارجی کشور بوده‌ایم، از سویی دولت یازدهم و کنونی با اعمال سیاست مذاکره و تعامل با غرب به دنبال کسب رضایت کدخدا بوده است ولی این سیاست در عمل به نتیجه تحقیقا صفر منتهی گردید از سوی دیگر مدافعان حرم با حضور جهادی در میدان داعش را از صحنه حذف و پیروزی بزرگی را به جهان اسلام هدیه کردند.
حال سؤال اینجا است با توجه به نتیجه ، کدام سیاست موفقیت‌آمیز بوده و بایستی اولویت را به آن داد، حضور جهادی در میانه میدان که به شکست داعش و متواری شدن آنان منتهی گردیده است یا مذاکرات بی‌نتیجه با 1+5 که نه تنها تحریم‌ها را برنداشته که بر میزان آن‌ها نیز افزوده است؟!

بازی سیاسی نمک‌پاشی بر زخم مردم است ولی این کار را می‌کنیم!
روزنامه زنجیره‌ای شرق که روز دوشنبه در یادداشتی بازی سیاسی بر روی آوار زلزله و تمرکز بر مسکن مهر را نمک‌پاشی بر روی زخم مردم خوانده بود در شماره دیروز خود این بازی سیاسی را دنبال کرد تا نشان دهد که به این کار غیراخلاقی علاقمند است.
شرق در شماره دیروز خود طی یادداشتی با عنوان «چالش «مهر»» نوشت: مسکن مهر امروز به بزرگ‌ترین چالش اقتصادی چهاردهه انقلاب تبدیل شده است. طرحی خام که اگر با برنامه‌ریزی و کارشناسی‌های لازمه اجرا می‌شد، می‌توانست ... ١٠ تا ٢٠‌ میلیون نفر از جمعیت ٨٠‌ میلیونی کشور را صاحب خانه کند و از رنج مستأجری و اثاث‌کشی سالانه و بلعیدن بخش عمده‌ای از درآمد خانوارها بابت اجاره مسکن بکاهد.
نویسنده در پایان و پس از عقده‌گشایی‌های فراوان نتیجه گرفته است : طبقاتی روی هم گذاشته شده و با بدسلیقگی تمام به دلخواه تقسیم‌بندی‌هایی صورت گرفته است که می‌شد با اندک سلیقه و ذوق فضایابی مناسبی را برای زندگی آپارتمانی در نظر گرفت. مقاوم‌سازی بنا در شرایط خاص کشور ایران که در منطقه‌ای زلزله‌خیز قرار دارد و هر چند وقت یک‌بار شاهد زلزله‌هایی هستیم که بالای هفت ریشتر هستند، لحاظ نشده است. زلزله‌های طبس، زرند کرمان، رودبار، بم و زلزله‌های کوچکی مانند ورزقان و اردبیل هر کدام مشکلات جدی ایجاد کردند.
درباره این نوشته نکاتی را باید مد نظر قرار‌داد، نخست آنکه بازی سیاسی بر روی آوار زلزله بنا به نوشته روزنامه شرق در شماره دوشنبه این روزنامه کاری غیراخلاقی و نمک‌پاشی بر روی زخم مردم بوده است، کاری غیراخلاقی که این روزنامه در دو شماره اخیر تکرار کرده است.
نکته دوم آنکه اگر دولت‌های سابق نتوانسته کاری درخور برای مقاوم‌سازی مسکن مردم انجام دهند دولت کنونی که وارد پنجمین سال فعالیت خود شده است در این زمینه چه کرده است؟
از سوی دیگر نویسنده به زلزله‌هایی چون زمین‌لرزه بم ‌اشاره کرده و نتیجه گرفته است که زلزله‌های بزرگ هر از گاهی در کشور روی می‌دهد و تلفات زیادی به بار می‌آورد، زلزله بم دی ماه 1382 روی داد و تلفات بسیار زیادی نسبت به زلزله کنونی به همراه داشت، در این زمان نزدیک به 6 سال از روی کارآمدن دولت اصلاحات گذشته بود ولی هنوز در این زمینه پاسخی داده نشده است که چرا در رابطه با مقاوم سازی منازل بم کاری انجام نشده بود؟

رسانه‌ها حق انتقاد ندارند!
روزنامه زنجیره‌ای اعتماد طی یک یادداشت به توجیه عملکرد دولتمردان در زلزله اخیر که ضمن سیاسی‌کاری بر روی مواردی چون مسکن مهر انگشت گذاشته‌اند پرداخته و با فرار به جلو منتقدین از جمله کیهان را به سیاسی‌کاری متهم کرده است!
در این نوشته آمده است: «دولت روحاني در حال حاضر متهم است به «برخورد سياسي» با زمين‌لرزه كرمانشاه و تسويه‌حساب كردن با دولت قبل زير عنوان مقاوم نبودن مسكن مهر. سخنان اسحاق جهانگيري در تمام اين روزها بهترين حربه براي تاختن مخالفان به دولت بوده است و زماني كه مردم به دنبال راهي براي كمك به آسيب‌ديدگان زمين‌لرزه بوده‌اند خط نقد دولت با اسم رمز مسكن مهر در روزنامه‌هاي كيهان و وطن امروز و سايت‌هاي مشرق و رجا و تسنيم دنبال شده است. در نگاه اول همه آنها در مذمت سياسي‌كاري حرف مي‌زنند اما وقتي خبرهاي‌شان كنار هم قرار مي‌گيرد تصوير تسويه‌حسابي تمام‌عيار با دولت عيان مي‌شود.»
توجیه سیاسی‌کاری دولت کاری نیست که روزنامه‌های زنجیره‌ای بتوانند با چند سطر دست به آن بزنند بخصوص اینکه روزنامه‌های زنجیره‌ای در حل مشکلی که به آن گرفتار شده‌اند در روزهای اخیر دست به تناقض‌گویی‌های فراوانی زده‌اند،

به جای ژست آشتی ملی، از مردم عذرخواهی کنید
روزنامه آرمان در مطلبی تحت عنوان «گفت‌و‌گوی ملی کشور را نجات می‌دهد» نوشت:« اکنون لزوم گفت‌وگوی ملی احساس می‌شود.
محسن میردامادی فعال سیاسی با سابقه اصلاح‌طلب [و از متهمین فتنه 88 ] می‌گوید: «گفت‌وگوی ملی اگر محقق شود منافع بسیاری را برای کشور همراه خواهد داشت. شاید اگر پیش از این چارچوبی برای گفت‌وگوی ملی میان جناح‌های سیاسی کشور برقرار شده بود و در آن دیدگاه‌های متفاوت به‌رغم اختلافات به بحث می‌نشستند و‌اشتراکات خود را پیدا می‌کردند، کشور هم در سال‌های اخیر دچار چنین خسارت‌های سنگینی نمی‌شد. حتی می‌توان گفت اگر چنین چارچوبی در سال‌های گذشته شکل گرفته بود، اختلاف‌ها به این صورت که امروز وجود دارد، اصلا پدید نمی‌آمد».
مدعیان اصلاحات بارها و بارها بر لزوم گفت‌و‌گوی ملی و آشتی ملی تاکید کرده‌اند.سؤالی که در افکار عمومی ایجاد می‌شود این است که مگر ملت در حالت جنگ یا قهرند که کسی بخواهد آنها را آشتی بدهد؟! جماعتی که در فتنه و آشوب نیابتی سال ۸۸، بر پر کردن تک تک خانه‌های جدول دشمن اصرار ورزید، حرمت شکنان روز عاشورا را «مردمان خداجو»! نامید، در برابر جمهوریت و اسلامیت ایستاد، روی اسلام در عبارت جمهوری اسلامی خط کشید، با دروغ تقلب، جشن مردم سالاری دینی را تبدیل به دستمایه بی‌ثبات سازی کشور و معبرگشایی برای نفوذ دشمن کرد و سرانجام؛ آدرس تحریم‌های فلج‌کننده را به دشمنان دادند، هیچگاه سزاوار مسالمت و آشتی نیست.
مدعیان اصلاحات متهم ردیف اول خیانت هستند و بنابراین ژست آشتی ملی و گفت‌و‌گوی ملی بر قیافه و سوابقشان زار می‌زند. آنها دست کم باید با صدای بلند از مردم و نظام عذرخواهی کنند.