ضیافت هر ساله کتاب
محمد غفاری
بهار هر سال با آمدن اردیبهشت، تب کتاب نیز از راه می رسد تا بار دیگر اهالی فرهنگ نفسی تازه کنند و تولد بزرگ ترین اتفاق فرهنگی کشور را جشن بگیرند. اتفاقی که همه علاقه مندان به کتاب را تحت تاثیر خود قرار میدهد و هر کدام میکوشند تا نقش ویژهای در این جشن داشته باشند. نمایشگاه کتاب در ایران تولد مطالعه و کتابخوانی است و زمینه مناسبی برای ترویج فرهنگ و هنر ملی. این نمایشگاه گزارشی از وضعیت یک ساله ی نشر کشور است و این بدان معنی است که مبدا و پایه اصلی وضعیت فرهنگی کشور در طول یک سال است. توجه ویژه رهبر معظم انقلاب، که خود به معنای واقعی یک کارشناس در حوزه کتاب است، به نمایشگاه و حضور هر ساله ایشان، نشان از رسالت سنگین نمایشگاه کتاب تهران در وضعیت فرهنگ عمومی دارد. در این سال ها اقدامات متنوع و خوبی در طول برگزاری نمایشگاه صورت پذیرفته است که آن را از محل ویژه کتاب به مکانی برای ترویج فرهنگ و هنر ایرانی اسلامی تبدیل کرده است. برگزاری مراسم های جنبی با موضوعات مختلف، رونمایی از آثار تازه منتشر شده، جلسات شعرخوانی و داستان خوانی و طرح مباحث تخصصی نقد و اندیشه در حوزه علوم انسانی و دیگر فعالیتهای از این دست از کارهایی است که میتواند بار علمی نمایشگاه را ارتقا داده و مخاطب را بایک فضای فرهنگی روبهرو کند تا علاوه بر کتاب، از اتفاقات پیرامونی آن نیز دور نماند.
بی شک هر کس که به نمایشگاه می رود اولین نکته ای که ذهنش را درگیر می کند، ازدحام بیش از حد جمعیت است. جمعیتی که نه تنها شهروندان تهرانی، بلکه همه علاقه مندان به کتاب از سراسر ایران را متشکل میشود. هر چند این شلوغیِ مدام گاه آزار دهنده می شود، اما نباید از پیام آن غافل بود. پیامی که می تواند هشداری جدی باشد به فعالان عرصه کتاب و کتابخوانی. پیامی که نشان دهنده این است؛ مردم با کتاب رابطه خوبی دارند و از آن استقبال می کنند؛ و این موضوع از شور و شعفی که در ایام نمایشگاه ایجاد می شود و لذتی که دوستی با کتاب به ارمغان می آورد کاملا مشهود است. مسئولین باید بدانند که عدم برنامه ریزی صحیح و نادیده گرفتن سلایقِ مخاطبان است که سبب می شود مردم با کتاب فاصله بگیرند و دچار رکود شوند، در غیر این صورت توجه به کتاب همواره وجود دارد.
مردم ما کتاب را دوست دارند و نمایشگاه را بهانه و فرصتی می دانند که به آن نزدیک تر شوند و آنچه که بستر ساز این اتفاق میشود توجه ویژه و تبلیغاتی است که در این ایام خاص برای کتاب و کتابخوانی صورت میپذیرد. در واقع کتابخوانی در 10 روز نمایشگاه از غربت درآمده و نگاه ها در آن متمرکز می شود؛ کتاب جذاب می شود و بخش زیادی از برنامههای رسانه های مختلف، صفحات رنگی مجلات و روزنامه ها و... به انعکاس اخبار مربوط به نمایشگاه اختصاص مییابد. حال جای سوال است که چرا این جذابیت تنها به همین ایام محدود می شود و با پایان نمایشگاه پرونده کتاب تا سال بعد بایگانی می شود؟! و شاید پاسخ این سوال بتواند راهگشای پرسشی دیگر باشد. اینکه چرا میزان مطالعه در کشور ما خیلی خیلی کمتر از میزان متوسط مطالعه در سایر کشورهای جهان است!
از طرف دیگر جدا از نقش مردم و مسئولین، نباید نقش ناشران را در این جشن بزرگ نادیده گرفت. ناشران برگزار کنندگان اصلی نمایشگاه هستند و همه تلاششان در طول سال حضور پررنگ و موفق در نمایشگاه است. همین عامل مهمی است که تدارک خوبی ببینند تا با کتاب های خاص و پرمخاطب حاضر شوند. ولی آنچه که نباید از آن غافل بود، تداوم حساسیت و توجه ناشران به ارائه بهترین کتاب ها و با کیفیت خوب آن در طول سال است. نگاه فروشگاهی به نمایشگاه متاسفانه آفتی است که بسیار از ناشران را درگیر خود کرده است و مجموعه نمایشگاه را تهدید می کند. در واقع ناشران می بایست از نمایشگاه به عنوان ویترینی برای نمایش کتاب های خود استفاده کرده و در طول سال برای فروش کتاب اقدام کنند اما آنچه که در نمایشگاه کتاب به چشم می خورد اولویت فروش است که همه وقت و ذهن غرفه داران را به خود مشغول کرده است.
آنچه که نمایشگاه کتاب تهران برای مخاطبانش به ارمغان می آورد، لذت کتابخوانی است و این در بین معدود فعالیت های فرهنگی کشور، هدیه ای ارزشمند و مبارکی است که تداوم آن می تواند بهار روشنی را در راستای فرهنگ کتاب و کتابخوانی به همراه داشته باشد. مسلم است که بهتر و پررنگ شدن نمایشگاه، بر غنای فرهنگی کشور میافزاید و میتواند نقش بسزایی در معرفی ایرانی فرهنگی در سطح بین الملل ایفا کند. مردم ایران قرنهاست که با کتاب زندگی می کنند و از آن لذت میبرند و تاریخ و اعتبار خود را با داستان ها و اشعار مختلف پیوند زده و سینه به سینه از نسلی به نسلی دیگر منتقل می کنند؛ پس داشتن جشن های این چنینی حق طبیعی و شهروندی آن هاست.