حدیث دشت عشق
به یاد پاسدار شهید «ابراهیم خلج»
وارث خون برادر
پاسدار شهید «ابراهیم خلج»، فرزند ذکریا، سال 1345 درقزوین به دنیا آمد. او از کودکی همراه خانواده به شهر کرج هجرت کرد و در یکی از محلههای مستضعفنشین کرج (ترکآباد یا کوی آیتالله مدنی) رشد کرد.
ابراهیم از نخستین روزهای تشکیل بسیج مستضعفین به فرماندهی حضرت امام خمینی، به این نیروی مقاومت پیوست.
با شروع جنگ تحمیلی و دفاع مقدس، همراه دیگر بچه محلهای خود به جبهه عزیمت کرد و درعملیاتهای مختلف حضور فعال داشت. برادر بزرگترش یحیی در یکی از عملیاتها حسین وار به شهادت رسید و لشکریان صدام یزید سر او را با ترکش خمپاره از بدنش جدا کردند. خانواده ابراهیم، پدر و مادر قهرمانش واقعاً انقلابی و عاشورایی بودند. پدر و مادر شهیدان خلج در روز تشییع و در مراسم ختم فرزند بزرگترشان «یحیی خلج»، که به تازگی هم صاحب فرزند پسری شده بود و اسم او را «حسین» گذاشته بودند، با لباس سفید حضور یافته بودند و شیرینی پخش میکردند. پدرش هم در مسجد حضرت ابوالفضل (ع) محل، سخنرانی حماسیای ایراد کرد. ابراهیم که بارها در عملیاتهای مختلف بشدت مجروح شده بود، پس از شهادت برادرش، عزم خود را برای حضور در میدان نبرد جزمترکرد و در ادامه به جرگه دلاوران سبزپوش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد. سرانجام او که فرمانده گروهان قیس گردان حبیب ابن مظاهر بود در هفتم اسفند سال 1366و در عملیات والفجر10 (درمنطقه دربندیخان عراق) به شهادت رسید.
وارث خون برادر
پاسدار شهید «ابراهیم خلج»، فرزند ذکریا، سال 1345 درقزوین به دنیا آمد. او از کودکی همراه خانواده به شهر کرج هجرت کرد و در یکی از محلههای مستضعفنشین کرج (ترکآباد یا کوی آیتالله مدنی) رشد کرد.
ابراهیم از نخستین روزهای تشکیل بسیج مستضعفین به فرماندهی حضرت امام خمینی، به این نیروی مقاومت پیوست.
با شروع جنگ تحمیلی و دفاع مقدس، همراه دیگر بچه محلهای خود به جبهه عزیمت کرد و درعملیاتهای مختلف حضور فعال داشت. برادر بزرگترش یحیی در یکی از عملیاتها حسین وار به شهادت رسید و لشکریان صدام یزید سر او را با ترکش خمپاره از بدنش جدا کردند. خانواده ابراهیم، پدر و مادر قهرمانش واقعاً انقلابی و عاشورایی بودند. پدر و مادر شهیدان خلج در روز تشییع و در مراسم ختم فرزند بزرگترشان «یحیی خلج»، که به تازگی هم صاحب فرزند پسری شده بود و اسم او را «حسین» گذاشته بودند، با لباس سفید حضور یافته بودند و شیرینی پخش میکردند. پدرش هم در مسجد حضرت ابوالفضل (ع) محل، سخنرانی حماسیای ایراد کرد. ابراهیم که بارها در عملیاتهای مختلف بشدت مجروح شده بود، پس از شهادت برادرش، عزم خود را برای حضور در میدان نبرد جزمترکرد و در ادامه به جرگه دلاوران سبزپوش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد. سرانجام او که فرمانده گروهان قیس گردان حبیب ابن مظاهر بود در هفتم اسفند سال 1366و در عملیات والفجر10 (درمنطقه دربندیخان عراق) به شهادت رسید.