کد خبر: ۱۱۷۳۹
تاریخ انتشار : ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۲۲:۲۹

ضرورت اعتمادسازی در ورزش (نکته ورزشی)


سرویس ورزشی -
با اعلام رئوس برنامه کاری تیم جدید اداره‌کننده ورزش که تاکنون بیشتر و عمده آنها از زبان وزیر محترم ورزش شنیده و مطرح شده و همچنین با شروع حرکات و اقداماتی در جهت اجرایی کردن بعضی از آن برنامه‌های اعلام شده، گروهی که می‌شود آنها را اکثریت اهالی ورزش که از تیپ‌ها و طبقات مختلف (تماشاگر، کارشناس، پیشکسوت و...) جامعه ورزش تشکیل شده‌اند، با روی باز و چهره گشاده و امیدواری به آینده بهتر ورزش به این حرف‌ها و برنامه‌ها و به‌ویژه اقدامات رفته و آن را تحویل گرفته و هر کدام به نوع و نحوه‌ای از این حرف‌ها و برنامه‌ها و به‌ویژه اقداماتی که نشان می‌داد قرار است به این حرف‌ها عمل هم بشود، استقبال کرد و وعده یاری و همکاری داده‌اند.
در مقابل این گروه، کسانی، جریاناتی و باندهایی  کم و بیش شناخته شده برای اهل ورزش به شکل و شیوه‌های مختلف مخالفت و نگرانی خود را بروز دادند که بیشتر در «آیه یاس» سر دادن و «تمسخر» و ایرادهای سطحی و کاملا عوامانه و... آنها در این و آن رساله مکتوب یا تصویری و... تجلی و نمود می‌یافت. اینان کسانی هستند که قبلا هم درباره‌شان سخن گفته و به طور اختصار به نقش و کاراکتر آنها در عدم پیشرفت ورزش اشاره داشته‌ایم. جماعتی که وضع و شرایط موجود ورزش را به نفع خود و جایگاه خود می‌دانند... و چون حرف و سخنی از تغییر و تحول و... می‌شنوند و اقداماتی را در جهت بر هم خوردن وضع موجود و سر و سامان یافتن اوضاع کلی ورزش می‌بینند و... برآشفته و نگران شده و در پی بی‌اثر کردن آن حرف‌ها و خنثی نمودن آن برنامه‌ها برمی‌آیند و...
به هر حال وجود این گروه‌های موافق و مخالف و این دسته‌بندی و صف‌کشی‌ها در این طور مواقع که حرفی تازه مطرح می‌شود و قرار است «کاری» انجام شود، طبیعی است و... اما طی این روزها و در گرفتن این گونه بحث‌ها، گروه سومی هم هستند که هر چند تعدادشان حداقل در آنچه در سایت‌ها و رسانه‌ها مطرح می‌کنند، زیاد نیست اما با توجه به این که در میان آنان افرادی عشق و علاقه‌شان به ورزش ثابت شده است و به قول معروف جزو «چکیده‌ها» - و نه انگل‌ها و چسبیده‌های - ورزش هستند، وجود دارند، نظراتشان قابل تامل و درنگ است و نباید از کنار آنها به سادگی عبور کرد. اینان فعلا نه موافق هستند و نه مخالف، و اگر هم حرف‌هایشان بوی مخالفت می‌دهد، جنس مخالفت‌شان با گروه دوم فرق می‌کند. اینان درد و دغدغه ورزش و منافع ملی را دارند، اما درد و دغدغه آنها خودشان و جایگاه خودشان است و بس! این گروه سوم را می‌شود «مرددین»‌ نام داد. کسانی که  در پایان اظهارنظرهای خود که رنگ و بوی انتقاد و نگرانی دارد،  معمولا ابراز امیدواری می‌کنند که مثلا «امیدواریم ثابت شود هدف وزارت ورزش درباره شفاف‌سازی و... سالم‌سازی ورزش و فوتبال است، نه مبارزه با آن به منظور ضعیف کردن باشگاه‌های مردمی و...» یا حرف‌هایی مشابه این سخن و...
این وضعیت بیش از هر چیز به مسئولان ورزشی ما که عزم خود را برای اینکه «کاری» برای ورزش انجام بدهند، جزم کرده‌اند، می‌گوید و هشدار می‌دهد که برای اجرای برنامه‌ها و پیشبرد اقداماتش به سمت اهداف مورد نظر باید به همه، به دوست و دشمن و مردد - دیرباور ثابت کنند در آنچه می‌گویند و اعلام کرده که می‌خواهند انجام دهند و در کارهایی که شروع کرده و می‌خواهند آنها را تا مقصد مورد نظر جلو ببرند و... جدی و مصمم هستند و اصلا قصد شوخی و وقت تلف کردن و دست انداختن مخاطب را - به‌ویژه آنها که با خوش‌بینی و امیدوارانه به برنامه‌ها و اقدامات او می‌نگرند و... - ندارند. این کار در جای خود نوعی «فرهنگ‌سازی» و گامی در جهت تحقق «رویکرد فرهنگی» است که وزیر ورزش بر آن تاکید می‌کند. بارها گفته و اصرار ورزیده‌ایم که اگر تنها بخشی - و نه همه - از آنچه که مسئولان جدید ورزش به عنوان برنامه‌های کاری خود اعلام کرده عملی و اجرایی شود، بدون تردید شاهد تحولات اساسی در ورزش کشورمان خواهیم بود و این ورزش از جایی که هست چندین گام جهش می‌کند و به جلو خواهد رفت. برای انجام این کارها وزارت ورزش باید بیش از هر چیز از حمایت و همراهی جامعه ورزش هم برخوردار باشد، برای تحقق این امر است که عرض می‌کنیم وزارت ورزش باید عملا با گام‌های استوار  به سوی اجرای برنامه‌ها و تحقق اهداف خود حرکت کند تا به این وسیله یعنی عمل به وعده‌ها، «اعتماد» بیش از پیش دوستداران ورزش را به دست آورد، اعتمادی که خواه و ناخواه با خود «اعتبار لازم» را برای انجام روان‌تر کارها و تسریع در تحقق اهداف را هم به همراه می‌آورد و ناگفته پیداست وقتی بر کار و مناسبات میان وزارت ورزش و مخاطبان و اهالی ورزش اصل اعتماد و اعتبار حاکم شد، این دو با خود فضای «احترام متقابل» را برای همکاری‌های صمیمانه و... ایجاد می‌کند.
راستی آن است که ورزش ما از این نظر یعنی فقدان فضای فرهنگی و محیط محترمانه چه از جنبه فرهنگی و چه حتی در ابعاد فنی تاکنون خیلی ضربه و لطمه خورده است. خیلی حرف‌ها و شعارهای دلنشین، سازنده، امیدوارکننده و منطبق بر منافع ملی ورزش عمدتا به دلایلی که پیش از این - از جمله در شماره قبلی - اشاره شد، بارها در عمل محقق نشد و... خیلی از امیدها رنگ باخت و این منجر به تقویت حس بی‌اعتمادی و در نتیجه، حرمت‌شکنی و بی‌احترامی و... شد و... اگر امروز آن چنان که در آغاز این نوشته آوردیم، عده‌ای به حرف‌ها و حتی اقدامات مسئولان فعلی ورزش با چشم تردید و حتی بدبینی نگاه می‌کنند، تا حد زیادی حق دارند، چون تجربه دارند، چون بارها بی‌اساس بودن خوش‌بینی خود را تجربه کرده‌اند و... این است که باز تاکید می‌کنیم وزارت ورزش باید «جلب اعتماد» هر چه بیشتر اهالی صمیمی و دوستداران واقعی ورزش را به عنوان یک پیش‌شرط مهم برای اجرای برنامه‌های فرهنگی و فنی و تخصصی خود، در دستور کار قرار دهد و نه تنها اجازه ندهد که اعتماد و اعتبار موجود توسط جریان‌های شناخته شده ورزش - که از فضای بی‌اعتمادی و تفرقه و حرمت‌شکنی تاکنون بیشترین استفاده‌ها را به نفع خود کرده‌اند - خدشه‌دار نشود، و در برابر حرکات مشکوک و اقدامات سوال‌برانگیز و اختلاف‌افکن (مثل همین جریان افشای جزئیات فایل صوتی یک جلسه محرمانه در وزارت ورزش که به احتمال بسیار، توسط فردی یا افرادی که وزارت ورزش به آنها اعتماد کرده و به آن جلسه راه داده،‌ اتفاق افتاده و خواه و ناخواه اعتماد اهالی آگاه ورزش به وزارت ورزش را - که به اعتبار آن در این جلسه شرکت کرده بودند - نشانه رفته و در نتیجه اعتراض شدید بعضی از شرکت‌کنندگان در جلسه را به وزارت ورزش به همراه داشته است...) منفعل و خنثی برخورد نکند، بلکه باید با قاطعیت به خرج دادن در برابر آن جریان‌ها و برخورد به موقع و قاطعانه در برابر این حرکات سوال‌برانگیز و... سعی  در جلب اعتماد بیشتر مخاطبان و جذب حمایت آگاهانه آنان و کسب اعتبار لازم و ضروری برای عمل و اقدام قاطعانه به وعده‌ها و برنامه‌هایش داشته باشد.