تشخيص تكليف در امتحانهاي پيشرو (بخش دوم و پایانی)
انقلاب امام خمینی، شبيه معجزه انبياء (زلال بصیرت)
بايد حدس بزنيم که از اين به بعد هر روز امتحانها سختتر خواهد بود. سختي آن بدان معنا نيست که تعداد کشتههاي بيشتري بدهيم يا پول بيشتري خرج کنيم؛ بلکه تشخيص تکليف مشکلتر است. بنابراين، بايد بصيرت، فهم، شعور و تجربه خود را زياد کنيم. امتياز کساني که در دورههاي بعد پذيرفته ميشوند اين است که درکشان بالاتر ميرود. البته مرحله بعد از درک هم ايمان است و به آنچه درک ميکنند عمل ميکنند. اما اولين قدم براي ترقي، بالاتر رفتن فهم است. بر اين اساس، بايد منتظر باشيم که هر روز با دشواريهاي جديد و بيشتري مواجه شويم؛ نبايد بپنداريم تنها مشکل کشور، شاه بود و حال که رفته، همه چيز درست شده است.
نمونهاي از امتحانهاي اول انقلاب
شما به ياد داريد که در زمان امام خميني(ره) چه کساني، در چه پستها و با چه لباسهايي با امام مخالفت ميکردند. عدهاي نيز که بهطور رسمي مخالفت نميکردند، طعنه ميزدند و ميگفتند جواب اين خونها را چه کسي ميدهد؟! برخي مردم سخاوتمندانه فرزندان خود را به جبهه ميفرستادند و آنها از دور ميگفتند جواب اين خونها را چه کسي ميدهد؟! يعني اين تقصير امام است! اين امتحان را با امتحان زمان شاه مقايسه کنيد. در زمان شاه نيز ميگفتند در عالم يک پادشاه شيعه داريم و نبايد به او جسارت کنيم! سخناني که اين روزها نيز مشابه آن را ميشنويم. بنابراين، توقع اينکه اوضاع خيلي آرامتر شود و ما با خاطري آسوده راهمان را ادامه دهيم، خيالي باطل است. اين عالم آفريده شده است تا عدهاي روزبهروز ترقي کنند و ترقي آنها نيز در گرو امتحان سختتر است؛ بايد در امتحانهايي سختتر پذيرفته شوند تا به مراحل بالاتر برسند.
اهميت اين مسئله ايجاب ميکند که انسان درباره اين مسائل فکر کند. در اين صورت، از يکنظر انسان آرامتر و توقعات بيجاي او نيز کمتر ميشود؛ از طرف ديگر نيز ميکوشد از خود مراقبت کند تا گرفتار اين دامها و اشتباهات نشود. لازمه اين پيچيدگيهايي که در تشخيص تکليف پيدا ميشود آن است که بين افرادي با امتيازات و سوابق زياد در علم و تقوا اختلافنظر پيدا ميشود. وقتي همه يک مطلب را بگويند، انسان زود خاطرجمع ميشود که راه درست است؛ اما وقتي مسائل پيچيده شود، هر کس چيزي ميگويد، يکي عيبي را ميبيند و ديگري مزيتي را؛ افزون بر اين، روشها و انتخابها نيز فرق ميکنند. در نتیجه ديگران در تشخيص دچار تحير و سرگرداني ميشوند و نميدانند سخن چه کسي را بپذيرند؛ چهبسا خداي ناکرده کار به جايي برسد که عدهاي همديگر را لعن کنند ـ مسئلهاي که در گذشته اتفاق افتاده است ـ به هرحال، لازمه امتحانهاي سختتر و تشخيص مشکلتر، وجود اختلافنظرها است.
جدا كردن مسائل سياسي از عبادات، نگرش نادرست مقدسنماها
در اين ميان، چهبسا به ذهن عدهاي خطور کند که ما اصلاً اين انقلاب را نخواستيم و ميرويم فقط به نماز، عبادت، زيارت عاشورا و دعاي ندبه ميپردازيم. قبل از انقلاب نيز اين نوع سخنان مطرح بود. برخي از بزرگان، بهرغم اينکه در حد مرجعيت بودند، مورد اعتناي مردم قرار نميگرفتند؛ زيرا مردم ميگفتند اينها سياسي هستند. نمونه معروف آن مرحوم آقا سيدابوالقاسم کاشاني بود. ايشان جزء بزرگترين مراجع بود و از لحاظ علم کمتر از ديگر مراجع نبود؛ ولي چون وارد مسائل سياسي شد، مردم به ايشان اهميت نميدادند؛ خيلي هنر ميکردند، در کوچه به او سلام ميکردند؛ برخي حتي به او سلام هم نميکردند. امام با اقدام معجزهگونه خود اين فضا را عوض کرد؛ يعني چيزي که نقطه ضعف محسوب ميشد، به بالاترين نقطه قوت تبديل شد. البته خيلي خون دل خورد. خود ايشان نوشتهاند که پدر پيرتان از دست اين مقدسنماها چقدر خون دل خورده است؛ ولي مقاومت کرد تا اقدام او به ثمر رسيد.
انقلاب امام، شبيه معجزه انبياست
عموم مردم متدين باانصاف فهميدند که امام درست ميگويد و اين اختصاص به مردم ايران نداشت. من با افرادي مواجه شدهام که ميگفتند ما وهابي بوديم؛ بعد از اينکه ترجمه سخنرانيهاي امام به ما رسيد، فهميديم شيعه حق است و اکنون طرفدار و مروج شيعه هستند. تاجري را در سنگاپور ميشناختم که ميگفت من وهابي و مخالف صددرصد شيعه بودم، اما بعد از شنيدن سخنان امام و ديدن رفتارهاي ايشان شيعه شدم. اقدام امام خميني(ره) شبيه معجزات انبياست. بايد خدا را خيلي شکر کنيم که ايشان را فرستاد تا نصف اسلام و يا حتي بيش از نصف معارف اسلام را براي مردم روشن کرد. امام به ما آموخت که همانطور که نماز واجب است، دخالت در مسائل سياسي و اجتماعي نيز بر شما واجب است؛ دخالت در امور سياسي، نه تنها نقص نيست، بزرگترين تکليف، و مانند نماز واجب است. اين هنر امام بود و در عالم تشيع هيچکس را سراغ ندارم که ميتوانست چنين کاري انجام دهد. اين عنايتي بود که خداوند به دليل اخلاص امام به ايشان داشت؛ ولي اين پايان کار نيست و عرصة جديدي براي امتحان پيش آمده است.
آيتالله خامنهاي، جانشيني شايسته براي امام
خداي متعال را شکر ميکنيم که با رفتن ايشان، جانشيني براي او به ما مرحمت کرد که به يک معنا نسخه بدل ايشان است و همانطور که قدر امام براي خيلي از هم قطارهايش مجهول بود، قدر ايشان نيز براي هم قطارهايش مجهول است. نميدانند که اگر عزتي دارند، از برکت وجود اوست و اگر اين سايه از سرشان کم شود، به چه ذلتي ميافتند. نتيجه اينکه قبل از هر چيز، در مسائل اجتماعي بايد گوشمان به فرمايش ايشان باشد؛ هم از لحاظ وظيفه شرعي که جانشين امام زمان (عج)، حاکم شرع و وليفقيه است ـ آنهم ولايت مطلقهاي که امام فرمود و ما هم قبول داريم ـ و هم تجربه تاريخي اين را ما به اثبات کرده است. آيا شما سياستمداري را در عالم پيدا ميکنيد که اين هنرها را داشته باشد؟ در ميان تمام کشورهاي دنيا، نوع مديريتي که ايشان بعد از انقلاب و رحلت امام در کشور اعمال ميکند، شبيه معجزه است. بنده هر چه درباره بزرگي اين نعمت فکر ميکنم، نميتوانم عظمت آن را درک کنم؛ جز اينکه با فرود آوردن سر تعظيم، خدا را شکر کنم که چنين شخصيتي را نصيب ما کرده است. ايشان با بسياري از اشخاص قابل مقايسه نيست. بنابراين، هر چه ميتوانيم بايد براي حفظ، سلامتي و محفوظ بودن ايشان از بلاها دعا کنيم. البته برخي از بلاها از جانب شيطان و برخي ديگر نيز از جانب نفس، جن و ديگر انسانهاست و ما بايد خودمان را حفظ کنيم. امتياز ايشان نيز آن است که خداوند ايشان را بهواسطه توسلاتي که دارند و به برکت خونهاي شهدا و خانوادههاي ايشان و دعاهاي نيمه شب، از اين بديها حفظ کرده است. انشاءالله خداوند ايشان را حفظ کند. ما بايد اين را بزرگترين نعمت براي خود بدانيم و با وجود ايشان هر گاه دچار اشتباهي شديم، بتوانيم مسير درست را تشخيص دهيم.
من بارها اين را بيان کردهام که جناب سيدحسن نصرالله حفظه الله ميفرمود شما فکر ميکنيد ما منتظريم آقا امر کنند تا يک کاري انجام بدهيم؛ ما همين که بدانيم ايشان دوست دارد کاري انجام گيرد، با تمام قدرت آن کار را دنبال خواهيم کرد. آنها اين مسئله را تجربه کردهاند و چون حسد و تنگنظري ندارند، درست ميبينند و درست تشخيص ميدهند؛ اما ما تا حدودي نگاهمان تيره و تار است و چشممان به درستي نميبيند.
به سخنرانی آيتالله مصباح يزدي (دامت بركاته)
در جمع شوراي اصناف – 13/10/92
* زلال بصیرت روزهای پنج شنبه منتشر میشود.
شما به ياد داريد که در زمان امام خميني(ره) چه کساني، در چه پستها و با چه لباسهايي با امام مخالفت ميکردند. عدهاي نيز که بهطور رسمي مخالفت نميکردند، طعنه ميزدند و ميگفتند جواب اين خونها را چه کسي ميدهد؟! برخي مردم سخاوتمندانه فرزندان خود را به جبهه ميفرستادند و آنها از دور ميگفتند جواب اين خونها را چه کسي ميدهد؟! يعني اين تقصير امام است! اين امتحان را با امتحان زمان شاه مقايسه کنيد. در زمان شاه نيز ميگفتند در عالم يک پادشاه شيعه داريم و نبايد به او جسارت کنيم! سخناني که اين روزها نيز مشابه آن را ميشنويم. بنابراين، توقع اينکه اوضاع خيلي آرامتر شود و ما با خاطري آسوده راهمان را ادامه دهيم، خيالي باطل است. اين عالم آفريده شده است تا عدهاي روزبهروز ترقي کنند و ترقي آنها نيز در گرو امتحان سختتر است؛ بايد در امتحانهايي سختتر پذيرفته شوند تا به مراحل بالاتر برسند.
اهميت اين مسئله ايجاب ميکند که انسان درباره اين مسائل فکر کند. در اين صورت، از يکنظر انسان آرامتر و توقعات بيجاي او نيز کمتر ميشود؛ از طرف ديگر نيز ميکوشد از خود مراقبت کند تا گرفتار اين دامها و اشتباهات نشود. لازمه اين پيچيدگيهايي که در تشخيص تکليف پيدا ميشود آن است که بين افرادي با امتيازات و سوابق زياد در علم و تقوا اختلافنظر پيدا ميشود. وقتي همه يک مطلب را بگويند، انسان زود خاطرجمع ميشود که راه درست است؛ اما وقتي مسائل پيچيده شود، هر کس چيزي ميگويد، يکي عيبي را ميبيند و ديگري مزيتي را؛ افزون بر اين، روشها و انتخابها نيز فرق ميکنند. در نتیجه ديگران در تشخيص دچار تحير و سرگرداني ميشوند و نميدانند سخن چه کسي را بپذيرند؛ چهبسا خداي ناکرده کار به جايي برسد که عدهاي همديگر را لعن کنند ـ مسئلهاي که در گذشته اتفاق افتاده است ـ به هرحال، لازمه امتحانهاي سختتر و تشخيص مشکلتر، وجود اختلافنظرها است.
جدا كردن مسائل سياسي از عبادات، نگرش نادرست مقدسنماها
در اين ميان، چهبسا به ذهن عدهاي خطور کند که ما اصلاً اين انقلاب را نخواستيم و ميرويم فقط به نماز، عبادت، زيارت عاشورا و دعاي ندبه ميپردازيم. قبل از انقلاب نيز اين نوع سخنان مطرح بود. برخي از بزرگان، بهرغم اينکه در حد مرجعيت بودند، مورد اعتناي مردم قرار نميگرفتند؛ زيرا مردم ميگفتند اينها سياسي هستند. نمونه معروف آن مرحوم آقا سيدابوالقاسم کاشاني بود. ايشان جزء بزرگترين مراجع بود و از لحاظ علم کمتر از ديگر مراجع نبود؛ ولي چون وارد مسائل سياسي شد، مردم به ايشان اهميت نميدادند؛ خيلي هنر ميکردند، در کوچه به او سلام ميکردند؛ برخي حتي به او سلام هم نميکردند. امام با اقدام معجزهگونه خود اين فضا را عوض کرد؛ يعني چيزي که نقطه ضعف محسوب ميشد، به بالاترين نقطه قوت تبديل شد. البته خيلي خون دل خورد. خود ايشان نوشتهاند که پدر پيرتان از دست اين مقدسنماها چقدر خون دل خورده است؛ ولي مقاومت کرد تا اقدام او به ثمر رسيد.
انقلاب امام، شبيه معجزه انبياست
عموم مردم متدين باانصاف فهميدند که امام درست ميگويد و اين اختصاص به مردم ايران نداشت. من با افرادي مواجه شدهام که ميگفتند ما وهابي بوديم؛ بعد از اينکه ترجمه سخنرانيهاي امام به ما رسيد، فهميديم شيعه حق است و اکنون طرفدار و مروج شيعه هستند. تاجري را در سنگاپور ميشناختم که ميگفت من وهابي و مخالف صددرصد شيعه بودم، اما بعد از شنيدن سخنان امام و ديدن رفتارهاي ايشان شيعه شدم. اقدام امام خميني(ره) شبيه معجزات انبياست. بايد خدا را خيلي شکر کنيم که ايشان را فرستاد تا نصف اسلام و يا حتي بيش از نصف معارف اسلام را براي مردم روشن کرد. امام به ما آموخت که همانطور که نماز واجب است، دخالت در مسائل سياسي و اجتماعي نيز بر شما واجب است؛ دخالت در امور سياسي، نه تنها نقص نيست، بزرگترين تکليف، و مانند نماز واجب است. اين هنر امام بود و در عالم تشيع هيچکس را سراغ ندارم که ميتوانست چنين کاري انجام دهد. اين عنايتي بود که خداوند به دليل اخلاص امام به ايشان داشت؛ ولي اين پايان کار نيست و عرصة جديدي براي امتحان پيش آمده است.
آيتالله خامنهاي، جانشيني شايسته براي امام
خداي متعال را شکر ميکنيم که با رفتن ايشان، جانشيني براي او به ما مرحمت کرد که به يک معنا نسخه بدل ايشان است و همانطور که قدر امام براي خيلي از هم قطارهايش مجهول بود، قدر ايشان نيز براي هم قطارهايش مجهول است. نميدانند که اگر عزتي دارند، از برکت وجود اوست و اگر اين سايه از سرشان کم شود، به چه ذلتي ميافتند. نتيجه اينکه قبل از هر چيز، در مسائل اجتماعي بايد گوشمان به فرمايش ايشان باشد؛ هم از لحاظ وظيفه شرعي که جانشين امام زمان (عج)، حاکم شرع و وليفقيه است ـ آنهم ولايت مطلقهاي که امام فرمود و ما هم قبول داريم ـ و هم تجربه تاريخي اين را ما به اثبات کرده است. آيا شما سياستمداري را در عالم پيدا ميکنيد که اين هنرها را داشته باشد؟ در ميان تمام کشورهاي دنيا، نوع مديريتي که ايشان بعد از انقلاب و رحلت امام در کشور اعمال ميکند، شبيه معجزه است. بنده هر چه درباره بزرگي اين نعمت فکر ميکنم، نميتوانم عظمت آن را درک کنم؛ جز اينکه با فرود آوردن سر تعظيم، خدا را شکر کنم که چنين شخصيتي را نصيب ما کرده است. ايشان با بسياري از اشخاص قابل مقايسه نيست. بنابراين، هر چه ميتوانيم بايد براي حفظ، سلامتي و محفوظ بودن ايشان از بلاها دعا کنيم. البته برخي از بلاها از جانب شيطان و برخي ديگر نيز از جانب نفس، جن و ديگر انسانهاست و ما بايد خودمان را حفظ کنيم. امتياز ايشان نيز آن است که خداوند ايشان را بهواسطه توسلاتي که دارند و به برکت خونهاي شهدا و خانوادههاي ايشان و دعاهاي نيمه شب، از اين بديها حفظ کرده است. انشاءالله خداوند ايشان را حفظ کند. ما بايد اين را بزرگترين نعمت براي خود بدانيم و با وجود ايشان هر گاه دچار اشتباهي شديم، بتوانيم مسير درست را تشخيص دهيم.
من بارها اين را بيان کردهام که جناب سيدحسن نصرالله حفظه الله ميفرمود شما فکر ميکنيد ما منتظريم آقا امر کنند تا يک کاري انجام بدهيم؛ ما همين که بدانيم ايشان دوست دارد کاري انجام گيرد، با تمام قدرت آن کار را دنبال خواهيم کرد. آنها اين مسئله را تجربه کردهاند و چون حسد و تنگنظري ندارند، درست ميبينند و درست تشخيص ميدهند؛ اما ما تا حدودي نگاهمان تيره و تار است و چشممان به درستي نميبيند.
به سخنرانی آيتالله مصباح يزدي (دامت بركاته)
در جمع شوراي اصناف – 13/10/92
* زلال بصیرت روزهای پنج شنبه منتشر میشود.