مریلا زارعی: تماس گرفتند و گفتند در «چ» بازی نکن! (اخبار ادبی و هنری)
مریلا زارعی که پیش از این هم به خاطر بازی در «قلادههای طلا» تحت فشار قرار گرفته و در این فیلم بازی نکرده بود، این بار از پیامهای عدهای برای ممانعت از حضور در فیلم «چ» پرده برداشت.
روزنامه شرق تلاش کرد تا در گفت وگوی خود با مریلا زارعی از این بازیگر علیه ابراهیم حاتمیکیا حرف بگیرد. زارعی هم که از نیت این روزنامه با خبر شد در بخشی از مصاحبه گفته است: «در این سوال شیطنتی نهفته است.»
وی همچنین از فشارهایی برای عدم حضورش در فیلم شهید چمران پرده برداشت و گفت: جالب است بدانید وقتی خبر حضور من در این فیلم منتشر شد، تماسهایی داشتم مبنی بر اینکه لطفا در این فیلم بازی نکنید. چون مخالف این قصه و شخصیت بودند. از طرفی من خودم نسبت به قهرمان سرزمینم تعصب داشتم. ضمن اینکه فارغ از فیلم و قصه و نقش بهعنوان بازیگر، قرارگرفتن در میان خیل عظیمی از بازیگران در آن شرایط استثنایی تحت کارگردانی آقای حاتمیکیا برایم تجربه ارزندهای بود که نمیتوانستم بیاهمیت از این موقعیت چشمپوشی کنم. برای همین با چندنفر از مخالفان قرار ملاقات گذاشتم. در جلسه معمولا شنونده بودم. سعی کردم فقط میزان تنفر و انزجاری را که آنها در ذهن داشتند در مغزم نگه دارم. بسیار تمایل داشتم که اگر امکانش وجود داشت به این تلقیها بیشتر نزدیک میشدیم. اما سعی کردم از موقعیتی که خود نقش داشت، دستکم برای نمایندگی گروه مخالف این شخصیت هم لحظاتی را با همه وجود بازی کنم.
روزنامه شرق تلاش کرد تا در گفت وگوی خود با مریلا زارعی از این بازیگر علیه ابراهیم حاتمیکیا حرف بگیرد. زارعی هم که از نیت این روزنامه با خبر شد در بخشی از مصاحبه گفته است: «در این سوال شیطنتی نهفته است.»
وی همچنین از فشارهایی برای عدم حضورش در فیلم شهید چمران پرده برداشت و گفت: جالب است بدانید وقتی خبر حضور من در این فیلم منتشر شد، تماسهایی داشتم مبنی بر اینکه لطفا در این فیلم بازی نکنید. چون مخالف این قصه و شخصیت بودند. از طرفی من خودم نسبت به قهرمان سرزمینم تعصب داشتم. ضمن اینکه فارغ از فیلم و قصه و نقش بهعنوان بازیگر، قرارگرفتن در میان خیل عظیمی از بازیگران در آن شرایط استثنایی تحت کارگردانی آقای حاتمیکیا برایم تجربه ارزندهای بود که نمیتوانستم بیاهمیت از این موقعیت چشمپوشی کنم. برای همین با چندنفر از مخالفان قرار ملاقات گذاشتم. در جلسه معمولا شنونده بودم. سعی کردم فقط میزان تنفر و انزجاری را که آنها در ذهن داشتند در مغزم نگه دارم. بسیار تمایل داشتم که اگر امکانش وجود داشت به این تلقیها بیشتر نزدیک میشدیم. اما سعی کردم از موقعیتی که خود نقش داشت، دستکم برای نمایندگی گروه مخالف این شخصیت هم لحظاتی را با همه وجود بازی کنم.