بر اساس آمارهای بانک مرکزی
گرانی مواد خوراکی سفره مردم را کوچک کرده است
طبق آمار بانک مرکزی گرانی کالاهای خوراکی در سال 95 سبب کوچکتر شدن سفره مردم نسبت به سال 94 شده است.
گروه اقتصادی-
موضوع کاهش تورم و افزایش قدرت خرید مردم از جمله تاکیدات دولتمردان درخصوص دستاوردهای اقتصادیشان به حساب میآمد، موضوعی که با توجه به سختیهایی که در معیشت مردم وجود دارد، قابل لمس به نظر نمیرسد. با این حال نمیتوان آمارها را هم غلط و یا مخدوش خواند، چراکه بر مبنای مسائل علمی و تجربی تدوین شده و باید ریشه این موضوع را در جای دیگری جستوجو کرد.
هرچند در تبلیغات انتخاباتی حسن روحانی در 92، وی اعلام کرد ملاک تورم، جیب مردم است و اگر بخواهیم طبق ملاک خود رئیسجمهور به داوری کاهش تورم بنشینیم باید بگوییم کاهش تورمی رخ نداده چون مردم همچنان شاهد گرانی هستند، ولی نگاهی به جزئیات آمارهای اعلام شده توسط بانک مرکزی هم موید کاهش سطح رفاه مردم میباشد.
براساس آمار بانک مرکزی از بودجه خانوار در سال ۹۵، متوســط هزینـه ناخــالص سـالانه یـک خــانوار شــهری ۳۹ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان بود که رقم ماهیانه آن معادل سه میلیون و 275 هزار تومان میشود. (از کل این مبلغ حدود ۹۰۰ هزار تومان به طور ماهانه، سهم گروه هزینه خـوراکی هـا وآشـامیدنیهـا است)
به گزارش نود اقتصادی، طی «یکسال» گذشته هزینههای خوراکی و آشامیدنی حدود ۶۷۰ هزار تومان افزایش قیمت را تجربه کرده و از رقم هشت میلیون و ۳۲۷ هزار تومان به ۹ میلیون تومان رسیده است.
همانطور که از جدول نیز برداشت میشود، علیرغم اینکه هزینههای مردم برای تهیه اقلام خوراکی و آشامیدنی افزایش یافته اما در طرف دیگر درصد مخارج خوراکی نسبت به کل هزینهها و میزان مصرف مردم از کالاهای خوراکی و آشامیدنی کاهش داشته است و در واقع سرانه مصرف این محصولات روند نزولی را تجربه کرده است.
به دیگر سخن، درصد هزینههای خوراکیها و آشامیدنیها نسبت به کل هزینهها در سال 95 معادل 22/9 درصد بود که نسبت به سال 94 (که 23/6 درصد بود)، 0/7 درصد کاهش داشته است. ضمن اینکه آمار مصرف کالاها هم عمدتا کاهش داشته و براین اساس میتوان گفت که مردم برای اینکه بتوانند گرانی کالاها را تحمل کنند مجبور شدند میزان مصرف خود را کاهش داده و سفره شان کوچکتر شود.
طبق آمار بانک مرکزی، سرانه مصرف اکثر کالاهای اساسی سبد خانوار در یک سال گذشته با کاهش چشمگیر همراه بوده است که برای نمونه میتوان به کاهش ۱۰ کیلوگرمی مصرف برنج ، ۱۷ کیلوگرمی مصرف نان و ۱۱ کیلوگرمی مصرف شیر اشاره کرد.
کاهش دسترسی مردم به کالاهای اساسی و کم شدن سرانه مصرف موادغذایی نشان از این دارد که گرچه مسئولان از کاهش نرخ تورم سخن میگویند، اما معیشت مردم گویای این واقعیت است که در یکسال گذشته علاوه بر اینکه قیمتها افزایش یافت اما میزان مصرف نسبی کاهش یافت، در واقع مردم پول بیشتری برای خرید کالای کمتری دادند.
عدم بهرهمندی مردم از کاهش تورم
رئیسکنفدراسیون صادرات ایران با بیان اینکه مقام معظم رهبری در دیدار اخیر با رئیسجمهور و اعضای دولت دوازدهم به موضوع تورم و اینکه علیرغم کاهش تورم این موضوع در زندگی مردم ملموس نبوده اشاره کردند، اظهار داشت: این واقعیت در سطح جامعه وجود دارد و علیرغم کاهش تورم به دلیل رکود حاکم بر اقتصاد کشور مردم بهرهای که باید از کاهش تورم میبردند، حاصل نکردند.
محمد لاهوتی در گفتوگو با فارس، افزود: خروج از رکود قطعا با محوریت صادرات کلید میخورد که متاسفانه صادرات هم مشکلات جدی دارد که چنانچه برای این مشکلات در کوتاهمدت، میانمدت و بلند مدت برنامهریزی نشود، قطعا نمیتوان از شرایط کنونی رکود خارج شد.
وی افزود: لذا در این بخش به نظر میرسد دولت باید توجه ویژه به صادرات و بخصوص صادرات کالاها و محصولات با ارزش افزوده بالا داشته باشد و با حمایت از صنایعی که پتانسیل صادراتی دارد، کمک کند تا قیمت تمام شده آن کالاها برای حضور در بازارهای صادراتی کاهش یابد.
چرا مردم آمار کاهش تورم را لمس نمیکنند؟
همچنین معاون اقتصادی مرکز آمار درباره دلایلی که میتواند باعث شود تا تورم ذهنی جامعه متفاوت از تورم انتشاراتی مرکز آمار ایران متفاوت باشد، اظهار داشت: معمولا هر فرد تورم را بر اساس کالاها و خدمات مصرفی شخصی خود که تعداد محدودی است، تخمین میزند در حالیکه مرکز آمار ایران تورم را بر اساس اطلاعات ۴۵۱ قلم کالا و خدمت (که پوشش کاملی از سبد خانوارهای ایرانی است) و در ۲۹۳ منطقه شهری (که به لحاظ جغرافیایی کل کشور را پوشش میدهد) محاسبه میکند.
جواد حسین زاده ادامه داد: معمولا افراد هر نوع گرانی و افزایش قیمت را به معنی افزایش نرخ تورم در نظر میگیرند در حالیکه معنای نرخ تورم نرخ رشد قیمتهاست یعنی هر افزایش قیمتی به معنای افزایش نرخ تورم نیست بلکه اگر سرعت رشد قیمتها افزایش یابد نرخ تورم افزایش مییابد.
به عنوان مثال اتومبیلی را در نظر بگیرید که با سرعت ۱۲۰ کیلومتر بر ساعت در حال حرکت است بعد از مدتی راننده پای خود را روی ترمز میگذارد و سرعت به ۹۰ کیلومتر بر ساعت میرسد. در این مثال ما با کاهش سرعت مواجه شدیم ولی کماکان اتومبیل در حال رفتن به جلو است.